Les 200 premières lignes.
جول - هیس. حرف نزن، عشقم -
ببخشید، عزیزم، ولی من از اون دخترایی نیستم که با خودش ور بره
میدونم و این خیلی هم خوبه
تو مثل شمع خوشبو و رمانتیکی
و ماساژ با روغن عصارهای و غذای خیلی خوشمزه ولی سبک هستی
داری منو مسخره میکنی
نه، فقط دارم میگم بعضیوقتها، شاید هم همین الان
...بهتر باشه - سیخ بزنیم؟ -
مثل کاری که اون سگ توی مغازه با اون دختر کوچیکه کرد؟
جنیفر لورنس بازم موهاش رو کوتاه کرد
،همه از این کارش بدشون میاد ولی براش مهم نیست
اون خیلی بااعتماد به نفسه
کاش منم بااعتماد به نفس بودم
من بااعتماد به نفسم؟ نه، نیستم
من خیلی از توستر جدیدمون ناراحتم
دوست دارم 20 درصد بااعتماد به نفستر بشم
نه، بیشتر، 80 درصد. نه، اینم خیلی زیاده
ببین این دستگیرهها چقدر شل هستن
نمیشه روی دمای دقیق گذاشت
.آره میدونم، عزیزم بهشون ایمیل فرستادی؟
.نه، دوباره خوندمش به نظرم اومد یکم دیوونگیه
...خب
ماشین لازم دارم
.دیگه بدون ماشین نمیتونم اینجا زندگی کنم ما داریم وسط ناکجاآباد زندگی میکنیم
ما برات ماشین نمیخریم - لازم نیست برام ماشین بخرین -
.واسه مامان یه ماشین نو بخر، منم مال اون رو برمیدارم مثل خانوادههای معمولی
من رنجرور دوست دارم
بهت خیلی میاد
چرا به اندازهی کافی مامان رو دوست نداری تا براش رنجرور بخری؟
آخ - ...خب -
چیه؟ چی شده؟ حالت خوبه؟
...آره، فقط انگار یه چیز تیز
بیا، بشین اینجا
آخ
مامان داره میمیره؟
بس کن - نمیدونم، پدر و مادرها میمیرن دیگه -
.من نمیمیرم، عزیزم احتمالاً به خاطر چیزیه که خوردم
.حالم خوبه میبینی؟ روبراهم
مطمئنی؟ ترسوندیم - آره، منم همینطور -
باعث میشه بفهمی... زندگی کوتاهه
برات ماشین نمیخرم
شاید بتونیم بعد از مدرسه بریم بیرون
باهمدیگه بریم باغ چای
واسه چی؟
چون دوستت دارم و زیاد نمیبینمت
به نظرم همینطوری خوبه
جول - دن -
متوجه شدم تمام شب چراغ اتاقت روشن بود
خیلی خب. یه نفر قراره تو دردسر بیفته
شوخی کردم، کسی تو دردسر نیفتاده
عجیب بود، فقط همین - دن -
نمیتونستم بخوابم، واسه همین بیدار بودم - نتونستی بخوابی؟ -
مشکلی وجود داره؟ - دن، دست از سر مردم بردار -
مغز پلیسیـشه، شرمنده - من پلیس نیستم، عزیزم -
عضو کلانتری لوس آنجلسم، فقط همین
.اون بیخایه که اونجاست پلیسه صبح بخیر، بزدل
یه روز دیگه رو هم تظاهر کردی داری قانون رو اجرا میکنی؟
روز خوبی داشته باشی، دن. مراقب خودت باش
پلیس سانتا مونیکا. بیمصرفها
امروز وقتی دنبال آدم بدها میکنی مراقب خودت باش، عزیزکم
آهان، درسته، اجازه ندارین توی سانتا مونیکا آدمها رو دنبال کنین
نگرانن یه وقت احساسات کسی رو جریحهدار کنین
فقط سعی داریم مردم عادی رو به کشتن ندیم، دن
،ما خدمت میکنیم و از مردم محافظت میکنیم مثل کلانتری پاپوش درست نمیکنیم و به بقیه صدمه نمیزنیم
بیا سرش رو بخور، ریک
جول، شیلا
چرا باید بین دو تا پلیس زندگی کنیم؟
چرا بین دو تا شیرینیپز رقیب نیستیم؟
نمیدونم - خونهی پیترسونها میبینمت -
هر چی لازم داری همراهته؟
آره، مامان - فقط داشتم چک میکردم -
خداحافظ، بابا - خداحافظ، عزیزم -
ابی
امروز خیلی خوشگل شدی
.اریک تو رو میپرسته تو اصلیترین سوژهی جلقش هستی
!مامان، جون من
خیلی خب
هی، من و چند تا از دخترها امشب میریم بیرون
.مشروب میخوریم، میرقصیم و کارهای دیگه میخوای بیای؟
نه، امشب نمیتونم
ولی مرسی - خیلی دستپاچه شدی -
قرار نیست با پسرها سکس کنیم
حداقل این چیزیه که به شوهرهامون میگیم
تو بامزهای. روز خوبی داشته باشی
شیلا هموند، به گری وست سلام کن
.گری بخش ساکرامنتو رو میترکوند حالا مال خودمونه
سلام، گری. به جمع ما خوش اومدی - ممنون، شیلا -
خیلی هیجانزدهام که اومدم اینجا
.شیلا با شوهرش کار میکنه اون از شوهرش خوشگلتره
شما قراره امروز خونهی پیترسون رو بفروشین؟
سعیمون رو میکنیم، کارل
"به من نگو "سعی میکنیم !انجامش بدین
اوه، داری سرم داد میزنی
