Riviera

Riviera

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 2

Informations sur la version

RivieraS02E07
Un commentaire de zarem

Tags

other
Publié le: 2023-05-14
Téléchargements: 24
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

جورجینا، هیچ راهی برای رفع این مشکل وجود ندارد؟

نمیفهمی چه باختی با من کردی؟

من در یک کلبه حلبی با تو زندگی می کردم.

رابطت نواه جدیه؟

نمی دونم.

فکر نمیکردم این‌جا از من بپرسی.

جورجینا؟

متاسفم. من قصد نداشتم غافلگیرت کنم.

نه، نه، من فقط...

تو فکر و خیال بودم

چه وقت از اینجا میری؟

کارکنارو تنها گذاشتم تا بسته بندی کنن

داشت منو می کشت

چیزهای شخصی اون؟

میدونی به هر طرف نگاه میکنم...

یک دلشکستگی کوچک دیگه هستش

یک یادداشت خط خورده،

عینک کوچولوش

میدونی دیروز دو ساعت

گریه کردم که پلیس بهم گفت...

اون سنجاق یقه کوچولوی دوست داشتنی که برای تولدش خریدم...

... بین وسیلهاش نبود

بیشتر وسایل کنستانتین را خودم سوزاندم،

خیلی بهم ریخته بودم

حداقل ما خاطرات ارزشمند خود را داریم.

رائول کابالا،

قلب من، زندگی من،

روح من.

هیچ سایه ای هرگز به اندازه کافی تاریک نخواهد بود...

... تا شعله ی زیبای تو کمرنگ شود.

من عشق دوستانمان را در این اتاق احضار می کنم...

برای کمک به من تشکر کنم...

برای نور جادویی شما

در حالی که برای عبادت در رودخانه پایین رفتم

مطالعه در مورد آن روش خوب قدیمی

و چه کسی باید بپوشد

عبا و تاج

پروردگارا راه را به من نشان بده

ای خواهران بیایید پایین

بریم پایین بیا پایین

ای خواهران بیایید پایین

پایین در رودخانه برای دعا کردن

ای برادران بیایید پایین

بریم پایین بیا پایین

ای برادران

بریم پایین

پایین در رودخانه برای دعا کردن

در حالی که برای نماز در رودخانه پایین رفتم

مطالعه در مورد آن روش خوب قدیمی

و چه کسی جامه و تاج بر سر خواهد گذاشت

پروردگارا راه را به من نشان بده

زیبا بود.

این به این معنیه که همیشه در ایالات متحده خواهید بود؟

اوه، من نمی توانم اینجا را تحمل کنم،

دانستن اینکه پلیس بیخیال شده

حیف که به میامی برمی گردی.

شکست آنها مایه شرمساری بود و چیزی کمتر از آن.

میدونی، آسونتر نمیشه

احساس میکنم به طرز نگران کننده ایی پاک شدم

گروه کر فوق العاده بود.

بله، من همیشه اون آهنگ رو دوست داشتم.

باعث میشده برای کسانی که در اطراف خودت داری ارزش قائل بشی

حیف که نواه نتونست اینجا با شما باشه.

دارم فکر می کنم هنر حرومزادهای نفرت انگیز را جذب می کند

البته شرکت فعلی مستثنی شده است.

ما شنیدیم که فروشنده رائول از کلن در مورد زمان نقد کردن پول صحبت می کنه

بله، ارزش کار اون سه برابر شده میدانستید ؟

متأسفانه این دنیای هنر برای شماست.

بیایید سعی کنیم روی رائول تمرکز کنیم، درسته؟

بزار کرکس ها سرشون با اون گرم باشه

بفرمایید تو، بیا تو.

ماشین شما آماده هستش، مسئو کارتر.

آره ممنون

خوب، نیازی نیست ازم بپرسی چطوری.

تو خودت خیلی عالی به نظر نمیای

بچه هام با دوستاشون اینجا جمع می شدند.

مهمانی‌های استخر و کباب‌پزی،

نوجوانان مست در مزرعه‌ها ول میشدن

بخاطر گندایی که میزدن سرشون غر میزدم

تو هرگز آدام رو ندیدی

اون قدیس نبود

...ولی اون خیلی

جذابیت داشت

لازم نیست اشاره کنم که اون همش دنبال من بود

تا کی میخوای تو هتل بمونی؟

نمیتونم باهاش روبرو بشم

پس یه فراری اجاره کردم

و من از میان تپه ها رانندگی می کنم تا مثل آدم حواس خودم رو پرت کنم...

مثل یه آدم درست حسابی

Can I call shotgun?

حتما

انگار واقعا هیجوقت اینجا نبوده

و باید خودمون رو متقاعد کنیم اینجا نبوده

همه چیز باید به همون حالت قبلی که بوده برگرده

تو نمیتونی به من دستور بدی چیزهایی که میدونم رو از یاد ببرم

این یک خیانت به دفنی هست که

بخوایم این راز رو بین خودمون نگه داریم

میفهمی؟

بنابراین، این آخرین باری هستش که به اون اشاره می کنیم

برای خواهرت

البته.

