Last Minute Romance (Makpan Romaenseu / 막판 로맨스)

Last Minute Romance (Makpan Romaenseu / 막판 로맨스)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Last Minute Romance E01
Un commentaire de Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

other
Publié le: 2018-03-02
Téléchargements: 5
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫با خطِ زندگی تماس گرفتین

‫چطور میتونم کمکتون کنم؟

‫الو؟

‫مشکلی نیست. میتونید با من حرف بزنید

‫من یه...

‫دوست دختر داشتم

‫ .جنسیت : مرد، سن تقریبی : 20 ساله تا 30 ساله ‫از دوست دخترش جدا شده

‫ موقعیت جغرافیایی تلفن : پل رودخانه هان

‫اما اون مُرد

‫اون مُرد...

‫ از دوست دخترش جدا شده

‫ دوست دخترش فوت شده

‫که اینطور. حتما خیلی سختی کشیدین

‫اگه از اینجا بپرم پایین...

‫میتونم ببینمش؟

‫واقعا...

‫یه چیزی باید بهش بگم

‫من بهش میگم

‫چی؟

‫پس...

‫لطفا چیزی که میخواین بهش بگین رو به من بگین

‫قول میدم که بهش بگم

‫ آخرین لحظه عاشقانه

‫ بک سه، 37 ساله، مرحله سوم سرطان لوزالمعده ‫هیچکس نمیدونه آدما کِی و چطوری می میرن

‫با این وجود، همه می میرن

‫بهم گفتن که بخاطر سرطان لوزالمعده ‫تا سه ماه دیگه می میرم

‫من فکر میکردم دقیقا مثل اسمم...

‫تا 100 سال عمر کنم ‫ معنی اسمش 100 ساله ـس

‫این برام شوک خیلی بزرگی بود

‫طبق نظریه های الیزابت کوبلر راس، ‫روانپزشک آمریکایی،

‫آدما وقتی با مرگ روبرو میشن ‫از پنج مرحله عبور میکنن

‫مرحله اول : انکار

‫ طول عمر ناپایدار، 120 روز

‫امکان نداره همچین اتفاقی برایِ من بیفته

‫مرحله دوم : خَشم

‫اصلا چرا من باید بمیرم؟

‫من آدم خوبی ام

‫مرحله سوم

‫تَقَلا

‫اگه سخت تلاش کنم...

‫شاید بتونم یه کم بیشتر زندگی کنم

‫من میتونم تمام غذاهای طبیعی و ارگانیک ‫رو بخورم و تو هوای تازه نفس بکشم

‫ طول عمر ناپایدار، 89 روز

‫مرحله چهارم

‫افسردگی

‫من... غمگین ترین آدم دنیام

‫پنجمین و آخرین مرحله

‫پذیرش

‫شاید... این رسیدن به حالت آرامش روحی باشه

‫فقط با گذروندن اون مراحل ‫میتونم به خودِ همیشگیم برگردم

‫الان سَرِ محل فیلمبرداری تبلیغاتیِ جی سول وو، ‫شاهزاده رمانتیک ـمون هستم

‫بیاین از نزدیک ببینیمش

‫جی سول وو؟

‫جی سول وو 10 سال پیش برای اولین بار ‫با فیلم اغوایِ گرگ شروع به کار کرد

‫صبر کن

‫و در سال 2010 با فیلم "پسر گرگی"

‫تونست قلب زن های کره ای رو تسخیر کنه

‫یه کم بخور

‫اون با بازی حرفه ایش به موفقیت رسید

‫ عاشقانِ پاجو ‫چرا نمیتونی اینو بگی؟

‫"این مَرد مال منه. این مَرد عشقمه!" ‫چرا نمیتونی اینو بگی؟

‫و سال 2014 ‫در سریال عاشقان پاجو...

