The Midnight Club

The Midnight Club

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 1

Informations sur la version

The Midnight Club S01E10 1080p NF WEB DL DDP5 1 Atmos H 264 SMURF
The Midnight Club S01E10 720p NF WEB h264-GLHF
The Midnight Club S01E10 1080p NF WEB H264-GLHF
The Midnight Club S01E10WEBRip x264-ION10
The Midnight Club S01E10 NF 720p WEBRip x264-GalaxyTV
The Midnight Club S01E10 NF 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Midnight Club S01E10 NF 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Midnight Club S01E10 NF 720p WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB2
The Midnight Club S01E10 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-SMURF
Un commentaire de Theo_S
█⫸ پرولیتور و سعید | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

other
Publié le: 2022-10-10
Téléchargements: 34
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

«انجمن نیمه‌شب» «قسمت دهم - نیمه‌شب»

مترجمین ::. پرولیتور و سعید .::

‫- می‌تونم کمکت کنم؟ ‫- خانم بالارد

‫معذرت می‌خوام ‫شما خانم رجینا بالارد هستید؟

‫شما کی هستی؟

‫خودتونید، مگه نه؟

‫شما اسیسو هستی؟

‫چطور منو پیدا کردی؟

‫اصلا کار آسونی نبود

‫اما یه نشونه‌هایی توی ‫دفتر خاطرات دخترتون بود

‫تونستم یه نفر رو توی اون موسسه قانع کنم...

‫که من یه مددکار هستم

‫اونا چند تا آدرس پستی از شما داشتن

‫این سومین آدرسیه که امتحان کردم

‫میشه ببینمش؟

‫مال دخترتون بوده، درسته؟

‫درسته

‫آتینا کجاست؟

‫- سعی کردم پیداش کنم... ‫- با هم در ارتباط نیستیم

‫دیدن شما واقعا باعث افتخارمه

‫نمی‌دونم می‌دونید یا نه ‫اما خونۀ قدیمیه شما الان یه آسایشگاهه

‫من بیمار اونجا هستم. و اینو پیدا کردم

‫زیر زمین مخفی رو هم تونستم پیدا کنم

‫زیرزمین شما رو

‫اون خونه خیلی خاصه

‫اوه، بله

‫من خیلی نزدیک بودم

‫قلبم پاک بود. پیشکش من...

‫صحیح بود

‫در نهایت، یه نفر از خون خودم کارهام رو خراب کرد ‫دختر خودم

‫فکر می‌کنم کاری که با شما کردن وقیح بود

‫می‌دونم اوضاع توی اون موسسه‌ها چه شکلیه

‫اینکه چه سختی‌هایی رو اونجا تحمل کردی

‫تعجب می‌کنم که خواستی منو ببینی

‫من طرد شده‌م

‫نشنیدی؟ زن روانی

‫وقتی که بالاخره گذاشتن از اونجا بیام بیرون ‫گفتن که درمان شدم

‫تو چی فکر می‌کنی؟

‫فکر می‌کنی من درمان شدم؟

‫فکر می‌کنم تصورشون از آدم «بیمار» و «سالم» ‫برعکس باشه

‫و فکر می‌کنم شما اینو می‌دونستی

‫بهتر از کس دیگه‌ای

‫من بیمارم

‫به شدت بیمارم

‫و می‌خوام زنده بمونم

‫فکر می‌کنم شاید شما بدونی ‫چطور می‌تونم زنده بمونم

‫می‌دونی...

‫تعلیمات فیثاغورثی بر مبنای ‫دو روش تدریسه

‫عمومی و تخصصی ‫هر دو به یک اندازه با اهمیت هستن

‫همیشه می‌خواستم دخترم ‫در ادامۀ راه، شاگردم باشه

‫اما بیش از حد از من فاصله گرفته بود ‫بیش از حد شستشوی مغزی شده بود

‫اما تو...

