Les 200 premières lignes.
تمامی شخصیت ها، سازمانها، اماکن و حوادثِ
نمایش داده شده در این سریال، ساختگی میباشند
*آنچه گذشت*
رئیس وو تهدید کرد که !به یک افسر پلیس قضایی صدمه خواهد زد
ویدیوی ضبط شده توسطِ کیم میونگ هان به عنوان مدرک
چگونگی رها کردن جسد !توسط رئیس وو به دست آوردیم
تمامی این اظهارات
!در قسمت "دلیل درخواست حکم" قید شده
علت مرگ پارک گوانگ سو همانطور که در نتیجه ی کالبدشکافیِ
!آن زمان ذکر شده بود، سکته ی قلبی بود
در ارتباط با سوء ظن های پیرامون مکان مرگ ایشان
نتایج تحقیقات داخلی پلیس و دادستانی به این ختم شد که
!این حقیقت که جسد انتقال یافته است، صحت دارد
و این گفته که
رها کردن جسد ایشان به منظور پنهان کردن جزئیاتِ
جلسه ای که در آن خانه ی ویلایی در نامیانگجو تشکیل شده بود
!نیز صحت دارد
!این فقط یه بلوف نیست
با توجه به نفوذ و اخلاقی که از ایشون سراغ داریم
!رئیس وو میتونه زندگی افسر هان رو به تباهی بکشه
!حتی میتونه صدامونو ببُره
!اما قادر نیست رئیس کیم میونگ هان رو ساکت کنه
شما تنها کسی هستید که میتونید جلوش رو بگیرید
حالا دیگه نمیتونه این واقعیت رو !که در خونه ویلایی بوده رو انکار کنه
تنها راهی که میتونه باهاش از محکومیت فرار کنه
!اینه که یکبار دیگه پای شما رو به این گرداب بکشه
!درست مثل همون شبی که وکیل پارک فوت کردند
!بازم که همون عادتهای زشتتو داری
میخوای همون کاری رو با من بکنی !که رئیست با افسر هان کرد؟
روز حادثه
یک مقام رسمی پلیس که در آن !خانه ی ویلایی حضور داشت، من رو احضار کرد
و از اونجاییکه من رئیس پاسگاه نامیانگجو بودم
برای مرتب کردن اوضاع به سر صحنه ی حادثه رفتم
و یک مقام عالی رتبه ی دادستانی اونجا حضور داشت
من جسد وکیل پارک رو
به بزرگراهی در نامیانگجو منتقل کردم
شما که گفتید در هر حال کار من تمومه !پس چرا به دیدنم اومدید؟
رئیس چو، شما میتونید انتخاب کنید
!که پایان این قصّه چطور رقم بخوره
اگر شما همچنان دخالت خودتون رو انکار کنید
رئیس کیم از طریق رئیس وو !کار شما و افسر هان رو یکسره خواهد کرد
!و هر دوی شما صدمه خواهید دید
هرچند این گزینه رو هم دارید که با صداقت جلو بیاید
!و به اراده ی خودتون استعفا بدید
!و در اونصورت از افسر هان هم محافظت خواهد شد
!اصلاً آدم شناس خوبی نیستید !جناب دادستان
واقعاً فکر کردید همچین بمبی رو انداختم !تا از افسر هان محافظت کنم؟
یک مدت پیش
با چشمان خودم دیدم که ایشون !به روی یکی خیلی عصبانی شدند
فقط به این دلیل که اون فرد !شما رو محترمانه خطاب نکرده بود
!اون فرد حتی نسبت به شما بد دهنی هم نکرده بود
!اون براحتی در مورد بقیه حرف دلش رو میزنه
!اما کورکورانه به کسی اعتماد نمیکند یا احترام نمیزاره
!و من تصور نمیکنم که این رابطه ی بین شما، یکطرفه باشه
و من اینجا هستم چون باور دارم !هان یوجین آدم شناس خوبیه
نه بدین خاطر که تصور کنم !قادر هستم به وجدانتون متوسّل بشم
!هیچ شخص دیگری در این ماجرا دخالت نداشت
