Les 164 premières lignes.
،خیلی قبل در کهکشانی دور
. . . . خیلی دور
. اره!ما کار ستاره های مرگ رو تموم کردیم
! یودا
.اُبی-وان بقیه ... بچه ها؟
.من اناکین اسکای واکر،پدر تو هستم
. اُه، تو اصلاً شبیه پنج دقیقه ی قبلت نیستی
!هی هی .بچه های قدیمی دوباره باهم هستن
.همه چی خوبه.منو ببخشید و فراموش کنید
خب،از بدن های روح ـیتون خوشتون میاد؟ - .این برای من -
.این دومین باره که امروز داره اتفاق میافته
.ممنون.بچه ها من نمیدونم
...اسم من ویس وین
!اُه ... اون رفت
.عنوان جشن تموم میشه و دوره جدیدی آغاز میشه
...رِبل های پیروز در سراسر کهکشان برای
.برای اغاز مأموریت جدیدشون ،صلح جهانی ،به راه افتادند
.و جمهوری رو بازسازی میکنن
.و بعضی از اونا هم ... وظیفه تمیز کاری دارن
.من برای موندن در خونه برنامه ریزی شده بودم
" روشن شو،"3پی اُ
.ما جنگ رو بردیم،پس اجازه داریم یکم خوشحال باشیم
درست میگی ،البته .یک جشن
.و هیچکس اندازه من و آر2 کار نمیکنه
...از زمانی که ما تحمل کردیم
،سه دهه جنگ بی امان - !اون 30 سال -
پس شما دوتا با اُبی -وان تو نبرد کلون جنگیدید؟
,دقیقاً.و با استاد یودا و پدر تو
.البته ،قبل از اینکه اون لقب دارث وادر رو بگیره - وایسا،چی!؟ -
پدر لوک دارث وادره؟ - . همه اینو میدونن -
.ما ازش چند ماه پیش یاد گرفتیم
،من تو کربونیت یخ زده بودم .من شاکی ـیم
3پی اُ،احتمالاً تو داستان های شگفت انگیزی .از اون روزا داری
.من عاشق اینم که اونا رو بشنوم
.و من خیلی دوست دارم با شما همراه بشم
،اما وقت نداریم،ما به زودی اینجا رو ترک میکنیم
.به همراه ادمیرال آکبار برای مأموریت
.برای آزاد کردن دروید های جنگی از ماندارول
.سواری مأموریت اولم خیلی شیرین بود
.آه،هنوز بوی اون ستاره های جنگ میاد
.مأموریت شما میتونه کمی عقب بیافته .ما میخوایم داستان شما رو بشنویم
...ا-ا-ا-اما ادمیرال خیلی مشتاق که تنظیمش کنه
.عجله ای نیست. اون به خاطر این خانم کوچولو میخواد یکم بهمون وقت بده
.شروع کن،3پی اُ داستانت رو بگو
...حقیقت اینه که من ...من هیچی از اون موقع یادم نمیاد
.به نظر میرسه که حافظه من محو شده
تو این همه مدت حافظه من رو داشتی؟
خب،وصلش کن،آر2
.حالا،ازت ممنون،من داستانی برای گفتن دارم
.آه،آره،همه یکم بهم نزدیک شید
...من میتونم به یاد بیارم ک-ک-ک-ک-که
،انگار که دیروز بود
بیاین از اول اول شروع کنیم،زمانی که تهدید شبح به وجود اومد
.اون رهبر حمله کلون ها بود
اماده شید،داستان داره هیجانی میشه
.اشفتگی جمهوری کهکشان رو در بر گرفته بود
...اُه
،مالیت های مسیر های تجاری به سیستم های ستاره ای دور میرفت
.که باعث اختلاف میشد
اُه،خب شاید من باید یکم برم جلو تر
به روزی ناتموم،قبل از اینکه من طلایی بشم
،اولین چشم ها روی اناکین اسکای واکر دوخته شده بود
پسری که میخواست .دارث وادر بشه
اینم از این،تقریباتمومه.حالا،باید چی صدات کنم؟
من همیشه کوین رو دوست داشتم - تو "3پی اُ"هستی -
.بهترین اسم برای همیشه
.آنی،وقت ناهاره
!هورا -
!من خیلی نون سفید دوست دارم
.اما ما خمیرترش داریم - !هورا -
.ما نمیدونستیم که قبلاً همو ملاقات کردیم
.مترجم:جدی همون جنگجوهای شمشیر زن ـن
...ملکه و دو جِدی
کسی نمیدونست که ملاقات اونا آغاز یه سرنوشت وحشتناک بود...
