Les 200 premières lignes.
ما راه خیلی خیلی طولانی ای رو با هم اومدیم
توی روزای خوب و بد
من باید جشن بگیرم عزیزم
من باید تو رو ستایش کنم انگار که من...
حالا مردی میاد بالا که همه مون منتظرش بودیم
اون پادشاه خیابونای شهره
اون توی خرده فروشی ونگگ و موزارت زمانه
اون توی معامله مثل داوینچیه
و اون مونه (نقاش معروف) پوله
آقای ریچارد مک کریدی
خیلی مچکرم کارولین
با اون پیرهن مارک موندا خیلی جیگر شدی
وقتی مدرسه می رفتم، معلممون، آه عادت داشت برامون
آخر ساعت، داستان بخونه
و داستان مورد علاقه ی من
غازی که تخم طلا می ذاشت بود
ماندا برای من اینه
ماندا غاز تخم طلای منه
من تخمایی رو که میذاره رو دوست دارم
امشب قراره به ستاره ها جایزه بدیم. اولین کسی که میاد بالا
رهبر تیم توزیعـمونه
و اون کسی نیست جز آماندا کانراد
ده هزار پوند برای تو به خاطر کار توزیع
جایزه ی موفقیت مادام العمر
تعلق می گیره به فلیپ واکر
راستش فکر کنم من باید این جایزه رو می بردم
مطمئنم چند ساعتی برای خودت وقت می ذاری. مبارک باشه
بعدی خریدار سـال
برای هدایت سخت ترین معاملات در کسب و کار
خوشحالم که مجبور نیستم باهاش معامله کنم
دوست عزیزم مایکل هریس
آفرین. آفرین بفرمایید
امسال خیلی خوشحالم که اعلام کنم
ماندا بزرگترین سود سهامی
که هر شرکت خصوصی تا حالا داشته رو پرداخت کرده
یک میلیارد و دویست میلیون پوند به رییسـمون
و به عزیز میلیون دلاری خودم سامانتا، پرداخت شده
آم. وای این واقعا چک ـه بزرگیه
واقعا نمی دونم با تموم اون صفرا باید چی کار کنم
اما، اممم حس می کنم ما اونو به دست آوردیم
پس از ریچ و همگی خیلی ممنونم
شما بچه ها، می دونین، همه خیلی سخت کار کردین
و این برای همه ی شماست
منظورم اینه که ...نه، نه واقعا که نه حالا ولی ممنونم
" طمـع "
ترجـمه از عرفـان صدیـقی و داک " The Erph , Doc "
مچکرم
عجب اوضاعی
چرا اون باید یه آمفی تئاتر بسازه؟
.چه ایده احمقانه ای زیادی بلند پروازانـست
" اسم من آزیمندیاسه، شاهه شاهان "
به کارای من نگاه کنید" "ای مردم ناامید و توانا
چی؟ - اوه هیچی -
جمعه شب، برای نوشیدنی خوش آمد گویی
.میـریم جکی ابار جای قشنگ و خودمونی ایه
همون جا که پیکسی لوت و اسلیم فتبوی قراره بازی کنن
اوه عالیه. آره- آره، آم..شنبه -
پیانوی بزرگ رو
برای التون به استخر اوئیسیس بیاریم
بعد روز یکشنبه هم میریم میـدون
که مسابقه ی گلادیاتور رو تماشا کنیم
همونطور که خواسته بودین - هورا -
و یکشنبه شبم کنار ساحلیـم
چی میگه؟
چرا شونه هاتو بالا می ندازی؟ چی میگه؟
نمی دونم - نمی دونی؟ چرا؟ -
اون بلغاریه. من یونانی ام
تو هیچی نمی فهمی؟ - نه -
لعنت بهت یانیس. اوه مرد
می دونی که بیشتر از یه زبان خارجی تو دنیا هست؟
می دونم. احمق که نیستم چرا بلغاریا رو استخدام کردی؟
چون کم پول می گیرن. به همین خاطر
،خیلی کند پیش میره یانیس کل کارو میگم
.اونا تا حالا آمفی تئاتر نساختن
آره، واضحه که منم تا حالا آمفی تئاتر نساختم
این ساحل اصلیـمونه
خب
عالیه
اونا کین؟
اونـا... اونا فقط اردو زدن
اون کیه؟ دوک ادینبـرو؟
پناهنده های سوری - آخی، بیچاره ها -
این همه راه اومدن، بعد حال ندارن برن یه جای دیگه ساکن شن؟
ریچ - چیه؟ -
اونا پناهنـده ان
میتونن برن یه جای دیگه پناهنده شن
که پا برهنه نپرن و ویوی لعنتیمونو خراب کنن
توی یونان، همه ی سواحل عمومین
به خاطر خودم نمیگم. به خاطر مهمونا می گم
بعضیا شون، سطحی نگرن
تموم چیزی که فقط دارم می بینم تیر و تخته اس رفیق
من خیلی ناراحتم این هنوز... تموم نشده
نگران نباش روم یه روزه ساخته نشده
آره ولی این فقط یه بخش کوچیکی از رومه
و ده روز فرصت داریم
می تونیم از مزیت نیمه کاره بودنش استفاده کنیم
که مثلا خرابه های یه آمفی تئاتر باستانی رو نشون بدیم
نه. خرابه نه
خرابه نه ملانی، بهش بگو چرا
یه عکس و یه عنوان مختصر و ساده
.پایان یک امپراتوری یا مثلاً روم در آتـش، این جور چیزا
انگار تو بشقاب تقدیمشون می کنیم - می دونم-
اونا همین الانشم مثل مگسای روی گوه هستن
