Les 200 premières lignes.
► زیــرنــویــس و هــمــاهــنــگــی ◄ ♥ DedSec ♥
داستانای زیادی درباره شیطنت و تفریح وجود داره
ولی اگه بخوایم آسون بگیریم ، بیایین با یکیشون شروع کنیم
درباره یه مامان و دوتا بچه اش و یه خونه و یه کلاه
که به طرز عجیبی ، توسط یه گربه پوشیده شده
ولی به زودی به همش میرسیم
توی دره ای که از این تپه تا اون تپه کشیده شده
یه شهر قرار گرفته
اون شهر " انویله "
! زود باشین ! فیلمو از دست میدیم
بازم بستنی میوه ای میخواین ؟
! بزار ببینم ! ممنون
این شهر خیلی گسترده نیست ولی به اندازه کافی بزرگه
برای خریداران و فروشندگانی که چیزایی رو میخرن یا میفروشن
از کفش و پیراهن و نردبان دراز گرفته
تا قایق های بادبانی و آبمیوه گیر های دارای رنده
پس داستان ما شروع میشه از گوشه خیابون مین و مانتروپ
توی یه فروشگاه املاک بی عیب و نقض
که توسط هنک هامبرفلوپ اداره میشه
املاکی هامبرفلوپ
چطوری میتونیم رویاهاتون رو به واقعیت بپیوندیم ؟
یعنی چی که داری میری ؟
تو یه پرستار بچه ای
پرستارای بچه نمیرن ، اونا میمونن میکنن
اونایی که مراقبت نمیکنن ، میرن
ببخشید من واقعا باید برم خانم والدن
پس من باید همین الان بیام خونه
فراموش کرده بودم
خیلی خب ممنون امی
عذر میخوام
همه توجه کنن ساعت 9:02 دقیقس
جلسه کارکنان جلسه کارکنان
کارمندان باید به طور دائم دستاشون رو بشورن
اول از همه ... میخوام خوش آمد بگم به
جدیدترین عضومون از خانواده هامبرفلوپ
! جیم مک فلینیگان
آقای هامبرفلوپ ... میخواستم ازتون تشکر کنم
اخراجی ببخشید ؟
اخراجی
... ولی من
! اخراجـــــی
شوینده بهداشتی دست
از اون جایی که میدونین ، امشب مهمونی ملاقات و احوال پرسی هستش که هر دو ماه یکبار برگزار میشه
... میزبان امشبمون جوآن والدنه
اینجا جایی که مردم با املاکیمون آشنا میشن
توی یه محیط غیر رسمی ولی با این حال بهداشتی
آقا هامبرفلوپ ، من باید برم خونه تا به بچه هام سر بزنم
اه ، آره
بچه هاتون
جوآن بزار برات کاملا روشن کنم
اگه خونه ات مثه دفعه قبل کثیف باشه
! تو اخراجـــــی
کاملا واضحه آقای هامبرفلوپ
نگران نباشین ، بهتون قول میدم
که بچه هام توی بهترین شرایط اخلاقیشون باشن
! ببینیم و تعریف کنیم
املاکی هامبرفلوپ
چطور میتونیم رویاهاتون رو به واقعیت بپیوندیم ؟
یه لحظه وایسین
اگه املاکی هامبرفلوپ رو ترک کنین و به سمت چپ خیابون اصلی بچرخین
... سه مایل به سمت پایین کوچه لیپلپر رو پیدا میکنین
یه خیابون دلپذیر و توی یه راه دلپذیر
جایی که یه همسایه اون یکی همسایش رو با یه سلام همسایه ای ملاقات میکنه
! سلام ! سلام
اینجا حصار ها همشون کشیده شدن علف های هرز همشون چیده شدن
و چمن ها همشون زده شدن دوبار تو روز اگه نیاز باشه
... و توی انتهای این خیابون توی یه خونه مثل خونه های دیگه
یه چیز جادویی قراره اتفاق بیفته برای یه خواهر و برادرش
نوینز ، ساکت باش
لیست کارای امروز
شماره یک : ساختن لیست کارای امروز
شماره دو : تمرین رنگ آمیزی
... شماره سه : تحقیق واسه مدرسه هایی که قراره ازشون فارغ التحصیل بشم
شماره چهار : از خود بی خود شدن
شماره پنج : ساختن خاطرات ماندگار کودکی
و شماره شش : تقویت اراده
اون داره چیکار میکنه ؟
شماره ده : ساختن لیست کارای فردا
! خانم ها و آقایون
نوینز ، لطفا توجه کن
شما قراره که شاهد به وقوع پیوستن سومین شاهکار زیبایی باشین
که تا حالا زیر این سقف اتفاق افتاده
میدونی چقدر سخته
که به مردم میگم ما فامیل هستیم ؟
آروم باش همه چی رو درستش میکنم
و الان ، برای لوژ سواری خانگی روی پله
لوژ سواری خانگی روی پله ؟
باید اینو به لیستم اضافه کنم
برو توی یه جای دیگه خوش نگذرون
! وقت نمایشـــــه
! اه ، خدای من
! نوینز
! نوینز ، برگرد
سلام مامان ، چه خبرا ؟
خیلی خوش شانسی که لباسمو خراب نکردی
مامان میدونم عصبانی هستی ولی یه چیزی هست که باید بدونی
اینا همش تقصیر سالیه
اه ، واقعا ؟
و دقیقا چطوری تقصیر سالیه ؟