.استاد کوی-گُن،اون یه مذاکره بود
،فدراسیون تجارت ویسِرویز به ما حمله کردند
.و الان ما داریم فرار میکنیم
.همه بعد از اون اتفاق دارن محاصره رو میشکنن
پس ملکه امیدالا مجبور نیست که این عهدنامه رو امضا کنه
میتونی به من بگی دوباره چرا؟
.خب خیلی مطمئن نیستم - اِه،خب،اِه... من اونو میدونم
.سپر ژنراتور صدمه دیده،من میخوام دروید هارو برای تعمیرش بفرستم
چی شده؟
.اونا میگفتن که من قسمتی بزرگی از این داستانم
.اون انجامش داد.سپر تعمیر شد مشکلمون تموم
.اما،متأسفانه،سوختمون داره تموم میشه
.ما فرود خطرناکی داریم ممکنه که سفینه صدمه ببینه
.ما میخوایم که یدونه جدیدشو از مُس اِسپا بگیریم
.اِه،تو اینجا پیش سفینه بمون - . بله قربان -
.جایی نرو - !مشکلی پیش نمیاد -
تو یکی از بدترین بچه ها هستی
سوال من اینه که فدراسیون تجارت .داره برای نابودی جمهوری به ما کمک میکنه
!اما نه شما احمقا برید ملکه امیدالا رو بگیرید
گم شید دیگه .من ملکه رو برای امضا عهدنامه لازم دارم
اه،میتونی توضیح بدی که چرا دوباره ما ؟
...خب،چون ! هرگز نپرس چرا
.جدی رو به من و شاگردم بسپارید
.این دارث مائل ـه
شگفت انگیزه - .اون میخواد که جدی هارو شکار کنه -
...پس سنا میخواد احساس درد
!شگفت انگیزه،محشره !محشره،محشره
! خفه شو - شما هیچوقت به من اجازه نمیدید -
در همین زمان ،در تاتوینه
پادمه،کوی-گُن،آر2 تصادفا به شهری رسیدن
جایی که اناکین و من اونجا کار میکردیم
این یه جلسه به یاد موندنی بود
.سلام.به نظر میرسه که حالتی دوستانه و همکاری داری
...اسم من سی-3پی اُ ــه،روبات انسان
احتمالاً روز بدی داشته
.اما من میتونم کمکتون کنم
میتونی؟ - حتماً -
.من روی مسابقه فردا حساب میکنم
.وقتی من ببرم،شما میتونید 100 هایپر درایو رو بخرید
آناکین،من فکر میکنم که تو یه چیز منحصر به فرد و .متفاوت نسبت به بقیه داری
قدرت و هدیه من هیچوقت چنین بچه ای ندیده بودم
!پرچم قرمز .اینجا محال پرچم قرمزه
.تو بهترین کار ها رو برای امپراطوری انجام خواهی داد
.هر کسی نمیتونه از اشتباهش غمگین بشه
بدون پرچم قرمز؟
باشی؟ جِدی تا حالا در نظر گرفتی که یک - !پرچم قرمز بزرگ -
"برنامه زنده در "یی اس پی اِی
این مسابقه ای برای مشخص کردن قهرمانانه
اسپانسر های برنامه ،پایگاه کانتینا و مُس ایسلی
.شما هرگز چیزی بهتر از این رو پیدا نمیکنید
بیاین خط مسابقه دهنده های امروز رو اغاز کنیم
"ماوهونیک در "ماشین سبز
سبولبا در شیطان سرعت
بن کواندیناروس که در لحظه اول ترکید
و اناکین اسکای واکر "در "علاقه به سرنوشت
پیروزی حتی برای ما هم خوبه
حقیقت خنده دار ... اسکای واکر هیچوقت نتونست کاملش کنه
ها؟ - چی گفتی ؟ -
اه - اوه
...اُه - ...اُه -
!اون عالیه احساس خوب من نسبت به اون
که به احساس بد تغییر کرده بود
.الان دوباره خوب شد
دوباره نه،قربان
سلام،من اناکین ـم
نگاه کن کجا میری
.اسکای واکر برندست
به نظر میرسه که اسکای واکر آزادیشو .از واتو به دست اورده
و الان میخواد به وسیله کوی-گُن جین به عنوان یک جدی اموزش ببینه
اما مادرش و پروتکل درویدش باید اینجا بمونن
اون عذاب میکشه
اما با مدیریت خانم اسکای واکر اونا رو باهم نگه میدارن
.خداحافظ ،آنی
یادت نره اسمت رو روی لباس زیرت بنویسی
.برای روز شستشو
استاد کوی-گُن،نابوو داره حمله میکنه
!با استفاده از کل ارتش فدراسیون تجارت
من باید از مردمم محافظت کنم منو ببر اونجا
من نمیتونم اجازه بدم
اونجوری شما و این پسر جوان در معرض خطر میشید
.یا ما میتونیم بریم و با مجلس سنا بحث کنیم
اینجا اومدنمون هم یه خطر بزرگ بوده -
اوه
خلبان ها ،برید سوار سفینه ها شید
.ما میخوایم که ویسِرویز رو پیدا کنیم - من چی؟ -
.تو سفینه غایم شو
اما در هر شرایطی حواست باشه دکمه اشتباهی نزنی
با این پرواز به سفینه کنترل دشمن برید
.من با حواست پرتی دکمه ای رو فشار نمیدم من هدفی دارم
!شلیک
No comments yet. Be the first to leave one.