Flow

Flow (Straume)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Straume 2024 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian Straume 2025 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Publié le: 2025-11-27
Téléchargements: 141
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

سلام، من گینتس زیلبالودیس هستم.

و برای توضیحاتی درباره‌ی فیلم «فلو» اینجا هستم.

«فلو» دومین فیلم بلند من هست.

این اولین فیلمیه که با یه تیم ساختم.

پس این فیلم بودجه‌ی واقعی داره و به همین خاطر،

اولش همه‌ی این لوگوها رو می‌بینید، چون برای یه فیلم مستقل،

به خصوص فیلمی که توی اروپا ساخته شده،

معمولاً انواع شرکت‌های تولیدی رو می‌بینید.

«فلو» توی سه کشور ساخته شده: لتونی، فرانسه و بلژیک.

و هر کدوم شرکت‌های خودشون رو دارن،

از جمله «دریم وِل» که خودم تأسیسش کردم.

اما توزیع‌کننده‌های مختلفی رو هم می‌بینید.

نماینده‌های فروش رو می‌بینید.

و ساختن این فیلم به آدم‌های زیادی نیاز داشت.

دیدن اینا توی سینما خیلی بامزه‌ست.

می‌تونید به این تیتراژهای بی‌پایان حسابی بخندید.

ولی خب، ما واقعاً کمی جنگیدیم تا از اینم طولانی‌تر نشن.

گاهی وقتا بعد از این لوگوها،

عملاً تیتراژی داشتید که به سبک خود فیلم طراحی شده بود

و این یعنی باید

در واقع به همه‌ی این شرکت‌ها دو بار اشاره می‌کردید،

اما من مجبور شدم که اصرار کنم تا فقط همین نسخه باشه.

چون داشتیم تلاش می‌کردیم این فیلم خیلی طولانی نشه.

برای هر فریم می‌جنگیدیم تا تا حد امکان خلاصه‌اش کنیم،

و بعد همه‌ی این لوگوها رو اضافه کردیم.

و این یه جورایی کمی کلافه‌کننده بود

اما در عین حال برام خنده‌دار هم بود که آره، این چیزا همین‌جوری اضافه می‌شن.

پس، بله، «ساکربلو»، «تیک فایو» و «دریم وِل» سه شرکت اصلی هستن.

و ما تقریباً همه چیز رو در لتونی، توی «دریم وِل» انجام دادیم،

به جز انیمیشن کاراکتر، صدا و مقداری ریگینگ،

که توی فرانسه و بلژیک، در شرکت‌های «ساکربلو» و «تیک فایو» انجام شدن.

پس، مستقیم میریم سراغ فیلم.

نه محو شدن تدریجی داریم، نه مقدمه‌ای.

کاراکتر رو بلافاصله می‌بینیم.

و نه موسیقی داریم، نه چیزی که بخواد دستتون رو بگیره و راهنماییتون کنه،

و باید خودمون راهی پیدا کنیم تا با این کاراکترها ارتباط برقرار کنیم.

و به این موضوع برمی‌گردیم،

اما اولین تصویر، گربه بود که خودش رو نگاه می‌کرد

توی انعکاسش در گودال آب، که یه موتیف بصری مهم هست.

و می‌بینیم که وقتی این موتیف تکرار بشه، چطور این کاراکترها تغییر می‌کنن.

و خب، این دومین نماست

و این اولین نمایی بود که ما انیمیشنش کردیم.

می‌خواستم ظاهر رو امتحان کنم

و سبک انیمیشن رو، تا ببینم کار می‌کنه یا نه.

در واقع، توی فیلم‌نامه اینجا هیچ مجسمه گربه‌ای نبود.

قرار بود یه شکل انسانی باشه.

و وقتی داشتم انیماتیک رو می‌ساختم،

فهمیدم که واقعاً اونقدر جالب نیست.

و اونا رو با گربه‌ها جایگزین کردم

و اون مجسمه انسانی رو به صحنه‌ی بعدی منتقل کردم.

چون به مجسمه‌های گربه نیاز داشتم تا اضطرابی رو منتقل کنن

که گربه توی صحنه‌ای بعدی وقتی سیل داره بالا میاد، حس می‌کنه.

پس فکر کنم این نما بیش از یک دقیقه طول می‌کشه.

که از نظر مدیریت همه‌ی جزئیات خیلی پیچیده‌ست

و اینکه انیماتورها گاهی چندین هفته روی یه نما کار کنن.

و اینکه نورپردازی درست دربیاد.

خیلی پیچیده‌ست، حتی با اینکه انیمیشنه

و ما می‌تونیم نورها رو پنهان کنیم.

پس فکر می‌کنم آسون‌تر از لایو اکشنه،

اما هنوز گاهی لازم بود نورها رو متحرک‌سازی کنیم،

جابه‌جاشون کنیم، روشن‌تر یا کم‌نورترشون کنیم،

تا حتی وقتی فریم تغییر می‌کنه،

نورپردازی خوب یا جالب به نظر برسه

توی همه‌ی این فریم‌های متحرک داخل فریم اصلی.

و خب، این همچنین اولین نشانه‌ی موسیقی هست که می‌شنویم.

