Les 200 premières lignes.
آنچه گذشت
مشکلی نداریم؟ - ردیفیم، جی -
جفری گفت معامله دیگه انجام شده
جفری نمیدونه من اینجا منتظرت هستم
قراره یه کار دیگه انجام بدی که تقصیر اتهام به قتلش رو گردن بگیری
چیکار کردی؟ - یه کار بد -
دستینی گونزالز. من برادرشم
و میدونم تو و کلیسات دلیلی هستید که کشته شده
ازم دلخور نشو
اگه سوار سفینه بشی زنده خواهی موند
اگه با دوستهات اینجا بمونی
خواهی مُرد
دیگه بسه
نه
تو یه تصمیمی گرفتی که همه چیز رو ازم گرفت
لازم نبود پدرم رو بکشی، نیکو
انتخاب کردی که بکشیش
حالا مجبوریم همه چیز رو بگیریم
قبل از این زندگی، یه زندگی دیگه بود
قبل از این بدن، بدنی دیگه بود سال 1932
نور را ستایش کنید
نور را ستایش کنید
نور را ستایش کنید که تاریکی را شکست میدهد
گرچه شاید زمین بلرزد
و بهشتها باران کم بیارند
نور از درد ما را میرهاند
آمین - آمین -
لطفاً کمکش کنید
مسیر خیلی طولانیای اومدیم بهتون نیاز داریم
به دنبال نور هستی
بچهها، ایمان داشته باشید، و نور برای شما زندگیای جدید خواهد آورد
بله. آمین
و نور تاریکی را روشن خواهد کرد
نور تاریکی را روشن خواهد کرد
آمین - آمین -
سال 1957
حال یه ملاقاتی رو دارین، کشیش؟
سلام، آقا. اسم من دکتر جوناست
متخصصی هستم که از ملبورن آوردن
متأسفم مدت زیادی اون پشت نگهتون داشتن
به نظر این آمریکاییها علاقه ندارن دستهاشون رو کثیف کنن
وقتی قضیه بیماریهای احتمالاً واگیردار باشه
و شما خیلی شجاع هستید که برگشتید اینجا
اگه دکترها با ترس زندگی میکردن
بزرگترین پیشرفتهای پزشکی اتفاق نمیافتادن
و به نظر میاد شما واقعاً هم یه مورد خیلی جالب هستید
میخوام داروتون رو تنظیم کنم
این همیشه بدترین بخشه
دردناک و تکاندهنده است... برای جفتمون
خب، بیشتر برای تو
یه نبرد برای کنترل پیش میاد
کمکم شروع به از دست دادن زمان میکنی
تا وقتی در پایان، همهاش مال من میشه
و تو، از بین خواهی رفت
نبردت با بیماریته، نه با من من فقط واسه کمک اومدم
کاش راه دیگهای بود ولی
تکنولوژی، فقط هنوز اونقدر پیشرفت نکرده
نکن. میمیری
هیچچیز واقعاً هیچوقت نمیمیره
سال 1979
دیوید اِلر
تو. من رو میشناسی؟
خیلی وقته باهات بودم
فکر میکنی تمام اینها از کجا اومده؟
هر چیزی که به این شریک زندگیهات
موعظه میکردی، همهاش واقعیت داره
توانایی درک خودآگاه عمیقت دیدن طیف
میتونم هر چیزی که لازمه رو بهت یاد بدم
و تو
میتونی نور من رو به دنیا بیاری
اولین اولترا
تویی
قراره باهمدیگه یه آیندهی زیبا بسازیم، دیوید
آئورا، فرانسیس
باورتون میشه؟
سلام، عزیزم. اسمت چیه؟
لزلی
لزلی خوشبختم
امیدوارم مسیری که در پیش داریم مسیری موفقیت آمیز باشه
خدا رحمتت کنه، محفل مجلل
خدا رحمتت کنه - نوش -
حالا که مرده، بیاید دیگه هیچوقت اون اسم رو به زبون نیاریم
یه رسم بومیه
تو از بومها چی میدونی؟ - صحبت از مرده شد -
