English Teacher

English Teacher

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 1

Informations sur la version

English Teacher S01E04 School Safety 720p DSNP WEB-DL DD+5 1 H 264-playWEB
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 English.Teacher زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publié le: 2025-11-24
Téléchargements: 10
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

سلام، خوش‌تیپ. چطوری؟

خوبم. تو چطوری؟

هی، جذاب

آه، من شب رو اینجا موندم. تو موندی.

باید کمتر از این شب‌مونی‌ها داشته باشیم. چرا؟

چون باعث می‌شه فکر کنیم دوباره دوست‌پسر همیم. و این یعنی...

فقط یه شب‌مونیه. مشکلی نیست، عزیزم.

منو "عزیزم" صدا نکن. منو اِوَن صدا کن. من اِوَنَم.

تو برای من فقط اِوَن نیستی. تو عزیزم هستی. تو عزیز دل منی.

اگه فقط اجازه بدیم دوباره به حالت دوست‌پسر بودن برگردیم...

سوراخ کجاست؟ اونجاست. دستت رو بکن توش.

اون‌وقت دوباره دوست‌پسر هم می‌شیم و حدس بزن چی می‌شه؟

باید دوباره کات کنیم.

خوبی. ممنون.

اگه همین‌جوری ادامه بدیم، نمی‌تونی یه رابطه جدی پیدا کنی.

نمی‌تونم تو زندگی خودم بی‌خیال باشم.

خفه شو. پررو.

با من بودن تنها بخش هیجان‌انگیز زندگیته. یادت باشه.

خیلی جالبی.

مسواک تمیز داری؟ نمی‌خوام دوباره از مال تو استفاده کنم.

عزیزم، دیشب رسماً تو دهنت تف کردم. یادته؟

باکتری‌هاش فرق داره.

یادته!

نرو. بذار برات ساک بزنم.

باید برم.

صبر کن، بوس. الو؟ عاشق اینم که دوست‌پسرتم.

باشه، بای.

سیری، به مالکوم پیام بده: "نه، اپل واچت پیش من نیست."

نمی‌دونم اصلا کی اونو خونه من گذاشتی.

راستش رو بخوای، من همیشه خونه توام.

چی؟ آقای مارکِز، نه. این دیگه چه گوهیه، داداش؟

اوه، چی؟ آروم باش، ملکه. چته؟

گوشی‌هاتون رو سایلنت کنید. بخوابید زمین.

این وحشت همجنسگراهاست؟

کف زمین دراز بکشید. کف زمین دراز بکشید.

دراز بکشید. چیکار می‌کنی؟ چیکار می‌کنی؟

آقای مارکز، تیراندازی نیست.

باشگاه تیراندازیه.

چی؟ بیخیالِ کوفتی شو!

باشگاه تیراندازی؟

آره، مربی هیلریج دوباره اون کوفتی رو راه انداخته.

چرا... چرا یه باشگاه تیراندازی وجود داره؟

که اسلحه شلیک کنیم؟

باید اون پیراهن رو عوض کنی.

یه نیم‌تنه تو کمدم دارم. می‌خوایش؟

آتش!

آتش!

آتش! لوله به پایین.

باید در مورد لیست حرف بزنیم. لیست رو دیدی؟

نه. ولی هرچی که هست، من یه چیز خیلی مهم‌تر دارم.

گِوِن، امروز صبح فکر کردم می‌میرم.

لوزه‌ته؟ داره بزرگ‌تر می‌شه.

متاسفم. بذار ببینم. بذار ببینم.

نه. اون نیست.

اسلحه... صدای تیراندازی شنیدم.

آه. صبر کن. مارکی.

آدم کشته؟ داره تیراندازی می‌کنه؟ داره آدما رو شکار می‌کنه؟

نه. اِوَن، گِوِن. خواهش می‌کنم.

این حواس‌پرتی‌ها. الان قند خونم پایینه.

سیب می‌خوای؟ آره؟ هی.

اِو. پیراهن نیاز داری؟ تمرینات اعتماد بین معلم‌ها.

من تو خونه دارم.

منم تو خونه پیراهن دارم.

خب. پس اگه ایده دیگه‌ای برای مشارکت دارید...

تا ساعت چهار بعد از ظهر جمعه با لِیسی صحبت کنید یا برای همیشه سکوت اختیار کنید.

و این آخرین مورد تو برنامه لعنتی منه.

خب. چیز دیگه‌ای؟ نه؟ ممنون. عالیه. باشه.

سلام. سلام. اوه، نه، اِوَن.

لطفا. ما همین الانشم دیر کردیم.

امروز صبح تو یه تیراندازی درگیر بودم.

