Les 133 premières lignes.
خیلی سرحالی
تقریبا
توعم همینطور...مگه نه؟
آره
رسیدیم زاک
زاک؟
...زاک
...زاک
!زاک
زاک پاشو
!زاک
ها؟
خداروشکر
رسیدیم؟
خوب پس بهتره بریم
زاک داری خونریزی میکنی
...این چیزی
نکن نباید تکون بخوری
گفتم...حالم خوبه
نه
ها؟
...ری چرا
قیافتو اینجوری کردی؟
!زاک
نفس میکشه
فقط بیهوش شده
ولی نمیتونم ازین جلوتر ببرمش
همینجا منتظر بمون
میرم دارویی چیزی پیدا کنم
قول میدم مفید باشم
!زاک
یه چیزی....عجیب میزنه
این دیگه چیه؟
...این دود...بوی
شیرینی....داره
...باید عجله کنم وگرنه زاک
این دیگه چی بود؟
خداوند خواستار کسانیست که" پاک و راستگو باشند
از خود بپرسید :چه کسی هستید؟
آیا یک قربانی مطلوب هستید؟
فرشته هستید؟
یا اگر از آن دسته ای هستید که در جست و جوی بخشایش الهی هستید
".آشکارا گناهان خود را اعتراف کنید
ریچل گاردنر
گناهان خود را به زبان بیاور
و آن مدرک تو خواهد بود
از نظاره کردن مدارک چه احساسی به تو دست میدهد؟
"در ها گشوده شده اند تا ناپاکی های وجود خود را ببینی
آیینه؟
به خودت نگاه کن
یک قربانی یا یک گوسفند گم شده؟
یا یک اهریمن؟
تنها چیزی که خدا میخواهد
تو هستی...بدون دروغ
یعنی چی؟
...من خودمو می بینم
فقط همین
آیا یک آدم نادان هستی یا خود حقیقیت را مخفی میکنی؟
اینجا مکان اعتراف است
برای خروج
تکه های خود را جمع کن
و خود واقعیت را بشناس
تکه های خود را جمع کن و خود واقعیت را بشناس
گناهان خود را به زبان بیاور"
اگر اطلاع نداری
"پاره کن و آنهارا بیرون بکش
اینجا دیگه کجاست؟این نوشته ها خیلی عجیبن
میتوانی گناهان خود را تشخیص دهی؟
اگر آنها در خاموشی فرورفته اند پس خودت این کار را انجام داده ای
آنها را پاک کرده ای؟
یا فقط تشخیص ندادی که آن اعمال گناه هستند؟
اگر گناهان خود را گم کرده ای باری دیگر آنها را کامل کن
گناهان پیش رو را بپذیر
اینجا مکان اعتراف است
تو کی هستی؟
گناهان خود را به زبان بیاور
گناهان خود را بپذیر
گناهان؟
پاره کن و آنهارا بیرون بکش
پاره کن و آنهارا بیرون بکش
پاره کن و آنهارا بیرون بکش
پاره کن و آنهارا بیرون بکش
پاره کن و آنهارا بیرون بکش
پاره کن و آنهارا بیرون بکش
پاره کن و آنهارا بیرون بکش
پاره کن و آنهارا بیرون بکش
...پاره کن
و آنهارا بیرون بکش
یه خانواده...گوسفندی؟
ری....ری
ری
بیا اینجا
چه اهمیتی داره؟
بیااینجا
اصلا مهم نیست
کاری که الان باید انجام بدم
اینه که زاکو نجات بدم
گناهان خود را به زبان بیاور
و آن مدرک تو خواهد بود
...یه جای عجیب و غریب دیگه
دقیقا وقتی که خیلی عجله دارم
رد پاهام قرمزن
این خونه؟
نباید وقتو تلف کنم
ازین تو میاد؟
این صدا از کجا میاد؟
به چه چیزی میخواهی اعتراف کنی؟"
آیا قلب تو حقیقتا خواستار نجات است؟
آیا میتوانی گناهان خود را همانگونه که هستند در پیشگاه خدا عرضه کنی؟
و از همه مهمتر تو توانایی تشخیص یک قلب گناهکار را نداری
اگر در جست و جوی رستگری هستی
حقیقت گناهان خود را در این مکان اظهار کن
اظهار کردن گناه؟
تابلوی فرشته؟
...خیلی بلنده
سرم...داره میترکه
تو کی هستی؟
تو کی هستی؟
چرا سکوت کردی؟
خودت چی؟
تو کی هستی؟
من کشیش این کلیسام
اسم من گری عه
تو یه کشیشی؟
حالا نوبت توعه که جواب منو بدی
من...ریچل گاردنرم
تو مسئول این طبقه ای؟
قاعدتا
از دید تو احتملا باید باشم
لازم نیست بترسی
هنوز راجع به این که چجور آدمی هستی قضاوتی نکردم
ازون جهت که درین مورد چیزی نمیدونم
قضاوت کوکورانه ای روت انجام نمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.