Les 200 premières lignes.
2006 Richebourg Grand Cru Domaine Leroy.
- بطریای 2300$ - بله
طوری نیست. تولد دوستدخترمه
برای همین اگه قیمتش رو داد نزنید عالی میشه
- مبارک باشه - ممنون
میتونم برای خودم بریزم؟ اگه ایراد نداره
دلم نمیخواد شغل شما رو بدزدم
اما کم پیش میآد دست گرفتن همچین بطری خوبی
میشه چوبپنبهش رو هم نگه دارم؟
ببخشید زحمت دادم ها، ممنون
اگر امری داشتید خبرم کنید
ممنون
و حالا...
گوشیت رو بردار
مثلا تماس داری، بعد برو بیرون
- الان؟ - آره
همه دارن من رو نگاه میکنن
اینقدر خودشیفته تشریف داری؟
عین خیالشون نیست
آروم باش، سیگنه
سلام، سیگنه ام
بله
باهاتون تماس میگیرم
تولدت مبارک
این هم ازاین
آخ، راستی که خیلی خوبه
دوباره برو
- دوباره تماسکاری کن - بر و بر دارن نگاه میکنن
نکنه بهخاطر اینکه یه دسر داری؟
سیگنه، معطل نکن!
- باشه - خب
به شرطی که بگیم کار من بود
جی؟
که بطری رو تو بلند کردی؟
آره، تو مهمونی اینجوری بگیم
خیلی خوب، بامزهست.
- قبول؟ - باشه تو بردیش
آهای! وایستا!
آهای! خدا لعنتش کنه
برِنستن
خودشیفتهها از پسش برمیآن
خیلیها از پسش برمیآن، خودشیفتگی ملاک اصلی نیست
در کنار استعداد، مزیت داره
اگه درست باشه، اگه خودشیفتگی اینقدر راهگشاست
پس تو چرا تو کافه کار میکنی؟
چون من خودشیفته نیستم
همه همهش بهم میگن:
«تو باید یه پادکست راه بندازی، ذاتا بانمکی»
کی همچین حرفی زده؟
خیلیها
توماس!
چطوری؟
سیگنه اون وسط کجا بود؟
جلوتر از من رفت
من هم تک و تنها اونجا نشسته بودم
چقدر؟
قیمتش چقدر بود، سیگنه؟
$2300.
$2300? گرونه!
یه بطری گرونقیمت!
بگی نگی
- خب، لیوانی میفروشمش - آه، معلومه
آمریکانو دوبل؟
آمبولانس خبر کنید
خوبی؟ زخمی شدی؟
- همم، فقط... - زخم برداشتی؟
نه
- چی شد؟ - گازم گرفت
یکهو غریزهم گل کرد
اما کسی کمک نکرد
فقط خودم بودم
همه ماتشون برده بود
خوب شد دست به کار شدی
شجاعت به خرج دادی
کاش بقیه هم میدادن
فقط همینها رو میخواستم
احتمالا بخوای بری خودت رو تر و تمیز کنی
بله
پس برو. ممنونم
- ممنون - خدا نگهدار
حالت خوبه؟
خوبم، طوری نیست
سلام
گرسنه ای؟
نه
میخواستم غذای چینی سفارش بدم، اردک بردشته
ولی فقط سفارش دونفره میگیرن
یعنی اگه سفارش بدم یه تکه نمیخوای؟
سیگنه
سیگنه، شنیدی چی گفتم؟
چی شده؟
یک اتفاقی افتاد
سر کار
بنشین
کجات خونریزی داره؟
هان؟
زخمی نمیبینم که
- کار سگ بود - سگ؟
یک خانمه رو گاز گرفت. گمونم نجاتش دادم
- گازت گرفت؟ - نمیدونم. من فقط...
خیلی یکهویی شد. یادم نمیآد
سگ گازت گرفته یا نه؟
شاید
این خون خودته؟
شاید باشه، نمیدونم
سیگنه، این خون خودت هست یا نیست؟
شاید نباشه...