چی؟ چی؟

حداقل فکر می‌کردم تیراندازیه، باشه؟

در واقع باشگاه تیراندازی جدید مارکی بود.

کل زندگیم از جلوی چشمام رد شد.

تو این دوره و زمونه، صدای تیراندازی رو تو محیط مدرسه بشنوی...

می‌خوای بگی تریگر شدی؟

ممنون اِوَن که احساساتت رو در مورد این موضوع بیان کردی.

همه می‌فهمیم. همه صدات رو می‌شنویم. من فکر کردم سر کار قراره بمیرم.

شما فاکینگ می‌فهمید؟

مردم هر روز تو آمریکا به رگبار بسته می‌شن.

هر روز. بله.

و من فکر کردم امروز نوبت ماست، باشه؟ خیلی واقعی به نظر می‌رسید.

باید این باشگاه تیراندازی رو تعطیل کنیم.

اتفاق نمی‌افته، رفیق. جداً.

برنامه ایمنی سلاح گرم، تو روزهای تاریک سال ۹۹ تعطیل شد، باشه؟

من نمی‌ذارم دوباره سرکوب بشه.

باشه، خوبه. پس، در واقع، می‌تونیم فقط منتظر یکی از شاگردهای کوچولوی اسلحه به دستت باشیم...

که با یه نیمه‌اتوماتیک از اون در رد بشه.

اوه، اوه، اوه. این‌جوری که نیست.

اِوَن، اِوَن. این یه برنامه ایمنی سلاح گرمه.

ایمنی. برای محافظت طراحی شده، مرد.

همش در مورد آموزش به این بچه‌هاست که چطور کار درست رو انجام بدن...

با این اسلحه‌هایی که همین الانشم بیرون وجود دارن.

اینجا تگزاسه.

اصلا باورم نمی‌شه بقیه با این مشکلی ندارن. شما همه از این حمایت می‌کنید؟

نمیدونم. شاید. نه.

اینجا دموکراسی نیست. اصلاً مهم نیست کی باهاش موافقه کی مخالفه.

چیزی که مهمه اینه که قانونیه و هیئت مدیره مدرسه تأییدش کرده.

و بحث تمومه.

و به خاطر خدا اون پیراهن لعنتیتو عوض کن.

خیلی متاسفم. نمی‌خواستم اون کلمه رو بگم. خیلی متاسفم.

خواهش می‌کنم، گوئن. میشه اون سیب رو بهم بدی الان، لطفا؟

خب؟ مرخصید. برید و به ذهن‌های جوون انگیزه بدید، لطفا.

وای خدایا، باید برم.

مامان و بابام دارن دوباره آشتی می‌کنن.

مارکز. ایوان. چی؟

جدی میگی، رفیق؟

هر دفعه که من سعی می‌کنم تو این مدرسه یه کار مهم انجام بدم...

انگار تو می‌خوای تعطیلش کنی.

من حتی نمی‌تونم باهات راجع به این صحبت کنم، مارکی. این یه بحث نیست.

این یه کار بامزه نیست که داری اشتباه انجام میدی.

پای زندگی مردمه در میونه.

خب، صبر کن، رفیق. الان داغ کردی و کلافه‌ای.

چقدر می‌خوای این مقایسه‌های بی‌ربط رو ادامه بدی؟

این عبارت رو از کجا یاد گرفتی؟

دارم یه جورایی یه دوره آنلاین دانشگاه هاروارد رو می‌گذرونم.

خیلی تحت تاثیرم. منم آنلاین UT رو خوندم.

کلی بدهی دارم.

هیچ مقایسه بی‌ربطی اینجا نیست، مارکی. تفنگ، تفنگه.

اگه به یه بچه تفنگ بدی، داری به یه بچه تفنگ میدی.

الان همه فکر می‌کنن تو یه آشغالی، خب؟

وقتی عصبانی میشی، خیلی بامزه‌ای.

من دارم بهشون آموزش میدم. من یه معلمم. باشه؟

این فعال بازیاتو بذار واسه فیسبوک.

هیچکس دیگه تو فیسبوک نیست، مارکی. تو چند سالته؟ دارم تعطیلش می‌کنم.

من... من همسن توام.

نه، نیستی.

حالا میشه راجع به اون لیست حرف بزنیم؟

یه لیستی آنلاین هست از جذاب‌ترین معلم‌ها که رتبه‌بندی شدن.

چی؟ چی؟ تو نفر اولی؟

من ۲۶ام. چی؟

عجیبه. تو خیلی جذابی. آره.

حتماً داری اشتباه می‌خونی... شاید ۲۶ بالاترین رتبه‌اس.

نه، میدونم. نه. ولی اشتباه نمی‌خونم. من ۲۶ام.

