Les 200 premières lignes.
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
دوازده سال بعد
."نينگ وو" - .بله-
به من بگو، چطوري اين ضربه رو ياد گرفتي؟ - .من... نميدونم -
ميتوني اون ضربه رو دوباره به من نشون بدي؟ - .بله -
حالا متوجه شدم، تو هنوز نميدوني چطور بايد از اين ضربه .به درستي استفاده کني
به ياد داشته باش، بايد در يک تکنيک استاد بشي تا بتوني .ازش استفاده کني
استاد، چطوري اون کار رو انجام دادي؟
.نگران نباش، توي خونِ توئه
!تکون نخور! دست به اون مجسمه نزن
چطور جرات ميکنيد؟
!"نينگ وو" - !دست نگه دار -
اما استاد، اونا مجسمه الهه .آرامش رو شکستند
.خدا رحم کنه
!اي احمقهاي گستاخ
چطور جرات ميکنيد براي يک مجسمه توي کار مقامات سلطنتي مانع تراشي کنيد؟
ميخوايد اين معبد رو آتيش بزنم؟
،من رو ببخشيد عاليجناب ...اما اين مجسمه
.هديهايي از پادشاه قبلي "تائي تانگ" بود ...
،عاليجناب .چيز مشکوکي پيدا نکرديم
!حرکت کنيد
!پدر! نه! مادر - !تکون نخور -
.اعدامشون کنيد
،"نينگ وو" ! "نينگ وو"
.بله، استاد
چيزي عذابت ميده؟ - ... من -
.من اون رو شناختم
...اون مقام رسمي دادگاه که ديروز اينجا بود
.اون بود که دستور داد والدينم اعدام بشن ...
،استاد چرا اونا بايد همچين عذابي رو تحمل ميکردن؟
شايد الان وقتش رسيده که .من حقيقت رو بهت بگم
کدوم حقيقت؟
که تو نوه و آخرين بازماندهي .مشاور سلطنتي سابق "ناينگ تاي" هستي
.پدربزرگ تو يه زن صيغهاي به اسم "ناينگ تي لو" داشت
همه چيز از زماني شروع شد که اون .به عنوان منشي مخصوص انتخاب شد
پادشاه در يکي از سفرهاش در ...کون سون" توقف کرد"
.جايي که محل زندگي پدربزرگت بود ...
"اونجا بود که پادشاه فرمان داد "تي لو .در سفرش همراهيش کنه
...در بازگشت به پايتخت
.پادشاه و محافظانش در "لي چي وين" اتراق کردند ...
.اون شب فقط "تي لو" در حضور پادشاه بود
اما صبح روز بعد پادشاه در .خوابگاهش مرده پيدا شد
!تکون نخوريد
بعدا "ناينگ تي لو" و پدربزرگت براي قتل پادشاه .محکوم شدند
!اونا رو اعدام کنيد
علاوه بر اين 3 نسل از "ناينگ"ـــها هم شريک جرم .محسوب و اعدام شدند
...اما همون روزِ اعدام پدربزرگت
.يک اتفاق شيطاني در معبد رخ داد ...
...چند روز بعد تو رو اينجا آوردند
.به وسيلهي يکي از خدمتکارهاي پدربزرگت ...
