Les 173 premières lignes.
کیم گواون آن بوهیون
لی یوبی پارک جی هیون
می رام جونگ سون وون
جو جونگ هیوک و مینهو
در سلول های یومی کارِی از تیم ترجمه دینگو
امروز صبح یاد این جمله گهربار افتادم
"خوشبختی و دشواری، دو روی یه سکه ان"
درست مثل همین ديروز
حتما باید گردنبندو با سه یی انتخاب می کردی؟
چرا نگفتی سه یی اون مارمالاد یوجا رو بهت داده؟
قطع می کنم
از دونگ دونگ جو خوردنت لذت ببر و خوب بخواب
صبر کن. الو؟ الو؟
اونو بدین لطفا
!عه یومیه
چه کار کنیم؟ اگه یومی بگه به هم بزنن، چه خاکی به سر کنیم؟
همش همین؟
آره- فکر می کنی اين همه چیزو توجیه میکنه؟-
خب آخه همش همین بود
خندید. یومی خندید
یعنی چی؟ پس این آخرش نیست؟
بریم بالا. بریم با هم کیک بخوریم
!همه چی درست شد
! بهش گفت بره بالا
!داره میره خونه یومی
درسته. خوشبختی تنهایی سروکله ش پیدا نمیشه
!همیشه با خودش دشواری هم میاره
!ضربانا، طبل بزنین
!خب الان دیگه فقط خوشبختی مونده
:ترجمه مهرشید. آرشین. مینابی. بامبی. مونلایت
:ادیتور مونلایت
اینجا خونه منه- آها-
بچه ها! باید آرامش خودمونو حفظ کنیم
وقتی رفت تو، اول چه کار کنه؟
چطوره از پشت بغلش کنه؟
بغل از پشت؟
!وای عالیه! این موقع جون میده واسه این کار
تو هم خوشت میاد؟
بیا تو وونگ- باشه-
یعنی چی؟ قلب، یه لحظه وایسا ببینم
این صدای سلول روده نیست؟-
صدای منو از روده بزرگ میشنوین
مایلم به اطلاع اهالی محل برسونم که
...وونگ دلش درد گرفته
و به زودی اون چیزه رو از شکم وونگ آزاد می کنیم
صدامو میشنون اصلا؟
!من باید برم شماره دو
چی داری میگی؟ میخوای عدل تو این لحظه عنصر قهوه ای خارج کنی؟
سلول روده، ببینم زده به سرت؟
،خیلی خب، همه جا رو تمیز کردم
هوا هم پاک و تمیزه. خوبه
وونگ
ای لعنت
چرا نمیاد تو؟
چه کار می کردی؟
ها؟
بیا تو
خونه م یه ذره کوچیکه، مگه نه؟
خیلی خوب و دنجه
بیا اول یه کم کیک بخوریم
باشه، همین کارو بکنیم
وای، خیلی قشنگه
من واقعا عاشق چیزکیک توت فرنگی ام
وونگ، چه کار داری میکنی؟
چی؟- بیا دیگه. بیا شمعا رو روشن کنیم-
باشه
چراغا رو هم خاموش کنیم؟
آره - وونگ، کلیدش اون طرفه-
!نه
!اولین باره اومده خونه دوست دخترش
!هر کاری ازت برمیاد بکن که نگهش داری
اه. کار دیگه ای ازمون ساخته س؟
چه کاری؟
وونگ، باید برام آهنگ بخونی
وونگ
آهنگ
جان؟
نمیخوای برام تولدت مبارک بخونی؟
چرا میخونم
... آهنگ
دستشویی
ها؟- دستشوییت کجاست؟-
ها؟- دستشوییت کجاست؟-
اون طرفه
در وا نمیشه یومی- !باید هلش بدی، هلش بده وونگ-
فشار بدم؟
ای وای
دیگه تمومه. خاک بر سرمون شد
...باورم نمیشه دفعه اولی
که اومده خونه دوست دخترش، رفت خرابکاری کرد
از خجالت آب شدم
یعنی پاستایی که اون موقع خوردم، مشکل داشت؟
چرا آخه یهو دلم درد گرفت؟
وونگ- بله؟-
حالت بده؟ دلت درد میکنه؟
نه خوبم
شمعا رو فوت کنم؟ دارن ذوب میشن
نه
یه لحظه صبر کن. الان زودی میام بیرون
باشه
عشق
بیا دیگه اتفاقایی که افتاده رو فراموش کنیم
مطمئنم یومی بانمکمون درک میکنه
راست میگی. همیشه میشه از اول شروع کنیم
بعدش چه کار کنیم؟
،یومی که شمعا رو فوت کرد، با بوسه تبریک !حال و هوا رو عاشقونه کنیم
نظرت چیه؟ فکر خوبیه، مگه نه؟
!بوسه تبریک خوبه
چیه؟ این دفعه چی شده؟
نه
این کارو باهام نکن
نه
نمیتونم
اینطوری نمیشه
چرا نمیاد بیرون؟
نکنه داره دوش میگیره؟
دوش بگیره؟
چرا دوش بگیره؟
وونگ
واسم سوال شد چرا این همه وقت بیرون نمیای
درسته
چیزه... یومی
بله؟ چی شده؟
...میگم احیانا
بله؟
اونو داری تو خونه ت؟
اونو؟
لازمش دارم
اون چیه اونوقت؟
... خب میدونی
اگه نداری، میرم بیرون برات می خرم
... آها اون
داری؟
ندارم
نداری؟
تو خونه چاه باز کن توالت نداری؟
چی؟- ، یه کوچولو گرفته-
لازمش دارم
آها دستشویی
چاه توالت گرفته؟
یه کوچولو
دارم- داری؟-
بعد من با خودم می گفتم "اون" چیه که میگه
وونگ
بیا
مرسی
ولی بهتر نیست من انجامش بدم؟
من زیاد از این کارا کردم
نه. ممنونم، ولی دستت درد نکنه
کار خودمه، خودم رو به راهش میکنم
وای
!چقدر ضایع
گرفتگی رو پیداش کردم؟
!ای وای بدبخت شدم
وونگ- بله؟-
چی شده؟ درست نمیشه؟
نه
زودی میام بیرون. یه لحظه صبر کن
من انجامش میدم. درو وا کن
گفتم که، کارم تقریبا تموم شده
تو برو یه کم کیک بخور
باید فقط می رفت خونه
باید همون لحظه که دلش درد گرفت، زود میرفت خونه
الو؟-
!الو، سلول روده
،سلام منطق. معذرت میخوام
ولی چون دوباره رهاسازی لازم داریم، زنگ زدم
چی؟ جدی جدی دیوونه شدی؟
!بخدا بالاخونه رو دادی رفته اصلا میدونی الان کجاییم؟
!الان که خونه خودمون نیستیم. تو خونه یومی ایم
ولی آخه کاری از من برنمیاد
میدونی که، سیستم رهاسازی خودکاره
فکر کنم خامه ی اون پاستایی که خورده بود، مشکل داشته
No comments yet. Be the first to leave one.