Les 200 premières lignes.
.لحظهی حقیقت
...آقای "زِکَژی"، آیا شما خانم "کاتیا یِسِن" رو
به عنوان همسر قانونی خود میپذیرید؟
.بله
.خانم یسن، حالا شما
...آیا شما آقای "نوری زکژی" رو
به عنوان همسر قانونی خود قبول میکنین؟ ."اگه اینطوره، بگویید "بله
.بله
.تبریک میگم .میتونین بهم حلقهها رو بدین
اینم خوبه؟
.البته
حالا میتونم ببوسمش؟
«یک: خانواده»
!آشغال
!مادرجندهی کسکش
خوبی؟ - .آره -
مادرجندهی کسکش"؟" از بابات شنیدی؟
.نه، از کلاس ویولنم - .شبیه گانگسترا گفتی -
شماره ملیـت چنده؟
.یادم رفته، رفیق
یادت رفته؟
!همه زندگیت بهش وصله
.چیزی که مال منه، مال تو هم هست
"...یادم رفته"
.میخواست تو رو ببینه - .ماشینو میخوای -
."میرم دیدن "بریگیت
کار مالیاتم چی شد؟ - .امشب انجامش میدم -
چرا با قطار نمیری؟
.خاله بریگیت حامله هست .یکم احساس هم-در-دی کن
!راست میگه
شنیدین؟ !پسرم از من هم موفقتر خواهد شد
.خیلی کار سختی نیست، رفیق
.کنار فروشگاه عروس پارکه
.مرسی
کِی کارت تمومه؟
.هفت - .باشه -
.میام دنبالتون
.لازم نیست - .ولی میام -
.خداحافظ عزیزم - .خدافظ مامانی -
!خیلی جلوی کامپیوتر نشینیا
...دیگه عینکی که شدم
عینک خودت همراهته؟
.خداحافظ - .خداحافظ -
.قفلش کن، وگرنه میدزدنش
.الان برمیگردم
.یه پُک
.فقط یکی، خواهش میکنم
.یکی دیگه
.خراب
.فروشگاه لوازم نوزاد نگه دار - .لباسای قدیمی "روکو" مالِ تو -
.بازم احتیاجت میشه - .خب وقتی بچه تو بزرگ شد، پسشون بده بهم -
.بذار به جاش یه کار سکسی کنیم
.یه دیلدوی بزرگ بخریم
.اصلا نمیدونی چقدر کف سکس هستم
.دقیقا - .یه حال اساسی میخوای -
.فقط میخوام بیام
اون جدیده؟
.هنوز تموم نشده
.یه سامورایی
.حتما بدجور درد داشته - !ناجور -
.عالیه - .ممنون -
.به نوری قول دادم که آخریشه
.وگرنه طلاقم میده
.امیدوارم بچهام یهو سُر نخوره بیرون
.منم همینطور
.آخیش خیلی خوبه
!خیلی خیلی خوبه
.خیابون بسته هست
.دفتر شوهرم اونجاست
.به این شماره زنگ بزن
چی شده؟ - .انفجار. حرکت کن -
!ایست
!ایست
!باید برم پیش خانوادم
.بخواب زمین. آروم باش
!بذار برم! باید برم پیش خانوادم
!روکو
!نوری
.بیا
.بیا دنبالم
خانم زکژی؟
.بذار برم
میتونم کمکتون کنم؟ - ...فقط میخوام -
روکو؟ - دنبال کسی میگردی؟ -
خانم زکژی؟
.فیشر" هستم از بخش افراد گمشده"
خانوادم کجان؟
.اینجا نیستن
پس کجان؟
.نمیدونیم
.دوتا کشته داشتیم .یک مرد و یک بچه
.نمیتونیم اجساد رو شناسایی کنیم .باید تست دیاِناِی بگیریم
«در محوشدگی»
.فقط مالِ شوهر و پسرتون
.ممنونم. چند ساعتی زمان میبره .صلیب سرخ اینجا میمونه
.میبینمتون خانم زکژی
بریم توی اتاق پذیرایی؟
.با من بیا
اینطرف؟ - .آره -
