Les 200 premières lignes.
!بذارید بیام تو !میکُشمت، جنده
!میام سراغت
!یالا
کمکش کنید
...اون صورتت رو له میکنم
ولی جدی اگه هرکدوممون
،تمام روز هم وقت داشتیم نمیتونستیم اون در رو خراب کنیم
گوش کنید
تموم شد
شاید رفته
!کمکم کنید
.آقای جلینگجلینگ نیست اون دیگه کدوم خریـه؟
.بهتون که گفتم .همونیـه که میخواد منو بکُشه
باید کلیدام رو بردارم
اون کجاست؟ صداشو میشنوید؟
.پیداشون کردم .فقط باید بریم پیش ماشین
واو! نمیتونیم بریم بیرون
،اون هم...دیر یا زود
میاد این تو و ما رو میکُشه
ما چهارتاییم و اون یه نفره
میتونیم مراقب همدیگه باشیم
درسته. ما چهار نفریم
،و اگه جدا بشیم و فرار کنیم
در بهترین حالت فقط یکیمون رو میگیره
واو
.نظریـهی داروینـه، مرد .بقای اصلح
تنها فرصت ماست - تو جدی قراره اینطوری -
بزدل بازی در بیاری، مگه نه؟
ما کسی رو جا نمیذاریم
من اینجا نمیمیرم، باشه؟
...و
میدونم که حداقل میتونم سریعتر از شما دوتا بدوئم
پس بذار بگیم سه نفری که انقدر ،خوششانسن که زنده میمونن
توی پارکینگ همدیگه رو ببینن
.همونطور که گفت، سه نفر خوششانس .زودباشید
...لعنتی
لعنتی - تکون بخور، داروین -
باید پاشی، مرد
نمیتونیم بدون مبارزه تسلیم بشیم
اونی که پشت اون دره، کارماست
نمیتونیم جلوشو بگیریم
یکی از اون قرصهای خوابآور الان خیلی به کارم میاد
هنوز اونجاست؟
چیزی نمیبینم
!وای خدا
!وای خدا
لعنتی
!یه کیسه گوهـه
پرتاب خوبی بود، داداش
پسر، عالی بود
دیدی چطوری آتیش گرفت؟
جلینگ جلینگ
کفشاش حسابی گوهی شده
روز جلینگ جلینگ مبارک، کسکشا
سه هفته بود گوهم رو جمع میکردم
واقعاً ارزشش رو داشت
شما دیگه کی هستید؟
آقای جلینگ جلینگ دیگه
گوه خودتون رو جمع میکردید؟
اخیراً تماس عجیبی نداشتید؟
شما چه مرگتونـه؟
یه رسمـه، مرد
روز سالگرد قتل عام
بچهها توی فروشگاهها و رستورانها شوخی میکنن و
بقیه رو دست میندازن
شهرستانیهای عوضی
...اوه
هی
دیر رسیدی، گنده بک
.از دستش دادی .خیلی ترسیده بودن
پیت، چه غلطا، مرد؟
یکی از اونا نیست
جلینگجلینگ واقعیـه
برید. همین الان برید
برید پارکینگ. برید
،داداش
چه مرگتـه؟ ...نه
ترجمه از آریـن و میـکائیل .:: Cardinal , #MK ::.
!رسیدیم - تا نرسیدیم لسآنجلس هیچی نگو -
نه اینکه مهم باشه، ولی پرستار ریتا
صد درصد ازت سریعتره - امکان نداره -
!چِت! چت - میدونه کجا باید بیاد پیشمون -
یالا
...لعنتی
خدای من، لری
یکم حریم خصوصی بهم بده
،وقتی میدونم نگام میکنی نمیتونم مثل آدم بشاشم
آخ. حالا شاشم نمیاد
میدونی که اون مشکلِ مجرای ادراری رو دارم
بدون عینکم هیچی نمیبینم
،ببین، میدونم شما مجبور نبودید منو با خودتون بیارید
میدونم مامانم بهتون پول داده
،ولی وقتی این نقاب رو میزنم ،من جلینگجلینگ هستم
بیرحمترین قاتل تمام ادوار
فقط یه شب بذارید خفن باشیم. یالا
...اوه
بزن بریم
اینو از من در بیار، مرد
خدایا! لعنتی - اصلاً خوب نیست -
ببین، چت، احتمالاً دلت ،نمیخواد اینو بشنوی
ولی اون الان شونهات رو پُر کرده
،اگه جدا بکنیمت شدیداً خونریزی میکنی
یعنی تا حد مرگ؟
نظر پزشکی تخصصیات همینـه؟
اگه یه راه برای بیرون رفتن پیدا نکنیم که دیگه مهم نیست
کارش اینه نذاره بریم بیرون
.یه خندق مرگـه مگه فیلم «فرست بلاد» رو ندیدی؟
چی؟ - آره، جبههی رهایی بخشِ ویتنام -
