Les 195 premières lignes.
ایوان: اون بیرون چیه؟ اونورِ دوردستها؟
بعدش چی؟ اونورِ «اونور» دیگه کجاست؟
جوابش اینه که نمیدونم
و راستش رو بخواید، اصلاً هم دلم نمیخواد بدونم
چون چیزی که میدونم اینه که هیچکدومشون به گردِ پای
بهترین شهر
توی بهترین کشور، روی بهترین سیاره
توی کلِ کائنات نمیرسن
گلنویو، اوهایو
آمریکا، زمین
ما اینجا توی گلنویو، برای تنوع فرهنگی ارزش قائلیم
خودِ من، با یه مردِ هندی به اسم کلاید دوستم
و همینطور با خانم کیم، یه بیوهی فوقالعاده از کره
هی، خانم کیم! بپاش رو من
آب بپاش همسایه
ووهوو
زیر آفتاب و بارون، یه حمومِ باحال
هنوز دوستِ سیاهپوست ندارم، ولی تو نوبتم که پیدا کنم
اسم من ایوان تراوتویگه. اوه، اد بوسانی
من هر روز از خودم نمیپُرسم گلنویو برام چیکار میتونه بکنه
بلکه میپرسم من چیکار میتونم برای گلنویو بکنم
جارد، عضلاتِ باسنت از پوستِ دُهل هم سفتتره
برای همینه که باشگاهِ دو رو راه انداختم
و میزِ مکالمهی اسپانیایی رو توی مرکز محله
و پستِ معاونِ دبیر رو هم توی شورای شهر ایجاد کردم
بسیار خب، موردِ بعدیِ دستورِ جلسه
در موردِ ارتفاعِ لبهی جدول برای دسترسیِ ویلچر هستش
که نباید بیشتر از ۱۵ سانت باشه
میدونم این موضوعِ داغیه، برای همین نظرِ نهایی رو به کمیسر واگذار میکنم
اینجا رویاها واقعاً به حقیقت میپیوندن
یه آدم معمولی میتونه کارش رو به عنوان مدیرِ جزء توی «کاستکو» شروع کنه
و ۱۲ سال بعد، با تلاش و جُربزه
بشه مدیرِ ارشدِ همون کاستکو
من خوب اینو میدونم، چون اون مَرد خودِ منم
نمیخوام حالتو بگیرم بچه، ولی اینا همهش چرت و پرته
این موشها همونقدر که بودن، صاف و تخت هستن
معذرت میخوام. واقعاً باید کار کنه
ببخشید قربان، اگه اجازه بدید من
دکمهی فعالسازی دقیقاً همونجاست
یا خدا! این فوقالعادهست
از توی تلویزیون کاستکو، سنجاب داره میزنه بیرون
ببین، کلِ رفقا هم اینجان
دستگاهِ عالیایه. فول اچدی، ۱۰۸۰، ۲۴۰ هرتز، با قابلیتِ تروموشن
هی! رفیق، خواهش میکنم، این یه معجزهی تکنولوژیه
محشره. پولِ این جیگر رو کجا باید بدم؟
جاستین برات ردیفش میکنه. برو قسمتِ صندوقِ خروجی
دمت گرم خوشتیپ. مرسی مَردِ کلیدها
کلید رو میزنم و یه دنیای جدید به روم باز میشه
هی جاستین، اگه یه سر هم بریم سراغِ تسترهای رایگانِ غذا
اصلاً هم ناراحت نمیشم
ایوان: ولی میدونی چیه؟ همهچیز که کار نیست
من خیلی خوش گذروندم
و دوستایی پیدا کردم که تا آخرِ عمر برام میمونن
هی! خودشه
خب؟
پرچمِ آمریکا ۵۰ تا ستاره داره
قانون اساسی سال ۱۷۸۷ نوشته شده
و حالا من یه شهروندِ آمریکاییام
واقعاً؟
آره! اوه
آنتونیو، عالیه
میدونستم. اتفاقای خوب برای آدمای خوب میافته
و تو آدمِ خیلی خوبی هستی
اینو ببین رئیس
برای جشن گرفتن، یه تتو زدم
واو، این که هنوز داغه، نه؟ آره
«افتخار میکنم که آمریکاییام.» خوبه
ولی شاید بهتر باشه بپوشونیش، چون با قوانینِ کاستکو جور درنمیآد، باشه؟
بله حتماً، رئیس
بهت افتخار میکنم. این عالیه
بسیار خب، دیگه من باید برم
اوه راستی، گوش کن
اگه یه بسته پفک و یه شیشتایی نوشابه گم شد
پای من. حقته، نوشِ جونت
ممنون رئیس
لنگِ ظهر بود که از خواب پریدم
یهو یادم افتاد زود باید برم سمتِ «کامپتون»
باید قبل از اینکه روز شروع بشه، حسابی مست کنم
قبل از اینکه مامانم شروع کنه به غُر زدن بابتِ دوستام
یه ماشین جلو پام ترمز زد، کی میتونه باشه؟
یه «الکامینو»ی تر و تمیز که داره مواد جابهجا میکنه
شیشه رو کشید پایین و شروع کرد به گفتنِ
که همهش دنبالِ دزدیِ ماشین و خلافه
امنیتِ کاستکو، پدرسوختهها
هی رفیق
بزن به چاک
با ماشینِ مدل ۶۴م دارم توی خیابون ویراژ میدم
دنبالِ دافها و حالگیری از هرزهها
رفتم پارک تا ببینم چه خبره
یه سری کلهخر هم داشتن اونجا بسکتبال بازی میکردن
