Les 44 premières lignes.
خانم تورید، مالک زمین و زنی ثروتمند
فعالترین و سختگیرترین فرد در کل شهر
جان، برادرزاده یتیم خانم تورید
از کودکی توسط عمهاش بزرگ شده
...تحت تربیت بسیار سختگیرانه عمهاش
گروناک اگِرت، معلم خصوصی جان
آنا، خدمتکار خانه روستایی خانوم تورید
خانم تورید دنبال شما میگرده
!صبر کن
جان عزیزم، معلم محبوبت ...میتونه
تو رو تو مدرسه کشاورزی شهرمون ثبتنام کنه
!باید فردا عازم بشی
اونقدر جرات پیدا کردی که با من مخالفت میکنی؟
... ناچارا جان عازم میشود
تا بهعنوان مردی خودساخته برگردد
ارث احتمالی جان: 25,000، 3,000،
12,000، 4,000، 21,000یا 16,000?
!باید برم
..چطور میتونم تو این حال ترکت کنم
وقتی اینهمه حرف برای گفتن دارم؟
خانم تورید آدم سختگیریه ولی قلب مهربونی داره
حقیقت رو بهش بگو
اینطوری زود برمیگردی و همهچیز درست میشه
... همون طور که می گید، اون دختر
.بهزودی زایمان میکنه
عاقلانه نیست که بذاریم اون دخترآینده جان رو به خطر بندازه
در حالی که خودش آزادانه میگرده
کریستین، مدیر املاکم ...حواسش هست
تورگوس، نجار مؤسسه کفنودفن
میخوام قابله رو ببینم .بذارید وارد شم
گروآ...قابله
میترسی؟
عادت میکنی، عزیزم
خانم تورید همه هزینهها رو پرداخت میکنه
به سمت شهر
جان عزیزم مدام دعا میکنم
که عمهات رو ببخشی
عمه ات همهچیز رو برام .فراهم کرده
عمه عزیزم ، به من گفته بودید
،که اگر خبری از آنا رسید به شما بگم
.امیدوارم با این نامه تونسته باشم اعتماد شما رو دوباره جلب کنم
دختر ساده ! چند بار باید بهت بگم
جان کارهای مهمتری داره .تا که بخواد برای تو نامه بنویسه
...باید بتونی به چیزهای دیگه فکر کنی
No comments yet. Be the first to leave one.