Su Ji And U Ri

Su Ji And U Ri

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Su Ji And U Ri S01E19 HD-WEB[@AirenTeam]
Un commentaire de AirenTeam

Tags

web
HD
Publié le: 2024-04-21
Téléchargements: 49
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(سوجی و اوری)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

چی؟ اون دکتر چه او ریه؟

اون دوست دخترشه؟

هی سونبه

من اینجا رو خیلی دوست ندارم بیا بریم یه جای دیگه

چرا؟ اینجا خوب به نظر میاد که

فقط بیاید بریم یه جای دیگه الان

دکتر چه

بجنب‌. بیا ازینجا بریم

چرا؟

اونا الان دکتر جین و منیجرش بودن؟

بله فکر کنم

...منیجرش و

فکر کنم دوست پسرش نه منیجر

وای نگاش کن

دیگه گریه نمی‌کنی

خداروشکر

فکر می‌کردم غده‌های اشکیت مشکل دارن

نگران بودم

الان خوبی؟

پدر مادرت میخوان منو ببینن؟

بله. ولی هیچ فشاری نیست

فقط یه ملاقات سادست

چی میگی؟

خب برای من خیلی یهوییه

متوجهم

میتونی بعدا وقتی آماده شدی ببینیشون

فقط بهم اطلاع بده

باشه، همینکارو میکنم

خیلی خب

اما قبل اون

یه چیزی هست که باید راجع به پدر و مادرم بهت بگم

وقتی بشنویش

ممکنه ازم ناراحت یا ناامید بشی

منظورت چیه؟

...خب

درست مثل موقعی که ... بهت درباره

پیوستن به بیمارستان هشداری ندادم

... باید راجع به پدر و مادرم خیلی وقت پیش بهت میگفتم

ولی نتونستم بگمش

سونبه

تو دوران لیسانسم،

...میدونی

از چه چیز قرار گذاشتن با تو خیلی خوشم میومد؟

... حتی یه بار هم

ازم درمورد خانواده یا پدر و مادرم نپرسیدی

...این اولین چیزیه که مردم راجع بهش میپرسن

وقتی میخوان یک نفر رو بهتر بشناسن

برام مهم نیست پدر و مادرت ...چجور آدمایین

... یا خانوادت چه مشکلات پیچیده‌ای دارن

چون این هیچ ربطی به ما و رابطمون نداره

با هم قرار گذاشتیم چون همدیگرو دوست داشتیم

پس نیازی نیست چیزی رو بهم اعتراف کنی

خیلی خب فهمیدم چی داری بهم میگی

به هر حال تو واقعا حالت خوبه؟

به نظر میاد راجع به چیزی نگرانی

آه، اینکه به اونا بگم میخوام همه برنامه‌ها رو کنار بذارم برام استرس‌ آور بود

من امروز خیلی خستم

سونبه

، تمام روز رو باید کار می کردی حتما توهم خسته شدی

بیا اینجا راهمونو عوض کنیم امروز

درباره چی داری حرف میزنی؟

باید کارمو به عنوان منیجرت انجام بدم

بیا بریم. من میبرمت خونه

بدو

اون دکتر جین سو جی بود؟

من نمی‌دونم کارها تو ایستگاه‌های پخش چجوری انجام میشن

پس نمی‌تونم اینجا نتیجه گیری عجولانه‌ای داشته باشم

ولی اینجوری نیست که اونا رسما بهت اعلام کرده باشن

پس یه جوری ناراحت نباش که انگار همه چی برات تموم شده

فردا

...فردا بفهم کی همچین تصمیمی

گرفته و کی این جایگاه رو گرفته

به نظرم این اولین کاریه که باید بکنی

...هر کسی با عقل سلیم

....چنین تصمیمی بی پروا نمی‌گیره

که تصمیمشو آخرین لحظه عوض کنه

ممنون دکتر چه

چی؟ برای چی؟

برای گوش دادن به من

آرامش دادن به من

و امید دادن بهم

بهت امیدواری دادم؟ منظورت چیه؟

اوه درسته وقتی تلفنی صحبت می‌کردیم

گفتی یه چیزی دادی بهم بگی

نه

...حرفم میتونه بمونه تا وقتی که تو موقعیتت رو

راست و ریس کنی

حدش میزنم جانگ سو دوباره دیر میاد خونه

احتمالا دوباره مجبوره کل شب رو تو اداره کار کنه

بابا این روزا خیلی سرش شلوغه

خوبه! یکی فروخته شد

چی؟ چی فروخته شد؟

من چند چیز رو که هیچ‌وقت استفاده نمی‌کنم تو سایت های فروش دست دوم گذاشتم

و بالاخره یکیش فروش رفت

باید این هدفونارو بفروشم تا یکم پول جور کنم

اما هیچکی نمیخرتشون

گفته بودی واقعا به اون هدفونا نیاز داری

برای همین بابات اونارو بهت کادو داد

درسته. واقعا نیاز دارمشون

...اما تو این شرایط

"تو این موقعیت؟"

