Les 200 premières lignes.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
خرچنگ طعم دار شده با خرمالو
بیاین ببینیم
کی جرات کرده
که همچین چیزی رو برای من درست کنه؟
ببینیم کی میتونه باشه؟
!زنیکه
کار مادرم نیست
من باید مجازات بشم
چی؟
من رو مجازات کنین
اینطوریاست؟
!اعلیحضرت
!ولم کن
!خواجه ارشد- !بله سرورم-
بریم- چشم-
حالتون خوبه مادر؟
ولیعهد، کار من نبود
...من غذا رو آماده نکردم
میدونم، که شما نبودین
مادربزرگ
متواضعانه از شما خواهش می کنم
لطفا مراقب مادرم باشین
فقط همین یه چیز رو ازتون میخوام
همینکارو میکنم
خیلی ممنونم از رحمتتون
لطفا به اقامتگاه شخصیتون برگردین مادر
!ولیعهد، ولیعهد
!ولیعهد
بانو هواوان، همینجا بمون
بقیه برین بیرون
مشکل چیه؟ درباره چی میخواین صحبت کنین؟
...تعجب کردم که ولیعهد از شما
خواست مراقب مادرشون باشین
نمیدونستم انقدر به هم نزدیکین
ما حتی یه قطره خون مشترک هم نداریم
پس دلیلی برای کمک بهش ندارم
اما امروز
نتونستم درخواستش رو نادیده بگیرم
چونکه، مدیونش شدم
مدیون؟
فقط من نیستم
تو و صیغه مون هم همه بهش مدیونین
...بدون اون
هممون به شدت رنج میکشیدیم
،اگه اعلیحضرت واقعا بانو هه بین رو میزدن
بعدش چه اتفاقی می افتاد؟
نفر بعدی شما بودین
بعدش صیغه مون، و حتی من
پدر هرگز چنین کاری نمیکنه
ایشون من رو واقعا دوست دارن
چطور میتونی انقدر احمق باشی؟
شاید دختر موردعلاقشون باشی
سوگلی پدرت باشی
اما به این فکر کن
که اعلیحضرت با پسر واقعیشون چیکار کردن
وقتی اون رسوایی ها رو به بار آورد؟
برام مهم نیست
کی تو گوشت خوند که این کارو بکنی
ولی... به چه جراتی منو درگیرش میکنی؟
میخواستم صدات کنم اتفاقا
خب... بانو پارک چطوره؟
خیلی وقته تو برام عزیز بودی
،همیشه فکر میکردم
که بهت نیاز دارم
،اما میدونی
الان دیگه به هیچ دردم نمیخوری
روز خوبی داشته باشی
!دوک ایم، اتفاق وحشتناکی افتاده
ولیعهد تو دردسر افتادن
چی؟
ارباب
بانو سونگ، چی شده؟
التماستون میکنم، لطفا بذارین بیام تو
فقط کسایی که اجازه ورود دارن میتونن داخل بیان
زیاد طول نمیکشه، خواهش میکنم
کاش میتونستم کاری کنم متاسفم بانو سونگ
ارباب
به ملاقات ولیعهد میرین؟
بله
اینو بهشون میدین؟
این چیه؟
پماد سوختگیه، فکر کنم احتیاج داشته باشن
فقط از دارویی که پزشک سلطنتی بده استفاده میشه
...میدونم، ولی اگه بتونین اینو بهشون بدین
چرا دارویی بدم که قابل استفاده نیست؟
یا نکنه با همین روش ها به خودت جذبشون کردی؟
ممنونم ارباب
پزشک معاینه کرده؟
آره اومده
پس دیگه باید به قصر پادشاه برین
که برای طلب بخشش زانو بزنین
میدونم
اینم یه پاپوش دیگه برای آسیب زدن به شما بود
ولی بازم باید برین
هنوز دستور رسمی برای نائب السلطنگی رو دریافت نکردم
و باید امور ایالتی رو اداره کنم
دقیقا جایی هستم که باید باشم
،درست همین جا
منتظر تصمیمشون میمونم
