Les 200 premières lignes.
،در دوازدهم ژوئن 1927 در واشنگتن "سرهنگ "چارلز .آ. ليندبرگ
كساني را كه درگير جنگ شده بودند .به سادگي تكريم كرد
،در آن زمان،او گفت
شاهكارهاي انجام گرفته و اعمال انجام شده
بسيار بزرگتر از اعمال نيروي هوايي .در تحقق صلح بوده است
...اين فيلم به آن جنگجويان جوان آسمان
...آنها كه بالهايشان براي هميشه بسته شده
.با احترام تقديم ميشود
.يك شهرستان كوچك در1917 .جواني و روياهاي جواني
.جك پاول" هميشه اشتياق پرواز داشت"
در تمام روياهاي روزانهش صداي .حركت بالها رو ميشنيد
...در حقيقت،او بارها زمين را ترك كرده بود،در
مري پرستون" هميشه در" .همسايگي زندگي ميكرد
...يكبار "جك" او را از يك آتش سوزي بيرون كشيد
.و گاهي از اين موضوع تاسف ميخورد
خدايا،نميتوني بذاري يه مرد تو آرامش كارشو بكنه؟
...تقريبا يك اتومبيل
اين ماشين دندهاي جديد مثل تير شهاب .حركت ميكنه
...شهاب .چه اسم فوقالعادهاي براي اونـه
ميدوني وقتي يه شهاب ببيني چكار ميتوني بكني؟
خب...ميتوني دختري رو كه .دوست داري ببوسي
.شايد اينكارو بكنم
.بسيارخب "مري" بعدا ميبينمت
سيلويا لويس" يه مزيت بر دختران" .شهرستان كوچك داشت
.او از شهر آمده بود
:ديويد آرمسترانگ" هم يك مزيت داشت" .او ثروتمندترين خانوادهي شهرستان رو داشت
سيلويا" ميخوام تو اولين كسي" .باشي كه سوارش ميشي
بنابراين جواني خنديد و گريست و ،بيپروا گذشت
در زماني كه در سراسر دنيا ابري گسترده و گستردهتر ميشد
.تا به درجاتي بر روي هر انسان زندهاي سايه افكنَد
.جنگ
.و جواني به اين چالش پاسخ داد
.ايستگاه آزمايشات هوانوردي
،اين دري بود كه فقط شجاعترينِ شجاعان .جرات باز كردن آن را داشتند
.مسيري پر افتخار كه به سوي ستارگان ميرفت
.اسمتو اونجا بنويس، خوشتيپ
هرمان سوئيمف"؟"
.اين اسم خوبي براي جنگيدن با "قيصر"ه
،اگر ميتونستم
تمام شما آلماني ها رو تا پايان جنگ .مينداختم تو آغل گوسفندها
.من همونقدر آمريكائي هستم كه تو هستي .نشونت ميدم
.ستاره ها و باندها تا ابد
در آن روزهاي تبآلود سال 1917 زندگي .با سرعت بيشتري به پيش ميرفت
...ضربهي طبلها...صداي شيپورها
همه جا پاها عجله داشتند،موقع جدايي .لبها،لبها را ميبوسيدند
"تقديم با عشق به "ديويد "سيلويا"
سيلويا" من امروز بعداظهر ميرم" .به مدرسهي آموزشي
،"من خيلي بهت افتخار ميكنم "جك .و برات بهترينهاي دنيا رو آرزو ميكنم
ميتوني...ميشه عكستو بهم بدي تا با خودم ببرم "سيلويا"؟
خدايا،هرگز انتظار نداشتم .اينو براي من آماده كني
.هميشه اينو به گردنم آويزون ميكنم .برام شانس مياره
...لطفا سوءتفاهم نشه
..."اگه قيافهشو ميديدي "ديويد
.ميفهميدي چرا نتونستم ازش اونو پس بگيرم
،"اون فقط يه عكس داره "ديويد .چون من دلم براش سوخت
،اما تو...تو
.قلبم رو داري
خدايا،تقريبا فراموش كرده بودم از .مري" خداحافظي كنم"
."خب من دارم ميرم "مري .خداحافظ
.من برات...اينو آوردم ...فكر كردم...شايد...تو ممكنه
.وقتي نيستم ميتوني از شهاب استفاده كني
.اما بپا داغونش نكني
و "ديويد" فراموش نكني جورابهاي خيست.. ،رو عوض كني
...و يك چيز ديگه
.بله مادر
.وقتشه ارباب "ديويد" برن ايستگاه قطار
نميدونستم هنوز اين خرس كوچيك .و كهنه منو نگه داشتي
اينو بيشتر از هر اسباب بازي ديگهاي .دوست داشتي
.انگار همين ديروز بود
.و حالا پسر كوچولوي من...يه سربازه
