Les 200 premières lignes.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
یونا
این احساس منه
برای چی ممنونی؟
نویسنده اوه، کجایین؟
هنوز اولسان هستید؟
اره، الان اولسانم
به ملاقات مامانم که تو بیمارستانه اومدم
یونا، یه دقیقه اینجا دراز بکش
قسمت بعدی کی آماده میشه؟
نمیتونی استراحت کنی
همینطور از همه ی نسخه های خطی ذخیره استفاده کردیم
باید به فکر طرفدارهات که منتظر وبتونت هستن هم باشی
الو؟ گوش کن، خانم سو
نباید اینکارو با یه نفر که مراقب مادر مریضشه بکنید
خوب میدونین مادر من چقدر مریضه
میدونم داری فن بوی بازی درمیاری و نه مراقبت از مادر مریضت
لباس یونا خوشگله
قرمز بهش میاد
!یونا نه تنها قرمز، بلکه آبی ام بهش میاد
این چیه؟
یه دوربین تجسس توی استودیوم کار گذاشته؟
نویسنده اوه
اوه، خدای من، چطوری اومدی اینجا؟ اینجا طبقه نهمه
اون دیوونه اس
نویسنده اوه
...اون - باید پنجره رو بشکنم؟ -
یا مثل آدم درو برام باز میکنین؟
فراموشش کن
!پس از پنجره میام تو
یک
دو
!سه
!خدای من
نویسنده اوه، خیلی سخت دارین کار میکنین، مگه نه؟
چطور یه نفر فقط با کار کردن میتونه زنده بمونه؟
بین فن بوی بازی تون یکم از این بخورین
خانم سو
چطور فهمیدی سئولم؟
...مراسم طرفدار های یونا رو برای بازدید
کنسرتش، آلبوم و مراسم امضاش چک کردم
منو زیر نظر گرفتی؟
زیر نظر نگرفتمت و دارم نظارتت میکنم
نظارت به یه ورم
چرا اینا رو داری؟
همه ی اینا چین؟
این همونی نیست که پارسال وقتی داشتیم کار میکردیم، میپوشیدی؟
چرا، خودشه
داری ورزش میکنی؟- اره-
همون ژستی که مدل ها انجام میدن، انجام بده
ژست ترقوه
خدای من، این عالیه
میتونی یکم بچرخی؟
میتونی مثل ژیمناستیکا ۱۸۰ بزنی؟
...نه، ۱۸۰ بزن، پاهات
ای بابا، زود باش
نمیتونی اینکارو بکنی، باشه؟ الان پشتت رو هل میدم پایین
1, 2, 3 با شماره
به لطف دیدن شلوارم که پاره شد، دیوونه شدی
و به خاطر همینه که عاشق کمک کردن به شماهام
که اینطور
این مال کیه؟
میدونی که نویسنده لی وسواس تمیزی داره، مگه نه؟
...حتی اگه یه تار مو ببینه
نمیتونه رو کارش تمرکز کنه و کهیر میزنه
...این چیه؟ کسی داره وبتونی درباره ی
ضربت موسیقی چهار بخشی سنتیکره ای مینویسه؟
این یه ساز نیست، هدف دیگه ای پشتشه
نویسنده جو
!نویسنده جو
نخوابیده بودم، بیدار بودم- بیا بریم سر کارمون-
نویسنده جو ضعیفه و زود خوابش میبره
پس باید وسط کار کردن بیدارش کنم
خانم سو
چرا نمیتونی مثل بقیه تهیه کننده های وبتون معمولی باشی؟
میفهمم، اگه معمولی بودی
نمیتونستی تو همچین سن کمی مدیر تیم بشی
راستش، یه هدف خیلی مهم تر از ترفیع دارم
چی؟
وقتی جلسه امون تموم شد بهت میگم
اگه میخوای بفهمی، بیا جلسه امون رو شروع کنیم
چرا جواب نمیدی؟
به نظر میاد تماس تلفنی دارید
مال شماست
مین جونگ، یکم دیگه راه میفتم
چهار عصر نبود؟
همون کاری که بهت گفتمو انجام دادی؟
البته، تا آخر هفته بهش رسیدگی میکنم
به هر حال، کی بهم بقیه پولو میدی؟
وقتی همه چیز کامل شد، همون موقع براتون واریز میشه
و باید این رازو نگه دارین مهم نیست چی بشه
قربان، به نظر میاد اوضاع طبق نقشه داره پیش میره
کارت خوب بود
یکم دیگه صبر کن
خیلی زود همو میبینیم
ممنون
متاسفم
خیلی خوب، داماد، میتونید یه کوچولو به سمت عروس بچرخید؟