‫نقش یه وارث ثروتمند رو بازی کرد ‫که تونست ریتینگ 40 صد رو بدست بیاره

‫عزیزم، بیا بریم

‫اون اوپایِ تمام کره ای ها شد

‫و سال 2016 با سریال وارثان لقب جیِ رمانتیک رو گرفت ‫بیاین بریم جی سول وو رو ببینیم

‫تو منو دوست داری؟

‫وااای، خدای من!‌ خیلی با حاله

‫از دیدنتون خوشبختم ‫ممنون. سلام

‫اوه، جی سول وو

‫همه 10 تا پروژه ـتون خیلی پربیننده بودن

‫رازتون چیه؟

‫اول از همه، از بیننده ها ممنونم ‫که کارام رو دوست داشتن

‫فکر کنم بخاطر همین، امروز اینجا هستم

‫من فقط همیشه برای پروژه هام ‫تمام تلاشمو می کنم

‫تنها کاری که کردم همین بوده

‫اینو می دونستین، جی سول وو؟

‫تمام دخترای کره، شما رو به عنوان ‫جذاب ترین مرد کره انتخاب کردن

‫شما رتبه اول شدین

‫پس صادقانه بگین، زن ایده آلتون چه جوریه؟

‫آه، نمیدونم

‫شاید کسی که بتونه ‫زندگیِ بازیگریم رو درک کنه

‫اگه کسی انقدر عاقل باشه ‫میشه گفت عالیه

‫من، من! من میتونم عاقل باشم

‫پس، جی سول وو...

‫تو این 10 سالی که گذشت ‫چطور حتی یه رسوایی هم نداشتین؟

‫هیچوقت تا حالا قرار نذاشتین ‫یا تو قرار گذاشتن احتیاط کردین؟

‫قضیه اینه که من خیلی کارمو دوست دارم

‫بخاطر همین تا حالا نتونستم قرار بذارم

‫به هر حال اگه همچین اتفاق خوبی برام بیفته ‫قطعا به صورت عمومی اعلام می کنم

‫دلم نمیخواد به طرفدارایی که دوستم دارن

‫و تشویقم میکنن، دروغ بگم

‫ای کاش میتونستم با اوپا قرار بذارم

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫چای سبز ارگانیک بهترینه

‫راستی...

‫تصمیم گرفتی با 30 میلیون وونی که ‫بیمه بهت داده چیکار کنی؟

‫واقعا نمیدونم

‫برای انجام دادن لیست آرزوهام خیلی تنبلم

‫فقط دلم میخواد با جی سول وو قرار بذارم

‫هی، به نظرت میشه با 30 میلیون وون ‫جی سول وو رو اجاره کنی؟

‫سلبریتی ها با گرفتن پول، مراسم اجرا میکنن

‫30 میلیون وون پول زیادی نیس

‫شاید بتونم 3 ساعت باهاش باشم

‫برو خونه ـش و التماسش کن

‫بهش بگو "من به زودی بمیرم، ‫پس لطفا باهام قرار بذار"

‫نه

‫اینطوری نه

‫من قراری میخوام که مثل ‫یه سریال رمانتیک، شیرین باشه

‫هی، شیرین چیه؟

‫زندگی معمولا تلخه، ‫دقیقا مثل این چای سبز

‫ای خدا

‫یعنی میشه با پسری آشنا بشم ‫که شبیه جی سول وو باشه؟

‫شبیه جی سول وو به دنیا اومدن، آسون نیس

‫واقعا؟ خیلی سخته؟

‫ لیست آرزوها

‫ قرار گذاشتن با جی سول وو

‫ میخوای با جی سول وو قرار بذاری؟ ‫ بله

‫ قرار گذاشتن با جی سول وو، ممکنه؟ ‫ نه

‫ میخوای با پسر دیگه ای قرار بذاری؟ ‫ نه

‫ پسر دیگه ای که شبیه جی سول وو باشه، میخوای؟ ‫ بله

‫درسته، باید حداقل کسی رو پیدا کنم ‫که شبیه اون باشه

‫ قرارداد استخدام برای قرار گذاشتن

‫ وقتی قرارداد تمام شود ‫30 میلیون وون به حسابتان واریز میگردد

‫ هدف کارِتان این است که ‫نقش جی سول وو را بازی کنید

‫ ارسال

‫ سایت کاریابی پاره وقت

‫آه، این کار نتیجه میده؟

‫ همزادِ جی سول وو ‫یک پیام برای شما فرستاده است

‫ همزادِ جی سول وو ‫یک پیام برای شما فرستاده است

‫وای

‫"عشق؟ منو نخندون"

