Les 200 premières lignes.
کلاهبرداری بسه
خائنین
.دارن به بانک حمله میکنن
.دارن به بانک حمله میکنن
!ساختمون رو ممنوعالورود کنید
،تکرار میکنم !ساختمون رو ممنوعالورود کنید
.پروتکل قرمز، درها رو میبندیم ،تکرار میکنم
.درهای بانک رو میبندیم
.همگی، جلیقههاتون رو بپوشید !همهتون
.و بعد بانک اسپانیا ممنوعالورود میشه
،حتی وقتی ممنوعالورود بشه
.ساختمون خیلی بزرگه، پروفسور
.کلی پنجره داره، افراد کافی نیستن
.نمیتونیم از همه جاش محافظت کنیم
.نکتهی خوبی بود، هلسینکی
...یه نکتهی خیلی خوب، ولی
...این ساختمون
.رازهای خودش رو داره
این بخش از بانک اسپانیاست .که ما بهش علاقمندیم
بناش با دیوارهای بتنی پوشیده شده
و ورقهای آهنیای که 180 سانتیمتر .قطر دارن
،از خارج
.واقعاً گاو صندوقه
،از داخل .یه دژ غیرقابل نفوذ
،وقتی پروتکل قرمز فعال بشه ،هیچکس، و منظورم هیچکسه
.اجازه نداره به مدت یه ساعت وارد و خارج بشه
اون زمانیه که نیاز داریم تا قطعهی کلیدیای که برای بخش دوم
.نقشهمون نیاز داریم رو گیر بیاریم
چه قطعهای؟
.فرماندار بانک اسپانیا
،توی دفترش خواهد بود
پنج بادیگارد پرسنل همراهش
.با یه شوخ طبعی معدود
.بهش میگم قطار روح
همه میدونن یه اتفاق عجیبی در حال جریانه
،و یه چیزی میشه
.ولی کسی نمیدونه از کجا
،فرماندار، قربان .من ستوان لورنزو هستم
.باید همراهمون بیاید
.باید سریعاً خارجتون کنیم
.ممنون، آماندا
.فعلاً، دفترم رو ترک نمیکنم
.قربان
.دستور مستقیم از ژنرال سالاس نونز هستش
.از بالا میاد - ،دریافتش کردم -
.ولی بهش عمل نمیکنم
تا وقتی آخرین کارمند نرفته باشه .بانک رو ترک نمیکنم
،پس ،اگه میخواید ازم محافظت کنید
.باید بشینید و صبرکنید
کسی قهوه میخواد؟
.آماندا، اگه لطف کنی
.بیاید داخل، بفرمایید
،تو اون لحظه .تو فکر رفتم نایروبی ممکنه چی فکر کنه
.فقط یه فکر تو سرم بود
که اسلحهام رو بکشم و .سوراخ سوراخشون کنم
.یکم استراحت کنید
.بشینید
میشه بپرسم به چه رژیمی تعلق دارید؟
سرباز نیروی هوایی
،بریپک هستیم
.تیپ ششم
،با مأموریتهای پاکسازی مین ،در کشورهای مالی، لبنان
.افغانستان
.پنج بادیگارد وجود داشت
،هر کدوم دو اسلحه داشتیم
.پس هر کدوم میتونستیم دو نفر رو بزنیم
.بازم یکی میموند
.کار خیلی خطرناکیه
،در ضمن
چطوری یه مین ضد نفر رو غیرفعال میکنید؟
.بستگی داره
انواع زیادی از مین وجود داره
.و هر کدوم مکانیزم متفاوت دارن
،طوطی سبز داریم ...پروانه، پیامف1
بعضیهاشون با روشهایی فعال میشن
.که بقیه رو هم منفجر میکنن
.برخی به علت جابجایی منفجر میشن
...بعضی
.وقتی باز میشن منفجر میشن بعضی حتی وقتی
.زیادی بهشون نزدیک بشی منفجر میشن
میشه برم توالت؟
.راحت باشید .میتونید از دستشویی من استفاده کنید
.ببخشید
.آماندا، لطفاً
.از این طرف
.بدترینشون روسیهای هستن
پروفسور برای هر رویدادی .آمادهمون کرده بود
.ولی بیاید روراست باشیم