‫بنظر میاد هنوز ذهن تو رو فاسد نکردن

‫بله

‫هنوز می‌تونم کمی نور توی چشمات ببینم

‫یه دختر باهوش

‫بسیار خوب

‫می‌تونم بهت آموزش بدم، جولیا

‫چون، بله، تو می‌تونی شفا پیدا کنی

‫بله، خدایان و الهه‌های باستان ‫هنوز اینجا هستن

‫و بله، اگر هنوزم چیزی که می‌خوان بهشون بدیم ‫حاضرن با ما معامله کنن

‫همش بستگی داره به اینکه ‫حاضر به انجام چه کاری هستی

‫می‌تونم چیزهایی که بلدم یادت بدم

‫چه مدت زمان داری؟

‫چه مدت بهم زمان میدی؟

‫یه هفته بمون

‫حداقل، شاید هم بیشتر

‫اما باید در مورد اینکه چطور می‌خوای ‫برگردی صحبت کنیم

‫واست یه لباس شب می‌خریم

‫ازت می‌خوام راهی جنگل بشی ‫و حسابی گِل‌مالیش کنی

‫و وقتی ازت پرسیدن کجا بودی ‫نباید در مورد من چیزی بهشون بگی

‫- متوجه شدی؟ ‫- بله

‫یه داستان خوب سرهم می‌کنیم. باشه؟

‫همه عاشق یه داستان خوبن

‫و بعدش کسی چه می‌دونه، دختر باهوش؟

‫شاید تو هم کارهای بزرگی انجام بدی

‫می‌خوای چکار کنی، دکتر؟

‫تصمیمت چیه؟

‫صبر کن

‫وایسا!

‫ایلانکا، ولش کن بیا اینجا به من کمک کن

‫بذار بره

‫احیای قلبی بلدی؟

‫- آره ‫- خوبه

‫دوستم از کانتی ادونتیست بود ‫وضعیت سلامتشون پایداره. هر سه تاشون

‫معده‌هاشون رو شستشو دادن ‫و هفتۀ سختی خواهند داشت

‫اما زنده می‌مونن

‫که یه بخشش رو مدیون تو هستیم

‫اما البته...

‫اگه بخاطر تو نبود، اصلا گذرشون ‫به اون پایین نمی‌افتاد

‫پس اینم باید درنظر داشته باشیم

‫می‌دونی اون پایین توی زیرزمین ‫یه راه‌پله هست

‫که به خوبی مخفی شده

‫و وقتی من اومدم پایین

‫راستش رو بخوای، اصلا تعجب نکردم که جولیا ‫اون پایین بود

‫اما از دیدن تو تعجب کردم

‫- تو اجازه دادی فرار کنه؟ ‫- معلومه که اجازه دادم

‫اون آدم‌ها روی زمین داشتن جون می‌دادن ‫و من یه دکترم، ایلانکا

‫می‌دونی، توی این چند ساله سه بار ‫دستور دستگیریِ جولیا رو دادم

‫ورود بی‌اجازه، ورود غیرقانونی ‫آزار و اذیت

‫کاشکی اونقدر واسم احترام قائل می‌شدی ‫که بدون مشورت با من کاری انجام ندی

‫که اونو به عنوان دوستت نگاه ‌کنی...

‫و منو...

‫نمی‌دونم به چه عنوانی نگاه می‌کنی

‫اون دلیل اومدن من به اینجاست

‫اون از پسش بر اومد. حالش بهتر شد

‫هرچیزی که در موردش فکر می‌کنی ‫هر کاری که بعد از اون انجام داده...

‫باعث نمیشه اینو انکار کنی

‫یه چیزی اینجا هست

‫هیچ چیزی نیست

‫اون هیچ فرقی با ساندرا نداره

‫چیزی که در مورد جولیا و افراد دیگه‌ای ‫که طی این سال‌ها دیدم، وجود داره...

‫اینه که نمی‌تونن قبول کنن ‫که فقط خوش‌شانس بودن

‫اما زمان برای هر کسی فرا میرسه

‫- منظورتون چیه؟ ‫- فکر می‌کنم واضحه

‫این تنش‌ها، فرار کردن‌ها...

