Les 200 premières lignes.
،اسم من «بریآلن»ـه
،برای عوام
،یک پژوهشگر قانونی سادهام
ولی بهصورت مخفیانه ، با کمکِ دوستانم ،«در «استارلبز
با جرائم مقابله میکنم و فرا-انسانهای .مثل خودم رو پیدا میکنم
ولی وقتی دخترم از آینده ،بهقصدِ کمک برگشت
،زمان حال رو تغییر داد
،و حالا جهانِ ما خطرناکتر از همیشه شده
و من تنها کسیام که برای .نجات دادنش بهقدر کافی سریعـم
.من «فلــش» هستم
...آنچه در «فلش» گذشت
.بیا برقصیم جیرجیرکخان
چطور هنوزم خودشو نشون میده؟
.بخاطر اینه که به خنجر «سیکادا» مصونـه
.قطعات لاشه قدرت منو تضعیف نمیکردن
.داشتن اونها رو از بین میبردن
ما میتونیم یه دارو برای .قدرتهای فرا-انسانی بسازیم
این چیـه؟ - چی هست ، دفترچه خاطرات «نورا»ـست؟ -
این رمزها رو قبلاً هم دیده بودی؟
آره ، درست بعد از اینکه .بری» از اسپیدفورس خارج شد»
.این یه زبانِ زمانیـه - زبان زمان؟ -
کجا کسی چنین چیزی رو یاد میگیره؟
.راستش ، خودم ابداعـش کردم - .دختر باهوش -
.«خدای من ، «اورلین
.حسابی زهره ترکم کردی
کسی تعقیبـت کرد؟
.البته که نه
،چندین هفته از دعوائی که با «فلش» توی
.بیمارستان داشتی میگذره ...اگر کسی بو بُرده بود که اینجا بودی
.باید تا الأن میفهمیدی
،یهسری مواد غذائی گرفتم
.و یکم هم ملوکسیکام برای جراحاتـت
.بهش نیازی ندارم
.خوشحالم که اینو میشنوم
گریس» در چه حاله؟» - .همون وضع قبلیـه -
،وضعیتـش پایداره. پلیس هم از اونجا نرفته
.و به این زودیا هم نمیرن
.خب ، من باید ببینمش دکتر - .امکان پذیر نیست -
.به من نگو چی امکان پذیره ، چی نیست
.عصبانی هستی ، خوبه
بخاطر تمام رنجهائی ،که خانودهات
،از دستِ اون فرا-انسانها کشیده .بایدم عصبی باشی
ولی فعلاً کاری نیست ،که بتونی برای «گریس» بکنی
پس اون خشمـت رو در جهت .دیگهای بهکار بگیر
،من یه دوستی دارم که دقیقاً همون حسی که ما
،نسبت به فرا-انسانها داریم رو داره
و اون میخواد کمکـت کنه .تا کاری که شروع کردی رو تموم کنی
اورلین»؟»
.وقتشه برگردی سراغ کارت
،اینم از این ، تنها مانعِ بین ما
و رهائیـمون فقط یه دیوارِ .بتنیِ محکمـه
.«خودتو آزار نده ، «برک - .هیچکس «برک» رو آزار نمیده -
.ولی «برک» بلای جون همهست
.این باید کارو تموم کنه
چه غلطا؟
.تو هم یکی از اونهائی
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
« مترجمیــن: میــکائــیل ، محــمد نجـــفی » Mohammad_Na , #MK
،نمیدونم کدومش عجیبتره ،اینکه این یارو چقدر گُنده بود ـه
یا تعدادِ جراحات .حک شده روی بدنش
خب ، نقاط شکستیِ جمجمهی فرورفته ،نشون میده که به
،سطح سختی اصابت کرده ،ولی علت مرگ
.قطعاً ضرباتِ چاقوی مکرر ـه
آره ، انگار یکی .واقعاً عصبی بود ـه
.این جراحاتُ ببین
