Kochouki: Wakaki Nobunaga (Gorgeous Butterfly: Young Nobunaga)

Kochouki: Wakaki Nobunaga (Gorgeous Butterfly: Young Nobunaga)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Kochouki Wakaki Nobunaga - 09 [HorribleSubs] By Liana @animkingdomsub
Un commentaire de animkingdom
کاری از تیم ترجمه انیم کینگدام - Liana:مترجم | telegram:@animkingdomsub | instagram: #animkingdom | font: b yekan | سواستفاده به هر نحو از این زیرنویس توسط شما حرام است. حذف کپی رایت انیم کینگدام حرام است. لطفا از زیرنویس ما رو جایی مجدد بارگزاری نکنید چو

Tags

other
Publié le: 2019-09-03
Téléchargements: 4
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 143 premières lignes.

ماه مِی 1566

سیتو دوسان و پسر بزرگش سیتو یوشیتاتسو، دچار کشمکش شدن

هرچند نوبوناگا ساما برای پشتیبانی سربازانی رو ارسال کرد، ولی دیگه دیر شده بود

سیتو دوسان، حکمران مینو، به قتل رسیده بود

...پدر

یه خواب دیگه درمورد سیتو دوسان؟

بله... اون توسط یه مار غولپیکر محاصره شده بود و در شعله های آتش میسوخت

به عنوان فرزندش که به دست خودش بزرگ نشدم، هنوزم ازش کینه به دل دارم

...اما پس چرا

اون پدر واقعیت بود. طبیعیه که برای از دست دادنش اندوهگین باشی

کیچو، گفتی که نسبت به دوسان دونو کینه به دل داری

اما وقتی ادما میمیرن، نیاز دارن که بخشیده شن

تو باید از اعماق قلبت دوسان دونو رو ببخشی، کیچو

ممنونم، سرورم

"کوچوکی" "نوبوناگای جوان"

"فراق"

هاه؟ چه مرگت شده؟ بیا زود بریم خونه و شام بخوریم

تو هم باید گرسنه باشی... هاه؟

زیادی قضیه عجیب و غریب نمیزنه

!حالا کلا تو دردسر افتادم

‏"‏اینابایاما‏"‏ ‏"‏اینویاما‏"‏ ‏"‏ایواکورا‏"‏ ‏"‏کیوسو‏"‏

شرایط ایجاد دردسر و تحریک برای نوبوناگا ساما ادامه داشت

،در یک وضعیت، اودا ایسه نو کامی نوبوکاتا ساما حکمران قلعه ی ایواکورا

درحال چیدن توطئه به همراه سیتو یوشیتاتسو و فشار وارد کردن به نوبوناگا ساما بود

علاوه بر این، قلعه ی اینویاما که اودا نوبوکیو حکمرانش بود

نشانه هایی از خودمختاری از خودش نشون میداد

چرا بدبختی پشت بدختی رو سرم هوار میشه با اینکه من اصلا نمیخوام جنگ راه بندازم؟

"ساکوما موریشیگه"

"ساکوما موریشیگه" کسی راه حلی برای خلاص شدن از بن بست نداره؟

...حالا که بهش فکر میکنم

راه حل مبتکرانه ای داری، توشیئی؟

حرفایی که درمورد مارغولپیکر دریاچه ی میدوری گا ایکه میزنن به گوشتون رسیده؟

مار غولپیکر؟

دارم میگم یه مار غولپیکر پیدا شده که گاو قوی چثه رو درسته بلعیده

این خودش یه بحث داغه

این الان به بحثی که ما داشتیم ربط داره؟

...نداره

تابحال شده که درمورد اینجور چیزا بحث کنیم؟‏!‏

یه مار غولپیکر، اه؟

کیچو میگه که اخیرا، خوابای زیادی درمورد مارهای غولپیکر میبینه

خواب دیدن درمورد مار نشونه ی خوبیه، سرورم

"ساسا ناریماسا" "تاکیگاوا کازوماسو" "کاواجیری هیده تاکا"

این به این معنی نیست که شما و کیچو ساما قراره که به زودی یه وارث داشته باشین؟

هاه؟ هی‏،‏ اصلا اینجوریا که میگی نیست‏!‏

واو‏،‏ این باعث میشه یه جشن برگزار کنیم‏!‏

توهم؟ ساکت باش‏!‏

!آخ

یه مار غولپیکر، اه؟

شما هم شنیدین؟ درمورد مارغولپیکری که تو دریاچه ی میدوری گا که هست؟

میگن که یه گاو قوی چثه رو درسته بلعیده‏!‏

به این معنیه که نمیتونیم !نزدیک میدوری گا ایکه بریم

"قلعه ی سوئموری"

مطمئن بشین که این شایعه همه جا پخش بشه

همه چیز طبق نقشه درحال انجامه برای اینکار آزادین که هرچی میخواین خرج کنین

دربین مردم برین و این شایعه رو تا اونجا که ممکنه گسترش بدین‏ .‏‏.‏‏.‏

...بطوری که حتی به گوش نوبوناگا هم برسه

چشم، قربان

اوه؟

...خواهر

!شنیدم

شنیدم که قراره برای یه کوچولو چشن بگیرین؟

زیاد از حد جلبک نخور; میگن که جلبک برای بچه ای که تو رحمه بده

خواهر! کیچو فقط گفتش که یه خوابایی درمورد مار میبینه

درسته. من حامله نیستم

...کلا مطلبو اشتباه برداشت کردی

من چیزی رو اشتباه نکردم! گوش کن--برای پایداری خاندان اودا

و همینطور وارثش اینکار قطعا ضروریه پس بخوبی مراقب سلامتیت باش، باشه؟

خودشه! تو سرزمین ها ی خارجی یه مار غولپیکر هست که بهش میگن اژدها

یکی از اینا باید منبع ایجاد شدن "مارغولپیکر" باشه

این احتمال وجود داره که یکی از این مارها از کشتیِ یاراج فرار کرده باشه و به دریاچه پناه آورده باشه