استاد با پناه دادن به من نترسيديد که شايد براتون مشکلي ايجاد شه؟
.پدربزرگت و من يه زماني دوستان نزديکي بوديم
من نميتونستم طاقت بيارم و شاهد .نابودي خانوادهاش باشم
از طرف ديگه يک چيزي هست که براي .دوازده سال اخير من رو سردرگم کرده
بي عدالتي؟
.بي عدالتي
آيا پدربزرگم واقعا به ناحق متهم شد؟
.من مطمئن نيستم
اگرچه با قدرت و ثروت هر چيزي در .دادگاه سلطنتي ميتونه اتفاق بيفته
.ممکنه همه اينها فقط سرنوشت باشه
.نه، سرنوشت اين بوده که من حقيقت رو بفهمم
!من بايد نام خاندانم رو پاک کنم
.تعارف نکنيد - ممنونم. اين مرد رو ميشناسيد؟ -
.ريشش مثل اينه
.اون يه مقام عاليرتبه دادگستريه
.هر مقام دولتي ميتونه همچين ريشي داشته باشه
من چطوري ميتونم از نقاشي داغوني مثل اين بگم که کيه؟
!هي، هي، هي - بله؟ -
!پولش رو بده - .ببخشيد -
!صبر کن! اين خيلي زياده
(نگو که از پشت کوه اومدي؟(مسخرهش ميکنه
.بله
.واقعا متاسفم اما عجله دارم - !تو -
.اول اونا رو بزار سر جاشون
مشکلي داري؟ - .نه -
هي، مواظب باش! چيزي رو بشکني .پولش رو از حلقومت ميکشم بيرون
بفرماييد. ميتونم حالا برم؟
!راه رو باز کنيد
!از سر راه بريد کنار !از سر راه بريد کنار
!گم شو - !تکون نخور -
.عاليجناب- چطور ميتوني اون رو اذيت کني؟ - .من رو ببخشيد قربان -
من متاسفم. حالتون خوبه؟
!قاتلها - !سريع! از عاليجناب محافظت کنيد -
حالت خوبه؟ - .من خوبم، قربان -
.ممنونم که من رو نجات دادي !اما زخمي شدي
.بزار در خونه من به زخمت رسيدگي بشه - .باشه -
.شانس آوردي .زخم عميق نبود
.فقط با يکمي پماد زخمت خوب ميشه - .خيلي ممنونم دکتر -
اما اين شخص عاليرتبه دقيقا کي هستند؟
.ايشون پسر "کوان آ وونگ" هستند
و اونوقت "کوان آ وونگ" کيه؟
کوان آ وونگ" برادر بزرگتر پادشاه قبلي" .تائي تانگ" بودند"
صبر کن! کجا ميري؟
چرا اينقدر عجله داري؟ چرا يکمي بيشتر استراحت نميکني؟
.ممنونم عاليجناب .حالم بهتره
.بعلاوه يه کار ضروري دارم که بايد انجامش بدم .خدانگهدار عاليجناب
تو ميترسي که من به دادگاه تحويلت بدم؟
.اين نشان مادرزاديته که تو رو از اينجا فراري ميده
تو نوه "ناينگ تاي" هستي، اينطور نيست؟
.به نظر راحت نمياي
دوازده سال پيش بايد من همراه خانوادهام .اعدام ميشدم
چرا تو ...؟
.وو" جريان اين نيست که من تو رو بخوام پنهان کنم"
من فقط فکر ميکنم که قتل عموم .کاملا شفاف حل نشده
حتي بعضي از مقامهاي دولتي نظرهاي .متفاوتي روي اين موضوع دارند
اونا چه نظري دارند؟ - .عاليجناب، وزير دادگستري "لِ داي نيهان" تقاضاي شرفيابي دارند -
.بهشون بگيد من حالم خوب نيست - .بله عاليجناب -
عاليجناب، حالتون چطوره؟
.شنيدم که سوءقصد به جونتون شده
به همين خاطر با عجله اينجا اومدم .تا جوياي حالتون شم
.ممنون بابت توجهت .واقعا حالم خوبه
از اينن که شما رو اينطور ميبينم .احساس آرامش ميکنم
نهايت تلاشم رو انجام ميدم که اين .مجرمها رو پيدا کنم
.پس منتظر خبرهاي خوبي ميمونم
.خيلي خب قربان .اجازه مرخصي ميخوام
و اين آقا کي هستند؟ - .يکي از محافظهاي منه -
سوال ديگهاي هست؟ - .نه قربان. خدانگهدار -
،ترور اون توي روز روشن !واقعا عقلت رو از دست دادي
.من رو ببخشيد عاليجناب .من فقط فکر کردم فرصت خوبيه
پس چرا هنوز زندهاس؟
.ترسم از اينه که يه نفر حداکثر تلاشش رو انجام نداده
.خواهش ميکنم من رو ببخشيد عاليجناب
.من هميشه به شما وفادار بودم
.تانگ تو" ميخواد شورش کنه"
.هر کسي هم که طرفدار اون باشه دشمن ماست
.من قطعا سرش رو براي شما ميارم
!ببر صداتو، احمق بيمصرف .فقط بلدي زِر بزني
از اون "نامه خونين" چه خبر؟
چطور شده که مدتهاست خبري ازش نشنيدم؟
عاليجناب، دارم نهايت تلاشم رو ميکنم .که بتونم پيداش کنم
.مسئله اينه که "تائي کين" خيلي وسيعه - !ساکت -
.بله عاليجناب
...ميدوني اگه نامه اون "دين تانگ" خائن
به دست دشمنها بيفته چه اتفاقي ميفته؟ ...