...بهنظر نمیاد که طول قطر و عمق جراحت
دقیقاً مثل جراحات بدنِ «گریدلاک»ـه؟
آره ، و شبیه به جراحاتِ .بلاک» و «ریلینشاپ» هم هست»
.آره
.تازه یه خبری به «آیریس» رسیده
یک زن فرا-انسانِ دیگه توی ،آپارتمانش به همین شکل کشته شده
.بابا ، این قتلها منفک نیستن - .نه -
سیکادا» برگشته و داره» .قتلهای زنجیرهایش ادامه میده
خیلیخب ، باید یه سرنخی ،توی این حملات باشه
.که کمکـمون کنه ردشو بگیریم .به تیم میگیم پیگیریـش کنه
کیلرفراست» ، جدی میگی؟» .دیگه نمیتونم مدارا کنم
...کیتلین» ، همهچیز»
آها ، داری دو کلام حرف خصوصی با اون یکی شخصیتـت میزنی
بهقدر کافی سریالِ ،سیستر سیستر» رو دیدم»
تا وقتی گیس و گیسکشیِ .دوتا خواهرو ببینم متوجه بشم
،«خب ، سعی دارم به «سیسکو
،توی ساخت داروی فرا-انسانیـش کمک کنم
،ولی هروقت شروع به کار میکنم
کیلرفراست» میاد روی کار» .و معادلاتـم رو بهم میریزه
.مثل این
اون بهجای تمام علائم هیتروزیگوتهائی .که نوشتم ، ستاره گذاشته
فکر میکردم اونها .فقط چندتا برفدونهی ریزن
پس اون باهات موافق نیست؟
.نه و من دقیقاً دلیلشو نمیدونم
نمیتونی فقط ازش بپرسی؟ - .خب ، سعی کردم -
ولی هروقت شروع میکنیم ...که درموردش حرف بزنیم
شروع به خوندنِ آهنگ .دوستت دارم» از «بارنی» میکنه»
.چه زشت - .آره -
سیسکو» چی؟» توفیقی هم نصیبـش شده؟
.هنوز نه
اون به محدودهی تشکیلاتِ .تانهازر» رفته»
.تا بتونه تمرکز کنه .میگه اونجا ساکتـه
.آره ، مثل یه گور ساکتـه
خب گمون کنم ، اگر بتونم ،نشانهی ژنتیکی رو مجزا کنم
همونهائی که دیانای انسان رو به مادهی تاریک پیوند میزنن
،میتونم ساختار پروسه رو معکوس کنم
.و برای ساختن دارو در اون کند و کاو کنم
.این عالیـه - ،آره ، بهجز اینکه من به دیانای فرا-انسانی -
که فعلاً بهطور کامل با مادهی تاریک .پیوند نخورده باشه
،البته ، همونطور که همهمون میدونیم
با تعدیل ژنتیکی ما ... چرا حالا؟
چون تنها وقتیـه که بهم اجازه میده ...یهجائی رو
.برای نشانهگذاری ژنوم پیدا کنم
خیلیخب ، پس تو به دیانایِ جدا شده
از فرا-انسانی که بهتازگی .بهجود اومده باشه نیاز داری
،آره ترجیحاً توی هشت ماه اخیر
،ولی هرکسی که میتونم بهخاطر بیارم .توسط «سیکادا» کشته شدن
.صحیح
پس باید کجا باید دنبالش بگردیم؟
،ثبتِ رمزگشائی تکنفرهی
:«دفترچهی خاطراتِ «نورا وستآلن
.«خط زمانی سازش پذیر ـه»
چرا این تنها چیزیـه که ترجمه شده؟
و چرا اون به خط زمانی ،علاقهمنده
،و شاید مهم ترش
چرا داره این علاقه رو پنهان میکنه؟
.شرلاک» ، توی سالن اصلی بهت نیاز داریم»
.بله البته
.«کیرا می» ، «دواین گایست» ، «کارل برک»
هر سه فرا-انسانی که دیشب .توسطِ «سیکادا» کشته شدند
...پس «سیکادا» توی 12 ساعت گذشته تقریباً