ببین , من خیلی جذبت شدم

ببخشید؟

ولی مسلمه که همین الان تو زندگیت

خیلی چیزهای پیچیده ایی وجود داره

قصد داشتم تو را مجذوب کنم تا در کاری به من کمک کنی.

درباره یک نقاشی هستش

وای، شگفت انگیزه

من می خواهم نواه بیاد و نگاهی بیندازه

اوراق احراز هویت آماده هستش؟

می ترسم خوندنش دلخراش باشه

تمبر سواستیکا واقعی هستش

فیلیپ واکر، پدربزرگ دوست شما، به عنوان

تشکر از گشتاپو، ورمیر را دریافت کرد...

به خاطر خدمات وفادارانه اش به رایش.

از آن زمان تا به حال نور روز رو ندیده

بنظر میرسه که نواه

باید محموله خودش رو به اشتراک بزاره

هیات استرداد اعلام کرده

یکی از عموزاده های نواه چند سال پیش ادعایی رو در مورد

ورمیر مطرح کرده البته باید راستی آزمایی بشه

منظورم اینه که فرض میکنم این پسرعمو مشروعه

دارم میمیرم تا ببینمش تو چی؟

نشونم بده

به نظر شگفت انگیزتر از اون چیزی هستش که می تونستم تصور کنم.

ما اون رو تمیز، بازیابی

و احراز هویت کرده ایم.

هیئت استرداد نازیا از سرسختی شما در پیگیری اون بسیار سپاسگزار هستش

پسر عموی شما هم واقعاً ممنون هستش

پسر عموی شما، اودیل، در کبک؟

می دونید، او سال ها ادعای ثبت شده روی این نقاشی داشته

من از پسرعموم خبر ندارم

اوه؟ عجیبه چون اون ازت آگاه هستس

خب، پس خوشحالم که کمکی کرده ام.

خوب، من مطمئن هستم که او می خواهد شخصاً از شما تشکر کند.

اختلاف ساعت اونجا چقدره؟

شاید باید بهش زنگ بزنیم

من، من نمی داونم مشکلت چیه

مشکل من اینه که فکر می کنم شما به من دروغ گفته اید.

دوباره؟

بیخیال من به خاطر این نمیمونم

خب اگه به ​​من دروغ نمیگی پس بمون و توضیح بده.

بگو من اشتباه متوجه شدم، بگو

پسر عموت کلاهبرداره

و اینکه من اعتماد ندارم، چون

حداقل اون بخش درسته

به من بگو تو این مدت با من بازی نکردی.

چون پسر عموی شما، اودیل، فکر می کنه که شما مرده اید.

اسم واقعی من دانیل آتالی هستش

من با نواه لوی در ارتش آشنا شدم.

با هم دعوا کردیم.

ما به هم اعتماد داشتیم.

او دوست من بود.

و دوست شما، نواه، هرگز به

پسر عمو اودیل اشاره نکرد؟

فکر نمی کنم از اون خبر داشته باشه

یا نمی خواسته چیزی به استراک بگه

اون اینجوری نبود

نائومی و پاول پدربزرگ و مادربزرگ او بودند.

قرار بود همیشه با هم دنبال نقاشی بریم

این برنامه برای بعد از ارتش بود.

گفتم کمک می کنم

اما اون توسط یک تک تیرانداز کشته شد.

بنابراین، تو تصمیم گرفتی که ورمیر را دنبال کنی

یه جور وفاداری به همرزمت

آره.

شرافتمندانس

مطمئنی ارزش این نقاشی ارزشش 20 میلیون دلار نیست؟

یعنی میفهمم تو باید همونی باشه که اونارو جمع میکنه

باور کنید یا نه، همه ما برای پر کردن حساب های بانکی خودمون زندگی نمی کنیم.

عادلانه نیست.

می خواستم یکی از آرزوهاش رو برآورده کنم.

باشه.

اما چرا از هویت دوستت برای من استفاده کردی؟

چه راز تاریکی داری که میخوای ازم قایم کنی؟

تو چی؟

برای شناختن یک دروغگو نیاز به یک دروغگو هست

و چیزی هست که از روزی همو دیدیم تو خودت نگه داشتی

ما با هم بازی کردیم جرجینا و تو منو شناختی

اما تو؟ تو دست نیافتنی هستی

هر چه در مورد من فکر می کنی،

من عذرخواهی نمیکنم...

برای چسباندن اسلحه به صورت نازی.

امیدوارم لاکروا در زندان بپوسد.

من افتخار می کنم که اونو اونجا گذاشتم، و

مفتخرم که ورمیر در دستان امنی بازگشته

برای من این ارزش تمام پول دنیا را داره

وقتی پدرش از دنیا رفت کنار قبر خواهرم با جورجینا ایستادم.

ساده و دلنشین بود

مثل این.

رازهای زشت همه آنجا بود.

شاید تا حدی من مقصر باشم.

من یه عجو جف سرگرم کننده بودم

پدر و مادر به یک بچه عزادار

من چه می دونستم؟

در مورد مادرش به اون دروغ گفتم

من دروغ گفتم که زندگی چقدر می تواند تلخ ...باشد چون فقط می خواستم او داشته باشه

... اوقات خوب برای یک بار

نیکو؟

میشه صحبت کنیم؟

More Farsi Persian subtitles for Riviera

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left