!من از این لحظه، از سِمت خود کناره گیری میکنم
!و به شما قول همکاری در طی تحقیقات رو میدم
!تا جای هر گونه شُبهه ای رو پاک کنم
به عنوان یک مقام دولتی که وظیفه ی حراست از قانون را دارد
!من در به هم ریختن صحنه ی مرگ دست داشتم
و از همین رو
خالصانه از کلیه ی شهروندان و خانواده متوفی عذرخواهی میکنم
رئیس چو و رئیس وو هر دو به شما دروغ گفتند
پارک گوانگ سو هرگز زنده !پاش رو از اون ویلا بیرون نگذاشته بود
!احمقای بیشعور
!با دست خودشون گورشونو کندن
!خوشبختانه تاکنون هیچ اسمی از هانجو برده نشده
نباید اجازه بدیم که !لی سونگ جه از دخالت ما باخبر بشه
در اونصورت به هر قیمتی از این ماجرا !برعلیه ما استفاده خواهد کرد
هرچند، احتمالاً متوجه خواهد شد
با دیدن رئیس وو که کنترلِ ...همه ی اوضاع رو در اختیار داشت
...و اینکه اینطور از پشت بهش خنجر بزنن
...کنترل
!هنوز یکی هست که میتونه کنترل اوضاع رو به ما برگردونه
وکیل اوه باید یه حرکتی بزنه؟
...هنوز حرف از دهنم درنیومده
!عذر میخوام ...سراپا گوشم
!منظورم این نبود
!پارک سانگ مو، بنظرم تو گهگاهی ذهن منو میخونی
بازم خدا رو شکر که داری !برای خودم کار میکنی
اگه برای یکی دیگه کار میکردی
!که کارم ساخته بود
وکیل اوه خودش ترتیب جلسه رو خواهد داد
اما تو باید
!جایگاه ما رو بهشون گوشزد کنی
!متوجه شدم
!قربان، من هرگز به شما خیانت نخواهم کرد
!هر اتفاقی هم که بیفته
!اینا منو چی فرض کردن؟
!به چه جراتی یه کاره بهم زنگ میزنن و احضارم میکنن؟
!نمک به حروم ها !من قبلاً رئیس هیات قضات بودم
!بنظرم باهاش کنار نمیومدی
!ازم فرصت میخوای که به رئیست رو دست بزنی؟
!از دادستان هوانگ میخواید که از رئیس وو بازجویی کنه؟
!باشه، انجامش بده
!چشم
!نماینده کیم
بله؟
کار رئیس وو بود؟
!شاهد قلابی و اون پیغام
!اینطور بنظر میرسه
!اینم میدونه؟
!بله
!مثبت نگر باش
!شریک به این خوبی از کجا میخوای گیر بیاری؟
بعد از
شنیدن اون حرفها، چطور میتونی !روشون اسم شریک بزاری؟
!ای خدا
!خودت که می بینی، آقای کانگ
!من تنها یک هدف دارم
که وقتی بچه هام فارغ التحصیل !میشن، بازنشسته شم
وقتیم که بازنشسته شم تمام قید و بندهام از این کشور رو رها میکنم
میرم یه جایی تو اقیانوس آروم !و کیف دنیا رو میکنم
!من و تو، تمام عمر خودمونو به آب و آتیش زدیم
!حقمونه یه زندگی درست و حسابی داشته باشیم
و برای رسیدن به اون موقعیت !فعلاً باید صبور باشیم
!میشه کمکم کنی، هان؟
!وکیل اوه
باید باهاتون تماس میگرفتم !اما نمیتونم عادتهای قدیمی رو کنار بزارم
ایشون معاون دادستانی و از زیردستان من هستند
...و ایشون هم
اگر ایرادی نداره، هر از گاهی !یه نهار با هم بخوریم
!باشه، همین کارُ میکنیم
-بسیار خب، باز هم می بینمتون -!باشه، حتماً
معاونِ رئیس یک مقام عالی رتبه !در اینجا به حساب میاد
!همیشه در برابر سونبه هاش مودبانه برخورد میکنه
!دفتر شرق دیگه هرگز نباید با هانجو دربیفته
اگر شما از انجام این کار امتناع بورزید
قضیه رو طوری جلوه میدم که انگار شما از سر کینه ی شخصی نسبت به هانجو