دیوونه کننده‌اس. دارم دیوونه میشم. اینو از کجا پیدا کردی؟

دیسکورد دانش‌آموزا. ریک برام فرستادش. اون توشه.

با یه اسم دانش‌آموزی جعلی. اون نباید این کارو بکنه.

به هر حال دارم تعطیلش می‌کنم.

می‌خوای تعطیلش کنی چون رتبه‌ات پایینه تو لیست؟

نه، به خاطر دلایل فمینیستی. این افتضاحه.

نه به خاطر اینکه نفر ۲۶امی؟

نه. چرا باید به اون اهمیت بدم؟

چطوری یه لیست رو تعطیل می‌کنی که نباید ازش خبر داشته باشی؟

سوال اینجاست. گوش کن، راجع به این مسئله اسلحه، من جدی‌ام.

مثلاً تو، من، همه این بچه‌ها. الان ممکنه مرده باشیم.

۳۴ ساله. همین بود.

آره. تازگیا شروع کردم بگم ۳۲ سالمه. ولی آره.

دیگه فقط این چیزا رو تو اخبار تماشا نمی‌کنم. باشه؟

من قرار نیست یه آمار باشم. من دارم یه کاری در موردش می‌کنم.

وای، چه خوب. تو اینو میگی و منم میگم، من باهات موافقم.

من نمیذارم شماها آمار بشید.

من دارم یه کاری در موردش می‌کنم.

آره، منم یه کاری با این بکنم.

این چیزی بود که ازش فهمیدی، فرانک؟ بی خیال، رفیق.

منظورم اینه که این یه دوره آموزش ایمنی اسلحه است، آقای مارکز.

فکر می‌کنی تعطیل کردن اون کاری برای خشونت اسلحه می‌کنه؟

بحث سر اصولشه.

داره سعی می‌کنه یه موضع بگیره.

من دارم یه موضع می‌گیرم، جف.

دارم یه موضع می‌گیرم، باشه؟ برام مهم نیست شماها می‌فهمید یا نه.

معلومه که می‌فهمیم.

ما تمام عمرمون تمرین داشتیم. بهش عادت کردیم.

نباید بهش عادت کنید. این خیلی غم‌انگیزه.

اونقدرام غم‌انگیز نیست.

آقای مارکز، من با شمام. من به شدت ضد اسلحه‌ام.

هارتمن، ما می‌دونیم تو ضد اسلحه‌ای.

پدر و مادرت، مثلاً هیپی‌ان.

اونا، مثلاً ضد برق‌ان.

اونا ضد برق نیستن، اونا طرفدار توربین‌های بادی‌ان.

ببینید، من می‌فهمم که شماها به این عادت کردید.

ولی نباید بهش عادت کنید، باشه؟

به نظر من، اگه من تو این محیط بزرگ شده بودم، احساس دیوونگی می‌کردم.

مثلاً، شماها احتمالاً سطح کورتیزول بدنتون...

که حتی متوجه حضورش نیستید.

کورتیزول چیه؟

واقعاً کاری نمی‌تونیم در موردش بکنیم.

مثل یه... مثل حمله کوسه‌اس. مثل یه جور نیروی طبیعته.

این نیروی طبیعت نیست. حرف من همینه.

این یه مشکل کاملاً قابل پیشگیریه.

ولی قابل پیشگیری نیست اگه نتونیم دولت رو وادار کنیم کاری در موردش بکنه.

لابی اسلحه خیلی قدرتمنده.

اونا ناپدریمو کشتن.

وای خدای من، جف. باور نکردنیه.

اینا همون چیزاییه که دارم راجع بهش حرف می‌زنم.

فقط دارم باهات شوخی می‌کنم. ولی خودت که حال و هوارو می‌دونی.

جف، تو تروما داری.

از بس که خفنی.

کی گفته تو خفنی؟

منظورم اینه، از نظر امنیتی، اون یه در هست که فلزیاب داره.

ربکا، هیچکس از اون در رد نمیشه.

نمی‌تونی ازش فلز رد کنی.

نه، می‌تونی ازش رد بشی. فقط بوق می‌زنه.

نمیدونم. فقط حس می‌کنم وقتی من همسن شماها بودم...

مثلاً اگه می‌خواستیم چیزی رو تغییر بدیم، یه کاری در موردش می‌کردیم.

حرف حق می‌زدیم. می‌دونی؟

راجع به چی مثلاً؟

مثلاً ما اعتراض می‌کردیم به انتخاب دوباره بوش

و سعی می‌کردیم کری رو بیاریم سر کار

جواب داد؟

اوه خدای من. یه فکری به سرم زد. من یه نابغه‌ام!

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left