Les 200 premières lignes.
هماهنگ با نسخه وب Time 41:54
خیلی خب باید از شر ماشین هوور خلاص بشیم
احتمالا به همه درباره گلوله بلوندها خبر دادن
مشکلی نیست
از اینجا ، یه قطار میگیریم به مقصد نیویورک
بازم قطار؟
طبق محاسبات من، باید اندازه سه بلیت برامون پول مونده
اون سه تای دیگه میتونن داخل خونه فانتومی سیار جان باشن
خب از نظر فنی خونه فانتومی سیار من میشه
...ولی مهمتر از همه ، محاسبات تو
انعام دادن دست و دلبازانه گری رو هم حساب کرده؟...
اون به آخرین پیشخدمت ما ، 20 دلار داد
بیست دلار؟ یعنی یک چهارم کل بودجه مون؟
بیست دلار برای یه میز شش نفره به نظرم عادلانه اس
خیلی خب مشکل چیه؟
اونقدر داریم که برسیم نیویورک؟
سی و پنج دلار این برای یک بلیت و چند وعده غذایی کافیه
! مثل یه آدم نرمال 1925 ، انعام بده
خیلی خب. من انتخابم خونه فانتومی ـه چون از قطار خسته شدم
هنوز باید با قطار از شهر رد بشیم
و کسی ما رو نشناسه
خب. پس جای درستی توقف کردیم
فکر کنم بله
بله این خیلی جذابه
ولی باید بلوند بودنشو مخفی کنیم عزیز
این چطوره؟
بله جواب داد
نه نه ما تو دهه 1920 هستیم
این ظاهر خوب نیست خیلی خب
جناب. میشه کل کلاهگیس های کوتاهتون رو ببینیم؟
...ببخشید؟ یه مشتری احتمالی
...ازتون سوالی پرسید که...
...شما بعنوان فروشنده خوب، باید این فرصت رو مغتنم بدونید....
تا بهترین کلاهگیس هاتون رو بفروشید...
...اون
سلام؟
بله اون ازتون یه سوال پرسید
ببخشید دوشیزه
متوجه نشدم که اون با شماست
...چون شما خانما خودتون ظاهرتونو درست می کنید
فقط همین کوتاه ها رو برای نمایش گذاشتیم...
این اتفاق رخ نمیده
خب. البته نه با اون بافت های زیبا
بگذارید ببینم اون پشت چی پیدا می کنم
نژادپرست ِ لاشی
متاسفم
بیایید این کلاهگیس های مبدل رو بگیریم و از اینجا بریم. خب؟
بله. مشکلی نیست متاسفم
...فقط من اینطور فکر می کنم یا
...احتمالا باید قبل از ورود به شهر
از شر ماشین هوور خلاص می شدیم...
بله. بیا بیا
هی پلیس ماشین هوور رو پیدا کرد
دنبال ما می گردن باید از اینجا بریم
من سه رنگ کلاهگیس کوتاه آوردم
خرمایی قرمز
هر دو رو می بریم
بلوند هم هست
! بلوند نه
خیلی خب این 2 کلاهگیس چقدر میشه؟
صبر کن
...شما دو تا- نه-
...اونا قطعا گ اونی که میخواستی بگی نیستن
بچه ها باید عجله کنیم
خیلی خب این کار رو می کنیم
تو کمک می کنی بدون اینکه کسی بفهمه بزنیم به چاک
و ما این کلاهگیس ها رو دو برابر قیمت ازت می خریم
سه برابر
این سرقته
ببین کی میگه گلوله بلوندها
دارن از خیابون رد میشن
...حتما شوخی ات- ایوز-
جدی میگی؟- بهش پولو بده-
بریم بیا
! کلاهگیس- بله. بیا-
بیا بزن
مرسی- خوبه-
گفت گلوله بلوندها بودن
نمی تونن دور شده باشن
این به معنای واقعی کلمه تنها گزینه ماست
عالیه کلید رو بزن
تا اوضاع آروم باشه اینجا مخفی میشیم
هی
دنبال زنجیر یاقوت هستید؟
شاید- پسورد رو دارید؟-
...چ
اره ماهی
منظورش سمندر بود- ماهواره-
شمشیرزن
واقعا داریم اینکارو می کنیم؟
...واقعا داریم دنبال یک پسورد احمقانه می گردیم
که بتونیم از یک کوچه پرآشغال جیم بشیم؟...
بچه ها. به خاک رفتیم نه پول داریم ، نه متحدی
...این دوره زمانی برای هرکسی که
یک مرد سفید و پولدار نیست... افتضاحه
و فقط یکی از ما ...که تو باشی
حداقل دو تای ایناست...