بصورت غیرقانونی !صورتحساب های مالی ما رو بدست آوردید
و یک شاهد هم
!در اینجا داریم
این رو میپرسم چون در حقوق سر رشته ای ندارم
در صورت درز اطلاعات شخصی یک نفر
آن هم بدون رضایت طرف حداقل که 5 سال براتون زندان میبُرن، درسته؟
!کنجکاوم بدونم
اگر شما یک نبرد تمام عیار رو با هانجو شروع کنید
!همکارانتون در انتها طرف چه کسی رو خواهند گرفت؟
!خوشحالی تنهایی جون سالم به در بردی؟
!به اینم میگی جون سالم به در بردن؟
خودت که دیدی، قصد داشتم
!پای تو رو از این قضیه بکشم کنار
اون لحظه
بدترین لحظه ی زندگی من
!تا به امروز بود
کسی که گفته بود برمیگرده !در دسترس نبود
!و من با یک جسد تنها مونده بودم
!همه جور فکر و خیالی به سرم هجوم آورده بود
!تا اینکه تو اومدی
بی خبر از همه جا !فقط بخاطر اینکه رئیست بهت زنگ زده بود
بنظرم حتی سی دقیقه
!هم کنار هم نبودیم
در اون مدت زمان کوتاه
عین یک رفیق کنار هم بودیم
!رفقای تمام عیار
!...خاطره ی اون روز همچنان با منه
برای همین میخواستم !تو رو از این مخمصه دور نگه دارم
!تو از من استفاده کردی
ازت استفاده کردم؟ !مگه من پاتو به این ماجرا کشیدم؟
!برو این دری وریا رو بار اون رئیست بکن
!تو از قصد اون بچه ها رو فرستادی بازداشتگاه
میدونستی اگر رئیس رو ببینن !نام من فاش خواهد شد
"یکسال پیش که پای خودشو کشید کنار !پس اینم لو میده دیگه"
!خودت بهشون گفتی تا بتونی ازش استفاده کنی
منتظر بودی بازپرس هان پاشو از بازداشتگاه بزاره بیرون
!تا بعدش بتونی از من استفاده کنی
!برای تهدید من بهش احتیاج داشتی
اگر واقعاً میخواستی من رو از این مهلکه دور کنی
!نباید هرگز اسم رئیس رو به زبون میاوردی
پس من چی؟ اگه اسمشو نمیاوردم !تمام سرزنشها نصیب کی میشد؟
!من فقط منم
!چرا باید تنهایی سقوط کنم؟
!صدالبته، نبایدم میکردی و نکردی
!بیا اینم نتیجه اش
!دیگه همه چیز تموم شد
مادامیکه من زنده ام
!هیچ چیز تموم نمیشه
اگر به شما بگم که این آخرین فرصت شما
!برای خدمت به مردم به عنوان یک نیروی پلیسه، چی؟
اگر رئیس وو
همچنان در مسند خود باقی بمونه !شاهد قلابی هرگز زبان باز نخواهد کرد
یک خلافکار خرده پا که تمام عمر یک پاش در زندان بوده
!حالا یک دادستان عالی رتبه داره ازش محافظت میکنه
میخواید بگید باید رئیس وو !رو زمین بزنیم تا اون زبون باز کنه؟
!همینطوره
!ازم میخوای اینکارُ بکنم؟
!شما تنها کسی هستید که از پس این کار برمیاید
این شما بودید که به همراه ایشون !جسد رو جابجا کردید
رئیس وو به قطع، نخواهد توانست !که اظهارات شما رو انکار کنه
!این اداها رو درنیارید !بقیه برامون حرف درمیارن
-!ادای احترام -!ادای احترام
!همینه که میگن قدیمیا هرگز اشتباه نمیگن
"!هیچوقت به کسی اعتماد نکن"
میگن "ترک عادت موجب مرض است؟"
اگر در برابر ادعاعای دیگران حرفی برای زدن دارید
!همین حالا بزنید
اگر حرفی برای زدن ندارید !از کنارش میگذریم
!جون گی هیوک رو از کجا می شناختید؟
No comments yet. Be the first to leave one.