چیشده؟

اوه‏،‏ نه‏،‏ هیچی‏.‏‏.‏‏.‏

فکر نمیکنم چیزی نباشه

واقعا همچین مار غولپیکری وجود داره که یه گاو قوی جثه رو درسته بلعیده؟

یعنی داری میگی اون یه مار نیست؟

نه‏،‏ سرورم؛‏ نمیدونم‏.‏‏.‏‏.‏

درمورد حرفی که خواهرم زد نگرانی؟

...نه

پس موضوع چیه؟

من بچه ای بدنیا نیاوردم، و ارتباطمون با مینو دیگه به کلی از بین رفته

دیگه دلیلی وجود نداره که من اینجا باشم، داره؟

واقعا بهش اعتقاد داری؟

حتی اگه مدافع اواری باشم، هنوزم کاملا توسط دشمنان محاصره شدم

من وقتی برای استراحت ندارم به جز زمانی که با تو ام‏،‏ اینجوری‏.‏‏.‏‏.‏

...نوبوناگا ساما

اولش فقط بحث سیایست بود ولی الان ماجرا چیز دیگه س

ممنونم

صبرکن

چیزی شده، سرورم؟

خودشه‏!‏ من بهت یه تشکر بدهکارم‏،‏ کیچو‏!‏

"قلعه ی اینویاما"

‏"‏قلعه ی اینویاما‏"‏ متوجهم‏:‏

به منظور پیمان اتحاد بهتره ی که اوچی ساما با نوبوکیو ساما ازدواج کنن

درسته. علت اصلی اتحاد من و سیتو دوسان دونو

این بود که کیچو همسر من شد

اوه، درسته! نوبوکیو ساما با شما بیگانه شده

اما اگه با اینکار به این روابط بهبود ببخشین‏،‏ دیگه جنگ و جدالی در پی نداریم‏!‏

اوئی چی، ما بدون اینکه به احساساتت توجه کنیم از قبل گفتگوهارو انجام دادیم

"اوئی چی" اوئی چی، ما بدون اینکه به احساساتت توجه کنیم از قبل گفتگوهارو انجام دادیم

"اوئی چی" اما اینکار، به نفع اواری هم هست

اما اینکار، به نفع اواری هم هست

راهی جز ازدواج با نوبوکیو نبود، منو ببخش

همه ی اینا بخاطر شماست، برادر خوشحال میشم که عروس بشم

...اوئی چی

به این شکل بود که، اوئی چی ساما به منزل نوبوکیو ساما نقل مکان کرد

در این فرصت‏،‏ به مناسبت اومدن به منزل نوبوکیو ساما‏،‏ اوئی چی ما‏-‏‏-‏

"اودا نوبوکیو" در این فرصت‏،‏ به مناسبت اومدن به منزل نوبوکیو ساما‏،‏ اوئی چی ما‏-‏‏-‏

"اودا نوبوکیو" من از قبل درمورد این آشناییت اولیه از طریق نامه مطلع شدم

من از قبل درمورد این آشناییت اولیه از طریق نامه مطلع شدم

شما اوئی چی هستین؟

ب-بله، سرورم

همم. هنوز که خیلی بچه ای، نه؟

مشکلی نیست، بیا اینجا

اه؟

گفتم نزدیکتر بیا

اوه--چشم

نزدیکتر

...چ-چشم

همم‏،‏ تو خیلی خیلی‏.‏‏.‏‏.‏

-من درکنارتون تا سالهای طولانی میمونم

هنوز برای بچه دار شدن برات خیلی زوده‏.‏‏.‏‏.‏ !‏مضطرب نشو

نمیتونم اوئی چی رو به دست آدم کثیفی مثل تو بسپارم

ت‏-‏تو‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

!متاسفم

تو کسی نیستی که اشتباه کرده‏،‏ خواهر‏!‏

با اون چیزایی که من شنیدم منم بودم میزدم لت و پارش میکردم

...منم با اوئی چی بد کاری کردم

حال اوئی چی ساما چطوره؟

داره گریه میکنه

از اونجایی که شما به اون بخت برگشته که قرار بود با ایشون ازدواج کنن سیلی زدین

انگاری دیگه برنامه ی نامزدی به کل با شکست مواجه شد، نه؟

تو اینجا چیکار میکنی؟ کی تو رو استخدام کرده؟

نوبوکاتسو ساما، شما هنوز نباید تسلیم بشین

من، تسوزوکی، اقدامات لازم بعدی رو انجام دادم

قسم میخورم که بر اتون خبرای خوب بیارم، سرورم

وقتی دارن درمورد یه مار حرف میزنن پس مسئله اصلا شوخی بردار نیست

ساکنین اواری همشون وحشت زده ن

اونا میگن کسی از ترسش جراتِ نزدیک شدن به اون دریاچه رو نداره

در اینصورت، ما هم نمیتونیم بیخیال ماجرا بشیم

برای گیر انداختن اون مار غول پیکر یه ایده ی خوبی سراغ دارم

ما آب کل اون دریاچه رو خالی میکنیم

،فهمیدم‏!‏ اینجوری دیگه جایی برای پنهان شدن نداره‏ ‏ و وقتی که خودشو نشون داد‏،‏ گیرش میندازیم‏!‏

با اینکارم حال و هوای اوهانا و همینطور اوئی چی عوض میشه

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left