The Perks of Being a Wallflower

The Perks of Being a Wallflower

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

the perks of being a wallflower 2012 1080p bluray x264-sparks
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian The Perks of Being a Wallflower 2012 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Publié le: 2025-12-25
Téléchargements: 30
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

تنها زمانی که سقوط کردن بهم حس خوبی می‌ده

وقتیه که با تمام وجود و سریع عاشقت می‌شم

دو رقم آخر شماره‌ت وقتی دارم زنگ می‌زنم

محو می‌شن، اما یه جوری از پسش برمی‌آم

تنها زمانی که غرق شدن بهم حس خوبی می‌ده

وقتیه که عمیق و سریع توی فکرت فرو می‌رم

مچم رو وقتی داشتم چشمک می‌زدم گرفتی

حالا فکر کنم دوران چشمک زدنم دیگه تموم شده

یعنی می‌شه یه تغییر دیگه

بیاد و همه‌چیز رو زیر و رو کنه؟

چرا اون نمی‌تونه همون حسی رو داشته باشه که من دارم؟

دوست عزیز

دارم برات می‌نویسم چون اون می‌گفت تو به حرف آدم گوش می‌دی و درکش می‌کنی

و توی اون مهمونی سعی نکردی با اون آدم بخوابی

با اینکه می‌تونستی

لطفاً، سعی نکن بفهمی من کی هستم

دلم نمی‌خواد این کار رو بکنی

فقط نیاز دارم بدونم آدمایی مثل تو وجود دارن

مثلاً، اگه من رو می‌دیدی

فکر نمی‌کردی اون بچه عجیبی‌ام که یه مدتی رو توی بیمارستان گذرونده

و باعث نمی‌شدم معذب بشی

امیدوارم اشکالی نداشته باشه که این‌طوری فکر می‌کنم

می‌دونی، کل تابستون واقعاً با هیچ‌کسی

به جز خونوادم حرف نزدم

اما فردا اولین روزیه که پا توی دبیرستان می‌ذارم

و باید اوضاع رو عوض کنم

واسه همین یه نقشه دارم

وقتی برای اولین بار وارد مدرسه می‌شم

مجسم می‌کنم که قراره چطوری باشه

توی آخرین روز سال آخرم

متأسفانه، شمردم و دیدم که

بپرین دیگه، وزغ‌های سال اولی! یالا! تکون بخورین

درست ۱۳۸۵ روز دیگه مونده

کل تابستون رو ورزش کردیم. بدن‌ها مثل سنگ شده

هی، می‌دونی چیه؟ چرا نمی‌رین یه اتاق واسه خودتون بگیرین؟

فقط ۱۳۸۵ روز

این وسط، امیدوار بودم که خواهرم کندیس و دوست‌پسرش درک

بذارن ناهار رو با "انجمن طرفداران زمین" اونا بخورم

فقط واسه سال آخری‌هاست

با اون قاشق‌چنگال پلاستیکی چیکار می‌کنی؟

نمی‌خوام قاشق‌چنگال‌های فلزی رو با خودم برگردونم

درک، تو خزانه‌دار انجمن زمینی. بیخیال

وقتی خواهرم گفت "نه"، فکر کردم

شاید دوست قدیمی‌م سوزان بخواد با من ناهار بخوره

توی راهنمایی، بودن با سوزان خیلی خوش می‌گذشت

اما حالا دیگه حتی دلش نمی‌خواد بهم سلام کنه

و بعدش هم نوبت برد هیزه

قبل از اینکه برادر بزرگم بره برای "پن استیت" فوتبال بازی کنه

اون و برد با هم هم‌بازی بودن

واسه همین فکر کردم شاید اون بهم سلام کنه

اما برد سال‌آخریه

منم که همینیم که هستم. پس دارم کیو گول می‌زنم؟

اما از حق نگذریم

یکی از سال‌آخری‌ها تصمیم گرفت به جای سال‌اولی‌ها، معلم رو مسخره کنه

حتی روی اون ریش پروفسوریِ معروفِ آقای کالاهان هم نقاشی کشیده بود

با یه مداد شمعی

«سنبه» اسباب‌بازی نیست

من اینو سال ۶۸ توی ویتنام یاد گرفتم

گروهبان گفت: «کالاهان،»

«اون سنبه رو بذار زمین»

«برو چندتا از این ویت‌کنگ‌ها رو بکش.»