.نظریه یه چیزه
.عمل واقعی، یه چیز دیگه
!برید
!حرکت کنید
.اینجا جاتون امنه
بین نویسندهها و شاعران .چیزی برای نگرانی وجود نداره
.آروم بمونید
.دستها بالا
.اینطوری .مثل توی دزدی
.یالا
.خیلی خوبه
،خانومها و آقایون
.من پالرمو هستم
.و دوتا خبر براتون دارم
.خوب و بد
.بد اینه که بانک اسپانیا تحت حمله است
...خبر خوب
!اینه که ما حمله کنندههاییم
!آروم !آروم
!آروم
!همه، آروم باشید
.ویپی13
ویپی13؟
یه فیوز برقی دارن
.که یه حسگر لرزشی فعالش میکنه
...اگه بهشون دست بزنی
.به فنا میری
.اَفغانستان زیاد داشت
.میدونم خوب تعلیم دیدی
.قربان، حرکت نکنید
خوبید، ستوان؟
!ستوان
...فرماندار، قربان
.حالا باید باهامون بیاید
.پاشو
.باهام بیا
چیکار میکنی؟
.تکون نخورید
!سلاحها پایین
!تکون نخور
!تکون نخور
...خب
.اوضاع واسه هیچکدوممون خوب نیست
.بیا بگیم بیحسابیم
بیحساب؟ فکر میکنی پات شده؟
،تو به فرماندار شلیک نمیکنی
.ولی من این جنده رو میترکونم
.انجامش میدم
!گاندیا
.دختره رو ول کن
.آروم باش، آماندا
.چیزی نیست
.گاندیا، دختره رو ول کن - .نه -
.نمیخوام کسی آسیب ببینه .دستوره
!گاندیا، دختره رو ول کن
.باهاشون میرم
.و نمیخوام کاری بکنید
.درسته
،نمیدونم چی میخواید .ولی راه خروجی نیست
.پس میمونیم
!شلیک کنید
!لعنتی
!یعنی چی
!لعنتی
چیشد؟
چیشد؟
...لعنتی! باشه - چیکار میکنی؟ -
.دارن میرن پایین .باید بریم بالا
.میریم پایین - پایین؟ -
،اگه اینجا بمونیم .میزننمون. بهتره بریم بیرون
.بیا حالت مهمون ناخوندهای بریم، مدل توکیویی
.اوضاع قراره به هم بریزه
حالا شما به خانوادهی .گروگانهای شگفتانگیزمون تعلق دارید
از چندین روز قطع ارتباط کامل .لذت خواهیم برد
.ماسکها رو بگیرید و بزنید، لطفاً
!ماسکهای کوفتی رو بزنید
،تا کسی قهرمان بازی در نیاره
.گوشیهاتون رو به رفیقم، دنور بدین
.بیاید اینطوری انجامش بدیم
.اگه پدر یا مادرید دستتون رو بلند کنید
.باشه
،گوشیهاتون رو برچسب قرمز میزنیم
.تا بتونید روزی یه تماس تلفنی بگیرید
این از کجا اومد، احمق؟
چون من میگم .و من مسئول هماهنگی گروگانها هستم
درش رو خوندی؟
بابایی نمونهی سالی؟
!همین الان گوشیهاتون رو بدید
این توتفرنگی سفید چطور؟
!خدای من !خیلی با افادهای، توکیو
.خیلی بانمکه
اسمش چیه؟
.از پدرش بپرس
.سینسیناتی
!نه، بیخیال
عشق زندگیم که اینجاست
وقتی فکر کردیم دختره .میخواست اسمش رو سینتیا بذاره
...گرچه
.توی سونوگرافی اشتباه کردن
چرا؟ - .فقط اولیش رو رفتم -
یادته کجا بود؟
.آره - .سالاوو -
.در سیلاوسی - .سیلاوسی -
.سیلاوسی - .اون -
.شبیه یه گاراژ موتور کثیف بود
!باور نکردنیه
.و دیگه برنگشتیم
توی یه گاراژ تراکتور در حین جنگ .یه گلوله از بدنم در آوردن
.نگفته بودی، کاب - .جدی -
کجا؟ - کونم. نشون بدم؟ -
...نه - !نه -
،حیوان خونگیت رو نشونشون بده .زودباش، هلسی
No comments yet. Be the first to leave one.