Les 200 premières lignes.
اون کجاست؟
تو استودیوشه
داره کار میکنه
چرا برنگشته؟
« دو روز قبل »
اوهوم
...این افتضاحه. افتضاحه
میشه یه ذره صداش رو کم کنی؟
...تو رو خدا. سعی دارم - چی؟ -
روی یه کار خیلی حسّاس تمرکز کنم
مخلوطکنها کنترلِ صدا ندارن
.خب، این بهانهی خیلی بدیه .به هر حال صداش رو کم کن
بابا
بله - دیشب یکم تحقیق کردم -
خب؟ - در مورد سگهای گلدندودل -
...خدای من - و اونا پشم نمیریزن -
اصلاً حسّاسیت ایجاد نمیکنن
نه، نه... گوش کن، هن - اونا خیلی خیلی نازن -
ما سگ نمیاریم... بهش بگو. بهش بگو
قضیهی سگهست - ولی چرا، بابا؟ -
،نمیتونیم سگ داشته باشیم ،چون همونطور که قبلاً گفتم
،همهی سگها باعث میشن گلوم بگیره
،در نتیجه هیچ هوایی وارد ریههام نمیشه که باعث میشه بمیرم
پس... ناخوشاینده
...ولی - میتونی یه حیوونِ خونگی دیگه داشته باشی -
میتونی یه گربه یا همستر داشته باشی
یا... نمیدونم این روزها بچهها چی نگه میدارن
یه خفّاشِ خون آشام بیار نگه دار
الان یعنی قول میدی؟ - آره. قول میدم -
...مثل همون قولِ
سفر با ماشین که قرار بود دوتایی بریم؟
این بیانصافیه. به اون قولم عمل میکنم
واقعاً؟ - حتماً میریم -
!لعنتی، ویولنم
تو رو خدا کمکم کن - جریان چیه؟ -
نمیدونم چرا یهویی 6 سالم شده
خدای من. خیلی خب. کراوات واسه چیه؟
یه مجلس ختم دیگه که نمیری؟
ایدهی احمقانهایه
و نه، نه
همهی بیمارهام نمیمیرن
تو چرا انقدر شیک و پیک کردی؟ اسمش چیه؟
.مجلسِ چایخوری زنونه .واسه مراسمِ خیریه برنامهریزی میکنیم
اوه، حراجی مدرسه. قبلاً گفتم نمیام دیگه؟
اوه، من گفتم میای؟ - فکر کنم میفهمی که نمیام، عزیزم -
همین که به هر حال کلی پول بهشون میدیم کافی نیست؟
در واقع ما پولی بهشون نمیدیم
،خب، بابات میده
که لطفش رو میرسونه
که یادم میندازه، پنجشنبهی بعد باهاش قرار شام داریم
آره. پس قراره تو یه هفته به مهمونیِ ریردن و بابات بیام؟
پس خوششانسترین آدمِ نیویورکم
از ریردن خوشت نمیاد؟
خب، تو از ریردن خوشت میاد؟ مدرسهات رو دوست داری؟
آره - هی -
.پس من عاشقشم .یالا، مامانت رو ببوس
باید بریم - ...مامان -
.نه، من مامان رو نمیبوسم .خودت ببوسش
باید اینا رو جمع و جور کنید
هر صبح که من نباید این کارو بکنم
نه، نه، میخوام ببوسمت. دوست دارم
آره. درسته
هنری؟ هنری؟ - چیه؟ -
.دیگه خبری از اسموتی نیست .تو هیچوقت میز رو جمع نمیکنی
خیلی خب، یه سؤالی ازت دارم و دروغ نگو
تو اصلاً این هفته ویولن زدن تمرین کردی؟
چون من هیچی نشنیدم - نه، تمرین کردم -
واقعاً؟ - آره. قسم میخورم -
میدونی، اون فکر میکنه من هیچ مهارتی ندارم
آقای روزنبام
واقعاً این رو بهت گفت؟
نه. خودش که این رو نمیگه
...فقط
اون قبلاً حرفهای قشنگ بیشتری میزد
،یعنی، گاهی اوقات جوری نگاهم میکنه
که فکر میکنم میخواد ادامه ندم
خب، امکانش هست که ...طوری که مامانت میگه
تو در واقع داری این احساس رو به خودت تلقین میکنی؟
،چون یه جایی تو اعماقِ وجودت
،در دلِ ذهن نوجوانت
واقعاً میخوای بیخیالش بشی
نمیخوام بیخیال شم. من عاشقِ ویولنم
خیلی خب، پس عالیه
میدونی، روزنبام مردِ غمگینیه
هرگز فکرِ خوبی نیست
که خودمون رو از دیدگاه آدمهای افسرده بسنجیم
خب، تو هم میتونی افسرده باشی
ببخشید؟ - آره -
تو هم میتونی وقتی مضطربی افسرده به نظر بیای
من زیاد مضطرب به نظر میاد؟
یکم... مخصوصاً این اواخر
...عالیه. خب، حالا
...حالا در مورد مضطرب بودن اضطراب گرفتم، پس
خیلی ممنون - قابلی نداشت -
میدونی، به هر حال تو واسه روزنبام ویولن نمیزنی
،احترام و سخت کوشیت رو بهش مدیونی
ولی در نهایت، رابطهی تو با آهنگ
بین تو و موسیقیته
فهمیدم - حله. و تو نابغهای، باشه؟ -
پس کونِ لق روزنبام
به مامان میگم فحش دادی - ،ویولنت رو بردار -
فرو کن تو ماتحتِ روزنبام
...بابا
صبح بخیر - صبح بخیر -
