Les 200 premières lignes.
در اواسط روز، گرمای هوا (بین 55 تا 60 درجه خواهد ماند. (فارنهایت
سه شنبه هوا اکثراً .ابری و بادی و معتدل خواهد بود
...با رگبار پراکنده و دمای بالا
اینجوری بهتره، ها؟
امروز صبح خشونت بیشتری ،در "جکسون هیتز" بود
،این بار بر ضد یک راننده پاکستانی
که از ماشینش بیرون کشیده شد .و با آجر بهش ضربه زدن
.پلیس اون رو جرم از سر دشمنی میدونه
به علاوه اینکه معتقده ...انگیزه برای این حمله
.پروندهی "نصیر خان" بوده
"آقای "خان" برای قتل "آندریا کورنیش .با چاقو، در حال محاکمهست
.اون واسه توئه
.خوبشه
.یالا، برش دار
.گیرش آوردی
.یه کار خوب کردی
.به خانوادهت زنگ بزن
.ممنون
خب، اوضاعشون چطوره؟
،شکایتی ندارن، یا چیزی دیگه
.ولی خوب هم نیستن
.نه، خوبم
.خانواده همه چیزه
."سفر خان"
.تجربه کاریم تو خرده فروشیه
.میتونم ببینم
.متاسفانه الان همچین موردی ندارم ...من
...شما مادرِ اون
.بله، و بخاطر همین بهم گفتن برم
.تنها دلیلش این بود
چه شغلهایی دارید؟
چیکار میخواید بکنید؟
دقیقاً چی؟
،فیسبوک .ببین اونجا هست یا نه
کی دیگه تو فیسبوک نیست؟
!من
"شنیدی بچهی "باب رونی تازگی نشان پلیس گرفته؟
خدایا، وقتی صاحب اون بچه شد چند سالش بود؟ 12؟
،"بچه 28 سالشه "تامی .ریاضی خوبه برات
.قبلتر، قبل از این
هی "دنیس"، اون روز مهمّت کِیه؟
.به این زودیها نیست
.آره، حتماً همینطوره
میخوای با خودت چیکار کنی؟ گلف بازی کنی؟
.اها
".تو یه ناجی هستی"
".تو واقعاً رفیقی"
".تو خودشی"
".داداش، لحظه مهمی رو بهت مدیونم"
تو فکرم که واسه چیه؟
،"امیر"
داداش، دوچرخهتُ میدی؟
چی؟
.گوشیت رفیق
.باید یه زنگی بزنم
کدوم گوشی؟
.مادرجندهی کس مشنگ
دنبال چی هستی؟
اینکه چقدر از هوش و کنترل خودش .خارج بوده
،خب، یه کوکتل بوده .اینو بهت میگم
اونقد بالا بوده که بدونه داره چیکار میکنه؟
.اون به فرد بستگی داره
...کلی از این موازد خراب داشتم
که میتونستن هواپیما بوئینگ رو ،طی پنج منطقه زمانی خلبانی کنن
و بقیه حتی نمیتونستن سرشون رو ...از رو زمین بردارن
.حتی اگه زندگیشون بهش وابسته بود
تو دوست داری کدوم باشه؟
.هوانوردها
.باشه
خب، میتونی بهم کمک کنی؟
.آره
.این واسه پا، اون واسه سکس
.با آب قاطیش میکنی .300دلار میشه
مزهش خوبه؟
.نه
کارت میشه بکشم؟
.نه
.هی داداش
اون یارو که خواست .از گوشی که بهت دادم، استفاده کنه
چرا بهش گفتی نه؟
.چون مال منه
چیه؟
!چیه؟
فکر کردی فقط خواستم از رفتن دم تلفن عمومی نجاتت بدم؟
.اون یه دستگاه پول درآوردنه خنگول
.هر دقیقه ده دلار
.اوه
!"اوه"
باز میخوام یه زندونی درست و حسابی .ازت بسازم
.شکم رو رو به بالا نگه دارید
.عالیه، میتونین
هر دقیقه باید با بهترین نحو خودتون .حرکت کنید
.آخرین حرکت
...بدن رو بکشید پایین
آقای "دی"؟
،سلام .اسم من "چاندرا"ست
تو فکر بودم که میشه یه دقیقه باهاتون حرف بزنم؟
!نه، یه دقیقه وقت ندارم .کار دارم
.اینجا نیستم که دردسر درست کنم
.فقط یه کم اطلاعات میخوام
جای دیگهای میشه حرف بزنیم؟
اون همونیه که تو روزنامهها نوشتن .کشته شده
،همونیه که شبی که به قتل رسید .شما دیدینش
.تو پمپ گاز
.یه نوار دوربین امنیتی هست
اونجا چه خبر بود؟
!خودت میدونی
.نمیدونم
همون لرزی که بعضی زنها دارن رو .داشت
