Jess + Moss

Jess + Moss

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Jess Moss 2011 720p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-playWEB
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian Jess + Moss 2012 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Publié le: 2025-12-25
Téléchargements: 14
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

جس

جس

جس، بیخیال، اصلاً خنده‌دار نیست

جس

ماس، چرا همیشه به این نوارای مسخره گوش می‌دی؟

چون می‌خوام سعی کنم چیزا یادم بمونه

ولی من که همیشه برات تعریف می‌کنم، دیگه حفظی

دوباره برام تعریف کن

مامان و بابای من و مامان و بابای تو

بهترین دوستای هم بودن

و همه‌ی کارا رو با هم انجام می‌دادن

عجله کن

اول شما

هی

تا بالا باهات مسابقه می‌دم

همون‌جا منتظر بمون

باید یه کاری بکنم که نباید ببینی

ماس

برو دیگه

هی جس، برای مهمونیِ آخر تابستون می‌خوای چیکار کنیم؟

برام فرقی نمی‌کنه

پارسال رو یادت می‌آد که با قایق عمو رندی رفتیم بیرون؟

باید دوباره همون کار رو بکنیم

عمو رندی کل تابستون ما رو بیرون نبرده

پس فکر نکنم خبری بشه

هی، مامان‌بزرگ و بابابزرگ می‌خوان منو ببرن لوازم‌تحریر بخرم

یکشنبه بعد از کلیسا، تو هم می‌آی؟

نه

چرا نه؟ – چون چیزی لازم ندارم

مطمئنم اونا برات یه چیزی می‌خرن

آخه دیگه باید مدادات تموم شده باشه

یا کاغذ، یا یه چیزی دیگه

اونو بده به من. – آخه چرا

ماس داره مثل عقب‌مونده‌ها رفتار می‌کنه

نمی‌فهمه که من لوازم مدرسه لازم ندارم

خب، وسایل نقاشی که لازم داری

مدادت دیگه تموم شده

توی اون دفتر نقاشیت هم انگار اصلاً کاغذ نمونده

خدا، آخه مطمئنم اونا برات یه چیزی می‌خرن

من چیزی لازم ندارم

هی جس، می‌خوای چه کاره بشی؟

نمی‌دونم

فکر کنم باید مثلاً تی‌شرت و این‌جور چیزا طراحی کنی

ببین چقدر نقاشیت خوبه

ببینش، انگار واقعیه، نقص نداره

آره

تو باید یه قایق بخری

اون‌وقت روزایی مثل امروز می‌تونستیم باهاش بریم بیرون

چون خیلی گرمه

می‌تونستیم مثلاً بریم وسط دریاچه و همین‌طوری بپریم تو آب

خیلی خوش می‌گذشت

می‌تونستیم بریم ماهی‌گیری و این‌جور کارا

از اونجایی که ذهن تو همین‌جوری هم تصویری فکر می‌کنه

تو واقعاً حافظه‌ی تصویری داری

هر چیزی رو که با چشمات می‌بینی

مثل عکس ثبت می‌شه و توی ذهنت قفل می‌شه

اگه یه تصویر رو با وضوح ببینی، بدن دیگه تفاوتش رو نمی‌فهمه

بین چیزی که با وضوح تصور شده

و چیزی که واقعیه

خب، تکیه بده، آروم باش

و کاری که من می‌کنم اینه که کلماتی رو برات می‌خونم

یکی یکی

می‌خوام که شاید چشمات رو ببندی

یا باز نگهشون داری، فرقی نمی‌کنه

مهم‌ترین بخشش اینه بچه‌ها، که با وضوح توی ذهنتون ببینید

هر تصویری رو که من می‌خونم

خب، شروع می‌کنیم

اولی «سیگار» خواهد بود

امیدوارم همه جاش رو تف‌تفی نکرده باشی

نگران نباش. ای بابا

چطوری

بابابزرگت چطوری انگشتش رو از دست داد؟

داشت با عمو بیل توی مزرعه کار می‌کرد

و عمو بیل داشت تراکتور رو می‌روند

و داشت یه زنجیر رو پشتش می‌کشید

دقیقاً یادم نیست واسه چی بود

بعد اون داشت زنجیر رو می‌کشید و بابابزرگ هم داشت صافش می‌کرد

ولی یه حلقه توی زنجیر افتاده بود

انگشتش گیر کرد بهش و قشنگ از جا کندش

اوه، واقعاً؟ – و اون... آره

و بعد بردنش پیش دکتر

و بابابزرگ همیشه می‌گه

دکتر گند زد بهش چون دیگه

دیگه مثل قبل خوب خم نمی‌شد

بزرگ شدی می‌خوای چیکار کنی؟

احتمالاً کشاورز. آخه کل عمرم دور و برش بودم

روندن تراکتور رو بلد می‌شم

بابابزرگ داره بهم یاد می‌ده چطوری تنباکو رو تمیز کنم

که چطوری آماده‌ش کنم و همه‌چی

مجبور نیستی این کار رو بکنی

می‌تونی هر کاری که دلت می‌خواد بکنی، می‌دونی که، زندگی خودته

سمت من نگیر، ماس

آخ، باسنم

گرفتمت