قصدتون رو به محفل دونگ دوک اطلاع میدم
همینکارو بکن
...تو
از قصر من میای؟
بله
بانوی دربار سونگ رو دیدی؟
نه، ندیدمشون
اگه یه وقت دیدیش
...بهش بگو نگران نباشه و
بیخیال، میتونی بری
بله
ارباب، حال عالیجناب چطوره؟
...سوختگیشون- خودت ازشون بپرس-
احمق
مگه میتونی کاری هم بکنی؟
تو فقط یه خدمتکار حقیری
قسم خوردی که تحت تاثیر احساسات قرار نگیری
...ولیعهد
خیلی وقته این خیانت رو برنامه ریزی کرده
،حتما دنبال فرصتی بوده
...که منو به سخره بگیره
و بگه من برادرم رو کشتم تا به تخت بشینم
نه... نمیتونه این باشه
مطمئنم سان همچین آدمی نیست
سان من پسر خوبیه
با پدرش فرق داره
نکنه هه بین مجبورش کرده؟
آره، با اینکه حرفی نمیزنه
اون همیشه از من کینه داره
!چقدر جرات داره که منو مسخره کنه
!هیچوقت نمیبخشمش
مگه نه؟
...ولی، تو چرا لال مونی گرفتی و
جوابی به سوالای اربابت نمیدی؟
به من توهین میکنی؟
...من فقط از دستور شما پیروی می کنم
چه دستوری؟
شما همیشه بهم دستور دادین که هیچوقت حرفهایی که درون ذهنمه رو نگم
بهم دستور دادین
وقتی بهتون خدمت میکنم چیزی نشنوم و نبینم
برای همینم، این تنها کاریه که میتونم انجام بدم
که فانوس نگه دارم و راهتون رو روشن کنم
خب، حداقل این کار رو درست انجام بده
تقاضای بخشش میکنی؟
بله همینطوره
...پس
بگو این کار مادرت بوده
اگه مادرت متهم بشه
تو مجرم شناخته نمیشی
،و بعد از اون
میخواین که مادرم رو از زندگیم حذف کنم؟
مثل پدرم؟
بهتون گفتم ولی
که کار مادرم نیست
...پس
کار کیه؟
شاهزاده خانم؟ صیغه مون؟
کی گناهکاره؟
،سرورم
دوست دارن که اسم کیو بشنون؟
اسم دختر عزیزتون؟
یا محبوب ترین صیغتون؟
باید اسم چه کسی رو ببرم
که آروم بشین؟
من میزبان ضیافت بودم
،و بابت غذایی که براتون سرو شد
من مسئولم
من کسیم که باید سرزنش بشم
من رو مجازات کنین
...تو
...الان
کاندیدای نائب اسلطنه شدنی
یا تاج و تخت رو میگیری
وگرنه، میمیری
به قصر خودت برگرد
و تا وقتی که دستور ندادم اونجا رو ترک نمیکنی
به زودی تصمیم خودم رو اعلام میکنم
،اگه کنارم بودی
دردم آروم میشد؟
میدونم که حضورم
هیچ کمکی بهتون نمیکنه
،اما حداقل برای امروز دوست داشتم که اونجا کنارتون میبودم
بانو پارک چطورن؟
صبح برای مدتی بهوش بودن و کمی فرنی خوردن
بانوی ارشد دربار در موردشون فهمیده
بیا خودمون رو نگران نکنیم
اینجوریام نیست که مارو بکشه
ولیعهد رو دیدی؟
نه
برا همینه صورتت آویزونه
اینطور نیست
فکر نکن میتونی من رو احمق فرض کنی همه چیز رو میدونم
وقتی انقدر ولیعهد رو دوست داری، پس چرا صیغش نمیشی؟
...برای صیغه شدن
به حمایت بانوی ارشد دربار نیاز نداری
همین که به درخواست عالیجناب جواب مثبت بدی کافیه
چرا؟
چرا من باید صیغشون بشم؟
...نمیخوام به عنوان یکی زندگی کنم که
زندگی پر از رنج داره
No comments yet. Be the first to leave one.