ZENSHU

ZENSHU (全修。)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 1

Informations sur la version

[AnimWorld] Zenshuu - S1E06 [Senku] @Megatools v2bot
Un commentaire de @Megatools_v2bot

Tags

other
Publié le: 2025-04-06
Téléchargements: 32
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 125 premières lignes.

‫بریم!

‫بریم، مبارزان عدالت!

‫نابودش می‌‌کنم.

‫حضور خلا صفر درصده. ‫خلا پاکسازی شد.

‫ای جانم.

‫همون‌‌طور که انتظار می‌‌رفت، قدرت خلا ‫روز به روز بیشتر می‌شه.

‫هرچیم بشه، جای نگرانی نیست.

‫چون نُه سرباز اینجان.

‫AnimWorld

‫AWsub

‫حتی اگر به سطح خلا ضربه بزنیم، تنها ‫باعث تولید بیشتر مایعِ می‌‌شه.

‫و تو همون حالت‌‌هم به حرکت ‫ادامه می‌‌ده.

‫حملات ما بی‌‌تاثیر بود، از دفاع‌‌ـمون گذشت ‫و مستقیم به سمت روح اینده رفت.

‫خودشُ روی برج به حالت جامد ‫درآورد، و متوقف شد.

‫بزرگ و بزرگ‌‌تر شد.

‫لوک با شمشیر و بقیه با حملات پی‌‌درپی ‫نتونستن کاریش بکنن.

‫همون‌‌جا موندگار شد، امکان‌‌ـم نداره ‫تکون بخوره.

‫منطقه به‌‌طور کامل تخلیه شده.

‫باتوجو به موقعیت، احتمال می‌‌دیم ‫که یه پیله باشه.

‫قسمت ششم: شانس

‫پیله؟

‫حشرات قبل از دگرگونی‌‌ـشون و بالغ شدن، ‫مدتی رو در لیسه‌‌ها سپری می‌‌کنن.

‫پس دفعه بعدی تو شکل کاملش می‌‌آد ‫و به روح آینده حمله می‌‌کنه.

‫بله، دقیقا همینطوره.

‫خب، قبل از اون...

‫کجا می‌‌ری؟

‫باید قبل از بیدار شدنش ‫بکشیمش.

‫دیدی که، حتی با حمله همزمان همه ما ‫تکون هم نخورد.

‫برای همین من-

‫بشین.

‫اگه می‌‌‌‌‌‌‌‌دونستم یهو مایع می‌‌شه ‫یه چیز دیگه می‌‌کشیدم.

‫در برابر مایع شمشیر قرار نمی‌‌دادم...

‫به‌‌هرحال، تا برسم اونجا یه ‫راهی پیدا می‌‌کنم.

‫نزدیک بود بمیری!

‫چیزی نمونده بود بمیری!

‫می‌‌فهمی؟

‫لوک!

‫به به، ایشون یکی از نُه سرباز ‫بزرگوار هستن.

‫فکرشُ نمی‌‌کردم اینجا ببینمت.

‫خسته نباشی.

‫خب، می‌‌نوشی؟

‫چیزه... راستی...

‫شنیدم حریف این‌‌بار یخورده قوی‌‌ـه.

‫حدس می‌‌زنم حالا که به برج چسپید ‫جنگیدن باهاش سخت باشه.

‫هرچی بشه، باهاش می‌‌جنگیم.

‫اگه این یکی توانایی پرواز داشته باشه، ‫تنها کسی که می‌‌تونه تو آسمون بجنگه یونیوـه.

‫اگه تو اون اونجا با-

‫من دیگه درگیر نبرد نمی‌‌شم.

‫ببخشید، ولی کاری از من برنمی‌‌آد.

‫بعدا از اینکه هشت‌‌تا از ارواح آینده نابود شدن، ‫بازم خوب دووم آوردید.

‫بنظرت تو اینطوری نیست، چینگوسمَن؟

‫یجوری حرف می‌‌زنی انگار قراره ببازم.

‫هرطور شده می‌‌برم.

‫به هر قیمتی.

‫باشه، اینقدر سخت نگیر.

‫زندگی طولانی‌‌ـه، مطمئنم حتی قهرمان افسانه‌‌ایی‌‌هم ‫یه روزی همه‌‌ـشُ از دست میده.

‫محاله ممکنه!

‫اگه من ببازم، یعنی مرگ دوستانی که دوشادوش ما ‫جنگیدن، بی‌‌فایده بوده.

‫من یه قهرمانم.

