Les 200 premières lignes.
...آنچه در مردگان متحرک گذشت
نمي دونم مي توني صدام و بشنوي يا نه
من زن و پسرم و پيدا کردم
از بابات به خاطر من مراقبت کن، باشه ؟
و خواهر يا برادر کوچيکت، ازش مراقبت کن
تو مجبور نيستي اين کار و بکني
! دوستت دارم
پس اينجا گير افتاديم
يه مقدار خيلي کمي آذوقه و اسلحه مونده
...من دارم "لوري" رو مي بينم
مي دونم که واقعاً خودش نيست
من زخمت و مداوا مي کنم و بعدش از اينجا ميري
! هي
! هي! سرعت و کم کن ! سرعت و کم کن
کم کن !دارم التماست ميکنم ! نه
!تو رو خدا
گوشات و بگير
آره، اين جواب مي ده
بهم بگو کي
هي
يه چيزي اينجوري بزار زير ماشين
با يه ذره ماسه و چوب
بهت انقباض ميده
مجبور نبوديم اين کار و بکنيم اگه اون گيرمون ننداخته بود
اين يه اشتباه سهوي بود
چرا گذاشتي اون بياد ؟
"اون تو رو برد به "وود بري
و تو گفتي که اون ترکت کرده
...و "اسکار" مُرده و شماها - اونقدرا ساده نبود -
من ازش خواستم امروز بياد
نمي خواستم اگه نباشم تو زندون ولش کنم
"نه با "مرل
اون و اينکه با هم اشتراکاتي داريم
براي الان ، ما هممون همين مشکل و داريم
پس شايد بتونيم با هم روشون کار کنيم
فقط براي الان ؟
آره، فقط براي الان
! هي
! کمکم کنين
!دارم التماستون مي کنم !نريد
! توروخدا
! هي
!نرو
!تو رو خدا
! بزن بريم
! من خوبم
! لطفاً
!لطفاً
! کمک کنين
! وايسيد
ايستگاه پليس ديگه اي تو شهر دارين ؟
من اينجا پليس بودم
من و يه چندتا آدم ديگه
اينجا شهر بزرگي نيست
جاهاي ديگه اي هم براي چک کردن هست
...ممکنه اندازه ي اينجا توش اسلحه نباشه اما
ما همون اندازه اسلحه اي که اينجا بود لازم داريم
مهمات هم همينطور - آره، ميخوايم -
اما الان، من فقط يه خطي از يه چند تا دارم
تو خيابون اصلي چند جا هست
بار و مشروب فروشي
صاحباش يکي دو تا اسلحه پشت پيشخون دارن
که مردم راجبش نمي دونستن
من مي دونستم اجازه هاشون و من امضا کردم
ممکنه هنوز اونجا باشن
با اون رويکرد مشکلي داري ؟
نه، "ريک" مشکلي ندارم
اون چيه ؟ - نمي دونم -
انگار يکي همين الانم داره اونارو مال خود مي کنه
معنيش اين نيست که اون چيزي و که ما دنبالشيم پيدا کردن
يه چند جاي ديگه سر راهمون هستن
بياين بريم تو
و بزنيم به چاک
ايناها
مال "تيرل" ه
يه شات گان و دو تا اسلحه ي دستي
مجوز به اسم يه " تريل دبز" صادر شده
صبرکن
اون گير ميفته
! دستا بالا
حالا هر چي که دستتون هست و بندازيد و بريد
اسلحه ها، کفشاتون، و اون شمشير
همشو 10ثانيه
همين حالا بدوييد سمت ماشين - ...10 -
بابا- ما اون اسلحه رو لازم داريم -
نه...
