Les 200 premières lignes.
اون یه دادخواست آزار جنسی
علیه شبکه ثبت کرده
حدس میزنم
در مورد کارول حرف میزنی
کاملاً خودت این بلا رو سر خودت آوردی
این رابطهی معرکه رو برداشتی
و کاملاً نابودش کردی
اون خیلی بهت اهمیت میداد
تو اولین رئیسش بودی
که واقعاً خوشحالش میکرد
به سلامتی قسمت اول بدون نام سریال مت لبلانک
باید تا الان دیگه میخوندش
اون مثل ماهی قرمز میمونه
لحظهای که از میدان دیدش خارج میشیم
یادش میره که وجود داریم
سلام، بچهها
الان از راجر شنیدم
و؟ - با مت صحبت کرده -
و؟
ردش میکنه
این اتفاق کِی افتاد؟
درست بعد از اینکه خوندش
سالاد کلم
ردش کرده؟
ردش کــرده؟
اون کسی بود که التماسمون کرد تا سریال لامصبش رو بنویسیم
و اونوقت ردش کرده؟
میدونم
خب چیکار کنیم؟
این اصلاً سوال بود که میکنی؟
آره، سواله دیگه
ما همینطوری بیخیال نمیشیم
ببینین، واضحه که با فیلمنامه مشکل داره
شاید بهتر باشه سعی کنین بفهمین مشکلش چیه
اونوقت چطوری قراره این کار رو بکنیم؟
اون نه پیامک و نه ایمیلهامون رو جواب میده
خب میریم و باهاش حرف میزنیم - نه -
نه، نه، نه - خیلی خب -
یه بار بگی کافیه
نه. تا زمانی که یه جو غرور برامون مونده باشه
:قرار نیست با گریه و زاری بریم سراغش و بگیم
اوه، مت"
چطوری کارمون کمتر از حد انتظارت بود؟
خواهشاً، بهمون بگو چی نیاز داری
"تا بتونیم راست و ریستشون کنیم
ارزش تلاش کردن رو داره
سلام
سلام. یه مدتی میشه که ندیدمتون
نه، ما امروز توی لیست نیستیم
...خب، اگه توی لیست نباشین
صحیح. شاید بتونی به
دستیار مت، کریستینا
یه زنگ بزنی
حتماً، وایسین
همم - همم" نکن برام" -
ما اینجاییم. ردمون نمیکنه
این کار رو نمیکنه. خیلی ضایع میشه
حالا میبینی
حالا میبینی
میدونی، همیشه حق با تو نیست
اغلب حق با توـه، ولی همیشه نه
از این مکالمه خوشم نمیاد
ببین کی اینجاست
شاهزادههای سلطنتی
بیاین اینجا
شرمنده، میگه زمان خوبی براش نیست
نه. انتظار اینو نداشتم
زمان خوبی برای کی نیست؟ - ببین، اون قراره یه برنامه اجرا کنه -
...شاید یه کاری پیش اومده
...دارین مت رو میگین - میشه اینقدر ازش دفاع نکنی -
اون یه آشغاله
همیشه ازت خوشم میاومد
نمیگم که آشغال نیست
...فقط میگم شاید
خب، نگو. اون یه آدم
خودخواه و موذی و از زیر کار در رو هستش
و میدونه که جلوش هم این رو بهش میگم
شاهزادهها با من هستن
بله؟
منم. یه سوال سریع دارم
در بازه
چیه؟
سوالم اینه که
این جریان به همون اندازه که فکر میکنم ناجوره؟
سلام
همینطوره
چه خبرا؟ - چه خبرا؟ -
از بین یک تا ده
من میگم چه مرگته؟
درسته
سکوت رادیویی یکم خز شده
ببینین، الان باید یه برنامه اجرا کنم
میشه بعداً صحبت کنیم؟
اشکالی نداره. میگم فعلاً دست نگه دارن
خوش بگذره
ببینین، راجر قرار بود زنگ بزنه
به نمیدونم اسمش چیه و بهش توضیح بده
آره، خب، تنها چیزی که شنیدیم اینه که ردش میکنی
آره، خب، تقریباً همین بود
این اصلاً یعنی چی، ردش میکنی؟
ناسلامتی تو هم جزو سازندهها بودی
نمیخوام سوال تکراری بپرسم، ولی چه مرگته؟
خیلی خب، واضحه که با فیلمنامه مشکل داری
واضحه
چرا بهمون زنگ نزدی؟
چون میخواستم از این مکالمه دوری کنم
خیلی خب، الان که اینجاییم
و آدمهای بالغی هستیم، پس میتونیم حرفت رو بشنویم
