Graveyard of Honor

Graveyard of Honor (仁義の墓場)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Graveyard Of Honor 1975 1080p GBR Blu-ray AVC DTS-HD MA 1 0-PzD
Jingi no hakaba 1975 1080p Blu-ray Remux AVC FLAC 1 0 - KRaLiMaRKo
Graveyard of Honor 1975 1080p BluRay FLAC1 0 x264-RR
Graveyard of Honor 1975 JAPANESE 1080p BluRay x264 DTS-FGT
Graveyard of Honor 1975 1080p BluRay x264-USURY
Graveyard of Honor 1975 720p BluRay x264-USURY
Jingi no hakaba AKA Graveyard of Honor 1975 720p BluRay AAC x264-HANDJOB
Un commentaire de 9B0DY
BluRay / Arrow / Duration: 1h 33mn / Frame rate: 23.976 fps

Tags

blu-ray
1080
ts
hd
remux
bluray
x264
720p
720
Publié le: 2022-10-04
Téléchargements: 38
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫ریکیو ایشیکاوا، قهرمان این فیلم ‫در 6 آگوست 1924.

‫در بخش شرقی شهر میتو، استان ایباراکی متولد شد.

‫محل تولد ایشیکاوا.

‫ ریکیو ایشیکاوا چه جور پسری بود؟

‫ یه بچه‌ای که اشکش دم مشگش بود.

‫ همیشه در مورد هر چیزی ‫قِشقِرق راه مینداخت.

‫ و بعدشم یه بند گریه می‌کرد.

‫ شاید واسه خاطر این بود که ‫خیلی زود مامانش فوت کرد.

‫ اون موقع خیلی پسر خجالتی بود.

‫ تو مخیلمم نمی‌گنجید آخر سر ‫بشه یاکوزا.

‫ خیلی باهوش بود.

‫ مادر زادی هوش بالایی داشت.

‫ ولی از این استعدادهاش ‫تو مسیر غلط استفاده کرد.

‫ تو بیشتر درسای مدرسه ‫نمرات خوب می‌گرفت.

‫ پسر حرف نشنویی بود؟ - ‫چه جورم. -

‫ از اون دو آتیشه‌ها بود.

‫ پسر تو چشمی بود. ‫حتی کارهای بدشم خواهان داشت.

‫ عقلش خوب میرسید.

‫ تو ایام مدرسه ‫همیشه رهبر ما بود.

‫ چون خداییش عقل کُل تشریف داشت.

‫ بدجورم کله شق بود.

‫ همیشه میخواست یه یاکوزا بشه.

‫ خودش اینو میگفت؟ - ‫آره، حتی از وقتی یه پسر بچه بود. -

‫ این یاکوزای بالقوه ‫در سال 1941 از خانه فرار کرد.

‫ و به توکیو رفت.

‫ جایی که در آن عضوی از خانواده کاوادا شد.

‫ در سال 1943 او به جرم اولین ‫اوباش گری خود، دستگیر شده

‫ و به یک سال حبس

‫ در ندامتگاه نوجوانان محکوم شد.

‫ طبق افسانه‌ها دلیل درگیری او ‫به خاطر فحش دادن ولگردی به

‫ به کاوادا که اکنون پدرخوانده ریکیو محسوب میشد ‫بوده است.

‫ پس با این حساب، اون از اون بچه‌هایی بود که ‫واقعاً احترام پدر خوندشو میگرفت؟

‫ آره و داشت غرامت اشتباهش رو یاد می‌گرفت تا ‫بچه سر به زیری بشه.

‫ پس چی این مرد جوون رو به یه آخوند هار ‫تبدیل کرد؟

‫ دلیلش هرج و مرج و سردرگمیه سال‌های ‫پس از جنگ بود؟

‫ اینم میشه گفت...

‫ ولی اون چه قبل و بعد از جنگ ‫دیوونه بود.

‫ یه بار که داشتم باهاش حرف میزدم ‫بهم گفت:

‫ "من مثل یه بادکنکم."

‫ بادکنک؟

‫ یعنی هی بیشتر و بیشتر به سمت بالا میرفت

‫ تا این که ترکید.

‫گورستان افتخار

‫بازار ایستگاه شینجوکو ‫توکیو -1946

‫بدو تا از دستت در نرفته. ‫بهترین تعمیر کن کفش اینجاست.