...هشت
فکر مي کنم مي تونم به اون بالا برسم - هفت...-
...شش - کارل" برو"-
تو خوبي ؟
آره
بهتون گفتم بدوئين سمت ماشين
نمي خواستم مجبور بشي اون کار و بکني
مجبور بودم
اون جليقه ضدگلوله تنشه
اون زندست - مگه مهمه ؟ -
آره
مراقب تله هاي پنهان باشيد
انگار که تا الان خيلي خلاق شده
فکر کردم فقط قرار بود زود بريم تو بزنيم به چاک
من اون و تو خيابون ول نميکنم
ببين، مي دونم که گفتي اون کمکت کرده
اون جونم و نجات داد
اون موقع ها اين مدلي نبود
باشه
يا مسيح، اون يه پسر داره
تو فکر مي کني اون اين توئه ؟
نکن
تو گفتي تله هاي مخفي
ممنون
بيا فقط ببريمش تو و بريم
!ووا
کارل" سيم و بپا"
من پارسال اون کمد اسلحه ها رو نشونش دادم
و همه ي اينا رو توش داشت ؟
نه، حتي نصفش هم نداشت
پس سرش گرم بوده گهواره
نه
منتظر مي شيم تا بيدار شه
مطمئن شو حالش خوبه
اون سعي کرد ما رو بُکُشه
اون بهمون گفت بريم نمي دونست ما کي هستيم
اون سعي کرد ما رو بُکُشه و ما ولش نکرديم که زامبيا تيکه پارش کنن
روز خوبي داشته، به نصف اين اسلحه ها هم احتياج نداره
ما لازمشون داريم
منتظر مي شيم بيدار بشه والسلام
دور و بر اينجا رو نگاه انداختي ؟
تبر، ميخ طويله ها ، ديوارا
فکر ميکني اون ديوونست ؟ - نه -
فکر ميکنم اون خطرناکه
من مي شناسمش
اون موقع ها اينجوري نبود
منتظر مي شيم که بيدار بشه
چي ميبيني ؟
محلمونه
نابود شده
براي همين ميخواستي بياي ؟
که خونه رو ببيني ؟
"کارل"
من فقط مي خواستم بيام
حالا ديگه داريم غذاي اون و مي خوريم ؟
"پادري گفته بود "خوش آمديد
من دارم فرار مي کنم
به کجا ؟
فکر ميکردم يه چيزي که مردم چپاول نمي کنن گهواره باشه
و اون مهدکودکيه که دوست مامان "سارا" مي گردوندش
همون نبشه - "کارل" -
بابا، فقط اون نبشه
و اين همه تله ي زامبي اينجاست
برا آوردن اون جعبه به کمک احتياج داري
چي ؟
اگه مي خواي يه گهواره بياري بايد اون جعبه رو برداري
بزرگه و سنگينه
برا حملش به کمک احتياج داري
داري ميري يه گهواره بياري، درسته ؟
اين چيزيه که من گفتم
پس من باهاش مي رم
درست همون جا، قرارمون اينه
اگه مشکلي پيش اومد ، داد و فرياد کن، باشه ؟
من از اينجا مي شنوم - باشه -
مجبور نيستي با من بياي
مي تونم از پسش بر بيام
به بابات گفتم که کمکت مي کنم
آره، باشه
فکر کنم بايد ترتيب اون و بديم
ممم
لعنتي
اون ديگه چه کوفتي بود ؟
مي خوام خودم اين کارو انجام بدم
تو از مهد کودک رد شدي
اول مي خوام برا " جوديث" يه چيز ديگه بگيرم، باشه ؟
متاسفم که اين اتفاق برات افتاد
تو مي دوني من کي ام ؟ مي بيني من کي ام ؟
آدما صورت آدماي مُرده رو مي پوشن
مورگان" گوش کن ببين چي مي گم" - ! نه، من تو رو نمي شناسم -
البته که من و ميشناسي - ! تو رو نمي شناسم -
! "تو جون من و نجات دادي، "مورگان
تو من و مي شناسي
من و ببين
تو متوجه نمي شي، مَرد
اگه بري
فقط ميميري
! تو منو مي شناسي - ! من ديگه هيچ کس و نمي شناسم -
! تو متوجه نمي شي
تو من و مي شناسي
تو ديوونه ي حروم زاده
لطفاً
لطفاً من و بُکُش
فقط من و بُکُش
فقط بُکُشم
فقط من و بُکُش
فط من و بُکُش
"تو پارسال من و تو حياط خونم پيدا کردي "مورگان
تو و تو من و پيدا کردي
تو بهم غذا دادي تو بهم گفتي داره چه اتفاقي مي افته
تو نجاتم دادي
اسم من "ريک گريمز"ه تو من و مي شناسي
من صورت يه مَرد مُرده رو نپوشيدم
من اين و بهت دادم
بهت گفتم که هر روز سپيده دم روشنش مي کنم
No comments yet. Be the first to leave one.