ببینید، خیلی خوشحالم که جونا مرده و این حرفها
ولی چیزی که به عنوان مردها و زنهای دانشمند شاهدش بودیم
و البته، املاک
واقعاً حیات اون بیرون هست - درسته -
و ارتباط برقرار کردیم
اگه منظورت از ارتباط اینه که نابودش کردیم، پس آره
سفینه رفته، و همینطور جونا برای همهمون یه بُرده
درسته. اگه از من بپرسید باید به سلامتی نیکو بنوشیم
کاری که مجبور بود رو کرد
کاری که اگه هر کدوم از ما تو موقعیتش بودیم انجام میدادیم
فقط میگم کاش لازم نبود این بار رو به دوش بکشه. هنوز یه بچه است
نیکو میدونست داره چیکار میکنه و انجام دادنش درست بود
یه کادوی عالی بهمون تقدیم کرد بالأخره آزادیم
و حالا که بچهها به جرم قتل دستینی تحت تعقیب نیستن
یا جونا تهدیدشون نمیکنه
وقته بیاریمشون خونه
باید پخش بشیم، قدم بعدیمون رو خانوادگی انجام بدیم
هر کدوم مسئول بچههای خودمون هستیم نه چیزی دیگه
واقعاً این آخر کاره
سلامتی پیدا کردن بچههامون
و یه سهمگینپنجهی 6 و نیم فوتی
illusion امیرعلی
میدونم میخوای بازی کنی، ولی واقعاً میخوام
الان بهم پسش بدی
گرفتمش آفرین دختر خوب
اَلکس عصبی میشه اگه ببینه اون لیس یه سوراخ دیگه توی دیوار درست کرده
فکر کنم انرژی ذهنیم رو دستکاری میکنه
خیلی مضطربم و هیجانزدهام که آرومش کنم
این یه فرم ثبتنام دانشگاهه؟
مگه لازمهاش این نیست که واقعاً دبیرستان رو تموم کنی؟
اینترنتی میتونم تمومش کنم یا دیپلمم رو بگیرم
نمیدونم. فعلاً به همه جاش فکر نکردم ولی فکر میکنم به این نیاز دارم
اصلاً چطوری فرم ثبتنام گرفتی؟ ما حتی صندوق پستی نداریم
کارت کتابخونهام هنوز کار میکنه
خب، چی؟ فقط قراره ترکمون کنی؟
یعنی، این اسمیت کجاست اصلاً؟
ماساچوست. میتونی همراهم بیای
و بعد وقتی 18 سالم بشه میتونم از نظر قانونی به فرزند خواندگی قبولت کنم
و چیس چی؟
یعنی، اون 70 درصد زمان لباس تنش نیست
و مگه نیو انگلند سرد نیست؟
آره، خب، فقط سعی داریم ببینیم اصلاً یه رابطهای با لقبهای بانمک
چیسگرت، گرتچیس معوقی وجود داره یا نه
که ارزشش رو داشته باشه به جایی ببریمش
هنوز واسه اینکه تو بیمارستان غافلگیرش کردی تو رو نبخشیده؟
میخواستم یه راه ظریفانه برای گفتنش پیدا کنم ولی... نه
نه، نبخشیده
سلام. آینه دارید؟
مال خودم رو توی خونهی درختی جا گذاشتم که حالا کسی توش هست
و واقعاً دوست ندارم مجبور نشم به اونجا برگردم
آره، حتماً اونجا رفتن اصلاً خوب نیست
داری میری دانشگاه؟ - آره، بهش فکر میکنم -
ببین، باشه، فقط دارم ثبتنام میکنم
و میدونی، با رفتن جونا، شاید اوضاع فقط آروم بشن
منظورم این نیست که مردن جونا
یا اینکه تو مجبور شدی با کشتنش باعث مرگش بشی
دقیقاً به معنای آرامش باشه
فقط منظورم اینه طرف کسی رو نمیگیرم
دعوای تو و کارولینا رو یکم پیش شنیدم متأسفم
نباش حالم خوبه. واقعاً
اگه حالت خوب نباشه عیبی نداره