میخوای به کسی زنگ بزنی؟
...خانم زکژی
.خبرهای ناراحت کنندهای دارم
.قربانیها شوهر و پسر شما هستن
خانم زکژی؟
.بازرس "ریتز" هستم .مسئول تحقیقات
.عمیقا متاسفم
احساس میکنین بتونین به تحقیقات کمک کنین؟
نمیشه تا فردا صبر کنین؟
.من خوبم، مامان
شوهرتون مذهبی بود؟
ببخشید؟
مسلمان بود؟
.شوهر من منکر خداست
کُرد بود؟
منم کرد هستم! چرا اینو میپرسی؟
توی سیاست فعال بود؟
برای گروه خاصی پول جمع میکرد؟
.نه، شوهرم توی سیاست فعالیتی نداشت
دشمن داشت؟
چجور دشمنی؟
.جلوی دفترش یک بمب منفجر شده
چی؟
.باید فرض کنیم که اون هدف بوده
آخرین بار کِی شوهر و پسرتون رو دیدین؟
...امروز بعد از ظهر. روکو رو گذاشتم
.توی دفترش
متوجه چیزی نشدین؟
.نه
.وایسا، یه زن دوچرخهاش رو جلوی دفتر گذاشت
.بهش گفتم قفلش کنه
،نو بود
...و پشتش یه
.صندوقچه بود
مثل صندوق موتورسیکلت، میدونین؟
...میتونین کمک کنین یه تصویر اولیه بدست بیاریم
و عکسهای دیتابیس ما رو هم نگاه کنین؟
.میخوام عزیزانم رو ببینم
.اونا دیگه شبیه آدم نیستن
.فقط تکههایی از بدنشون مونده، خانم زکژی
فکر میکنی درد کشیدن؟
.مطمئنم چیزی حس نکردن
...تصور اینکه روکو روی زمین دراز کشیده
.و دست و پای خودشو دورش دیده
.فکر کن چقدر ترسیده
.هیچی احساس نکردن کاتیا
.بلافاصله مُردن
چی میگن؟
...حمله بمب"
"...قاچاقچی مواد مخدر را کشت
.حرومزادهها
...نوری اس، 37 ساله..."
.و پسر 6 سالهاش، روکو
...احتمال وجود یک حرکت سیاسی
".یا اسلامی رد شده
.بذار ببینم
پلیس در جستجوی این شخص] [.که متهم به بمبگذاریست، میباشد
.درگیر چیزی بود
مثلا چی، مامان؟
.تو باید بدونی
.شاید چیزی رو ازت قایم میکرده
.دیگه هیچوقت اینو درباره شوهرم نگو
کاتیا؟ - .بله -
نوشیدنی بیارم؟
نوری هنوزم معامله میکرد؟
.اون کارو تموم کرده بود
به خاطر پول حفظ جونش بود؟
.نوری از پسش برمیومد
درگیر چیزی بود؟
چیزی که بدونی؟
.هیچوقت جون شماها رو به خطر نمینداخت
پس، کار کی بوده؟
.دنبال یه اروپای شرقی میگردن
.آلمانی بود
.به اندازه من آلمانی بود
.کار نازیها بود
وگرنه کی انگیزه این کارو داره؟
اینو به پلیس گفتی؟
اینجا چیزی داری؟
.البته
چی میخوای؟
.هرچی
.کاتیا، خواهش میکنم .اینا هدایایی از مشتریهام بوده. میخواستم بندازمشون دور
.ممنون
...میخوایم پسر و نوهمون رو
.با خودمون به ترکیه ببریم
.تا بهمون نزدیک باشن
.برای همیشه میخوایم برگردیم
!اون نوه منم هست
.ببخشید
.من خانوادهام رو از دست دادم
.و میخواین بازم ازم دورشون کنین
.نمیتونین
.اجازه نمیدم
.خوبه
.آفرین
.لعنتی
...چیزی نیست، چیزی نیست
.این یکی برای نوریه
.ممنون که اومدین
،میدونی
No comments yet. Be the first to leave one.