،چیز بعدی که میشه، میدونی .مُردن
.اونجوری
لرز؟
.انگار اون گربهست و تو کلاف کاموا
.زنهایی اونجوری واسه نابود کردن توان
بعضی وقتا چارهای نداری جز اینکه تو اول حمله کنی. میدونی چی میگم؟
میگی حقش بوده؟
...میگم زنهای اونجوری همینن
!که فکر میکنن هدیه خدان
.و تو چیزی جز بازیچه نیستی
،تا وقتی برعکسش رو میفهمن .همونجور که اون فهمید
.اونجا باهاش حرف زدین چرا؟
.چون دیدم که چه نابودگریه
.و از اون خوشم نیومد
،بعضی وقتا که بهشون اخطار بدی .خنثی میشن
مردی رو که باهاش بود تو خاطرتون هست؟
،مردی نبود .یه گلوله کاموا
بعد از اون کجا رفتین؟
کجا باید میرفتم؟
جدی میگی؟
اونجا میخوای بری؟
تو هم از همون گربهای؟ - .نه -
فکر میکنی یه گلوله کاموام؟
.نه
من کل زندگیم با زنهایی مثل تو .سر و کار داشتم
.و هنوز اینجام
میدونی چجوری؟
.انجیل رو بخون
.کتاب انجیل، داوران، فصل 16
اون تموم چیزیه که .یه مرد باید بدونه
.اوه خدایا
.من علاقهای به آمرزیده شدن ندارم !خیلی ممنون
مشکل چیه؟
آنگاه سروران فلسطینیان .با نقره به همراه نزد او آمدند
،و او را بر زانوهای خود خوابانیده
كسی را طلبید .و هفت گیسوی سرش را تراشید
.و اینگونه قوتش از او برفت
...و به او گفت
".ای شمشون، فلسطینیان بر تو آمدند"
،پس فلسطینیان او را گرفته
.چشمانش را كندند و او را به غزه آوردند
.این طرز فکرش نسبت به زنهاست
،و با نعش کشیش .راه اونها رو میره
.اینو که نمیدونی
،اون منتظر بوده که برن .دلیل دیگهای نداشته
و پلیسها حتی زحمت اینو به .خودشون ندادن که باهاش حرف بزنن
!ولی تو زحمتشو کشیدی
...چشمهاش
.همه چیش خیلی غیرعادی و مرموزه
دفعه بعدی وقتی خواستی ...با کسی حرف بزنی
.بذار من حرف بزنم
یه نوشیدنی میخوای؟
.اوه یادم رفت، الکل نباید باشه
.اون واسه مسلمونهاست .من همه چی میخورم
دفعه بعدی بذار این کارهای مرموز .رو من انجام بدم
."اون واقعاً ترسناکه "جان
.و من کارتم رو بهش دادم
،"دبیرستان "چیسن تو "برانکس"ـه، درسته؟
."آره، جاده "فوردهام
،تیم بسکتبال عالی .فلزیابهای بیخود
...پس چرا یه بچه باید از مدرسهای
که شش بلوک با خونهش ...فاصله داره، بره
به یکی دیگه که با مترو 40 دقیقه فاصلهست؟
به "چیسن"؟
خب، میتونم بگم واسه باشگاه .روباتیکش نیست
.احتمالاً چارهای نداشته
.اسمش "نصیر خان" بود .شاید اونو به خاطر بیارین
.آره، خوب یادمه
.اون تیم بسکتبال رو راه انداخت .ولی زیاد بازیش ندادم
.وسط کلاس نهم رفت
.آره، با یه بچه دیگه دعواش شد
قاطی کرده و .اونو از پلهها انداخته پایین
.دستش شکست
ولی اینکه جمجمهش بشکنه .همینقد راحت احتمالش بود
.شوخی نکن
واسه چند هفته .اونو تعلیق کردن
،ولی وقتی برگشت .باز اوضاع همونقدر بد بود
.واسه همین منتقل شد
،ممنون .از وقتی که گذاشتی ممنونم
.خواهش میکنم
."ممنون "گریر
،تو انتخاب هیئت منصفه .انتخابش نیست که مهمه
.راحت شدن از دست کابوسهاته
.هر مامور اجرای قانون
.هر کسی از خانوادهی یه مامور قانون
.هرکسی از یه خانواده نظامی
.نه صاحب شغل آزادی
و نه سفیدپوستهایی که هر روز .کار میکنن
.نه سیاهپوستهای مسن .چون از دزدیده شدن خسته شدن
نه کسی که افراد کشته شده .تو حادثه یازده سپتامبر رو بشناسه
.نه کسی که به اخبار فاکس گوش میده
No comments yet. Be the first to leave one.