اون خرس به اندازه كافي بزرگ "نيس تا برات بجنگه "دِيو
.فكر كردم با خودم ببرمش پدر .شايد برام شانس بياره
آه "ديوي"،"ديوي"، حتما اونو به .من برش گردوني
...اولين قدم در جادهي افتخار ...نه التهابي...نه زرق و برقي
.و همان قدر هيجان انگيز كه روز اول مدرسه بود
هرمان سوئيمف"؟" تو افراد اين ارتش؟
."بله "سوئيمف
.و به خوبي شما اسكاتلنديها ميجنگم .نشونت ميدم
.ستاره ها و باندها تا ابد
آنها آمده بودند پرواز كنند...تا فقط ياد بگيرند .هوانوردان روي زمين آموزش ميبينند
.تعجبي نداشت كه دنيايشان زيرورو شده بود
...در خلال تمام تمرينات طاقتفرسا
.نفرت "جك" از "ديويد" روز به روز افزايش ميافت
.هي، "پاول" پاتو از روي كلاهم بردار
.اون لبخند رو از لبت بردار
بس كنين! بس كنين! هرگز تو زندگيم همچين گروهي .كه مثل زنهاي رختشور هستن نديده بودم
!بيا اينجا مَلَنگ
!اين راه رها كردن مشت راستـه
!و اين راهيـه كه مشت چپتون رو رها كنين
.هرگز يه ضربه چرخشي رو اينجور نوسان ندين
.جاتون رو عوض كنين
!حالا برسون به كارتون،پُفَكي هاي پهلوون پنبه
!پسر تو خيلي اهل رقابتي
...در همان حين در خانه
.واحد زنان اتومبيل سوار
.اطلاعيه براي جلسهي پنجشنبه بعدازظهر
خانم "بل توماس" از داوطلبان
براي واحد زنان اتومبيل سوار آمريكا .دعوت به همكاري مينمايد
كساني كه اتومبيلهاي "فورد " ميرانند .شديدا مورد نياز هستند
جك" و "ديويد" شروع به باور اين موضوع كردند كه" .هرگز هيچ هواپيماي واقعي نميبينند
.سپس، ناگهان روزهاي آموزش زميني به پايان رسيد
.اسم من "وايت"ـه
.خوشحالم كه شماها اينجائين .همديگه رو زياد خواهيم ديد
بايد قبل از غذا برم بيرون و .يه چرخ هَشتي وار بزنم
."شكلات شيري "آماندو
چرا خرس؟ واسه خوش شانسي؟
بيشتر افراد طلسم نَظَر قربوني دارن مگه نه "وايت"؟
آره خيليها واسه خوش يُمني .يه چيزي با خودشون دارن
.ولي من هرگز نداشتهم
،با شانس يا بدون شانس
.وقتي وقتش برسه،بايد قبولش كنين
،شايد حق با اون باشه
،اما وقتي زمين رو ترك ميكنم .اين خرس با من مياد
!منم همينطور
نميدونستم تو هم يه چيزي براي شانس با خودت داري.چي هست؟
!اين يه رازه
،بالاي سر،هواپيماها چرخ ميزنند و شيرجه ميروند .حلقه ميزنند و به سمت بالا مارپيچ ميروند
...آسمان انگار از آنها پر شده است
مثل دانشجوي افسري "وايت" كه قبل ازغذا مانور .هَشتيش رو شروع ميكند
ميدوني اونا به ما گفتن موقع .سوانح هوايي بيرون ندويم
اين آسايشگاه دانشجوي افسري "وايت"ـه؟
وسايلشو جمع كنين،برميگردم كه .ببرمشون مركز فرماندهي
،تقديم به پسر عزيزم
.خداوند تو را مورد رحمت قرار دهد و حفظ كند
دانشجوي افسري "پائول"؟ دانشجوي افسري "آرمسترانگ"؟
فورا براي دستورالعمل پرواز خودتون رو .به واحد مربوطه معرفي كنين
.جهيزات مربوط به سوانح هوايي
همه چي ميزونه؟
!خوبه
...مانند يك گرداب قوي و ويرانگر
جنگ اكنون همهي مراكز قدرت و فخر .زمين را به درون مركز خود كشيده است
.آنسوي درياها...لانهي عقابهاي جنگ .يك فرودگاه آمريكايي پشت خطوط جبهه
!دوباره شهاب.اين بار يك رانندهي آسماني
.مهين پرستي "هرمان سوئيمف" غير قابل انكار بود
از خلباني مرخص و به عنوان .مكانيك ثبت نام شده بود
!بيدار شو! بيدار شو !نوبت گشت توئـه
!اولين گشت زني اون .اكنون روياهاش به حقيقت پيوسته بود