.ببخشید. شوخی کردم حتما تموم میشه
...واقعا ریک، از این زاویه. خیلی
خیلی باشکوهه
آنهـا که آماده ی مرگـند، به تو درود میفرستند
ادامه بده، بعدش بمیر
دارم می میرم
نه تو باید بهتر از اینا بمیری دوباره بمیر اما بهتر
دارم میمیرم
مشکلش چی؟ مثل یه گربه مریض می مونه
که می خواد بمیره
بهت هشدار داده بودم که اونا دوست ندارن جا به جا بشن
طول میکشه تا عادت کنه
ما نخریدیمش که باهاش یوگا تمرین کنیم
باید ترسناک باشه - کِی رسیده اینجا؟ -
.هفته ی پیش دارم میگم که این حرفا و تیکه ها کمکی نمیکنه
هیچ کمکی نمی کنه، خب؟
این دیگه چیه؟
...این - انگار یه جور زندانـه -
.یه چیزی می خوایم که سر حالش بیاره .مثلا کوکائین
پرسنل آشپزخونه دارن. فقط شنیدم
بیشتر مسکن نیاز داره، یا یه همچین چیزی
مامان - اوه، مادربزرگ اومده -
!هنوز زنده ـست - بیا اینجا. بیا اینجا -
اوه ریکی - خب، فیـن -
سلام بابا. آره ادامه بده - برادر بزرگت کجاس؟ -
آدریان سرش شلوغه
خیلی کار می کنه - شب میاد -
عیـن باباش اختلاسگـره - آره -
چرا شیر آوردید؟ - برای مسابقه ی گلادیاتور -
.میخوایم گلادیاتورو بازسازی کنیم مثل قبل
توی گلادیاتور اونا ببـر بودن نـه شیـر
اون فیلم پر از اشتباه تاریخیـه
باز دوباره بحث گلادیاتورو باز نکن
ما می خوایم واقعی و موثق باشه
اسمش چیه؟ - کلارنس -
چطوری
اشتبـاه پیش پا افتاده
هیچوقت به یه شیر نشون نده ترسیدی
شیرا ترس رو بو می کشن
منم شبیه اونم. میتونم ترس رو بو بکشم
تو چرا این اطراف سرک می کشی؟ مثل خبرنگارای ولگـرد
اممم من نیکم، نویسنده ام
زندگینامه نویس شما - بله خودم میدونم کی هستی -
دارم میپرسم داری چه گهی میخوری؟
ریچ، با نیک دعوا نکن، اون طرف توئه
ممنون سـر ریچارد، که قبل از ما اومدید
نمیدونستم که حق انتخابم داشتم
خرده فروشی پوشاک، یه صنعت بزرگ جهانیه
در انگلستان به تنهایی، سالانه ارزشی
ارزشی بالغ بر شصت میلیارد پوند داره
مالک اچ اند ام، ثروتمند ترین شخص سوئده
!مالک زارا یکی از، پولدار ترین اشخاصه جهان
شما معادل بریتانیایی اونا هستین
که برای مالکیته چندین برند بازار شهرت دارید
که شامل ماندا و البته ام اند جِی میشه
سال گذشته، ام اند جی با از دست دادن یازده هزار شغل ورشکست شد
خیلی از اونا پاره وقت بودن - شما به عنوان -
چهره ی بی چون و چرایـه نظام سرمایه داری توصیف شدید، آیا اینو میپذیرید؟
اخیراً توی آینه به قیافت نگا کردی؟
،"شما با عناوینی مثل " آقای حریص
،"آقای حیله گر"
مک کریدی حریص"، توصبف شدید"
.خواسته شده که عنوان "سـر" از نام شما برداشته بشه
آقای ریچارد، برای اینا چی دارید که بگید؟
دکترم میگه: بدخواهی و حسادت
.مرضایی هستن که درمان ندارن من هیچ کار اشتباهی نکردم
!چرا کردی
!ولش کن جنده - مرتیکه ی کلاهبردار -
!می دونی تو...؟ ولم کنید
از این آشغالایی که سعی می کنن پسرمو توی انزار عمومی خجالت بدن متنفرم
تفاله - !شغلامونو ازمون گرفتی -
عوضیه فرصت طلب - شغلای ما کجان؟ -
نیک، چند سالته؟
چهل و چهار سال - ...اممم، تو -
جوون تر میخوره بهت - اوه، خیلی ممنونم -
.پوست روشنی داری درست مثل یه نوزاد
...اممم، اوه، خب
پس تو کتاب ریکی رو می نویسی؟ - درسته -
اگه می خوای چیزی بنویسی، مطمئن شو که چیز خوبیه
خب سعیمو می کنم - نه، سعی در کار نیست -
،یا باید بتونی انجامش بدی
یا نمیتونی انجامش بدی
میتونی کتـابو بنویسی نیک؟
اوه آره. آره می تونم
من "بله" شنیدم؟ - بله -
آره خوبه
...پسرم ریکی وانمود می کنه که اون
اون... می دونی، جسور و پر سر و صداست
و ایناست، اما واقعا نیست
اون خیلی حساسه، خیلی خیلی خجالتیه
وقتی مدرسه می رفت یه پسر کوچولوی خیلی خجالتی بود، می دونی
خیلی حساس تر از اونیه که مردم فکر میکنن
می دونی اون همه ی اینا رو پشت شلوغ کاریاش مخفی میکنـه
برای شعبده باز بزرگ دیکی تریکی شگفت انگیز پیاده شو ببینم
سکه داری که برای انجام این حقه ازت قرض بگیرم، لوییس؟
.خیلی ممنون اوه خب، میبینم که پنجاه پنس داریم
سرمایه گذار بزرگ .با دقت نگاه کن
No comments yet. Be the first to leave one.