اما یکی از آخرین قطعه‌هایی بود که نوشته شد.

من خیلی زود و همزمان با نوشتن فیلم‌نامه، شروع به ساخت موسیقی می‌کنم.

و متریال زیادی تولید می‌کنم.

در این مورد، بیش از هشت ساعت دمو ترک ساختم.

و در نهایت، فقط حدود ۱۵ دقیقه رو استفاده کردیم.

و همچنین کلی تنوع ایجاد می‌کنم و چیزهای مختلفی رو امتحان می‌کنم.

و واقعاً برای صحنه‌های خاصی نمی‌نویسمشون.

آه، اینجا یه قایق توی درخته،

که بعضی‌ها بار اول که فیلم رو می‌بینن متوجهش نمی‌شن.

این فیلم یه جورایی ساختار دایره‌ای داره که تصویر ابتدایی

و تصویر پایانی یه جورایی بازتاب همدیگه هستن.

و همچنین در پایان هم یه قایق توی درخت می‌بینید.

و این یه جورایی دوباره داره تکرار می‌شه.

توی دبیرستان، یه فیلم کوتاه ساختم که از دو گربه‌ای که اون موقع داشتم الهام گرفته بود.

اسم اون فیلم کوتاه «آ کوا» (A qua) هست.

و خب، بعداً الهام‌بخش فیلم «فلو» شد.

ازم پرسیدن که من آدم گربه‌ای هستم یا سگ‌دوست،

و من هم گربه داشتم و هم سگ،

و توی این فیلم فقط یه گربه می‌بینیم، اما کلی سگ می‌بینیم.

و بنابراین خیلی عادلانه نیست که همه‌ی این سگ‌ها رو می‌بینیم

و اینکه بعضی‌هاشون از بقیه بهترن.

اما فقط یه گربه می‌بینیم، پس شاید فیلم بعدی رو باید درباره سگ‌ها بسازم،

فقط برای اینکه نشون بدم سگ‌ها رو هم دوست دارم.

این سگ از دو تا سگی الهام گرفته که در دوران بزرگ شدنم داشتم.

گربه توی این فیلم یه جورایی در مسیر خیلی مستقل بودن هست

و یاد گرفتن اعتماد به دیگران.

و سگ برعکس هست، جایی که اولش خیلی زود به همه اعتماد می‌کنه،

همیشه دنبال کسیه که بهش بگه چیکار کنه.

همونطور که اینجا هست، دنبال سگ‌های دیگه.

اما در طول سفر، سگ یاد می‌گیره مستقل‌تر باشه،

پس می‌خواستم جنبه‌های مثبت و منفی هر دو این ایده‌ها رو نشون بدم.

این نماها رو که گربه داره می‌دوه واقعاً دوست دارم.

و همینطور نحوه‌ی حرکت دوربین رو.

خیلی خوشحالم که چطور از آب درآمد.

و این یکی از نماهای طولانی‌تره.

من واقعاً این نماهای بلند رو دوست دارم

چون به نظرم واقعاً حس غرق شدن تو داستان رو ایجاد می‌کنه.

به نظرم هر بار که کات می‌زنید، حداقل ناخودآگاه،

به تماشاگر یادآوری می‌شه که داره فیلم می‌بینه.

اما با این نماهای بلندتر،

آدم انگار هیپنوتیزم می‌شه و کشیده می‌شه به دل داستان.

این خرگوشی که سگ‌ها دنبالش می‌کنن، یه اضافه خیلی دیرهنگام بود.

تو فیلمنامه گوزن بود.

تو نمای اول هم قرار بود گوزن باشه.

اما بعداً تصمیم گرفتم به خرگوش تغییرش بدم،

که استعاره‌ها رو قاطی نکنم

و ارتباطاتی که گربه با گوزن داره،

که معمولاً قبل از سیل ظاهر می‌شن.

برای همین یه خرگوش به اون صحنه اضافه کردم.

فکر کردم یه گربه می‌تونه قهرمان عالی‌ای برای چنین داستانی باشه،

که در ابتدا خیلی مستقل و درونگراست

و سعی می‌کنه از بقیه دوری کنه،

و بعد می‌تونه اون سفر رو بره و چیزایی یاد بگیره.

وقتی این نوع نماهای بلند رو می‌گیریم، سعی می‌کنم بیخودی پَن نکنم.

سعی می‌کنم فقط حدود ۴۵ درجه پَن کنم.

یا اگه چرخش ۱۸۰ درجه باشه، باید تکان‌دهنده باشه.

باید آدم رو رو لبه صندلی بنشونه.

اینجا مثل یه صحنه شلوغه.

تو فیلم قبلیم سعی می‌کردم از شلوغی دوری کنم

و تا جای ممکن شخصیت‌های کمتری داشته باشم

چون می‌تونه خیلی پیچیده باشه.

ولی در واقع، نتیجه خیلی خوبی گرفتیم

فقط با تکرار یه حلقه انیمیشن نسبتاً ساده برای گوزن‌ها.

و واقعاً پیچیده بود،

مثل همه آب‌ها تو هر نوع فیلمی، چه انیمیشن چه غیر انیمیشن.