‫"من تو رو با پول میخرم"

‫"چقدر کافیه؟ چقدر؟"

‫"تو..."

‫"از اونجایی که مشاوری، ‫احتمالا دوست پسر نداری"

‫"من میتونم مثلِ باد ‫همه جا برم"

‫"تو هم میخوای باهام بیای؟"

‫"درد داری؟"

‫"منم درد دارم"

‫"چی؟ هی!"

‫"من از بچگیم، ‫رئیست رو میشناسم"

‫"من همین تازگیا با رئیسِت بودم"

‫"ما با هم غذا خوردیم، خب؟"

‫"با هم رفتیم سونا، خب؟"

‫"ما با هم هر کاری کردیم، خب؟"

‫داشتم شوخی میکردم، خب؟

‫اگه از سوالم ناراحت نمیشین، ‫کدوم یکی ـتون خانم بک هستین؟

‫من... من

‫دوستت قیافه خوبی نداره

‫اوه، اما کلاهش عالی به نظر میاد

‫موهاش خیلی قشنگ و کوتاهه

‫شما مثل جی سول وو نیستین

‫نیستم؟

‫نفر بعدی!

‫سلام

‫من بازیگری ام که از ته قلب بازی میکنه

‫اسمم یون دونگ جونه

‫یه قایق اونجاس! بنگ، بنگ، بنگ

‫هی، نقش یه چیز دیگه رو بازی کن

‫بیا تو. بیا تو!

‫نه، نه. این نه

‫یه چیز کاملا متفاوت، فهمیدی؟

‫آجوشی

‫میدونی به دسته آسیاب چی میگن؟

‫این دسته یه چیزی کم داره

‫دیگه کم آوردم

‫هی، دونگ جون!

‫این تست برای رومئو و ژولیته

‫فهمیدی؟

‫فعلا بیخیال

‫دیانا، برو دیالوگت رو با دونگ جون تمرین کن

‫باشه

‫دونگ جون، تو هم موهات رو بزن بالا

‫وقتی موهات بالا باشه خوش قیافه تر میشی

‫"رومئو"

‫"تویی که روبروی من ایستادی، کیستی؟"

‫"من کسی ام که عاشق توست"

‫"پس من دوستت دارم"

‫"قلبم فقط برای توست"

‫"با تمام وجودم دوستت دارم"

‫"اگر..."

‫"اگر با این دست ناقابل..."

‫"به این معبد مقدس بی حرمتی کنم ‫گناهی بخشودنی مرتکب شده ام"

‫" لبانم چون دو زائر شرمسار حاضرند..."

‫آن رفتارِ خشن را با نرمی جبران کنند"

‫اوه، معذرت میخوام

‫بشین

‫بشین

‫اشکالی نداره. اشکالی نداره

‫مگه چقدر مهمه؟ پیش میاد دیگه

‫من فقط خیلی خوب نمیتونم ‫نقش عاشقانه بازی کنم

‫باشه، باشه. ‫مگه چه اشکالی داره نتونی عاشقانه بازی کنی؟

‫فقط یه سلاح مخفی لازم داری

‫سلاح مخفی؟ من؟

‫راستشو بخوای، ‫به نظرم تو امید و قابلیت های زیادی داری

‫هی

‫اگه فقط موهات رو بزنی بالا، ‫تبدیل به جی سول وو میشی

‫وای، عجب سلاحیه

‫خیلی عالیه

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left