باید بهم بگی
ترسیده بودم
خیلی نزدیک بودم، برای همین
سر کار اینجوری شد، بعد همینشکلی پا شدی اومدی خونه؟
آره
خب، تعریف کن ببینم چی شد
همیشه حس میکردم
خوب از پس یه موقعیت وحشتناک برمیآم
انگار که ذاتی باشه
خوب شد اونجا بودی
گل کاشتی
فقط من به دادش رسیدم
- همه ماتشون برده بود - عجبا
نه، وایستا عقب
یکی باید دربارهش بنویسه
یه مطلبی برای VG New ازش درنمیآد؟
من بودم ترتیب یه مصاحبه رو میدادم، محض خاطر تو
روال کار اینجوری نیست آخه
میگفتن اگه بهخاطر من نبود احتمال داشت بمیره
آخ آخ، عجب وضعی، طفلی
نه، طوریم نیست
پلیسها و پزشکها بهم گفتن
اگه بهخاطر من نبود، احتمالا میمرد
حالت چطوره؟ هنوز تو بُهتی؟
آره، یعنی، هنوز سر جاشه
- دو هفته شده دیگه، نه؟ - آره
اما هرروز سر کار دوباره میآد سراغم
از اینهمه صحبت درباره خون تهوع میگیرم
میدونی، در عجب ام
همدلی آدم به انزجارش از خون نمیچربه؟
من هم اگه بودم احتمالا دست به کار میشدم
نه که بخوام بحث رو کلا عوض کنم، اما...
میتونم چند تا عنوان رو باهات در میون بگذارم؟ برای نمایشگاهم
- آهان! تو کُتار، نه؟ - "کُتارد" آره
- عالیه! به سلامتی - ممنون
آره، خب...
کُتارد اصلی که نه، یک گالری جانبیه
خوبه که بدونید، مبادا گم بشید
یه گالری جای دیگه؟
همون کُتارده
اما دارن یه گالری موقتی هم تو مرکز شهر باز میکنن
تابستون امسال چند تایی نمایشگاه راه میاندازن
کمی هم کوچکتره
قابل مقایسه نیستن، آره
بد هم نیست
حتی با تماشاگرهای اندک، پُر به نظر میآد
نمایشگاه گذاشتن تو کتارد هنوز هم آبرومندانهست
کتارد
- آره، گمونم - متاثر شدم
حالا عناوینت چی هست؟
تا اینجا
گمون کنم ترجیحم روی...
The Damage - زیان 17.-27. Juni COTARD (OSLO)
چرا هنرمندهای نروژی که تو نروژ نمایشگاه میگذارن
همیشه عناوین انگلیسی انتخاب میکنن؟
یعنی، یککمی...
زبون رایج همینه دیگه
این یه صحنه بینالمللیه
زیان (به نروژی)
توماس!
توماس؟
من بیرون ام...
طراحی این خونه
کار یه معمار معروف نیست؟
ببخشید... سلام
حساسیت خاصی ندارید که لازم باشه آشپزخونه بدونه؟
چرا
چه نوعی؟
حساسیت به آجیل
چقدر جدیه؟ حتی برخورد غیرمستقیم؟
-بله - که اینطور، خب
کار بیشتری میطلبه، بهشون اطلاع میدم
اما نداری ها، نه؟
دارم
پس حساسیت شدیدیه، نه؟
اما همچنان برای اومدن به چنین مهمانیهایی راحتی؟
آره
تلاشم اینه زندگیم رو به هم نریزه، تا جای ممکن به زندگی عادی ادامه میدم
پس باید مراقب باشیم، مبادا خونت گردن ما بیفته
خیلی وقته که درگیرشی؟
حرف زدن دربارهش دشواره
اما ممنون که پرسیدی
تو خواهر توماس هستی؟
نه، دوستدخترش ام
جالبه، نگفته بود
یککم مرد توداریه، این مرد. تو هم هنرمند هستی؟
هم، نه
آخه روی لباست لکههای رنگ دیدم
میبخشید، این غذا حاوی آجیله
غذای برادرت آجیل داره، خیلی ازش خوردی؟
چخبر شده؟
از بشقاب اشتباهی خورده، یعنی آجیل خورده
زیاد نبود
No comments yet. Be the first to leave one.