‫بابا چیکار میکنی؟

‫این کفشا تابلویه باید تعمیر بشه. - ‫نه، خیلی هم سالمن. -

‫الان برات مثل روز اولش میکنم.

‫یه چرم با دووم میندازم زیرش.

‫این که یه ماهیه خشک شدست.

‫میکنمش نویه نو.

‫مفته، فقط صد ین.

‫مایه رو بده عوضی.

‫قربون آقا.

‫کاسبی چطوره؟

‫بد نیست.

‫اون رئیس جدیدِ ایکبوکورو هستش؟

‫میدونید که چیکار کنید.

‫فعلاً.

‫کی بهت اجازه داده ‫اینجا کار کنی؟

‫تو ننه جنده دیگه کی هستی؟

‫ما آزادیم هر جا عشقمونه کار کنیم.

‫به گور باباتون خندیدید که آزادید.

‫یالا.

‫فرار کن.

‫اسم من ریکیو ایشیکاوا هستش. ‫عضو باند کاوادام.

‫چی شده؟

‫از باند کاوادان.

‫کنار! کنار.

‫برای چی اینقدر کرم داری؟

‫اگه باند شینوا بخواد برای تلافی ‫جنگ راه بندازه، چی؟

‫واقعاً نوبرشی.

‫رئیس از این گندت خبر داره.

‫میری ازش عذرخواهی میکنی، افتاد؟

‫داداشی، مهمونامون دارن میرن.

‫تو پوست خودمون نمی‌گنجیم که این ‫مایجتاج آمریکایی به دستمون رسیده.

‫یوشیوکا، نونمون حسابی افتاده تو روغن.

‫درسته.

‫سریع اونا رو جمع کنید.

‫فقط وحشیا داخل خونه کفش میپوشن.

‫رئیس...

‫به خاطر اتفاق افتاده معذرت میخوام.

‫دفتر تشکیلات کاوادا

‫خاک تو سر نکبتت.

‫ببندید اون گاله‌ــتون رو فاحشه‌ها.

‫هی، ایشیکاوا.

‫شنیدم فیلم اکشنی راه انداخته بودی.

‫خوب شد دیدمت. بیا حرف بزنیم.

‫کوزابورو ایمای, رییس بالقوه

‫همه‌ـشون یه مشت جهان سومین.

‫یه رستوران چینی رو نزدیک ‫ایستگاه ناکانو می‌گردونن.

‫اونجا رو کردن پایگاهشون ‫تا بتونن مثل آدمای دو هزاری با ما ژاپنیا رفتار کنن.

‫ماکوتو سوگیورا

‫برای همینم الان وقتشه حالیشون کنیم

‫کی اینجا حرف اول و آخرو میزنه.

‫ تایوانی‌ها، کره‌ای‌ها و چینی‌هایی که ‫معروف به "جهان سومی" بودن

‫ توسط نیروهای اشغالگر متفقین آزاد شده بودند.

‫ نفرت آنها از ظلم ژاپنی ها در طول جنگ

‫ اکنون به خشونت علیه ‫ژاپنی‌ها تبدیل شده بود.

‫گیر آوردید؟

‫گفتم که بسپارش به ما.

‫از طرف دوست پسر آمریکاییم.

‫اینم یکی دیگه.

‫خوبه.

‫این دخترا جیگرای خودمن.

‫ایشونم تو ناکانو فاحشه گری میکنه.

‫سلام عرض شد.

‫بخورید.

‫تاکوجیتا مورا ‫رهبر آینده خانواده ایمای.

‫همه چی برای حمله آمادست.

‫گمشو مرتیکه هیز.

‫مگه ازت کم میشه؟

‫ما کامیکازیم. ‫ممکنه تا چند ساعت دیگه دخلمون اومده باشه.

‫پس بهتره تا میتونیم حالشو ببریم.

‫ول کن ببینم.

‫بیاید کمرمون رو خالی کنید. ‫زنا به همین درد میخورن دیگه.

‫اگه میخوای قربون صدقت بدم ‫اول برو دخل این جهان سومیا رو بیار.

‫انجام شده فرضش کن.

‫خیله خب بر و بچ. ‫وقت عملیاته.

‫فقط بشین و ببین.

‫من بُردم.

‫بابا لخت شدم که.

‫پول مول تو بساطتت داری؟

‫بزنید بریم.

‫لعنت بهتون حرومزاده‌های ژاپنی.

