Himiko-den (Legend of Himiko)

Himiko-den (Legend of Himiko)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Himiko-Den 06 [Exiled-Destiny] By d gray-man [@animkingdomsub]
Legend of Himiko 06 By d gray-man [@animkingdomsub]
Un commentaire de animkingdom
کاری از تیم ترجمه انجمن انیم کینگدام dgray-man/Hashirama:مترجم animkingdom.xyz/Forum telegram:@animkingdomsub instagram: animkingdom | سواستفاده از زیرنویسهای انیم کینگدام حرام است. هر کس زیرنویس ما رو بدزده و دستکاری کنه مرتکب عمل حرام شده.

Tags

other
Publié le: 2020-04-21
Téléchargements: 5
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 154 premières lignes.

وقتی مأموریت انتقال به این نقطه برسه‏،‏

راهشونو میبندیم و از هردوطرف بهشون حمله میکنیم

گمونم‏،‏ این تنها فرصتیه که داریم

بنظرت هیمیکو کجا میتونه باشه؟

طبیعتاً‏،‏ در جایی با امنیت خیلی محکم

خب‏،‏ این که احتیاجی به گفتن نداره

حالا هرچی‏!‏

این چه قیافه ایه گرفتی؟

حالش خوبه‏.‏ نگران نباش

ایگا و من مهمترین بخش عملیاتیم

بازم اون جمله ی معروفتو گفتی‏!‏

بهتره این سری گند نزنی

مرتیکه‏!‏

این جای تشکرته؟

تشکر به فلانم‏!‏

کار خودتو کردی‏!‏

ای خدا‏!‏ الآن وقت جنگیدن باهمدیگه نیست

, وقتی اون برای من لاف میزنه می تونم باهاش الم شنگه راه بندازم

ولی وقتی تنهام ، این برام خیلی سخته

ماسک دوستانه زدن حس سنگینی زیادی میده

چرا نمیتونم با کَس دیگه ای باشم ؟

می پرسم و میخوام برای خودم قدری اشک بریزم

در همچین زمانی ، با یه عکس مقداری تسلا پیدا کردم

... برف خالص . قلب پاک . آن روز

اگه فقط یکم شجاعت داشتم

میتونستم به سردی سرزنشش کنم و بپرم روی دستاش

نمیدونم چرا توانشو ندارم

وای‏!‏

چیه؟ هرچقدر دوست داری میتونی بخوری

میگم ‏.‏‏.‏‏.‏ این به ‏"‏شام آخر‏"‏ معروفه؟

ها؟

اصلا ولش کن‏،‏ گمونم باید تا وقتی میتونم‏،‏ بخورم

متشکرم‏!‏

اممممممم‏!‏ خوشمزه س‏!‏

راستی‏،‏ هیمیکو ‏.‏‏.‏‏.‏

تو قراره با فوجینا و اِنکی به کاخ توکوفو بری

اونجا ممکنه یه سری ناراحتیها رو تجربه کنی‏،‏ اما تحملشون کن

چه حرفای اندیشمندانه ای‏!‏

اینم بد نیستم‏!‏

هیمیکو

سه ساله که ندیدمش نمیتونه دختر من باشه

اِنکی دونو

چیزی شده؟

اوه‏،‏ چیزی نیست

اشتهای هیمیکو دونو رو تحسین میکنم به نشاطش حسادت میکنم

بله دقیقاً‏!‏ انگار نگرانی ما کاملاً بیهوده س

اما تو بودی که بهم گفتی‏:‏

‏"‏اونقدر آرزوتو نگه دار تا یه روزی آرزوت براورده بشه‏"‏

دارم به توصیه ـت گوش میدم

که اینطور

طلوع آفتاب بیدار باش

اگه چیزی میخوای بگیری و ببری‏،‏ بهم بگو

خب‏،‏ من هیچ پولی ندارم ‏.‏‏.‏‏.‏

اوه‏!‏ یه چیزی دارم‏!‏

اِنکی دونو‏،‏ به چی فکر میکنی؟

اتفاقی که امروز بعد از ظهر افتاد غیرممکنه بنظر میرسید‏،‏ اما بعد ‏.‏‏.‏‏.‏

وقتی فکرم سمت دختره رفت شعله ی شمع سوسو زد

منم همینطور‏،‏ حس کردم جامم میدرخشه

اگه اون بتونه با اراده بوکا ساما رو کنترل کنه پس یعنی یکی از اعضای قبیله ـمونه