جدی میگم، میشه الان این کار رو نکنیم؟
نه، بذار بکنیم
فقط بگو مشکلت باهاش چیه
اون... عالی نبودش
خب، این ارزش 45 دقیقه توی کانال 405 رو داره
چیش عالی نبود؟
نمیدونم. فقط... ساده بود
ساده؟ - ساده -
...میدونم توضیحش برات سخته
هر چیزی براش همینطوره - اگه بتونی مشکلش رو دقیقاً مشخص کنی -
خیلی بهمون کمک میکنی
خیلی خب
دیالوگها به نظر تحمیلشده میاومد
داستان رو وقتی ایدهاش رو گفتین به نظر خوب میاومد
ولی بعد از اینکه خوندمش، انگار ساختگی بود
نمیتونستم با شخصیتها احساس همدردی کنم
رابطهی بین دیک و پسرش
طبیعی به نظر نمیرسید
تنش روحی بینشون وجود نداشت
و برام مهم نبود چه اتفاقی براشون افتاده
دیدین، واسه همین بود که نمیخواستم بگم
...خب، خیلی خب
میدونم همچین حسی نداری
ولی بعضی از این چیزها کاملاً قابل حل هستن
آره، اون خوک احمق توی مزرعه رو بادتونه؟
تو یه زمانی دیگه باید بذاری بمیره
من دارم میگم هنوز به اون نقطه نرسیدیم
خوکمون هنوز نفس میکشه
نمیدونم - چی رو نمیدونی؟ -
یه جورایی دیگه بیخیالش شدم
این دیگه یعنی چی؟
یه جورایی دارم یه سریال دیگه بازی میکنم
چیکار میکنی؟ - چی؟ -
بله؟
آمادهایم بیاین
ممنون
باید برم. شب بزرگیه
داریم شتر لاما رو برمیگردونیم
منظورت چیه که داری یه سریال دیگه بازی میکنی؟
آره، همونی که من یه آدمکشم
و با مادرم توی فلوریدا زندگی میکنم
تو که گفتی ازش متنفری
خب، فیلمنامهاش خوب از آب دراومده
و شبکه هم خیلی روش حساب کرده
پس یعنی از قبل قبولش کردی؟
یه جورایی
کفن ما هنوز خشک هم نشده
الان فصل ساخت قسمتهای آزمایشیه
یه نفر دیگه هم در نظر داشتن
واسه همین براش ضربالعجل گذاشتن
،تو حتی معرفتش رو نداشتی
معرفت انسانی نداشتی که بهمون بگی؟
چون نمیخواستم این صحبتها رو بکنم
ما آدمهایی رو داریم که این صحبتها رو برامون میکنن
این تفاوت خیلی بزرگی بین داشتن آدم
و آدم بودنه
توی دومی به شکل چشمگیری افتضاح به بار آوردی
خب، جدی میگم، میشه الان این صحبتها رو نکنیم؟
!مت! مت! مت
...متوجهی که
هی، آره
ممنون
متوجهی که این تو بودی
که متقاعدمون کردی سریال خودمون رو بیخیال بشیم؟
،آره، مشکلات خودش رو داشت ولی حداقل یه سریال داشتیم
.حالا هیچی نداریم الان باید چیکار کنیم؟
نمیدونم. برین خونهاتون
همیشه میگین از اینجا متنفرین
پس حالا داری ما رو از کشورت بیرون میاندازی؟
پس گوریل چی میشه؟
میتونی نگهش داری. واسه تو بودش
نه، گوریل واقعی رو نمیگم
تو قرار بود گوریل ما باشی
گفتی ازمون مراقبت میکنی
دارم ازتون مراقب میکنم دیگه
اگه اون فیلمنامه میرفت رو آنتن
گند میزد به شغلتون
کدوم شغل؟
!ای آشغال عوضی دو رو
تظاهر نکن داری این کار رو به خاطر ما میکنی
آمادهی شروعیم
بیا یکی دو دقیقه هم بهشون وقت بدیم
.ببینین، میخواستم ازش خوشم بیاد بدجور دلم میخواست عالی باشه
ولی نیست
میدونی، نکتهی جالب توجه اینه که
انتظار هیچکدوم اینا رو نداشتم
اونم با توجه به اینکه تمام اتفاقات ریدمونی که
از وقتی به اینجا اومدیم برامون افتاده برمیگرده به تو
شروع شد
از خراب کردن "پسران لایمن" بگیر
"مجبورمون کردن به ول کردن "مخالفان
!تا گاییدن زنم
No comments yet. Be the first to leave one.