‫اون دیشب سعی کرد تو رو مسموم کنه

‫نمی‌خواست نجاتت بده

‫می‌خواست خودشو نجات بده

‫اون دوباره بیمار شده

‫و هر سحر و جادویی که فکر می‌کنه ‫سال 68 کشف کرده

‫از بین رفته

‫و دوباره داره همون کارها رو انجام میده ‫داره طبق قوانین گروه پاراگون پیش میره

‫تو گفتی چیزی در مورد گروه پاراگون نمی‌دونی

‫بله. چون هیچوقت دیگه لازم نیست ‫در موردشون صحبت کنیم

‫یا اجازه بدیم اون افکار بیمارگونه ‫توی ذهن آدم‌هایی مثل تو جولان بدن

‫آدم‌هایی که ممکنه ناچار بشن

‫اما من مثل اونا نیستم

‫- من... من احمق نیستم ‫- نیستی

‫این افکار، مثل...

‫مثل سرطان هستن

‫زمانی که به ذهن کسی خطور کنن

‫دیگه مهم نیست چند سالته

‫یا چقدر باهوش هستی

‫همۀ ما کم و بیش در خطر هستیم

‫لطفا...

‫خواهش می‌کنم به بقیه نگید من چکار کردم

‫خب، چرا که نه؟

‫بهتر نیست بدونن؟

‫فکر می‌کنم تو بودی می‌خواستی بدونی

‫فکر می‌کنم...

‫فکر می‌کنم... می‌خوام برم خونه

‫پدرم امروز برای روز خانواده می‌خواد بیاد اینجا

‫فکر می‌کنم باهاش برگردم

‫خب، البته ‫این کاملا به خودت بستگی داره

‫من فقط...

‫واقعا متاسفم

‫داری چکار می‌کنی؟

‫امم

‫هیچی

‫چیزی نیست

‫مهارت‌های حرکتی

‫چطور پیش میره؟

‫اینو خیلی خوب تونستم بگیرم ‫تقریبا از ده دفعه، هفت بار گرفتمش

‫اما بعضی وقت‌ها، از دستم در میره

‫بیا اینجا

‫فکر می‌کنم با چشم چپم...

‫با چشم چپم خیلی خوب نمی‌تونم ببینم

‫باشه

‫- چیزی نیست ‫- اوه، خدای من. می‌دونستم اینطوری میشه

‫آره

‫مسئله اینه که بعد از اینکه اون تصورات توی ذهنم میاد

‫چیز زیادی بعدش طول نمی‌کشه

‫می‌دونم

‫و اینجا واسم نقطه کوره

‫آره، این هست. و بعدش...

‫وسیع‌تر میشه

‫عالی. ولی...

‫ولی یه...

‫یه سایه هست

‫واقعا هست...

‫درست گوشۀ چشممه

‫یه جورایی مثل...

‫مثل اون چیزیه که تریستان می‌گفت

‫چیزی که آنیا تعریف می‌کرد

‫آره

‫و می‌تونم ببینم که حرکت می‌کنه

‫نزدیکتر میاد

‫و گاهی شبیه یه آدمه... ‫بعضی وقت‌ها شبیه...

‫یه شکله. اما...

‫وجود داره

‫می‌تونم ببینمش

‫لعنتی

‫آره

‫بیا اینجا

‫اگه چیزی لازم داشتی، هر چیزی ‫فقط تماس بگیر

‫- باشه؟ من هواتو دارم ‫- باشه

‫با ما در ارتباط باش

‫دوست دارم دیوونه

‫من خیلی واست خوشحالم

‫هر چیزی که گفتی اینجا هست...

‫دوست دارم کامل‌ترین...

‫خفن‌ترین و دیوونه‌کننده‌ترین داستان رو در موردش بنویسی

‫دوست داریم

‫هی

‫بذار نگات کنم ‫یه نگاه درست حسابی. لطفا

‫تو دوباره منو می‌بینی

‫متاسفم

‫من نیستم

‫روی درمانت تمرکز کن، باشه؟

More Farsi Persian subtitles for The Midnight Club

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left