.پیترسونها مضطربن نمیتونیم این مشتریها رو از دست بدیم
خب، این سومین باره که این خریدارها از خونه بازدید میکنن
!کاری بکن پیشنهاد بدن
کاری کن پیشنهاد بدن
کار مشاور املاکیها اینه - خیلی خب -
.بیا، دفترت رو نشونت میدم کوچیکه
.از دیدنتون خوشحال شدم متاسفم که سرتون داد زد
منم همینطور. منظورم اینه از دیدنتون خوشحالم نه اینکه متاسفم سرم داد زد
خب، راستش هر دو رو هستم
جناب رئیس کاملاً دکوراسیون رو تغییر دادن
کلی لامپ و موکت پرزدار و زیبا اضافه شده
همهاشون مسیرشون یکیه
خیلی دوستداشتنیه
میدونین قسمت موردعلاقهام راجعبه طبقهی بالا چیه؟
قسمت نگهداری لباسها - معرکهاس -
...خیلی
خدای من
!واو
عجب
عزیزم، حالت خوبه؟
ببخشید. به نظافتچیها زنگ میزنیم و سریعاً اینجا رو تمیز میکنیم
شاید بهتر باشه بازدید رو بذاریم واسه یه وقت دیگه
فکر خوبیه. من هم تا دماغهی کاد در بارنهیل همراهیتون میکنم
.نه، خواهش میکنم نمیخوام باعث بشم همه مجبور بشن بعدا برگردن
من خیلی سریع میرم دستشویی
و به نظافتچیها زنگ میزنم
الان برمیگردم، ببخشید
خیلی خب، اتاقخوابهای دیگه - بله، از این طرف -
پنجرهی سقفی جدید اتاق رو دلبازتر کرده، درست نمیگم؟
عاشق گچبریهای اینجام
خیلی قشنگن - آره -
من دیگه میخوام برم
شیلا
شیلا... یا خدا
خدای من، شیلا
شیلا. شیلا؟ شیلا
خدای من
یا خدا
وای خدا، وای خدا، وای خدا
اوه! شیلا
نه، نه، نه، نه، نه
واسه خونه پیشنهاد دادن؟ - چی چی شد؟ -
حالم خوبه
فقط یه ذره استفراغ کردم
بیشتر از یه ذره بود
آره
اونم از دهنم بیرون اومد؟
به نظرت از اعضای بدنمه؟
واقعاً حالم بهتره، عزیزم
دلم میخواد دکتر معاینهات کنه
سه ساعته که اینجاییم
دلم میخواد برم خونه، این لباسها رو دربیارم و حموم کنم
حس میکنم یه ایستگاه اتوبوس تو دهنم ریده
برم ببینم جریان چیه
ببخشید
دوباره ازم نپرس چقدر قراره طول بکشه
اینجا که رستوران نیست
.شرایط وخیمتر تو اولویت هستن همسرت فقط استفراغ کرده
خیلی - همسرت استفراغ کرده -
خیلی - خب، قرار نیست این کار رو ادامه بدیم -
وایسا
به دکترت زنگ میزنم و برات سوپ درست میکنم
بدنت کلی مایعات از دست داده
...ممم
با ماریجوانا کشیدنت مشکلی ندارم
معذرت میخوام؟
،میدونم راجعبهش گله میکنم واسه همین سعی میکنی قایمش کنی
ولی فقط میخوام جولـی باشی که دلت میخواد باشی
...این
این خیلی حرکت قشنگیه، عزیز دلم
شیلا - گری -
این گری هستش، مشاور املاکیِ جدید که راجعبهش بهت میگفتم
گری، این شوهرم، جول هستش
سلام، گری - سلام -
خب، حالت چطوره؟ راجعبه اتفاقی که بعد از ظهر برات افتاد شنیدم
خیلی بهترم، ممنون - اینا برای شماست -
و مطمئن شدم نظافتچیها بی سر و صدا کارشون رو بکنن
،همه چی رو روبراه کردن پس نگرانش نباش
ممنون، گری. خیلی مهربونی - ...زیادی مهربونی -
...خب،میخواستیم دعوتت کنیم داخل، ولی
...راجعبهش فکر هم نکن. ولی گوش کن جول، میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟
من میرم دست و روم رو بشورم
بابت گلها ممنونم، گری و بقیهی کمکهات
خواهش میکنم
امیدوارم حالت بهتر بشه
استفراغ خیلی زیادی بود
خب، من تو حیطهی پزشکی تخصص ندارم
واسه همین نمیتونم بگم استفراغ تا چه اندازه طبیعیه
مقدار خیلی زیادی بود - تو دکتری، گری؟ -
نه - منم همینطور -
پس بذار آبروی دکترها رو
با دادن نظرات پزشکی که هشت سال
آموزش طاقتفرسا لازم داره نبریم، باشه؟
خیلی خب، پس بذار فقط حقایق رو بگیم
صاحبان خونه اومدن و از چیزی که دیدن خوششون نیومد
واسه همین دیگه نمیخوان باهاتون کار کنن
الان دیگه با من کار میکنن
مشتریهای ما رو میدزدی؟
نه، حقیقت اینه که شما رو اخراج کردن و بعدش منو استخدام کردن
و اون مقدار شدیداً زیادی استفراغ بود
.همه چی روبراهه گری فقط میخواست مشورت کنه
بهش کمک کردم
ضربان قلبم رو حس نمیکنم
چی؟ - قلبم -
حسش نمیکنم
موهات رو دوست دارم
آره. همینطوری
No comments yet. Be the first to leave one.