اما مجبور بودیم همه این‌ها رو، نمی‌دونم،

ده‌ها و ده‌ها شبیه‌سازی انجام بدیم

فقط برای پیدا کردن فیزیک و ظاهر درست.

تو هر صحنه، آب تقریباً به مجموعه ابزار جدیدی برای طراحی نیاز داره.

چون یه رودخونه خیلی با یه دریاچه و اقیانوس یا یه گودال آب فرق داره.

برای همین هر چیزی ابزار جدیدی می‌خواست.

اینجا موسیقی نمی‌شنویم.

صحنه نسبتاً پرتنش‌یه، و به نظرم پرتنش‌تره

چون موسیقی نداره و یه جور صدای سه‌بعدی می‌شنویم

از اطراف خودت.

همچنین، همونطور که گربه از آب می‌ترسه، از این حیوونای دیگه هم می‌ترسه،

و این دو ترسش...

یه جورایی با هم هماهنگن.

خب، تو تصویر اولیه هم، گودال آب می‌لرزه،

که یه جورایی اضطراب گربه رو نشون می‌ده.

و بعداً آروم می‌شه.

اما اینجا، گربه هم خیلی با سگ مهربون نیست،

و آب هم خیلی نامهربونه.

پس یه جورایی راهیه برای من که حس گربه رو بیان کنم.

خب، اینجا، سگ کسی رو نداره که دنبالش بره.

پس گربه رو دنبال می‌کنه.

این نمای بعدی رو دوست دارم.

آره، این یکی.

نورپردازی این نما رو دوست دارم

که فقط مسیری که راه میرن روشن شده.

و من این جور حوضچه‌های نور رو دارم

که می‌تونم باهاش چشم تماشاگر رو خیلی دقیق هدایت کنم.

این نما که گربه گوشاشو می‌چرخونه رو دوست دارم.

حتی لازم نیست سرشو بچرخونه،

ولی از طریق حرکت گوش‌ها می‌تونیم خیلی چیزا رو نشون بدیم.

این رو هم فهمیدم که گربه‌ها واقعاً با مردمک چشمشون اطراف رو نگاه نمی‌کنن.

اونا تمایل دارن با کل سرشون اطراف رو نگاه کنن،

که واقعاً به اون شخصیت مضطرب و عصبی اضافه می‌کنه،

که برای گربه این فیلم هم بهش نیاز داشتیم.

می‌خواستم یه جور حرکتی تو این صحنه ایجاد کنم،

برای همین برگای در حال ریزش رو اضافه کردیم، که به نظرم خیلی تأثیرگذاره.

و سعی کردم باد رو تو چمن و برگ‌ها اضافه کنم تا یه جورایی...

حس زنده بودن بهش بدم.

و بعضی از این چیزا خیلی پیچیده‌ان.

باد تو درختا مخصوصاً پیچیده‌اس.

ساختن درختای ثابت خیلی راحت‌تره.

من واقعاً عاشق انیمیشن سگ تو این صحنه‌ام.

به نظرم خیلی خنده‌داره.

و اینجا یه جور لحظه‌ای رو می‌بینیم که واقعاً هیچ اتفاقی نمی‌افته

و فقط نه داستانی پیش می‌ره، نه شخصیتی رشد می‌کنه.

ولی من می‌خوام این لحظات آروم رو تو فیلم داشته باشم

که بهمون اجازه می‌ده به اتفاقاتی که افتاده فکر کنیم

و بهمون اجازه می‌ده یه نفس بکشیم،

تا وقتی لحظات پرفشار شروع می‌شن،

یه جورایی ریلکس شده باشیم و حواسمون پرت شده باشه،

و به نظرم این باعث می‌شه اون‌ها شدیدتر بشن.

این یه نمای نسبتاً پیچیده‌اس با انعکاس صورت گربه.

پیدا کردن موقعیت درست واقعاً سخت بود.

و برای انیماتورها،

اونا باید طوری انیمیشن می‌ساختن که بازتاب رو هم در نظر داشته باشن.

اما این بهمون اجازه می‌ده که این نما رو فریم‌بندی کنیم

و هم چیزی که گربه می‌بینه رو ببینیم و هم واکنش اونو در همون لحظه

بدون اینکه کات بزنیم یا پن کنیم.

تو دموی اصلی موسیقی‌م،

تو این لحظه موسیقی نبود،

اما ریهاردز، آهنگساز همکارم،

که ایده‌های اولیه منو گرفت و بعد یه جورایی توسعه و گسترش داد،

پیشنهاد کرد که زودتر شروع کنیم

و همچنین دیرتر از اون چیزی که من در ابتدا برنامه‌ریزی کرده بودم تموم کنیم.

پس این قطعه موسیقی در اصل فقط چند دقیقه بود، مثلاً دو دقیقه،

اما ریهاردز فکر کنم تا حدود پنج دقیقه کشش داد،

که به نظرم تصمیم خیلی خوبی بود.

این همون قایقیه که تو صحنه قبلی دیدیم

که بالای درخت بود.

و اینجا ادیت خیلی زیادی داره.

Flow subtitles in other languages

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left