هی

از اون یکی خوشم اومد، اون باحال بود

از اینا هم خیلی خوشم می‌آد. خیلی باحاله

می‌دونی همه‌ی اینا احتمالاً چقدر قیمتشه؟

پسر. – اوه خدای من، اونو ببین

خیلی باحاله. – وای خدا

عاشق آتیش‌بازی‌ام، دقیقاً مثل جادو می‌مونه

مامان و بابای من و مامان و بابای تو

بهترین دوستای هم بودن

و همه‌ی کارا رو با هم انجام می‌دادن

هر آخر هفته پدر و مادرت می‌اومدن پایین پیش پدر و مادر من

و با هم ورق بازی می‌کردن و اینا

«پیچ» بازی می‌کردن

و پدر و مادرت همیشه یار هم بودن

اون‌قدر همدیگه رو دوست داشتن که از هم جدا نمی‌شدن

و روزی که فهمیدن مامانت حامله‌ست

اون‌قدر خوشحال بودن که راه افتادن به همه خبر دادن

هی جس، بزرگترین نوشابه دنیا چیه؟

واقعاً برام مهم نیست، ماس

بیخیال، فقط حدس بزن

این بهترین جوکیه که تا حالا شنیدم

بازم برام مهم نیست

بیخیال. خیلی ضدحالی

بزرگترین نوشابه دنیا چیه؟

باشه، خیلی خب، بیا

آماده‌ای؟

مال من بود. – مال من بود

این چه وضعیه

آماده‌ای؟

مال منه

چه ضایع. – دهنت پفکی شده

سلام علیکم

خب، آماده‌ای؟ – آره

گرفتیش؟

نه، نگرفتی

دروغگو

هی ماس، ببین

جای نیش پشه رو ببین، داره خون می‌آد

مال منو ببین

چقدر زیاده. – می‌دونم

اینا خیلی رو مخن. ازشون متنفرم

آره

یه دونه دیگه هم اونجاست

آخه چرا این‌قدر منو دوست دارن؟

چون تو شیرینی

وای خدا، جس

این بیرون خیلی گرمه

فکر می‌کنی بتونیم بریم... تو استخر هیلی شنا کنیم؟

نه

دیگه اجازه نداره با ما بگرده

چرا؟

خودت می‌دونی چرا

همین سال پیش درباره‌ی یه بچه‌ای شنیدم

مثلاً چند تا شهر اون‌ورتر بود و داشت توی این سیلوی غله بازی می‌کرد

فکر کنم مثلاً تا نصفه پر بود یا یه همچین چیزی

جزئیاتش رو دقیق نمی‌دونم ولی داشت اونجا بازی می‌کرد

و یه جوری غرق شد

نمی‌دونم مثلاً یه عالمه غله ریختن روی سرش

و اونا مثلاً دیگه صداش رو نمی‌شنیدن یا یه چیزی تو این مایه‌ها

ولی اون... اون مرد

هی، می‌دونستی آپولو ۱ هیچ‌وقت واقعاً به فضا نرسید؟

واقعاً؟ – آره

ولی سه تا از خدمه‌ش توش مُردن

خیلی عجیبه

جس، به نظرت چِشه؟

فکر کنم مریضه

من فکر نمی‌کنم. فقط به نظرم خسته‌ست

ولی نگاش کن. به زور می‌تونه بلند بشه

اگه بخواد می‌تونه بلند بشه. شاید دلش نمی‌خواد بلند بشه

شاید با این قیافه‌ت خیلی داری می‌ترسونیش

ای بابا، ماس

ما در این روز باشکوه اینجا جمع شده‌ایم

تا درباره‌ی پدرمان صحبت کنیم

ناجی ما، عیسی مسیح

با من سر فرود آورید تا دعا کنیم

ای پدر ما که در آسمانی

نام تو مقدس باد

نام تو مقدس باد، ملکوت تو بیاید

اراده‌ی تو چنان که در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود

روزیِ ما را... – نانِ روزانه‌ی ما را

امروز به ما عطا فرما

و گناهان ما را ببخش

و خطاهای ما را ببخش و چنان که

ما نیز می‌بخشیم

آنان را که به ما خطا کرده‌اند

و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر رهایی ده

زیرا ملکوت... – چی؟

قدرت و جلال

قدرت و جلال تا ابد از آنِ توست، آمین

آمین. – آمین

نه، بگو «آمین». – «آمین»

متن‌های کتاب مقدس که امروز می‌خوانیم

از کتاب‌های عاموس و عوبدیا خواهد بود

خب، من اینجا نشسته‌م

همین الآن تمیز کردن قفس پرنده و این‌جور کارا رو تموم کردم

خب، درباره‌ی چی حرف بزنم؟

خلاصه، امروز زیاد به پرنده‌ی کوچولوم توجه نکردم

آهان، امروز بعدازظهر چرا

یه ذره بهش توجه کردم، به هر حال

آوردمش بیرون تا یه کم بال بزنه و اینا

این بیرون خیلی چیزا هست، جس

هی جس؟ – چی؟

ترجیح می‌دی مثلاً ۱۲۰ سال عمر کنی

ولی مردم مثلاً مجبور باشن ازت پرستاری کنن

مثلاً کونت رو پاک کنن و اینا

یا ترجیح می‌دی تا مثلاً ۷۰ سالگی زندگی کنی

Jess + Moss subtitles in other languages

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left