بهاندازهی تعداد قتلهای 8 ماه پیشش آدم کشته؟
و بهنظر نمیاد دلش بخواد .به این زودیا آروم تر پیش بره
خب ، ما باید قبل از اینکه به کسی .صدمه بزنه جلوشو بگیریم
شرلاک» ، نظری داری که باید» راجع بهش چیکار کنیم؟
در حال حاضر نه ، ولی هروقت ،توی تحقیقاتـم با مانع
،روبهرو میشم .کاری که همیشه میکنم رو انجام میدم
.از راهِ دیگهای پیگیری رو ادامه میدم
،ما پیداش میکنیم ،یه چیزی بالأخره اونو به سمت ما میکشونه
...یه چیزی مثل
ماهوارهها دارن تشعشعاتِ .مادهی تاریک شناسائی میکنن
.خودشـه - .یه چیزی مثل همین -
.آماده بشید ، وقت زیادی نداریم
.نه بدونِ گزینههای احتیاطی .«اینم واسه «کیلرفراست
.اون به سلاح نیاز نداره .کیلرفراست» خودِ سلاحـه»
،با قدرت یا بدونِ قدرت .میزنم دخلتو میارم
!اینو خنثی کن
!دووم بیار ، کمک
.به «کیتلین» نیاز داریم
.باید ببریمش بیمارستان
.بلندشو ، با من بیا
!نه
نورا» ، هی ، «نورا» ، «نورا»؟»
نورا» ...«نورا»؟»
نورا»؟»
خب چیشد؟
،سیکادا» باعثِ شکستی مهرههای»
ستون فقراتِ سوم و چهارم .و پنجمش شده
،همچنین اون شدیداً
.چهارمین مهرهی قفسهی سینهاشُ جابهجا کرد ـه
.خوب نیست
ولی بهبودیِ سریعـش قراره آغاز بشه ، درسته؟
درسته؟
جراحتی که «سیکادا» وارد کرده .باعث شده بدنش مملوء از مادهی تاریک بشه
.روی قدرتهاش تأثیر میذاره
...بهودیِ سریعـش باید آغاز بشه
...ولی فعلاً
.به نظارت روی روند بهبودیش ادامه میدم
.«بری» - .چیزی نیست ، خوب میشه -
.هیچ مشکلی پیش نمیاد
نورا»؟»
چیشده؟
...عزیزم
چرا بهسختی میشه نفس کشید؟
.یه مدت کم قراره احساس درد کنی
چرا؟
.نمیتونم پاهامو تکون بدم
چرا نمیتونم پاهامو تکون بدم؟
.مامان ، نمیتونم پاهامو تکون بدم - .«نورا» -
مامان؟ مامان ، چرا نمیتونم پاهامو تکون بدم؟
.نورا» ، ببین»
...نمیتونی پاهاتو تکون بدی ، چون
.سیکادا» کمرتو شکسته»
چی؟ پس من فلج شدم؟
تا ابد؟ - .نه ، نه ، نه تا ابد -
خب ، پس تا کِی؟
.نمیدونیم
...مامان
هرچه سریعتر میتونستم .اومدم اینجا
.جو» هنوزم توی «تبت»ـه»
یه پیغام براش تا گذاشتم .تا هرچه سریعتر برگرد ـه
مشکلی نیست ، اون باید .پیش «والی» بمونه
.خدایمن
.سلام
حالش چطور ـه؟ - .خوب نیست -
.«خیلی متأسفم ، «بری
برام مهم نیست .چطوری عمل کنیم
.باید همین الأن جلوی «دوایر» رو بگیریم - .خب ، موافقم -
.خیلیخب ، به «سیسکو» زنگ میزنم
.باید بیاریمش اینجا - ...نه ، نه ، نه اون -
اون باید کار ساختِ داروئی .که داره روش کار میکنه رو تموم کنه
.بهتره وقتشو اونجا بگذرونه
.«شرلاک» - بله؟ -
.یه کمکی بهمون بده چطوری باید رد این یارو رو بگیریم؟
خب ، فکر کنم ،اولین کاری که باید بکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.