‫منُ با بعضی بی‌‌عرضهِ بی‌‌لیاقت مقایسه نکن.

‫که دم‌‌ـشونُ بین پاشون کردن، و فرار کردن! ‫(بزدلافه فرار کردن)

‫یه بی‌‌عرضه که دم‌‌ـشو بین پاهاش کرد ‫و فرار کرد، ها؟

‫اینُ خوب اومدی.

‫هوی.

‫هــــــم؟

‫اینا چی‌‌ـه می‌‌خوری؟

‫یکی می‌‌خوای؟

‫احمق، اونا رو نخور!

‫چینگوسمَن همیشه می‌‌گفت کرم‌‌های ‫قبرستونُ نخورید!

‫کرمای اینجا نرم و آبدارن، خوشمزه‌‌ست.

‫واقعاً که، درکت نمی‌‌کنم.

‫از اون دختر خوشگله چه‌‌خبر؟

‫غرور می‌‌تونه به کشتنت بده، ‫هرچند شاید مفیدهم باشه.

‫چیزی مثل طلسم احظارشُ ‫تا حالا ندیده بودم.

‫حالا که فکرشُ می‌‌کنم، اگه اون از ‫اول باهامون بود...

‫حتی یه روح آینده‌‌هم خورده نمی‌‌شد.

‫انقدر خوبه؟

‫پس آخرین جنگجو به موقع ‫پیداش شد...

‫نه، اونطوری‌‌هم نیست!

‫ها؟

‫از وقتی اون اومده، کل نقشه‌‌هاـمون ‫به فنا می‌‌ره.

‫اون بی‌‌ملاحضه‌‌ست، خشنه، خودرای‌‌ـه ‫و کاراش خیلی بی‌‌معنی‌‌ـه.

‫خیلی احمقه، بی‌‌پرواست، و جز نگران کردن ‫من کاری بلد نیست.

‫هنوز درباره اون خوشگله حرف می‌‌زنـ-

‫ناتسوکو! اسمش هیروسه ناتسوکوـه!

‫جاستیس!

‫عه، چی‌‌ـه؟

‫چی می‌‌خوای؟

‫درباره این «روابط بزرگ سالانه»...

‫جانم؟

‫بی‌‌خیال، نمی‌‌خوام بدونم..

‫آخ، واقعاً مشکل اون چی‌‌ـه؟

‫دارم چه غلطی می‌‌کنم؟

‫آه! ریدم بهش!

‫اول یهویی بدون اجازه غذامُ می‌‌خوره ‫دوماً اصلاً بهم گوش نمی‌‌ده...

‫نباید بری دنبالش؟

‫حتی نمی‌‌شه قیافه‌‌شُ دید.

‫جدی اون چشه؟

‫بهترین دوست توم مطمئناً ‫همین کارُ می‌‌کرد.

‫یعنی ریدم تو همه‌‌ش.

‫ببند گاله رو، لوکُ مسخره نکن!

‫و دیگه اون کرما رو نخور، ‫اژدهای ایکبیری!

‫روباتِ حشره کُش

‫تلهِ حشره گیر

‫روغن، بی‌‌زحمت.

‫ناتسوکو سان، خلا کاملاً شمارو در خودش فرو برد، ‫اما شما کاملاً سالم‌‌ـید.

‫می‌‌دونیم چرا؟

‫حالش چطوره؟

‫یونیو سان، می‌‌شه کمکم کنید؟

‫از دست این بی‌‌فکر!

‫خواهشاً فکر نکنید که شما تنهایی در برابر ‫خلا مقاومت می‌‌کنید.

‫رباتِ حشره کش

‫تلهِ حشره گیر

‫جوری تظاهر نکن انگار داری همه ‫کارا رو تنهایی انجام می‌‌دی.

‫فکر نکنم علاقه‌‌ایی به شنیدن این ‫نقشه‌‌ی شما داشته باشم.

‫چی؟!

‫مهم نیست چی بشه، من ‫خلا رو شکست می‌‌دم.

‫چطور به این نتیجه رسیدی؟

‫عملکرد ذهن انسان خیلی عجیبه! ‫درک نمی‌‌کنم، درک نمی‌‌کنم!

‫من فقط می‌‌خوام تموم خلا هارو نابود کنم. ‫کجاش عجیبه؟

‫تو دیگه...

‫اگه ناتسوکو سان نیومده بودن، ‫تا اینجا نمی‌‌رسیدیم.

‫هم؟

‫مِمِلِن؟

‫من به این باور دارم.

More Farsi Persian subtitles for ZENSHU

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left