Les 200 premières lignes.
ریکیو ایشیکاوا، قهرمان این فیلم در 6 آگوست 1924.
در بخش شرقی شهر میتو، استان ایباراکی متولد شد.
محل تولد ایشیکاوا.
ریکیو ایشیکاوا چه جور پسری بود؟
یه بچهای که اشکش دم مشگش بود.
همیشه در مورد هر چیزی قِشقِرق راه مینداخت.
و بعدشم یه بند گریه میکرد.
شاید واسه خاطر این بود که خیلی زود مامانش فوت کرد.
اون موقع خیلی پسر خجالتی بود.
تو مخیلمم نمیگنجید آخر سر بشه یاکوزا.
خیلی باهوش بود.
مادر زادی هوش بالایی داشت.
ولی از این استعدادهاش تو مسیر غلط استفاده کرد.
تو بیشتر درسای مدرسه نمرات خوب میگرفت.
پسر حرف نشنویی بود؟ - چه جورم. -
از اون دو آتیشهها بود.
پسر تو چشمی بود. حتی کارهای بدشم خواهان داشت.
عقلش خوب میرسید.
تو ایام مدرسه همیشه رهبر ما بود.
چون خداییش عقل کُل تشریف داشت.
بدجورم کله شق بود.
همیشه میخواست یه یاکوزا بشه.
خودش اینو میگفت؟ - آره، حتی از وقتی یه پسر بچه بود. -
این یاکوزای بالقوه در سال 1941 از خانه فرار کرد.
و به توکیو رفت.
جایی که در آن عضوی از خانواده کاوادا شد.
در سال 1943 او به جرم اولین اوباش گری خود، دستگیر شده
و به یک سال حبس
در ندامتگاه نوجوانان محکوم شد.
طبق افسانهها دلیل درگیری او به خاطر فحش دادن ولگردی به
به کاوادا که اکنون پدرخوانده ریکیو محسوب میشد بوده است.
پس با این حساب، اون از اون بچههایی بود که واقعاً احترام پدر خوندشو میگرفت؟
آره و داشت غرامت اشتباهش رو یاد میگرفت تا بچه سر به زیری بشه.
پس چی این مرد جوون رو به یه آخوند هار تبدیل کرد؟
دلیلش هرج و مرج و سردرگمیه سالهای پس از جنگ بود؟
اینم میشه گفت...
ولی اون چه قبل و بعد از جنگ دیوونه بود.
یه بار که داشتم باهاش حرف میزدم بهم گفت:
"من مثل یه بادکنکم."
بادکنک؟
یعنی هی بیشتر و بیشتر به سمت بالا میرفت
تا این که ترکید.
گورستان افتخار
بازار ایستگاه شینجوکو توکیو -1946
بدو تا از دستت در نرفته. بهترین تعمیر کن کفش اینجاست.
بابا چیکار میکنی؟
این کفشا تابلویه باید تعمیر بشه. - نه، خیلی هم سالمن. -
الان برات مثل روز اولش میکنم.
یه چرم با دووم میندازم زیرش.
این که یه ماهیه خشک شدست.
میکنمش نویه نو.
مفته، فقط صد ین.
مایه رو بده عوضی.
قربون آقا.
کاسبی چطوره؟
بد نیست.
اون رئیس جدیدِ ایکبوکورو هستش؟
میدونید که چیکار کنید.
فعلاً.
کی بهت اجازه داده اینجا کار کنی؟
تو ننه جنده دیگه کی هستی؟
ما آزادیم هر جا عشقمونه کار کنیم.
به گور باباتون خندیدید که آزادید.
یالا.
فرار کن.
اسم من ریکیو ایشیکاوا هستش. عضو باند کاوادام.
چی شده؟
از باند کاوادان.
کنار! کنار.
برای چی اینقدر کرم داری؟
اگه باند شینوا بخواد برای تلافی جنگ راه بندازه، چی؟
واقعاً نوبرشی.
رئیس از این گندت خبر داره.
میری ازش عذرخواهی میکنی، افتاد؟
داداشی، مهمونامون دارن میرن.
تو پوست خودمون نمیگنجیم که این مایجتاج آمریکایی به دستمون رسیده.
یوشیوکا، نونمون حسابی افتاده تو روغن.
درسته.
سریع اونا رو جمع کنید.
فقط وحشیا داخل خونه کفش میپوشن.
رئیس...
به خاطر اتفاق افتاده معذرت میخوام.
دفتر تشکیلات کاوادا
خاک تو سر نکبتت.
ببندید اون گالهــتون رو فاحشهها.
هی، ایشیکاوا.
شنیدم فیلم اکشنی راه انداخته بودی.
خوب شد دیدمت. بیا حرف بزنیم.
کوزابورو ایمای, رییس بالقوه
همهـشون یه مشت جهان سومین.
یه رستوران چینی رو نزدیک ایستگاه ناکانو میگردونن.
اونجا رو کردن پایگاهشون تا بتونن مثل آدمای دو هزاری با ما ژاپنیا رفتار کنن.
ماکوتو سوگیورا
برای همینم الان وقتشه حالیشون کنیم
کی اینجا حرف اول و آخرو میزنه.