‫زود باشید. ‫بیاید گورمون رو از اینجا گم کنیم.

‫خفه خون بگیر.

‫خانم، چه خبر شده؟ - ‫همه آروم باشید. -

‫بازم دعوای یاکوزاها. ‫جای مغز، نخود تو سرشونه.

‫چیه کو؟ چیه کو.

‫یالا جوابشو بده.

‫در جلویی رو قفل کردی؟ - ‫آره. -

‫تو برو یه نگاهی بنداز.

‫داره میسوزه.

‫بیا، اینو بگیر.

‫بگیر دیگه.

‫سریع آتش بس کنید.

‫لعنتی.

‫اینو برام نگهش دار. ‫یه روزی میام دنبالش.

‫لعنتی.

‫شما تفاله‌ها هیچ عددی نیستید.

‫دزدای بدبخت.

‫ببند دهن گشادتو مرتیکه.

‫به کیا میگی دزد؟

‫شما جهان سومی‌های لعنتی ‫برای آمریکایی‌ها ساک هم میزنید.

‫یه چیزیو میدونید

‫شما ژاپنیا جنگو باختید ‫که حتماً این باعث میشه جهان چهارمی بشید، درسته؟

‫زبون درازتو بکن تو حلقت.

‫امپراتوری ژاپن ‫به امثال شما حرومزاده‌ها نباخت.

‫ما به آمریکایی‌های وامونده باختیم.

‫رهبر شما ژاپنیا کیه؟

‫منم.

‫منم هستم.

‫هر دوتاون بیرون.

‫این مادر خراب‌ها رو دار بزنید.

‫خفه خون بگیرید ببینم.

‫برید تو.

‫بتمرگید.

‫بشینید.

‫میخواید؟ خوبه‌ـها.

‫مسئله اینجاست، این جهان سومیا ‫واقعاً اوضاع رو بهمون سخت کرده بودن.

‫ولی به لطف شما ‫تونستیم دستگیرشون کنیم.

‫حالا به خاطر قمار بازی غیر قانونی ‫چهار پنج سال میفتن پشت میله‌ها.

‫میمونه شما که باید باهاتون چیکار کنیم؟

‫بدبختانه، پلیس‌ها این روزا تبلی میکنن

‫که باعث شده چپ و راست زندانیا فرار کنن.

‫واقعاً این دنیا داره به کجا میره؟

‫معطل چی هستید؟

‫فقط نمک نخورید نکمدون بشکنید.

‫قربون آقا بریم.

‫برگشتن.

‫میخوایم از زندان فرار کنیم.

‫یه بارم که شده، گیر یه پلیس خوب افتادیم.

‫مگه چی شد؟

‫بهمون عفو خورد.

‫اگه دارید فرار می‌کنید، ما رو هم آزاد کنید دیگه.

‫عوضی! شماها قراره یه ده سالی آب خنک بخورید.

‫ما ژاپنیا هوای همو داریم.

‫تازه قلمروی شما رو هم برمیداریم برای خودمون.

‫پولاتونم هاپولی می‌کنیم.

‫بخور رفیق.

‫یادش بخیر، تو ندامتگاه هوکایدو ‫با هم بودیم

‫و الان اینجاییم، توکیو افتاده تو دستمون. ‫به این میگن رفتن ره صد ساله تو یه شب.

‫بیا برقصیم.

‫برو گمشو جنده.

‫گوش کن برادر...

‫اینقدر وقت خودتو با این باند زِپرتیه ‫کاوادا تلف نکن.

‫بیا عضو باند ما بشو تا ‫با هم پله‌های ترقی را طی کنیم.

‫تو یه چشم به هم زدن میشی برای خودت یه رییس.

‫تو دوران ندامتگاه ‫همیشه میگفتی مثل یه بادکنک هستی.

‫نمی‌خواستی فقط یه نوچه تو سری خور باشی.

‫می‌خواستی رئیس بشی.

‫که آخر سر اداره کُل این کشور بی صاحاب ‫بیفته تو مشتت.

‫الان شانس بهت رو کرده.

‫تو هیچ دینی به کاوادا نداری.

‫باند خودتو راه بنداز و آقای خودت شو.

‫و ‫''جنگ جنگ تا پیروزی"

‫راست نمیگم؟

‫اصلاً گوشت با منه؟

‫آره بابا. دارم گوش میدم.

More Farsi Persian subtitles for Graveyard of Honor

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left