Les 200 premières lignes.
اوه، سلام. اوه، چقدر دیر کردی.
چقدر خوشگلی
خوشگلی. بعد از کلاس بهم زنگ بزن.
صبح بخیر
بشینیم، ها؟
جسیکا، به مامانت بگو نمیتونه از این ایمیلها برام بفرسته، باشه؟
این مناسب نیست.
اوه، چه باحاله. شماها هم چه خبر؟
اوه، آره... نه، صبر کن... خب.
همه درس رو خوندن؟
بچههای امسال، حس میکنم کمتر "وُک" (آگاه به مسائل اجتماعی) هستن. شما هم متوجه شدین؟
دیگه علاقهای به "وُک" بودن ندارن.
دوباره برگشت سر جای اولش. کامل برگشت.
حالا طرفدار چیزی هستن که میگفتن مخالفشن.
آره. و دوباره دارن اون کلمه R رو میگن.
تو اون بچه رو داشتی... چی میگفت راجع به تفتیش عقاید اسپانیا؟
من مجبور شدم هر دو جنبه تفتیش عقاید اسپانیا رو درس بدم.
خیلی دیوونهکنندهست. ناراحت شد، شروع کرد به گریه کردن.
یه قضیه کامل بود. من بچههایی دارم که بهم نشون میدن
پورن هوش مصنوعی از اسکار وایلد که با زنها رابطه داره.
اون همجنسگرا بود.
شش سال تو این مدرسه. امروز، خبری از دینتی مور نیست.
خورشت دینتی مور؟ دینتی مور چیه؟
باورم نمیشه هنوزم اون چیزا رو تولید میکنن.
هر وقت میبینمش فکر میکنم یه کنسرو غذای سگه.
حدس میزنم امروز رژیمم، که البته خوبه.
چون همه این عوضیهای کوچولو که این دور و بر میچرخن
هر کاری میکنیم رو فیلم میگیرن، میدونم
و میفرستن برای چین کمونیست.
چی داری میگی؟
بذار ازت بپرسم. چرا پرطرفدارترین اپ دنیا
بدون سیاست. توسط تنها دشمن آمریکا اداره میشه؟
نگفتیم بدون سیاست؟ آره من گفتم.
ما یه قانون نذاشتیم که: بدون سیاست؟
مردم میگن با پولشون رأی میدن. خیلیا این کار رو میکنن.
من با پولم رأی میدم. با رأیم هم رأی میدم، باشه؟
و من هیچوقت انتخاب نمیکنم به کی رأی بدم تا بعد از مناظرهها.
این درست نیست. ۱۰۰ درصد درسته!
درست نیست که تو صبر میکنی... باور کن، رفیق، باشه؟
بهش میگن نجابت روح. تو هم داریش. تو اعماق وجودت.
فقط یه دوست پسر جذاب میخوای که هر روز صبح این رو از وجودت دربیاره.
ناهار از خونه نیارید.
امسال ارزشش رو نداره. صبر کن، چی؟
من نمیتونم این همه بار رو حمل کنم!
منظورت "امسال" چیه؟ ناهار رو بهتر کردن.
ببین. مارکی پای پیکن داره. کی ناهار رو بهتر کرد؟
رفیق، شماها باید به کارگزار سهامم جواب بدین.
اون فرصتهای جدیدی داره. نمیخوام این فرصتها رو از دست بدین.
ریک، مؤدبانه ازت میخوام دیگه اون ایمیلها رو برامون نفرستی.
چون اونا واقعاً اسپم هستن و اون یارو، فکر کنم، داره سرت کلاه میذاره.
این یارو معتبره. من تو یه سخنرانی تد (TED) باهاش آشنا شدم.
تو رفتی سخنرانی تد؟ آره.
یا تدایکس (TEDx) بود؟
فرق داره؟ چیش فرق داره؟
واسه همین من حقوقم رو نقدی میگیرم. مستقیم میره تو گاوصندوق.
این دیوونگیه. تو احمقی؟ داری هر سال ۰.۸ درصد ضرر میکنی.
بابت اون مالیات میدی؟
مالیات دزدیه.
آره. اون کیه؟
اون معلم جدید فیزیکه.
جای جنیفر اومده. آدم باحالیه.
برای ترم اول، یا کل سال اگه تو مسابقه "اعجوبه مسابقه" (The Amazing Race) موفق بشه.
باورم نمیشه با فتق تونست بره تو اون برنامه.