منظورت چیه؟

هیچی مامانبزرگ

به من توجه نکنین

قسم میخورم خودش بود

من دارم توهم میزنم؟

!بیدار شو

هی چته؟

یون جا امروز چته؟

تو امروز هوش و حواست سر جاش نبود

مامانبزرگ راست میگه. از وقتی از مغازه برگشتیم

عجیب رفتار میکنی

من؟

چرا؟ مگه چیکار کردم؟

مادر، نمی‌تونی الان گیج باشی

باید حواست رو جمع و جور کنی

خدایا نگرانم

یه طوفان بزرگ زود میرسه

وایسا مادر

...فک کنم کسی رو دیدم

وقتی رفته بودم خرید مواد غذایی

کی؟

مادر سو کیونگ

...چی؟ اون

واقعا میگی؟

چیشده؟ مامانبزرگ چیشده؟

قرص آرام بخش میخوای؟

خدایا قرص آرام بخش؟ نه من خوبم

یون جا بیا تو اتاق حرف بزنیم

باشه

چجوریه که امروز انقدر رفیق گرمابه و گلستان شدن اینا؟

یون جا منظورت چیه؟

مادر سو کیونگ رو دیدی؟ مطمئنی؟

خب از دور دیدمش و خیلی مطمئن نیستم

اما اون زن خیلی شبیهش بود

تقریبا ۳۰ سال پیش بود

... پس ممکنه اشتباه کنم، اما

پس مطمئن نیستی

درسته

پس میخواستم دنبالش کنم که ببینم واقعا خودشه

اما دو یونگ منو با خودش کشوند و گفت که باید سریع به خونه برسیم

چجوری بود؟

جوری بود که انگار زندگیش خوب بوده؟

اون فقط شبیه یه زن معمولی به نظر می رسید

با توجه به لباسی که پوشیده بود وضعیت خوبی نداشت

اما حتی از دور برجسته بود

اونی قد بلند و خوشتیپه میدونی که

خدایا

هیچ خانواده و فامیلی نداره

اون ازمون خواست فقط دو هفته مراقب سو کیونگ باشیم و رفت

۲۷ ساله که دیگه ندیدم

پس فکر میکردم خیلی وقت پیش مرده

کجا دیدیش؟

...یکم قبلتر گفتی میخوای بری

به فروشگاهی تو یه منطقه دیگه چون تخفیف های زیادی گذاشته

چرا میخوای بدونی کجا دیدمش؟

مادر، نگو هنوز میخوای که برگرده

مزخرف

اگه اون زنی که اونجا میبینی واقعا مادر سو کیون هست

هیچ‌وقت نمی‌بخشمش

اون زنده و خوبه

...ولی تا حالا یه بارم نیومده- خدای من-

نباید این موضوع رو پیش می‌کشیدم

...اگر واقعا مادر سو کیونگ بود

کل این سالها ساکت میموند؟

دخترش الان خیلی معروف شده

...چه ایستگاه پخش، چه بیمارستان

تا حالا خودشو یجا نشون داده بود

منظورم اینه

همه تو کشور میدونن دخترش کیه

مامان بهتره بری بخوابی

...بهتره هرچی امروز از من شنیدی رو

فراموش کنی

ببخشید مامان

یه کلمه هم به جانگ سو نگو، خب؟

زن سنگدل

...اگر فقط میفهمیدم زنده‌ست یا نه

فردا برگردم اون سوپر مارکته؟

نه، نمیتونه اون باشه

درسته، اون نیست، امکان نداره

به هرحال، چرا دیگه درباره این آقاهه نشنیدم؟

خیلی ولش کردم، نه؟

تویی، سوجی؟

داری از سرکار برمیگردی خونه؟

آره، درسته

چرا بیرونی و نمیری داخل؟

میخواستم به یسری چیزا یکم فکر کنم

چیزی شده؟

راستش، امروز کلی کار داشتم

واسه همین داشتم فکر میکردم

اتفاقی افتاده، بابا؟

خیلی خوب بنظر نمای

چیزی نشده

فقط سرم شلوغه. همش همین

که اینطور

یکم انگار خسته ای

واسه کار شعبه مشکلی پیش اومده؟

نه

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left