این نشونه ی یه نگهبانه

خب‏،‏ من که میخوام برم یه پیک قبل از خواب بزنم

تو هم ملحق میشی؟

باید صبح زود راه بیفتم

میبینم که جدّیتت تغییری نکرده

هیمیکو ‏.‏‏.‏‏.‏ اما نمیتونه اون باشه

دارن میان

اون کجابه ی آخر صف رو میبینی؟

از اون برای انتقالِ افرادِ مهم استفاده میکنن

هیمیکو باید داخل اون کجابه باشه

هیمیکو

وقتی از اسارت آزادش کردیم با طناب کش بالا

‏-‏‏-‏ما رو قال نذاری ‏-‏‏-‏میدونم بابا‏!‏

ایست‏!‏

پیشاهنگ رو برای بررسی بفرستین

بله قربان

جریان چیه؟ چرا جایی که قدرتِ دید خیلی کمه‏،‏ وایسادن؟

‏-‏‏-‏ چه خبر شده؟ ‏-‏‏-‏چه اتفاقی افتاد؟

به ما حمله شد‏!‏ عقب نشینی‏!‏

‏-‏‏-‏به ما حمله شد‏!‏ بیاین برگردیم‏!‏

کجابه رو برگردونین‏!‏

لعنتی‏!‏ مسیر عقبو مسدود کردن

‏-‏‏-‏تو دام افتادیم‏!‏ ‏-‏‏-‏این یه حمله ی گاز انبریه‏!‏

فرمانده‏!‏

به ما حمله شده‏!‏

دارن تانک رو هدف میگیرن‏!‏

منتظر چی هستین؟ به این کُنده ها شلیک کنین و راهو باز کنین‏!‏

شلیک کنیم؟ اما ‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

مُنَوّر رو برای فرستادن نیروی پشتیبانی شلیک کن‏!‏

خیله خب‏!‏ مُنَوّر رو بزن‏!‏

چشم‏!‏

حاضر باشین‏!‏

همه دنبال من‏!‏

برخلاف کشور دیگه ای که میشناسم اونا خیلی منظّم هستن

لطفا اینو نگو

لعنتی‏!‏

‏-‏‏-‏بکشیدیشون‏!‏ ‏-‏‏-‏باشه‏!‏

ایگا‏،‏ باید هیمیکو رو پیدا کنیم‏!‏

اون اونجاس‏!‏

وحشتناکه‏!‏ چقدر آدم دارن کشته میشن

هیمیکو

نه ‏.‏‏.‏‏.‏ اون توی اون کجابه نیست

توی اون یکیه‏!‏

هیمیکو‏!‏

اون نور ‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

ایماری‏!‏

اشتباه گرفتین‏!‏ هیمیکو توی اون کجابه نیست‏!‏

ای احمق‏!‏ چرا اومدی پایین؟

حواستو جمع کن‏!‏

از سر راه برو کنار‏!‏

ایماری ساما‏،‏ عجله کن‏!‏

هیمیکو‏!‏

هیمیکو

تو‏!‏

ایماری ساما‏!‏

حرومزاده‏!‏ تقاصشو پس میدی‏!‏

خوب جاخالی دادی

وای‏!‏ فکر کردم مُردی‏!‏

صبرکن‏!‏

بگیر‏!‏ هیمیکو‏!‏

هیمیکو‏!‏

هیمیکو‏!‏

همه جا رو دنبالت گشتم‏!‏

خوشحالم که میبینمت‏!‏

اوه ‏.‏‏.‏‏.‏ این چیز؟

فهمیدین؟

بله‏!‏

هیمیکو

حالت خوبه؟ صدمه دیدی؟

احمق خر‏!‏ تا حالا کدوم گوری بودی؟

سخت نگیر حالا که نجاتت دادم‏!‏

پسر‏،‏ الحق که خود هیمیکویی

کوتانی‏!‏

هیمیکو

از سر راه برو کنار‏!‏

اگه نری میزنم تو مُخِتا‏!‏ یالا‏،‏ برو کنار‏!‏

پیداش کرد آفرین‏،‏ کوتانی‏!‏

لعنتی‏!‏

مراقب باش‏!‏

ایماری ساما‏،‏ از اینجا ببرشون‏!‏

خیله خب‏!‏

کوتانی‏،‏ موفق شدی‏!‏

بقیه ـشو بسپر به من

بیا‏،‏ باید بریم بالا

صبرکن‏!‏

تو ‏.‏‏.‏‏.‏ اِنکی‏!‏

خداروشکر‏،‏ زنده ای‏!‏

بوکا ساما برای انفجار حاضره این قدرت از کنترل خارج شده

قبل از اینکه دیر بشه باید جلوشو بگیرید‏!‏

این یارو دیگه چی میگه؟

اون از دیروز بهم خیره میشه

کوتانی‏،‏ با هیمیکو برو بالا اِنکی‏،‏ چرا همراه ما نمیای؟

خسیس نباش همه چیزو استفاده کن‏!‏

بله‏!‏

!آهای، عجله کنین

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left