یه دقیقه بهم وقت بده دارم روش کار میکنم
تمومش کن ، کانرد
چرا امروز ؟ چرا مجبوری امروزو واسه خراب کردن خونه انتخاب کنی ؟
میدونی که چه چیزی قراره امروز اتفاق بیفته
سعی کردم بهش بگم ، مامان
گفتم مامان قراره یه مهمونی مهم داشته باشه
تموم مشتری های مهمش قراره اینجا باشن
ولی اون کار خودشو کرد و خونه رو خراب کرد
و گذاشت نوینز در بره
... حالا دوباره امیدوارم که تنبیهش کنی
آره سالی ، اونم واسه یه هفته
! ولی تو سرت تو کار خودت باشه
یه هفته ؟ بیخیال ، دو روز
من ازت خواستم یه چیز رو امروز انجام بدی ، کانرد " خونه رو تمیز نگه داری "
میدونی چقدر نا امید کننده س
که تو داری همیشه بر عکس اون چیزی که من میگمو انجام میدی ؟
تغ ، تغ ، تغ
کسی سگش رو گم کرده ؟
من اونو توی خونه بغلی توی حیاطم پیدا کردم ، اونم دوباره
توی یه شخص مقدسی
و اینجاست که فکر میکردم فقط واسه خوش تیپیم باهام قرار میزاری
... یعنی گوه تو شانسمون لری کویین اینجاست
هی ، ورزشکار منو لارنس صدا کن ، باشه ؟
تو نوینز رو نجات دادی ممنون ، لارنس
باعث افتخارمه ، سالی
هرچیزی واسه شاهدخت کوچولوم انجام میدم
من نمی خوام شاهدخت باشم
توی حکومت سلطنتی مبتنی بر قانون اساسی
مجلس تمام قدرت رو در دست داره
! گرفتم باشه ، این خیلی خوبه
ببین رفیق ، ورزشکار باش
چرا نمیری اتاق نشیمن رو تمیز کنی
باشه ، رفیـــــق ؟
مجبور نیستم بهت گوش کنم ، لری
کانرد ، هرچی لارنس میگه انجام بده
تاحالا درباره مدرسه ویلهلم فکر کردی ؟
منظورت مدرسه نظامی سرهنگ ویلهلم واسه جوونای دردسر سازه ؟
خود خودشه ، جوآن
مطمئن نیستم که این برا کانرد خوبه
اه ، جوآن ، جوآن
جوآن ، جوآن ، جوآن
برات احترام زیادی قائلم ، جوآن
مادر مجرد ، زن شاغل بزرگ کردن دوتا بچه رو پای خودش
و هنوز دنبال اینه که بهترین مامور املاک این شهر باشه
میدونم چقدر سخته ، جوآن
! واقعا سخته
! در جریانم
و میدونم چقدر سخت داری تلاش میکنی
این یه پیشنهاد مادام العمره
و تو باید الان پاسختو بدی
مدرسه نظامی سرهنگ ویلهلم واسه جوونای دردسر ساز
این چیزیه که ما بهش تو خرید و فروش میگیم " سناریوی برد - برد "
یکی از بهترین مدرسه های نظامی
و فقط هشت ساعت از اینجا فاصله داره
! اه ، تلفنه
شنیدم چی گفتی
من به مدرسه نظامی نمیرم ، لری
ببین ، رفیق
میدونم که بابات نیستم
و این احتمالا خیلی برات عجیبه
که همسایتون با مامانت قرار میزاره
ولی یه چیزی هست ، پسر بیا اینجا
منم ازت خوشم نمیاد
ولی قراره با مامانت ازدواج کنم
... و اگه با من بود تا الان تو مدرسه نظامی بودی
من به مدرسه نظامی نمیرم
فک کنم قراره ازش خوشت بیاد
مثل کمپ تابستونی میمونه به جز اینکه دارای رژه های وحشیانه و اجباریه
و به صورت کسل واری ، منظمه
و یه چیز دیگه ، این لارنسه
توی عن دماغ که پسر یه زن شگفت انگیز هستی
کسی که من قطعا نسبت بهش دیوونه هستم
! خدای من ، من بچه ها رو خیلی دوس دارم
جوآن ، اونجا ندیدمت
میشه مثل عروسک باشی و بهم
بالا آوردن صندلی ها از زیرزمین کمک کنی ؟
هیچی مثله این باعث افتخارم نیست ولی جوآن ، من باید سریع برم
یه کنفرانس خرید و فروش خیلی مهم توی پایین شهر دارم
باشه
پس ، توی مهمونی امشب میبینمت
حتما
! مامان ، اون مرد یه حقه باز به تمام معناس
... نمیتونی به لری اجازه بدی
اون لارنسه ، کانرد
" شرکت فراهم سازیه کیت " من اینجام تا مهمونی امشبتون رو ترتیب بدم
علیک . کیت کجاس ؟
من کیتم
اه ، باشه
درس از این طرف ، کیت
... مامان تو باید بهم گوش بدی ، هرچه زودتر
! ساکت باشین
دو هفته ی قبل تو گفتی که میخوای
من اینو یادداشت کردم ، میبینی ؟
! ساکت باشین ! نوینز
! گفتم ساکت باشین
" املاکی جوآن والدن "
... هیچ جا مثه خونه ی خود آدم نمیشه همون طوری که هیچ جا مثه املاکی جوآن نمیشه
اینم آقای هامبرفلوپه
سلام ، آقای هامبرفلوپ
جوآن ، ازت میخوام که به شرکت برگردی
امروز ؟ آره ، جوآن
No comments yet. Be the first to leave one.