Les 125 premières lignes.
بریم!
بریم، مبارزان عدالت!
نابودش میکنم.
حضور خلا صفر درصده. خلا پاکسازی شد.
ای جانم.
همونطور که انتظار میرفت، قدرت خلا روز به روز بیشتر میشه.
هرچیم بشه، جای نگرانی نیست.
چون نُه سرباز اینجان.
AnimWorld
AWsub
حتی اگر به سطح خلا ضربه بزنیم، تنها باعث تولید بیشتر مایعِ میشه.
و تو همون حالتهم به حرکت ادامه میده.
حملات ما بیتاثیر بود، از دفاعـمون گذشت و مستقیم به سمت روح اینده رفت.
خودشُ روی برج به حالت جامد درآورد، و متوقف شد.
بزرگ و بزرگتر شد.
لوک با شمشیر و بقیه با حملات پیدرپی نتونستن کاریش بکنن.
همونجا موندگار شد، امکانـم نداره تکون بخوره.
منطقه بهطور کامل تخلیه شده.
باتوجو به موقعیت، احتمال میدیم که یه پیله باشه.
قسمت ششم: شانس
پیله؟
حشرات قبل از دگرگونیـشون و بالغ شدن، مدتی رو در لیسهها سپری میکنن.
پس دفعه بعدی تو شکل کاملش میآد و به روح آینده حمله میکنه.
بله، دقیقا همینطوره.
خب، قبل از اون...
کجا میری؟
باید قبل از بیدار شدنش بکشیمش.
دیدی که، حتی با حمله همزمان همه ما تکون هم نخورد.
برای همین من-
بشین.
اگه میدونستم یهو مایع میشه یه چیز دیگه میکشیدم.
در برابر مایع شمشیر قرار نمیدادم...
بههرحال، تا برسم اونجا یه راهی پیدا میکنم.
نزدیک بود بمیری!
چیزی نمونده بود بمیری!
میفهمی؟
لوک!
به به، ایشون یکی از نُه سرباز بزرگوار هستن.
فکرشُ نمیکردم اینجا ببینمت.
خسته نباشی.
خب، مینوشی؟
چیزه... راستی...
شنیدم حریف اینبار یخورده قویـه.
حدس میزنم حالا که به برج چسپید جنگیدن باهاش سخت باشه.
هرچی بشه، باهاش میجنگیم.
اگه این یکی توانایی پرواز داشته باشه، تنها کسی که میتونه تو آسمون بجنگه یونیوـه.
اگه تو اون اونجا با-
من دیگه درگیر نبرد نمیشم.
ببخشید، ولی کاری از من برنمیآد.
بعدا از اینکه هشتتا از ارواح آینده نابود شدن، بازم خوب دووم آوردید.
بنظرت تو اینطوری نیست، چینگوسمَن؟
یجوری حرف میزنی انگار قراره ببازم.
هرطور شده میبرم.
به هر قیمتی.
باشه، اینقدر سخت نگیر.
زندگی طولانیـه، مطمئنم حتی قهرمان افسانهاییهم یه روزی همهـشُ از دست میده.
محاله ممکنه!
اگه من ببازم، یعنی مرگ دوستانی که دوشادوش ما جنگیدن، بیفایده بوده.
من یه قهرمانم.
منُ با بعضی بیعرضهِ بیلیاقت مقایسه نکن.
که دمـشونُ بین پاشون کردن، و فرار کردن! (بزدلافه فرار کردن)
یه بیعرضه که دمـشو بین پاهاش کرد و فرار کرد، ها؟
اینُ خوب اومدی.
هوی.
هــــــم؟
اینا چیـه میخوری؟
یکی میخوای؟
احمق، اونا رو نخور!
چینگوسمَن همیشه میگفت کرمهای قبرستونُ نخورید!
کرمای اینجا نرم و آبدارن، خوشمزهست.
واقعاً که، درکت نمیکنم.
از اون دختر خوشگله چهخبر؟
غرور میتونه به کشتنت بده، هرچند شاید مفیدهم باشه.
چیزی مثل طلسم احظارشُ تا حالا ندیده بودم.
حالا که فکرشُ میکنم، اگه اون از اول باهامون بود...
حتی یه روح آیندههم خورده نمیشد.
انقدر خوبه؟
پس آخرین جنگجو به موقع پیداش شد...
نه، اونطوریهم نیست!
ها؟
از وقتی اون اومده، کل نقشههاـمون به فنا میره.
اون بیملاحضهست، خشنه، خودرایـه و کاراش خیلی بیمعنیـه.
خیلی احمقه، بیپرواست، و جز نگران کردن من کاری بلد نیست.
هنوز درباره اون خوشگله حرف میزنـ-
ناتسوکو! اسمش هیروسه ناتسوکوـه!
جاستیس!
عه، چیـه؟
چی میخوای؟
درباره این «روابط بزرگ سالانه»...
جانم؟
بیخیال، نمیخوام بدونم..
آخ، واقعاً مشکل اون چیـه؟
دارم چه غلطی میکنم؟
آه! ریدم بهش!
اول یهویی بدون اجازه غذامُ میخوره دوماً اصلاً بهم گوش نمیده...
نباید بری دنبالش؟
حتی نمیشه قیافهشُ دید.
جدی اون چشه؟
بهترین دوست توم مطمئناً همین کارُ میکرد.
یعنی ریدم تو همهش.
ببند گاله رو، لوکُ مسخره نکن!
و دیگه اون کرما رو نخور، اژدهای ایکبیری!
روباتِ حشره کُش
تلهِ حشره گیر
روغن، بیزحمت.
ناتسوکو سان، خلا کاملاً شمارو در خودش فرو برد، اما شما کاملاً سالمـید.
میدونیم چرا؟
حالش چطوره؟
یونیو سان، میشه کمکم کنید؟
از دست این بیفکر!
خواهشاً فکر نکنید که شما تنهایی در برابر خلا مقاومت میکنید.
رباتِ حشره کش
تلهِ حشره گیر
جوری تظاهر نکن انگار داری همه کارا رو تنهایی انجام میدی.
فکر نکنم علاقهایی به شنیدن این نقشهی شما داشته باشم.
چی؟!
مهم نیست چی بشه، من خلا رو شکست میدم.
چطور به این نتیجه رسیدی؟
عملکرد ذهن انسان خیلی عجیبه! درک نمیکنم، درک نمیکنم!
من فقط میخوام تموم خلا هارو نابود کنم. کجاش عجیبه؟
تو دیگه...
اگه ناتسوکو سان نیومده بودن، تا اینجا نمیرسیدیم.
هم؟
مِمِلِن؟
من به این باور دارم.
No comments yet. Be the first to leave one.