It's My Life

It's My Life (비켜라 운명아)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

It's My Life E07(@Mehdi Rain)
Un commentaire de Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

HD
Publié le: 2018-11-26
Téléchargements: 7
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت هفتم

‫نام جین... ‫تو اینجا چیکار میکنی؟

‫رئیس آن اومدن

‫بیاین بریم طبقه بالا ‫باشه

‫یانگ نام جین کیه؟

‫وقتی تو نمیدونی من از کجا باید بدونم؟

‫رئیس اومد

‫ کارمند جدید، یانگ نام جین ‫منشیِ رئیس

‫رئیس، این چیه؟

‫بیا بریم، منشی یانگ

‫اوضاعت خوبه، نام جین

‫با کت و شلوار به سختی میشه شناختت

‫من اوضاعم خوبه

‫خوب میخورم و خوب میخوابم

‫پس نگران من نباش...

‫و زندگیِ خودت رو بکن

‫قضیه چیه، رئیس؟ ‫من منشیِ رئیسم؟

‫درسته

‫تو منشی و پرستارم هستی

‫من پرستارتونم، اما جریانِ منشی چیه؟

‫چطور باید این کارو انجام بدم؟

‫چیز خاصی نیس

‫فقط باید بهم کمک کنی ‫و برنامه ـم رو مدیریت کنی

‫با کاری که میکنم آشنا شو

‫نه، نمیتونم این کارو کنم

‫کارمندایِ شرکتتون چی بهم میگن؟

‫مطمئنم میگن یه پسر دهاتیِ احمقم...

‫که با پارتی این پُست رو گرفتم

‫من الان منشی ندارم

‫چی؟ ‫وقتی مریض شدم اخراجشون کردم

‫برای یه رئیسی که فقط دو یا سه بار ‫در هفته میره سر کار

‫هیچ دلیلی وجود نداره ‫که بخواد منشیش رو نگه داره

‫اما بازم... ‫یه منشی...

‫مسئولیت های زیادی نداره

‫فقط کارایی که میکردی رو ادامه بده

‫همونطور که کارات رو خیلی خوب انجام میدی

‫سلام، رئیس

‫تو اینجایی؟ ‫بله

‫امروز خیلی خوب به نظر میرسین

‫بفرمایین

‫خیلی خب

‫خوش اومدی، منشی یانگ

‫وکیل هو، چرا شما هم اینطوری رفتار میکنین؟

‫فقط به کاری که میکردی ادامه بده ‫تو کارتو خیلی خوب انجام میدی

‫خلاصه نامه یِ جلسه امروز آماده ـس، وکیل هو؟

‫بله، بفرمایین

‫میرم تیم حقوقی رو ببینم، رئیس ‫باشه

‫ رئیس آن سوک هو

‫ آقای لی

‫بله، آجوشی؟

‫نام جین، دکتر گفت مادرت فردا میتونه بره خونه

‫واقعا؟ خدارو شکر

‫هنوز خونه اجاره ای پیدا نکردی؟

‫چند تا پیدا کردم. عکسشون رو برات میفرستم

‫با مامان نگاش کن ‫و یکیش رو انتخاب کنین

‫اجاره همه ـشون تقریبا مثل همدیگه ـس

‫خدافظ

‫فردا بهت یه روز مرخصی میدم

‫کارای مرخصی مادرت رو انجام بده ‫و یه غذای خوب مهمونش کن

‫مطمئنین؟

‫من یه رئیس سنگدل نیستم، منشی یانگ

‫چشم. پس، فردا برای نصف روز ‫میرم مرخصی، رئیس

‫اومدم طراحیم رو تحویل بدم ‫بذارینش اینجا

‫اسمتون چیه؟

‫من جونگ جین آهم

‫اوه! واقعا اومدی

‫لطفا هوامو داشته باش ‫موفق باشی

‫من شام درست میکنم، ‫پس زودتر بیا خونه، یون جی

‫بخاطر جشنِ هم خونه شدنمونه

‫جدی میگی؟ خیلی هیجان زده ام

‫جین آه

‫انقدر گریه نکن، دشیک

‫چند روزه داری همش گریه میگی

‫اینطوری نباش ‫بیا غذا بخوریم

‫دشیک، تو پسر خوبی هستی، مگه نه؟

‫جین آه. جین آه رو برام بیار، مامان

‫من... نمیتونم بدون اون زندگی کنم

‫بابا، تو قول دادی کاری کنی جین آه زنم بشه

‫بس کن دیگه، بچه

‫جین آه رو از کجا پیدا کنم؟

‫بابا، میدونم که تو میتونی اینکارو کنی

‫خودت گفتی بخاطر من هر کاری میکنی

‫گوش کن بچه جون

‫اگه جین آه ازمون شکایت کنه ‫که بدون رضایتش ازدواجش رو ثبت کردیم،

‫من و تو هر دومون میفتیم زندان

‫باید خدارو شکر کنیم که ‫ننداختتمون پشت میله های زندان

‫چطور میتونم بیارمش اینجا؟

‫اصلا هر چی. من نمیدونم

‫لعنتی

‫من... میرم جین آه رو پیدا کنم

‫اوه. کجا میخوای بری؟

‫تو حتی نمیدونی کجا رفته

‫میرم سئول

‫میرم و حتما جین آه رو پیدا میکنم

‫وای نه. دشیک ‫دشیک

‫هی، دشیک

‫آقای کانگ، خونه ـین؟

‫کیه؟

‫بیا بشین

‫چطور جرات میکنی بیای اینجا؟

‫خب...