...عاليجناب
اجازه بديد ماموريت جستجو براي اون نامه به ... !عهده من و افرادم باشه
!هر کسي سد راه من شه تاوانشو ميده
...مهم نيست چه بهايي براش ميدي
!بايد اون نامه رو براي من بياري ...
!بله عاليجناب - !قاتل! قاتل! قاتل -
!من رو بزار زمين
ميشنوي؟ کَري يا خودت رو به کَر بودن ميزني؟ !من رو بزار زمين
!من رو بزار زمين
نميتوني مهربونتر باشي؟ - !من فقط کاري رو که گفتي انجام دادم -
.بعلاوه تو به من نگفتي که مهربون باشم - ... تو -
تو ... تو همون آدم مسخرهايي هستي که چراغهاي من رو انداختي، نيستي؟
خب، من فکرش رو نميکردم که .تو رو در همچين موقعيتي دوباره ملاقات کنم
اما چرا ميخواي ملکه "دواگر" رو بکشي؟ - .به تو ربطي نداره -
هي، حالت خوبه؟
.گندش بزنن! تير سمي بوده - چيکار ميکني؟ -
... من بايد سم رو بيرون بکشم، اگه نه - !برو کنار -
!ترجيح ميدم بميرم به جاي اينکه بزارم اينکار رو بکني - !اما واقعا ميميري ها -
چطور جرات ميکني؟ - .اشتباه نکن! نميخوام ازت سوءاستفاده کنم -
.... خدا اين کار رو قدغن کرده، اگه واقعا انجام دادم - !خفه شو -
من دارم ميميرم تو هم داري واسه خودت دريوري ميگي؟
!فقط انجامش بده
!همش تقصير توئه چطور ميتونم با اين سر و وضع بيرون برم؟
،حتي اگه لباسهات هم پاره نشده بود (واقعا ميخواستي جلوي سربازا آفتابي شي؟(منظور با زخمشه
!برام مهم نيست
!هي
،از اونجايي که همش تقصير تو بود !خودت هم بايد درستش کني
براي تو درست کنم؟ - .بله، برام لباس نو بيار -
چطور ميتونه اينجوري عصباني شه؟
.با اين حال، قيافش بدک نيست
.اوه، و عطرش واقعا خوشبوئه
.واقعا
!بيا اينجا آقا ميخواي يکم خوش بگذروني؟
!ببين کي اينجاس! آقا خوشتيپ خودمون
... (ببخشيد، شما داريد(منظورش لباسه - .بله، بله، بله -
.ما اينجا همه چيز داريم !بيا و نگاهي بنداز
!عاليه
!فقط بشين و پسر خوبي باش .برات يکم غذا و نوشيدني ميارم
... نوشيدني؟ من فقط - .بله، بله، ميدونم -
!فقط راحت بشين
!سريع لطفا
هاه؟
چقدر هزينهاش ميشه؟ .مهم نيست، همهش رو ببر
!چيکار ميکني؟ صبر کن !لباسهام رو برگردون
!بفرما. بپوش - !امکان نداره، من نميتونم اينا رو بپوشم -
!اي خوک شهوت پرست !بخور! بخور
!بسه ديگه! اشتباه متوجه شدي
اشتباه؟ اون ميخواست اذيتت کنه؟ - اون؟ -
!خب...خب...آره، خودشه - چه زِري زدي؟ -
!درسته! بيا بزنيمش - !دست نگه دار! من فقط داشتم بهش کمک ميکردم -
راست ميگه؟
خواهر؟ - ... بله -
.بابت رفتارم عذر ميخوام
پس شما دو تا خواهر هستيد؟
.پس معلوم شد چرا - چي چرا؟ -
!هر دوتون قبل از اينکه فکر کنيد عمل ميکنيد - چي؟ -
!بسه
.ممنونم که خواهر من رو نجات داديد
.چيزي نبود، لازم نيست اين کارها رو کني !بريم خونه
!ببين !(همه جاي پايتخت هست(اعلاميه دستگيري
،خارج شدن از پايتخت که هيچ !حتي نميتوني از اين آلونک بيرون بري
.من ميدونم چطوري خارجش کنيم
!به من اعتماد کنيد
!بايستيد
توش چيه که اينقدر بوي گند ميده؟ - .کود حيوانيه -
ميخواي بازش کنم؟ - !نه، فقط برو -
No comments yet. Be the first to leave one.