حتی تشویقت میکنیم خوب نباشی
ببینید، اونکار رو کردم و نمیتونم تغییرش بدم
و نقشهی گرت باید الهامبخش همهمون باشه وقتشه به زندگیمون ادامه بدیم
فقط دارم میگم، اون دختر باجه تسویه دفعهی پیش بدش نمیاومد
رفیق، شنیدم چی گفتی
یعنی، چطوری از تخممرغهای ماشینی و بیکن
کباب شده با چوب درخت سیب دادن به
نون پیتای سه روز مونده و چندتا سیب گندیده رسید؟
خب، حداقل یه مرغ بهمون داد پروتئین خوبه
نه، اون رو مستقیم به لیس پیر میدیم
آره، اخیراً نگاههای ناجوری بهم میاندازه
و دوست دارم هر گونه ایدهی غیردوستانهای رو دلسرد کنم
دلم تنگ شده واسه وقتی که واسه کمک به آوردن
کلی کیسه خوار و بار غر میزدم و تنها غذای نیمه قابل خوردنیم رو
به طور خودکار به خورد حیوان خونگی دوست دخترم نمیدادن
باید دست از فکر کردن به گذشته برداری، رفیق
زندگیهای قبلیمون، دیگه وجود ندارن
مطمئنی؟ یه جورایی حس میکنم الان والدینمون طرف ما هستن
بابات از مرگ برگشته، و فکرش داره آزارت میده. درک میکنم
ولی چیس، والدینمون هنوز قاتل هستن
پس چی؟ فقط تا آخر عمرمون تو این عمارت عجیب زیرزمینی بمونیم؟
ما 6 نفر و یه سوسمار سایز بزرگ؟
توصیه نمیکنم به گرت... یا سوسماره اینطوری بگی
باعث نمیشه باهات حال کنن - حالا هرچی -
تنها چیزی که میدونم اینه که این فوق عمارت قراره خیلی زود احساس تنگاترسی بهمون بده
شروع کن روی یه استراتژی خروج کار کردن
در حالی که یه زمین لرزهی دیگه لُس آنجلس رو لرزوند
شاهدین نزدیک مرکز شهر یه انفجار غیرعادی بودن
یه بالن آب و هوایی آزمایشی که توسط نیموی ویکتور استاین طراحی شده بود
قبل از پرتاب برنامه ریزی شدهاش آسیب دید
استاین از این حادثه به عنوان موقعیتی
برای اعلام بازگشتش بعد از یک مشکل سلامتی استفاده کرد
سهام نیمو در اخبار بالا رفت
پسر نوجوون استاین، چیس هنوز فراریه
ولی دیگه به اتهام قتل دستینی گونزالز تحت تعقیب نیست
میتونم کمکتون کنم؟
باید یه نفر رو توی دفتر دادستانی ببینم، لطفاً
مدارکی دارم که ثابت میکنه یه نفر بیگناهه
بیگناه از چی؟
قتل
مجبورم کردی به خاطر این تو ساعت شلوغی از اتوبان 405 بیام؟
فقط یه مهمونی نیست. یه عذره
اون دختری که تولدشه همونی که کنار داریوسـه
چند ساعت پیش آوردش
اصرار داشت قاتل موردعلاقهمون رو تبرئه میکنه
داری بهم میگی... ؟ - بله، میگم -
مهمونی تو همون روزیه که دستینی گونزالز کشته شد
و دختره حاضره شهادت بده شوهر خواهرش
کل شب خونه رو ترک نکرده
داریوس مُرده. چه اهمیتی داره چیکار کرده یا نکرده؟
واسه اون اهمیت داره بیخیال نمیشه
خوشبختانه، دادستان اول به ما دادش
وقتی بهشون پول داده میشه که وفادار باشن اسمش شانس نیست
خب، باید مطمئن بشیم شانسمون ثابت بمونه
این دختر نمیتون چیزی پیدا کنه که به تو یا من منتهی بشه
No comments yet. Be the first to leave one.