‫فکر کردم باید قرارداد سوپرمارکت رو بهتون پس بدم

‫فکر میکنی با پس دادنِ این ‫همه چی حل میشه؟

‫پس بدهی ـتون چی میشه؟

‫وقتی حال پدر جین آه خوب بشه،

‫من و اون مثل سگ کار میکنیم...

‫که پول ـتون رو پس بدیم

‫دو تا آدم پیر چجوری میتونن ‫صد هزار دلار بهم پس بدن؟

‫ببین، مامانِ جین آه

‫موضوع فقط در مورد بدهی ـتون نیس

‫میدونی چقدر پول خرج کردم ‫که جین آه با دشیک عروسی کنه؟

‫واسه پدر جین آه، داروی گیاهی، ‫گوشت و جینسنگ قرمز خریدم

‫آیگو. فقط برای اون کُلی پول خرج کردم ‫و هدیه خریدم

‫رُک بگم، چه دلیلی داره ‫باهاتون انقدر مهربون باشم؟

‫همه اون کارا رو کردم که جین آه با پسرم عروسی کنه

‫هیچ میدونی الان حال دشیک چقدر بده؟

‫این روزا اصلا لب به غذا نزده ‫و همش میگه که جین آه رو بیاریم اینجا

‫انقدر گریه کرده که زیر چشماش گود افتاده ‫ای خدا

‫خیلی معذرت میخوام، آقای کانگ

‫نیازی به معذرت خواهیت ندارم

‫فقط برو جین آه رو پیدا کن ‫و بیارش پیش ما

‫اون شماره موبایلشو عوض کرده ‫و تصمیم گرفته که خودشو مخفی کنه

‫از کجا میتونم پیداش کنم؟

‫پس منم چاره ای ندارم

‫از تو و پدرِ جین آه ‫بخاطر کلاهبرداری شکایت میکنم

‫کلاهبرداری؟ زمینی که به عنوان وثیقه ‫گذاشته بودین رو فروختین

‫اگه این کلاهبرداری نیست پس چیه؟

‫آقای کانگ ‫نمیخوام چیزی بشنوم

‫اگه فورا جین آه رو نیاری پیش ـمون،

‫تو و پدر جین آه رو میندازم زندان ‫اینو یادت باشه

‫آقای کانگ

‫تموم شد

‫آه، یادم رفته بود ‫امروزه

‫بابا ‫بله، سونگ جو؟

‫تو که یادت نرفته امروز سالگرد فوت مامانه؟

‫سالگرد فوت؟

‫معلومه که یادم نرفته

‫چطور میتونم سالگرد فوت مامانت رو فراموش کنم؟

‫من برای مراسم یادبود آماده میشم ‫پس زودتر بیا خونه

‫امروز میتونی بیای خونه، نه؟

‫یه کم میوه بخور، مان سوک

‫بابا، الان با اون زنه هستی؟

‫ک... کدوم زن رو میگی؟

‫بابا، واقعا باورم نمیشه

‫تو به من که دخترتم دروغ گفتی ‫که میری سفر کاری

‫اما این همه وقت با اون زنه بودی؟

‫نه. اینطور نیس

‫داری چیکار میکنی، مان سوک؟ ‫سونگ جو

‫سونگ جو

‫سونگ جو بود؟

‫چیه؟ چی گفت؟

‫نکنه فهمیده ما با همدیگه ایم؟

‫آیگو، اصلا هر چی

‫کی اهمیت میده که اون بفهمه؟

‫به هر حال ما به زودی با هم ازدواج میکنیم

‫درسته

‫اما نگرانم که احساساتش صدمه ببینه

‫ای بابا. احساسات رو ولش کن

‫اون که بچه نیس

‫تقریبا 30 سالشه

‫آدم چه 30 ساله باشه یا 40 ساله...

‫سخته که یه نامادری رو قبول کنه

‫واسه همین نگرانم

‫اون از من بدش میاد

‫پس چطور میتونیم ‫با هم زیر یه سقف زندگی کنیم؟

‫نگران نباش

‫مدیر چویی از هیون گانگ گروپ ‫میخواد با سونگ جو ازدواج کنه

‫وقتی ازدواج کنه ‫دیگه مجبور نیستی باهاش زندگی کنی

‫آها، همون مدیر چویی که اون روز دیدیمش؟

‫خدای من، اون خیلی خوشتیپه ‫فقط خوشتیپ نیس

‫اون وارثِ هیون گانگ گروپه

‫سونگ جو خوش شانسه که داره با اون ازدواج میکنه

‫بعد از ظهر باید چیکار کنیم؟

‫شنیدم میتونیم همین نزدیکی ها ‫سوار دوچرخه ریلی بشیم

‫بریم امتحانش کنیم، مان سوک؟

‫خب... چیزه...

‫فکر کنم همین الان باید برگردم

‫چرا؟

‫سونگ جو بهت گفته همین الان بری خونه؟

‫آیگو، نه ‫اون این حرفو نزده

‫راستش،

‫امروز سالگرد فوت مادر سونگ جو ئه

‫سالگرد فوت؟

‫ای وای. پس باید زود برگردی خونه

‫بیا همین الان بریم

‫ناراحت که نشدی؟

‫چرا باید ناراحت بشم؟ ‫داری کاری که درسته رو انجام میدی

‫منم بیام مراسم یادبود و کمک کنم؟

‫چی؟ میخوای این کارو کنی؟

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫ببخشید. برای درست کردن سوپ گوشت باید..

‫از گوشت سینه استفاده کن

‫بله؟

‫این خوب به نظر میاد

‫ممنون ‫خواهش میکنم

‫صبر کن

‫برای درست کردن سانجوک چی باید بردارم؟

‫از این استفاده کن

‫خیلی ممنون ‫ممنون

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left