سرتون یکم کجه
دیر کردی چون داشتی از نویسنده های وبتون مراقبت میکردی، نه؟
هی، باید یکم آسون بگیری وگرنه مریض میشی
چاره ای ندارم، باید مطمئن بشم قسمت ها سر وقت آپلود بشن
برای الان فقط باید برای یه هفته دیگه اینکارو انجام بدم
داری خیلی وقت برای درست کردن آرایشت میذاری
میخوای بری سر قرار از پیش تعیین شده؟
بعدا دسته گل میگیرم
من تنها دوست مجردی هستم که اون داره
کی میدونه؟ با این شانس، ممکنه با کسی وارد رابطه بشم
نه، نمیشی
اگه ببریش خونه، فقط حشره هارو میبینی
اگه من کسیو ببینم، دوستیمون تموم میشه
هی، اونجا. نگاه کن
کجا؟ - اونجا -
خدای من. فکر میکنم میتونم دوستیمو باهات تموم کنم، مین جونگ
چی؟ من صورتشو ندیدم
داره میاد. خدای من
خیلی خوش تیپه
اوه یونگ اون، ۳۴ ساله. اون یه خبرنگار مستقله
چهار نفرمون یه عکس از مهدکودک گرفتیم
و اون فقط بین ما مجرده
میشه شمارتو بهم بدی؟
باشه
لطفا؟
خب، ببخشید. ولی من شمارمو خونه جا گذاشتم
منظورم اینه که... چی دارم میگم؟
گوشیمو خونه جا گذاشتم
من چی؟
من یه گوشی و خط دارم. اما دوست پسر ندارم
ببخشید
بله، بفرمایین
گفتم بهم نگو عزیزم
ما خیلی وقته جدا شدیم. دیگه اینجوری صدام نکن
جین آه با سرعت اینترنت ۵جی ازدواج کرد و جدا شد
یک سالی از جدا شدنش میگذره. اون توی یه آموزشگاه درس میده
ببخشید
صبر کن
قطع کن
واقعا که. اون هیچ وقت به درد نمیخوره
باید خیلی وقت پیش بلاکش میکردی
چرا شماره ی همسر قبلیتو بلاک نکردی؟
کیف جدید خریدی؟
این؟
شوهرم تو راه برگشت از سفر کاریش برام خریده
خوشگل نیست؟
...مین جونگ
...به محض اینکه از کالج فارغ التحصیل شد ازدواج کرد. اون
همش در مورد شوهر و دختر باهوشش پز میده
تو خیلی باحالی
ما الان عکسو میگیریم. بچه ها، همه تشویقشون کنین
ادامه بدید
دسته گل رو پرت کن. یک، دو، سه
و من نه متاهلم، نه طلاق گرفتم، مجرد هم نیستم
...من
هیون جو
هیون جو
یه نفر افتاد توی آب. لطفا کمک کنین
لطفا نجاتش بدین. کمک
عزیزم
ما مخالف قوانین یوشین هستیم - ما مخالف قوانین یوشین هستیم -
بیاین دیکتاتور رو برکنار کنیم - بیاین دیکتاتور رو برکنار کنیم -
جین هو
جین هو
هیون جو
حالت خوبه؟
الان بیداری؟
خدارو شکر
فکر کردم دیگه بیدار نمیشی
تشنمه - خیلی خب -
آب - من آب میارم -
خیلی خب. بیا، دخترم. بخور
من سوجو میخواستم، نه آب
فکر نکنم حتی اگه کل بطری رو بنوشم مست بشم
سوجو؟ باشه
آهای
این مدلی حرف زدنو از جا یاد گرفتی؟
یاد نگرفتم. همه چیز یادم اومده
زندگی های قبلیم. هر سه تاشون
زندگی های قبلیت؟ - زندگی های قبلیت؟ -
میدونستین من توی هر سه زندگی قبلیم با یه نفر ازدواج کرده بودم؟
فکر کن چقدر به خاطر اون احمق عذاب کشیدم
دکتر - دکتر -
به نظرم، وقتی توی کما بوده
ضمیر ناخودآگاهش رو توی خواب دیده
و باور کرده که اون رویاها واقعین
اون هنوز جوونه
باید مراقبش باشیم
میخوام با یه ارکستر ازدواج کنم
و یه عالمه بچه به دنیا بیارم
و با هم آهنگ بسازیم
تشویقش کنین
بعدا به رویاهای هیون جو گوش میکنیم
تشویقش کنین
فایتینگ
...رویای من
ازدواج نکردنه
ازدواج ممنوع
یعنی، من ازدواج نمیکنم
چطور ممکنه این یه رویا باشه؟
راست میگه - درسته -
هیون جو، تو قول دادی که باهام ازدواج کنی
No comments yet. Be the first to leave one.