این چالهها که توشون چوبای نوک تیز بود رو
برای گرفتن سربازای آمریکایی کنار جادهها حفر میکردن
.جلینگجلینگ یه کهنه سرباز بود احتمالاً اینو مثل
اونایی که توی ویتنام دیده، کَنده - مطمئنی که -
کار جلینگجلینگ بوده، نه اون یکی یارو که میخواد ما رو بکُشه؟
خدای من. این دیگه چجور اردوگاهیـه؟
بقیه کجان؟
تا الان باید میرسیدن
مطمئنم دارن میان
کلبهی پسرا دورتره
نه. خیلی دیر شده
هی، شاید باید بریم و کمک بیاریم
بقیه رو هم ول کنیم تا مراقب خودشون باشن؟
دوستات بودن اینطوری تو رو قال نمیذاشتن
من اونا رو قال نمیذارم
بزرگراه همین نزدیکیـه
شاید تونستیم پلیس رو بیاریم اینجا
حق با توئه. برو
من صبر میکنم
به بقیه میگم رفتی کمک بیاری
ممنون
...به محض اینکه
عزیزم. کاش الان میتونستی صورت خودت رو ببینی
گیج شدی، مگه نه؟
نگران نباش
پرستار ریتا حالت رو بهتر میکنه
خب، خانم چمبرز، مسلماً شما خیلی زحمت کشیدید
دانشگاه دارتموث و پنسیلوانیا
باید بگم به عنوان کسی که داره تحقیقات دکتری
انجام میده، خیلی سرحال به نظر میاید
ولی متأسفانه باید بهتون بگم که
با اومدن به اینجا وقتتون رو تلف کردید
امیدی به بنجامین ریکتر نیست
شک دارم
«یک هفته قبل»
اون سالهاست که یه کلمه هم حرف نزده
،من برای به حرف آوردنش ،هر کاری که میتونستم کردم
ولی اون فقط با اون چشمهای سیاهِ
کوسهمانندش به آدم زل میزنه
،میدونم که توی شغل ما
دوست داریم فکر کنیم که ...دیوونگی همیشه دلیل داره
،یه مسیر باریک از بیگناهی و زخم خوردن
به خشونت و جامعهگریزی
ولی بنجامین ریکتر نشونم داده که
یه عده فقط پلیدن
تحقیقات من خلاف این رو نشون میدن
اخیراً با تد باندی* توی فلوریدا صحبت کردم و
کاری کردم به قتل دو نفر که هنوز قاتلشون پیدا نشده، اعتراف کنه
این رو نمیدونستم
مأمورای فدرال نمیخواستن خبرش پخش بشه
ولی با همهشون صحبت کردم
،گیسی، ویلیام بونین یا همون قاتلِ آزادراه
،پاتریک کرنی یا همون قاتل کیسه زباله
...رابرت هنسن ملقب به بوچر بیکر
زیپ دهن همهشون بسته بود
تا اینکه دانا چمبرز اومد و بازشون کرد
تو بیشتر از ده سالِ عمرت رو روی این پرونده گذاشتی
واقعاً میخوای بدون اینکه بدونی
چی توی سر اون مرد میگذره، بمیری؟
در بدترین حالت واسه من هم خفه خون میگیره
منم دست از پا درازتر برمیگردم
باهوش باش
،اگه قراره باهاش تنها باشی تمام مدت بسته میمونه
این یارو هر لحظه ممکنه قاطی کنه
بیداری دوبارهی آقای جلینگجلینگ
فقط منظورم اینه که...اگه بتونم ،دربارهی اون شخصیتش بفهمم
ارزش زیادی داره
.از نظر علمی .بابت غل و زنجیرها هم ممنونم
احتیاط شرط عقلـه
آقای ریکتر
ایشون دانا چمبرز هستن
داره یه تحقیق برای دکتری انجام میده
میخواد باهات صحبت کنه
از این یارو هیچی نصیبت نمیشه
طوری نیست
مگه نه، بنجامین؟
من هم باید هرچی که دربارش
حرف میزنید رو ضبط کنم
مقررات - البته -
اگه کاری داشتید، بیرون هستم
با دکتر هاپل صحبت کردم
فکر میکنه تو پلیدی
که برای کُشتن زاده شدی
چنین اعتقادی داری؟
چون من ندارم
من به شیطان اعتقادی ندارم
من معتقدم با اینکه توانایی انجام کارهای خشونتآمیز
،در همه وجود داره
...نیاز به صدمه زدن و قتلهای پی در پی
باید توسط عوامل خارجی به کار بیفته
،تو رو بردن به ارتش
آموزش دیدی که به زندگی انسانها فکر نکنی
No comments yet. Be the first to leave one.