نه، فکر کنم بچه آتوپیک بود.
اون کلمه درست نیست. ایوان.
ایوان، میتونم تو دفترم باهات حرف بزنم؟
الان؟ بله. بیا، بیا.
ویپ ممنوع. بوش رو حس میکنم.
نه، نمیتونی.
اینم ازش.
اوه. باشه. آره. آره.
باشه. آره.
تحت بازجویی هستی. من تحت بازجوییام؟
بابت چی؟ مادری به اسم لیندا هریسون
لیندا هریسون؟ این اسم رو میشناسم.
ادعا میکنه که تو دوست پسرت رو بوسیدی
جلوی پسرش. اوه خدای من.
و جلوی یه کلاس کامل از دبیرستانیهای دیگه آخر سال تحصیلی گذشته.
وقتی این اتفاق افتاد در موردش باهام حرف زدی. چیزی نبود که.
میدونم. اما حالا اون شکایت رسمی کرده، و من باید این رو بخونم.
صبر کن، بچهاش... اون بچه که فارغالتحصیل شده.
الان دانشگاهه. چرا حالا داره این کار رو میکنه؟
نمیدونم. چرا هر کسی هر کاری میکنه؟
یه لحظه صبر کن. لیندا هریسون. اون اسم رو یادمه.
اون همون مادریه که از اون درس اجباری شکایت کرده بود.
محتوای هرز، آره. محتوای هرز، درسته؟
و یادت میاد اون کتابی که گفت هرزه چی بود؟
گتسبی بزرگ.
گتسبی بزرگ.
میدونی چند وقته این تو برنامه درسیه؟
وای خدای من، این اصلا جور درنمیاد.
این سیاسیه. داره یه حرکت سیاسی میزنه.
آره، سیاست واقعیته.
چرا هیچوقت به مارکی به خاطر اون همه چرت و پرتی که میگه گیر نمیدن؟
کی؟ مارکی؟
مارکی، معلم ورزش. مارکی.
مارک... اون رو که نمیتونن بازخواست کنن.
اون وضعیت قربانی تحت حمایت داره.
من چطوری میتونم اونو داشته باشم؟ چون آسیب دید...
تو یه تصادف ماشین، تو هفته اول آموزشیش تو ROTC.
و یک سی و دوم هم بومی آمریکاست و مدرکشم داره!
این دیوونگیه. یعنی تو بوسیدیش.
تو دوستپسر تو رو جلوی پسرش بوسیدی.
الان قضیه جدیه. من واقعاً فقط یه جوری بودم که...
فقط به زور... فقط یه جوری...
حتی نمیدونم لبهامون به هم خورد یا نه.
میفهمی؟ این همجنسگراهراسیه.
همجنسگراهراسی این شکلیه. برام مهم نیست چی هست.
این موذیانه است. من آگورافوبیک هستم.
خب حالا من چیکار کنم؟ فقط منتظر بمونم سرنوشتمو تعیین کنن؟
نمیدونم. تو میتونی هر کاری بکنی. تو...
اگه نامه استعفاتو بدی،
میتونی تو یه رستوران کار کنی یا همچین چیزی.
یا، میدونی، با دوستات یه فیلم کوتاه بسازی.
برو اَموِی (Amway). اَموِی خیلی خوبه.
میخوای من این کارو ول کنم؟
نه، نمیخوام ول کنی. نمیخوام ول کنی.
اون میخواد تو ول کنی.
ببین، من ازت میخوام یه بیانیه بنویسی
در دفاع از موضع خودت، باشه؟
من از طرف تو میفرستمش. در دفاع؟
کاریه که من از دستم برمیاد. من بیانیه نمینویسم.
کل این قضیه مزخرفه! -- مزخرف نیست!
شانس آوردی تعلیقت نمیکنن.
گرنت، یه چیزی ازت بپرسم.
بچهاش... اون بچه رو یادت میاد؟ آره.
اون الان همجنسگرا شده؟
رفته دانشگاه و الان هم همجنسگراست، نه؟
همیشه حس میکردم اون بچه همجنسگرا بود.
فقط... ایوان، بس کن.
بس کن. فقط بس کن. درست میگم؟ درست میگم.
اون فکر میکنه من بچهاش رو همجنسگرا کردم.
بس میکنی؟ این دیوونگیه!
ایوان، لطفاً بقیه روز رو مرخصی بگیر!