چون بچهمحلهای ما همیشه سفت و سختن
اگه بخوای چرت و پرت بگی، حسابت رو کفِ دستت میذاریم
اوه، آره
دنیس، دیگه وقتشه از استخر بیای بیرون
هی
این دیگه چه کوفتیه
لعنتی
الو؟
آقای تراوتویگ؟
خودتی؟
(نفس در سینه حبس شدن)
کی اونجاست؟
باشه
(صدای لرزش)
اوه
این چه گُهیه دیگه؟
گوش کن، اونا به من اسلحه دادن، خب؟
و یادم ندادن چطوری درست باهاش کار کنم
پس بدجور در خطری
اگه همین الان گورت رو گم نکنی و عقب نری، فهمیدی؟
اوه، نه
ابی: عزیزم، فقط یه جشنِ تعیینِ جنسیته
ایوان: نمیفهمم چرا اینقدر برای رفتن به اونجا هیجان داری
اینجا همه چیز عالیه
قبلاً دوتایی با هم از نیویورک متنفر بودیم
این اصلاً یکی از تفاهمهامون بود
اینجا عالیه ایوان، منم دوستش دارم. فقط یکم کسلکنندهست
در واقع، خیلی کسلکنندهست
دلم میخواد بزنم بیرون و یه ذره دنیا رو ببینم
با فرهنگای دیگه آشنا بشم، غذای خوب بخورم. برم چند تا موزه ببینم
ما همینجا هم موزه داریم
فکر کنم هنوز چند روزی تا برگشتنم مونده
ولی وقتی برگردم، همین که از اون در بیام تو
قراره با هم «بکنبکن» راه بندازیم
اوه
دقیقاً وسطِ کفِ آشپزخونه
ممم، عاشقِ اینم که کلمهها رو بخش میکنی
قطعاً. یا میتونیم بریم توی اتاق خواب
مرسی
یا اینکه از آشپزخونه شروع کنیم و بعد بریم سمتِ اتاق خواب
خداحافظ. خوش بگذره
مواظبِ خودت باش
دوستت دارم
اینجا چه خبره؟
اوه، ببخشید قربان، نمیتونم بذارم برید اون تو
مشکلی نیست، من مدیرم. اینجا فروشگاهِ منه
متأسفانه فروشگاهتون تا اطلاعِ ثانوی تعطیله
داری چی میگی؟
نمیتونیم چیزی لو بدیم قربان. سیاستهای پلیسه
اوه، یه لحظه وایسا، تو مدیری؟
اسمِ اون بنده خدایی که دیشب اینجا کار میکرد رو میدونی؟
بله، آنتونیو. آنتونیو گوزمن
چطور؟ اتفاقی براش افتاده؟
گوزمن
آره، مُرده
چی؟
مطمئنی؟
تقریباً مطمئنم
انگار رفیقت توسطِ یه حیوانِ وحشی تیکه و پاره شده
یا عیسی مسیح
با یه حرومزادهی روانی طرفیم
پوستِ مقتول رو کنده
سرنخی... چیزی پیدا کردین؟
یا اثرِ انگشتی؟ یا اونا...؟
ترمز کن بابا. ما کلاً دو ساعته رسیدیم اینجا
همین کشیدنِ این نوارِ زردا کلی طول کشید
خب، مقتول رو خوب میشناختی؟
آره، رفیقم بود
تازه شهروندِ آمریکا شده بود
و این تو رو عصبانی کرد
نه، خوشحالم کرد. براش خوشحال بودم
پس چرا کُشتیش؟
من نکشتمش
چی داری میگی؟
چرا اینطوری نگام میکنی؟
شوخی کردم بابا. بیا، شاید بتونی توی شناساییِ جسد کمک کنی
این پشت. ولی خوب سرِ کارت گذاشتمها
گوینده خبر: مقتول با نام آنتونیو گوزمن شناسایی شده است
اینها جزئیاتی است که پلیس دربارهی این حمله به ما گفته
برسمان: ما تمام تلاشمون رو میکنیم
ولی من به نوبهی خودم، دلم میخواد بخشی از مسئولیت رو
بذارم به عهدهی شهروندهای این شهر
کلاً هشت تا پلیس توی این شهر هست
و هزاران نفر از شماها
نمیخوام کسی رو مقصر بدونم، ولی
برای آخرین جزئیات از این خبر، با ما همراه باشید
گیل، بفرما ادامه برنامه
نیمهی اول تموم شد و در حالی که بازیکنها دارن میرن رختکن
توی زمین قراره با... امم... همراه بشیم
ایوان تراوتویگ
کسی اینجا هست که دیشب با گریه خوابیده باشه؟
اشکالی نداره، میتونید بخندید
خنده یه واکنشِ طبیعی به غصه و ماتمه
و بله، من گریه کردم
چون دیروز یه نفر کشته شد
اما امشب اشکهای من به مشت تبدیل شدن
چون هر کسی که این کار رو کرده، هنوز اون بیرون وِله
پسر: این دیگه کیه؟
و ما باید قبل از اینکه دوباره حمله کنه، جلوشو بگیریم
اوه، دوباره حمله کرد! (خندهی پسرها)
ایوان: دیگه قتلی در کار نخواهد بود
هیس! (پریدنِ چیزی در گلو)
ایوان: چون جامعهی ما قانون داره
و یکی از اون قانونها اینه که
نمیتونی یه نفر رو بکشی و پوستشو بکنی
No comments yet. Be the first to leave one.