تایوانیها، کرهایها و چینیهایی که معروف به "جهان سومی" بودن
توسط نیروهای اشغالگر متفقین آزاد شده بودند.
نفرت آنها از ظلم ژاپنی ها در طول جنگ
اکنون به خشونت علیه ژاپنیها تبدیل شده بود.
گیر آوردید؟
گفتم که بسپارش به ما.
از طرف دوست پسر آمریکاییم.
اینم یکی دیگه.
خوبه.
این دخترا جیگرای خودمن.
ایشونم تو ناکانو فاحشه گری میکنه.
سلام عرض شد.
بخورید.
تاکوجیتا مورا رهبر آینده خانواده ایمای.
همه چی برای حمله آمادست.
گمشو مرتیکه هیز.
مگه ازت کم میشه؟
ما کامیکازیم. ممکنه تا چند ساعت دیگه دخلمون اومده باشه.
پس بهتره تا میتونیم حالشو ببریم.
ول کن ببینم.
بیاید کمرمون رو خالی کنید. زنا به همین درد میخورن دیگه.
اگه میخوای قربون صدقت بدم اول برو دخل این جهان سومیا رو بیار.
انجام شده فرضش کن.
خیله خب بر و بچ. وقت عملیاته.
فقط بشین و ببین.
من بُردم.
بابا لخت شدم که.
پول مول تو بساطتت داری؟
بزنید بریم.
لعنت بهتون حرومزادههای ژاپنی.
زود باشید. بیاید گورمون رو از اینجا گم کنیم.
خفه خون بگیر.
خانم، چه خبر شده؟ - همه آروم باشید. -
بازم دعوای یاکوزاها. جای مغز، نخود تو سرشونه.
چیه کو؟ چیه کو.
یالا جوابشو بده.
در جلویی رو قفل کردی؟ - آره. -
تو برو یه نگاهی بنداز.
داره میسوزه.
بیا، اینو بگیر.
بگیر دیگه.
سریع آتش بس کنید.
لعنتی.
اینو برام نگهش دار. یه روزی میام دنبالش.
لعنتی.
شما تفالهها هیچ عددی نیستید.
دزدای بدبخت.
ببند دهن گشادتو مرتیکه.
به کیا میگی دزد؟
شما جهان سومیهای لعنتی برای آمریکاییها ساک هم میزنید.
یه چیزیو میدونید
شما ژاپنیا جنگو باختید که حتماً این باعث میشه جهان چهارمی بشید، درسته؟
زبون درازتو بکن تو حلقت.
امپراتوری ژاپن به امثال شما حرومزادهها نباخت.
ما به آمریکاییهای وامونده باختیم.
رهبر شما ژاپنیا کیه؟
منم.
منم هستم.
هر دوتاون بیرون.
این مادر خرابها رو دار بزنید.
خفه خون بگیرید ببینم.
برید تو.
بتمرگید.
بشینید.
میخواید؟ خوبهـها.
مسئله اینجاست، این جهان سومیا واقعاً اوضاع رو بهمون سخت کرده بودن.
ولی به لطف شما تونستیم دستگیرشون کنیم.
حالا به خاطر قمار بازی غیر قانونی چهار پنج سال میفتن پشت میلهها.
میمونه شما که باید باهاتون چیکار کنیم؟
بدبختانه، پلیسها این روزا تبلی میکنن
که باعث شده چپ و راست زندانیا فرار کنن.
واقعاً این دنیا داره به کجا میره؟
معطل چی هستید؟
فقط نمک نخورید نکمدون بشکنید.
قربون آقا بریم.
برگشتن.
میخوایم از زندان فرار کنیم.
یه بارم که شده، گیر یه پلیس خوب افتادیم.
مگه چی شد؟
بهمون عفو خورد.
اگه دارید فرار میکنید، ما رو هم آزاد کنید دیگه.
عوضی! شماها قراره یه ده سالی آب خنک بخورید.
ما ژاپنیا هوای همو داریم.
تازه قلمروی شما رو هم برمیداریم برای خودمون.
پولاتونم هاپولی میکنیم.
بخور رفیق.
یادش بخیر، تو ندامتگاه هوکایدو با هم بودیم
و الان اینجاییم، توکیو افتاده تو دستمون. به این میگن رفتن ره صد ساله تو یه شب.
بیا برقصیم.
برو گمشو جنده.
گوش کن برادر...
اینقدر وقت خودتو با این باند زِپرتیه کاوادا تلف نکن.
بیا عضو باند ما بشو تا با هم پلههای ترقی را طی کنیم.
تو یه چشم به هم زدن میشی برای خودت یه رییس.
تو دوران ندامتگاه همیشه میگفتی مثل یه بادکنک هستی.
نمیخواستی فقط یه نوچه تو سری خور باشی.
میخواستی رئیس بشی.
که آخر سر اداره کُل این کشور بی صاحاب بیفته تو مشتت.
الان شانس بهت رو کرده.
تو هیچ دینی به کاوادا نداری.
باند خودتو راه بنداز و آقای خودت شو.
و ''جنگ جنگ تا پیروزی"
راست نمیگم؟
اصلاً گوشت با منه؟
آره بابا. دارم گوش میدم.
No comments yet. Be the first to leave one.