یعنی، فکر کنم اینو قبلاً هم گفتم،
نه که بخوام، هرچی... ولی من به یه دلیلی ول کردم.
میدونم که به یه دلیلی ول کردی.
من، یعنی، واقعاً الان دارم پیشرفت میکنم.
اونا، مثلاً، شغلای تکنولوژی رو تو آستین همینجوری پخش میکنن.
الان، چی؟ دو ماهه که اون کارو دارم.
چهار بار از بیمه دندونپزشکیم استفاده کردم. چهار بار!
دارم برای مثلاً هیچی بریس میذارم.
من معلمی رو ول نمیکنم. نمیتونم همینجوری برم تو کار تکنولوژی.
من یه کاری میخوام که برام معنی داشته باشه، که ازش متنفرم.
آره. نه، این... این بده.
شاید اگه تو یه مدرسه شهری اینجا تو آستین بودی، قضیه فرق میکرد،
ولی این حومهها هنوز، مثلاً، خیلی سنتیان.
نه، ولی من باید اونجا بمونم چون یه جای متعصبی مثل اونجا،
جاییه که میتونی بیشترین تأثیر رو بذاری.
مثلاً، اگه من تلاش نکنم آینده رو بهتر کنم،
برای این بچههایی که از این سیستم رد میشن، دارم چیکار میکنم؟
اگه فقط تسلیم نیتهای شیطانی والدین محافظهکارشون بشم،
اون وقت بچهها دقیقاً مثل اونا بزرگ میشن.
اون وقت دوباره میشه سال ۱۹۸۰ یا بدتر. باشه.
یعنی، فقط میخوام بگم، مثلاً...
من همه محافظهکارها رو شرور نمیدونم.
منم همینطور. من خودم تو این مرحله محافظهکارم.
نه، تو نیستی. نه، در مورد همه چیز نه.
من هنوز پیشرفت اجتماعی میخوام. تو میگیش چون باکلاسه.
ولی تو واقعاً جمهوریخواه نیستی.
نه، من واقعاً... یعنی، من با خیلی از چیزای جناح چپ مخالفم.
دیگه نمیدونم چی هستم. من به "رِد اسکیر" گوش میدم.
اگه خود میل من به سکس، مثلاً، زیر سؤال باشه...
یا از نظر اونا ممکنه شیطانی باشه...
نمیدونم. ما باید یه کاری بکنیم.
اوه، "ما"؟ تو و من؟
تو و من، ما با هم؟ نه!
برو با هیئت مدیره مدرسه حرف بزن. ما بودیم که همدیگه رو بوسیدیم.
"ما" که دیگه اصلاً با هم نیستیم، چون تو نمیتونی متعهد بمونی.
تو همیشه جوری رفتار میکنی که انگار من باهات کات کردم.
ولی من باهات کات نکردم. ما از همدیگه جدا شدیم.
من دیگه اصلاً نزدیک اون مدرسه نمیشم.
و مطمئناً من دخالت نمیکنم.
در همین راستا، اگه پایهای...
من پایهام امروز خونهت وقت بگذرونیم.
باشه. وای. من قرار بود...
بقیه روز رو مرخصی بگیرم تا به کارهام فکر کنم.
ببین، این کلاً قضیه توئه.
این همون قضیه منه. تو خودت برای خودت مشکل درست میکنی.
مثلاً مثل همین.
اگه منو حامله کنی چی میشه؟
مثلاً، میخوایم بچه رو نگه داریم؟
من که نمیتونم بچه بزرگ کنم. من تو کار تکنولوژیام.
اگه من تو رو حامله کنم...
یه معجزه میشه.
این رفتار نه تنها قابل تحمل بود،
بلکه تشویق هم میشد اگه یه زوج استریت همین کارو میکردن.
همجنسگراهراسی
سلام
چیکار میکنی، گی کوچولو؟
عاشق اینم که اینجوری صدام میکنی. اوم...
دارم این اظهارنامه رسمی رو مینویسم.
که باید برای این تحقیق تحویل بدم.
تا الان چی داری؟
«به اطلاع هر که مربوط است»
یه بوس به لپ دوستپسرم زدم
شاید برای یه لحظه لبام به لباش خورد
جلوی کلاس دانشآموزاش
اون موقع رابطهمون جدی بود، و کاملاً برام مشخصه
که این رفتار نه تنها تحمل میشد، بلکه تشویق هم میشد
No comments yet. Be the first to leave one.