ربکا هارکنس خیلی زود رسیده
اوه عالیه
این اصلاً با عقل جور در نمیاد
هان - یه لحظه مهربون و بامحبته -
بعدش یهویی باهام بدرفتاری میکنه
،دیشب هر دو روش رو دیدم .دمدمیِ مزاجی کاملش
و زبونم لال اگه بگم اختلالِ ...دو قطبی داره، یعنی
!زبونم لال
پس دوباره داری فکر میکنی که اون اختلالِ دو قطبی داره
...نمیدونم. تغییراتِ خلق و خوش
تو چی فکر میکنی؟
خب، من اون رو نمیشناسم
فقط تو رو میشناسم - یعنی؟ -
اونجوری نگاهم نکن - این سومین ازدواجته -
مگه نه؟
پس داری آمارش رو به رُخم میکشی؟
...نه. نه، فقط
اون کارو نمیکنم - ،خیلی خب، از این بحث یه مقصودی داری -
و دقیقاً مطمئن نیستم که مقصودت به نفعِ من باشه، پس حرفت رو بزن
بگو! من بهت پول میدم. بگو - ...ربـ -
ربکا
تو یکی از مشکلپسندترین آدمهایی هستی که تا حالا دیدم
تو 100 تا نقد یلپ میخونی قبل از این که
یکی رو برای پهن کردنِ فرشت انتخاب کنی
درست میگم؟ تو 20 جفت کفش امتحان میکنی
قبل از این که تصمیم بگیری
تو سوابقِ آرایشگرت رو چک میکنی
بیشک سوابق من رو هم بررسی کردی
تو همه چی رو به دقت بررسی میکنی
که اشکالی نداره. یعنی، این خوبه
...ولی - ولی یه مرد جذاب از راه میرسه -
،و بهت علاقه نشون میده و عقل و منطق یادت میره
نه. همچین اتفاقی نمیوفته
،یعنی، روزی که کوین رو دیدی
یه راست اومدی تو مطبِ من
وقتی بود که برای کنار اومدن با درد ،طلاق از شوهر دومت گرفته بودی
و یهویی اومدی گفتی با شوهرِ سومت آشنا شدی
...پس، به نظرِ من
...شاید امکانش هست
،که بیشتر از اینکه قربانیِ خُلق و خوی کوین باشی .قربانی خُلق و خوی خودتی
پس، ببخشید، این تقصیرِ منه؟
نه - آره. تو داری من رو سرزنش میکنی -
من سرزنشت نمیکنم. فقط دارم میگم یه جور
،آدمِ خاص هست که دلت میخواد باهاش باشی
و شاید یکم عجولانه اون آدم رو بین مردهایی که ملاقات میکنی میبینی
به جای اینکه جوری که واقعاً هستن ببینیشون
خب، احتمالاً دیگه هرگز نمیبینمش
چون اونا استخدامت میکنن که ،حقایق سخت رو بهشون بگی
و بعدش به خاطر گفتنِ همون حقایق اخراجت میکنن
خب، فقط... فقط حقِ ویزیتت رو ببر بالاتر
،هر چقدر خاصتر به نظر بیای با التماسِ بیشتری میاد سراغت
وای. خبرِ بدی واست دارم
باید واسه مراسم جمعآوریِ اعانه لباسِ شیک و رسمی بپوشی
من کت و شلوار نمیپوشم
گوش کن، این برای مدرسهی هنریـه
اگه من میتونم تو یه مهمونی چایخوریِ زنونه طاقت بیارم
تو هم میتونی یه مراسم جمعآوریِ اعانه رو تحمل کنی. برای هنری
این کارو میکنم. ولی به خاطرِ مدرسهی هنری نه
به خاطرِ تو انجامش میدم
چون خیلی جذابی
به هر حال، من اینجام. خب؟
فعلاً، آقای پرمدعا
آره، فعلاً. خدافظ
بفرمایید تو - سلام -
کتتون رو بدید به من - بله -
طبقهی بالا منتظرتون هستن
!سلام - ببخشید که دیر کردم -
اشکالی نداره
یه مامانِ جدید داریم - اوه -
پسرش بورسیه گرفته
.بچهی کوچیکش رو آورده .داره تو دستشویی پوشکش رو عوض میکنه
خیلی خوش تیپ شدی
اوه، سلام گریس - سلام -
سلام - اون عضو کمیتهست؟ -
میخواد یه مادرِ پیگیر باشه
سلام. سلام، سلام. ببخشید
سلام - مرسی -
اصلاً شماها خبر داشتید اونم قراره بیاد؟
یعنی، من معمولاً اولین کسیم که از چیزی باخبر میشم
آدمها مشتاقن همه چی رو بهم بگن
چون خیلی زود مخالفت میکنی
خب، دقیقاً
خیلی خب، دیگه باید شروع کنیم
!ببخشید
اون یه ذره استرس داره
دوباره فروشندهی حراجی شده
فکر میکردم اون پسره رو از شرکتِ ساتبی آوردید؟
نه، اون انصراف داد. چیزی نمیشه
قبلاً این کارو کردم - سلام -
سلام. سلام
من گریس فریزر هستم
النا آلوز. از آشنایی باهات خوشوقتم
سلام - النا یه پسرِ کلاس چهارمی داره؟ -
گفتی اسمش میگله؟
آره، آره - بچهات خیلی ماهه -
ممنون - سلام. پسره یا دختر؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.