جايي كه صداي شيپور از خطر نفس گيري !در آسمانها خبر ميداد
!بلاخره
.بين اينجا و "مِرويل" گشت بدين
و مراقب كاپيتان "كلرمن" و .سيرك پروازش" باشين"
.پائول آرمسترانگ" اين اولين گشت توئـه"
.آرايش جنگي رو حفظ كن .حواست به علامتها باشه
مثل جغد اطراف رو بپا و .موقع چرخشهات مراقب باش
.اميدوارم چندتا آلماني ابله ببينيم
اگه "كلرمن" با سيركش باشه .يه عالمه ميبينين،نگران نباش
همه چي ميزونه؟
!خوبه
صداي غژغژ بالها كه زماني ...فقط يك روياي عاشقانه بود
اكنون مانند واقعيتي سخت .جك پاول" را در بر ميگرفت"
...در درياي مرتفع آسمان
!دشمن
كونت ون كلرمن" خلبان مشهور آلماني و" .رهبر پروازهاي نمايشي
.رهبران رقيب براي حمله علامت ميدهند
...در ارتفاع ده هزار پايي از زمين
اسكادرانهاي متخاصم خود را درگير .نبرد جنگندههاي هوايي ميكنند
گلولههاي آتشزا و آمريكائي شماره 3 .درون شعلهها چرخ زنان سقوط ميكند
نزاع سخت تبديل به به يك سري .دوئلهاي فردي ميشود
انتيازات مساوي ميشود.آلماني شماره 2 توسط .آمريكائي شماره 2 به زير كشيده شد
اما در ادامه آمريكائي شماره 2 بهاي .يك لحظه بي توجهي را ميپردازد
.رهبر آمريكائيها مورد اصابت قرار ميگيرد
.جنگ گسترده ميشود
ديويد" هدف حملهي كاپيتان مشهور" .ون كلرمن" قرار گرفته است "
تيربار "ديويد" گير ميكند و او رادر زير .مَراحِم دشمنش رها ميكند
،اما دروجود اين شواليههاي آسمان .جوانمردي وجود داشت
در خلال اين مدت "جك" از بقيه جدا مانده .بود و دو "فوكر"به دنبالش بودند
"يك شليك تصادفي،موتور "جك .را از بين برده است
تنها اميدش شيرجه به طرف .زمين و تكيه به شانس است
كمك از يك سنگر انگليسي كه .در نزديكي بودند ميرسـد
سلام آمريكائي. به يه جنگ .كوچيك شاد خوش اومدي
و حالا چطوره به افتخار شاه و عمو سام" يه لبي تر كنيم؟"
!باشه
هفتهها ميگذرند. جوجههاي پرنده .حالا كارآزموده شدهاند
در همان هنگام در يك جادهي پشت خطِ ،آسيب ديده از جنگ
.يك كارآزمودهي خدماتي ديگر ميآيد
.منو...تنها نذار...مادر
هي اگه شماها بوس ميخواين،من بهتون !بوسه ميزنم... با ته تفنگم!به خط بشين
يك "گوتا"ي بزرگ،از قدرتمندترين ...هواپيماهاي بمبگذار آلماني
محموله مرگبارش را براي محلي آنسوي ...خطوط بارگيري ميكند
سرويسهاي اطلاعاتي ما گزارش از تمركز .سري نيروهاي دشمن در "مِرويل" ميدهند
!مستقيم به اونجا برو و اونو از نقشه پاك كن
...با اسكورت دو هواپيماي جنگي سريعالسير
اژدهاي عظيم غرش كنان در جستجوي .شكارش خارج ميشود
...مارويل" روستاي كوچكي پر از مهمات"
.و مملو از واحدهاي ارتشي اسكان يافته
آنفولانزا به "مارويل" ضربه وارد كرده بود ..."و كاميون گل آلود "مري
،كه مملو از تداركات داروئي بود .بازديدكنندهي روزانهي اونجا بود
.گوتا" بالاي"مارويل"ـه" .در فاصلهي دوهزار متري
همه چي ميزونه؟
!خوبه
."در اطاقك خلباني "گوتا
.چرخش تا موافق شدن جهت باد
هي شماها كجائين؟
...دو آمريكائي سريع و مستقيم به عنوان
.پيكان انتقام،ميآيند
،موقعي كه "جك" خود رو روي "گوتا" مياندازد .ديويد" با دو هواپيماي جنگي،درگير ميشود"
در تعقيب يك "فوكر" ، "ديويد"خود رو در .معرض حملهي ديگري قرار ميدهد
.بدون توجه به خطر،"ديويد" شكارش رو تعقيب ميكند
.آلماني باقيمانده،از جنگ دست ميكشد
در اين مدت،"جك" اژدهاي عظيم را
No comments yet. Be the first to leave one.