Les 143 premières lignes.
Prometheus & ashkan Tel: AWSub \ TheuSub
جالب شد.
چجوری سر از اینجا در آوردین؟
اصلاً صدای شلیک هم نشنیدم.
که یعنی حتماً بدون درگیری به پایگاهمون نفوذ کردین.
از آسمون؟
یا نه...
تونل زدین!
چه تحسینبرانگیز!
تجدید دیدار
اینجا باید اصطبلشون باشه.
ای بابا. چرا سر از اینجا در آوردیم؟
یهجا رو اشتباه کردیم.
احتمال خطا رو میدادیم.
ببخشین! لطفاً سروصدا نکن!
خوبی سویکا؟!
چیزیت که نشد؟
اینها...
خوراک همهشون ذرته.
پس اگر دکتر زنو رو بگیریم و این همه ذرت پرورش بدیم،
هر قدر که بخوایم غذا و مایع حیاتبخش داریم.
میتونیم همهی آدمهای دنیا رو احیا کنیم!
این چیه...؟
هندونهست؟
چی شده؟
آی آی آی آی!
یههویی چه دلدرد بدی گرفتم.
میشه برم دارویی چیزی از دکتر زنو بگیرم؟
ابله نفهم اینجا بالا نیاری ها!
همینها باید در بیاد؟
چه خفن! پس دانش قرن 21 این شکلیـه؟!
تو...
الآنه که بریزن سرمون!
باید فوراً بریم!
عجله کنین!
اوهوم.
اومدن! اومدن! الآنه که برسن!
غمت نباشه.
این که منفجر شه، اوضاع ردیفه!
موج انفجار سمت قلعه رو مسدود میکنه و واگن زنو هم به جلو پرت میکنه.
با یه تیر، دو نشون میزنیم!
ایول کروم! آفرین بهت!
فقط کی قراره بمب رو منفجر کنه؟
دکتر زنو که تنهایی نمیتونه، میتونه؟
الآن منفجر میشه!
فهمیدم!
زود باشین! برین!
چی شد؟
چه اتفاقی...
ظاهراً ریزش کرده.
از هر دو طرف.
از بالا خروجی تونل رو پیدا میکنیم؛
و قلع و قمعشون میکنـ...
آروم باش، پسر جون.
همهش دنبال جنگی.
اینجوری همهی آدمهای این زیر میمیرن.
هیچکس در این دنیا لایق مردن نیست!
بنابراین...
...از هر دو طرف حفر میکنیم!
فقط میمونه کی زودتر بهشون میرسه!
کروم،
احیاناً تو از نوادگان بازماندهها نیستی؟
نتیجه هر چی که بشه،
همچنان فکر ساخت تونل و مونوریل...
...محشر و تحسینبرانگیزه!
حالا بیا و منطقی فکر کن.
کدوم طرف رو حفر میکنی؟
کدوم سمتی میری؟
کشتی و دوستهات اسیر شدن رفت.
استن کنترل اونجا رو دست گرفته.
مبارزه تموم شده.
من قصد ندارم افراد بیشتری رو بکشم.
فقط کافیه تو هم بخشی از دنیایی باشی که قراره من بهش حکمرانی کنم.
صنار بده آش به همین خیال باش!
من تودهی جاهلان رو هدایت میکنم!
حتی در قرن 21 هم،
جاهلانی بود که با دلبستگی به گاو مقدس و سیاست...
...جلوی پیشرفت بشر رو میگرفتن.
حتماً تو هم چنین افرادی رو دیدی.
افرادی که هیچ بویی از علم نبردن و عقلشون توی مشتشونه.
آره... دیدم. تا دلت بخواد.
کروم، تو مگه عاشق علم نیستی؟
مگه به علم ایمان نداری؟
جون به جونم کنن، من بازم کاربر علمم.
تو میتونی سرآمد بشی!
با قدرت علم میتونیم به جمع احمقها مسلط بشیم!
درسته.
نمیدونم ماگما و اینا چی توی زور بازو دیدن که اینقدر شیفتهش شدن. من که اصلاً نمیفهممشون.
اما...
...بحث فهمیدن و نفهمیدنش نیست.
به من چه که اصلاً علایق دیگران رو تحقیر کنم.
گرفتیمش، سنــــکــــو!
پادشاه دشمن، دکتر زنو رو گرفتیم!
سنکو کون...
و باقی کسانی که توی هواپیما بودن...
آخه مگه میشه، استنلی؟!
کمتر از یه دقیقه کنترل پایگاه دشمن رو دست گرفتی!
بَه... مکس.
خانوم! خوشحالم حالتون خوبه!
معلومه اینجا چه خبره؟!
پچپچ پچپچ...
و بالاخره دوستپسر پیدا کردم!
هواپیماش سقوط کرد، درسته؟
برای نجاتش کی رو لازم داری؟
کسی که میتونه توی کمکهای اولیه و اینا کمکم کنه، فرانسوا...
ممکنه برای نجاتش مجبور شیم هواپیما رو تیکهتیکه کنیم. کاسکی ساما هم میخوایم.
لازم نیست.
خودم از پس این طناب برمیام.
در مورد چیزمیزهای باحال زنو بهم بگو.
یه ماشینی هست که با مجموعهای از تیغهها زمین رو خودکار شخم میزنه.
اسمش هم هست: «تراکتور».
دو نفر افتادن تو رودخونه!
میریم نجاتشون بدیم!
ما در غرب شمالغربی پایگاه دشمن کنار رودخونه مخفی شدیم.
حالا که زنو چان رو گرفتیم دیگه کسی نیست که حرفهامون رو متوجه بشه.
زبان ژاپنی خودش رمزگذاریـه.
لازم نیست اینجوری هم ببندینش.
تا وقتی سر و کلهی استنلی و بقیه پیدا نشده حتی نمیتونه سرش رو بچرخونه.
اونقدری احمق نیست که دستوپای بیخود بزنه.
این مرد، دکتر زنو، از بهترین دانشمندان دنیاست.
پس زنده موندی، دکتر سنکو.
استنلی هرگز تیرش خطا نمیره.
که یعنی خودت با استفاده از علم یهجوری جلوی گلوگه رو گرفتی تا زنده بمونی.
واقعاً که علم تحسینبرانگیزه.
وقتی به ناسا ایمیل فرستادم، کلاس سوم بودم.
چند هزار سالی میگذره.
حالاحالاها برای یادآوری خاطرات گذشته وقت داریم.
الآن بهتره تا خورشید غروب نکرده، راه بیفتیم.
راه بیفتیم؟
قصد داری کجا بری؟
تو که جایی نداری.
کشتی و دوستهات اسیر شدن.
مبارزه تموم شد.
راست میگه! جایی رو نداریم!
پس یعنی همینجوری باید پیش بریم، درسته؟
منظورت چیه؟
پیداشون کردیم!
موقعیت مکانیتون رو توی بیسیم گفتین.
پس سالمی سنکو!
که البته خودم میدونستم.
اونم من به این خونسردی.
میدونستم به این سادگی تسلیم نمیشی.
از راه نرسیده، داری ازمون پذیرایی میکنی؟!
No comments yet. Be the first to leave one.