پسورد رو گفتی بیایید تو
پسورد چی بود؟- پسورد-
گرفتم منظورتو
پسورد- پسورد همون پسورد ـه؟-
به کلوپ من خوش اومدین اسمم ادی ـه
ببخشید که الان یکم ساکته
زیاد مشروب برامون نمونده
ما در یک بار غیرقانونی هستیم
با این وجود ، خیلی قابل توجهه
با وجود چی؟
خب. اوباش اینا رو حسابی تحت کنترل دارن
و از هم جدا نگهشون داشتند
...ولی ظاهرا ما وارد یکی شون شدیم که
پذیرای همه اس... خیلی نادره
حدس می زنم بخاطر همین پسورد همون پسورده
می زنی برادر؟- یه چند رشته ای می زنم-
بیا برامون پاستا بپز
خب
اینجا چی داریم؟ نت موسیقی می بمل؟
می بمل ، برادر- کلاسیک-
بله
این خیلی تحقیرکننده اس
خیلی هیجان انگیزه
خیلی خب. ببین از قدم اول که ورود به قطار بود ، رد شدیم
قدم دوم اینه که بریم شیکاگو
قدم؟ نکنه روح ایوا رفته تو وجودت؟
میریم به نیویورک که نگذاریم اینطور بشه
و یادم اومد
بیشتر از نیاز با کسی حرف نزنید
نمیتونیم خط زمانی رو خراب کنیم
! باشه کاپیتان شارپ
اسمش اسپونر کروز ـه
...مهم ترین چیز اینه که برای ورود به قطار
کسی به ما شک نکنه...
بلیت ها لطفا- ! ای بابا-
بریم
بلیت- ! هی. بلیت تون
بی بلیت میایید داخل قطار من؟
چی؟ نه ! تو دستم بود
بله. شاید وقتی داشتیم میومدیم انداختمش
ایستگاه بعدی پیاده میشی
استلا؟ چرا مسئول بلیت به این نازنینی رو اذیت می کنی؟
ببخشید اگه این سه تا اذیتتون کردن
این خانما با شما هستن؟
...اینا بهترین پیانیست ، ویولنسل نواز
و کلارینت نواز هستن که می بینی...
کافیه از دوست پسرم بپرسید آقای بوتونی
البته ...بلیت های قطار ما
همه در جیب مدیرمونه...
میتونی از خواب ناز بیدارش کنی
ولی گفته بودم خیلی بی اعصابه
همه از سفرتون لذت ببرید
من ماد هستم
و ما "بالماسکه ها" هستیم
به گروه خوش اومدین
قسمت 4 فصل 7 سریال دی سی : افسانه های فردا بار غیرقانونی
به هوور منفجر شده اشاره نشده؟
طبق این ، اون هنوز زنده و سالمه
و آماده اس که بدنامترین جنایتکارها رو بگیره
کاپون و گلوله بلوندها
فقط بحث زمانشه ، عزیزم
اون دنبال ماست
پس یک ربات هوور جدید و بهینه داریم
عالیه روزنامه دیگه چی میگه؟
که فروشنده چیزای قاچاق و مسروقه ایم
...و بدتر از همه
ما خواهریم...
خواهر؟
نمیشه اینطور پیش بریم
و نمیتونیم یک بانک دیگه رو هم بزنیم
چون توجه زیادی رو جلب می کنه
و پولی نداریم
چه کار کنیم؟
خب . شاید وقتش باشه که به اون یکی همکارمون یک فرصت بدیم
وای خودت درستش کردی؟
جایی که ازش میام ، از اینا بیشتر داره
فقط میخوایم انبارت شب دست ما باشه
و 25 درصد بار
از انبار من چی میخواین؟
بیست درصد سوال هم نپرس
قبوله
خیلی خب بیا یکم مشروب وارد کنیم
ماشین یک ساعت پیش توقیف شد
حواستون رو جمع کنید ، پسرا
گلوله بلوندها در شیکاگو هستن
و میخوان خیلی زود حرکتشون رو بزنن
واقعا از وضعیت ناجوری نجاتمون دادی
پرواضح بود که کمک میخواین
باور کنید منم این وضع رو داشتم
خانما به خانما کمک می کنن تا دوست جدید پیدا کنن
از دید من اینطوره
اگه ما هوای همو نداشته باشیم کی داشته باشه؟ مردها؟
مردها هوای کسی رو ندارن آدمو دید می زنن
اگه بدونید منظورم چیه
...منظورت کالا انگاری شدید زنان توسط مردانه
...که در این دهه ...
یک هنجاره...
بانمک حرف می زنی
ازش خوشم میاد من سوزی اسپنسر هستم
سوزان اسپنسر
سال 1928 با کالین بیکر ازدواج کرد و 4 بچه به دنیا آورد
در فلوریدا بازنشسته شد... ...و سرانجام دار فانی رو
حرف بسه ، گیدیون
No comments yet. Be the first to leave one.