و می‌دونی چی شد؟

همون سنبه صمیمی‌ترین دوستم رو توی یه فاحشه‌خونه توی سایگون به کشتن داد

شنیده بودم قراره توی کلاس من باشی

افتخار می‌کنی که سال‌آخری هستی

و مجبوری بیای کارگاه سال‌اولی‌ها، پتی‌کیک؟

ببین، اسم من پاتریکه

یا پاتریک صدام می‌کنی یا اصلاً هیچی صدام نمی‌کنی

باشه، «هیچی»

واقعاً دلم برای پاتریک سوخت

ادای معلم رو درنمی‌آورد که بدجنسی کنه یا همچین چیزی

فقط می‌خواست کاری کنه که ما سال‌اولی‌ها حس بهتری داشته باشیم

«هیچی»، چرا تو اول نمی‌خونی؟

خیلی خب. «فصل اول:»

«جون سالم به در بردن از دست معلم فاشیستِ کارگاه»

«که برای اینکه احساس بزرگی کنه، باید بچه‌ها رو تحقیر کنه.»

اوه پسر، این واقعاً به درد بخوره. بچه‌ها باید بقیه‌اش رو هم بخونیم

آخرین کلاسم برای امروز، ادبیات انگلیسی پیشرفته‌ست

و واقعاً هیجان‌زده‌ام که بالاخره قراره در کنار

باهوش‌ترین بچه‌های مدرسه درس یاد بگیرم

کلاسورِ قشنگیه، اوبی

باورت بشه یا نه، اون از مهدکودک تا حالا همیشه شاگرد اول بوده

هیس

من آقای اندرسون هستم

معلم ادبیات سال‌اولی‌هاتون منم

این ترم قراره در مورد

کتاب «کشتن مرغ مقلد» اثر هارپر لی بخونیم

یه کتاب شاهکار

خب، کی دوست داره از اولین امتحانِ یهویی معاف بشه؟

شوکه شدم! خیلی خب، می‌تونید امتحان ندید

اگه بهم بگید کدوم نویسنده کتاب‌های جیبی رو ابداع کرد

کسی نمی‌دونه؟

بریتانیایی بود

داستان‌های دنباله‌دار رو هم اون ابداع کرد

در واقع، انتهای فصل سوم اولین رمانش

مردی رو توصیف کرد که با ناخن‌هاش از یه صخره آویزون شده بود

برای همین به این جور موقعیت‌ها می‌گن «کلیف‌هنگر» یا تعلیق

کسی نمی‌دونه؟

بله؟ شکسپیر

حدس خیلی خوبیه، ولی نه

شکسپیر رمان نمی‌نوشت

کس دیگه‌ای؟

هوم؟

نویسنده‌اش

چارلز دیکنز بود

با این حال، اگه من و تو می‌رفتیم به تماشای یکی از نمایش‌های شکسپیر

برامون چهار پنی آب می‌خورد

می‌تونی تصورش رو بکنی؟

ما اون سکه‌ها رو می‌انداختیم توی یه جعبه‌ی فلزی

راهنماها هم اون رو توی دفتر حبس می‌کردند

و این‌جوری شد که این اصطلاح به وجود اومد—

صندوق پول؟

آفیس‌مکس؟

من برای هر چیزی بهت یه نمره‌ی بیستِ مفتکی می‌دم

به‌جز تحقیق آخر ترم، اگه بتونی درست جواب بدی

باکس‌آفیس

باید یاد بگیری توی بحث‌ها شرکت کنی

چرا دستت رو بلند نکردی؟

بهت می‌گن «عزیزدردونه‌ی معلم»؟

یا «عجیب‌الخلقه»؟ از این‌جور حرف‌ها؟

قدیما به من می‌گفتن «عقب‌مونده»

آخه واقعاً، «عقب‌مونده»؟

می‌دونی، شنیدم پارسال روزهای سختی داشتی

اما می‌گن اگه بتونی فقط یه دوست پیدا کنی

اونم توی روز اولت، یعنی کارت درسته

ممنونم آقا، ولی اگه معلم زبانم

تنها دوستی باشه که امروز پیدا می‌کنم

یه جورایی غم‌انگیز می‌شه

آره، می‌فهمم چی می‌گی

نگران نباشید آقای اندرسون، من خوبم

ممنون

با کمال میل حاضر بودم کارگاه رو برندارم—

هوی، قورباغه‌ی سال‌اولی

خب، ۱۳۸۴ روز دیگه مونده

فقط واسه اینکه به یکی گفته باشم

دبیرستان حتی از راهنمایی هم بدتره

اگه پدر و مادرم در موردش ازم بپرسن

احتمالاً حقیقت رو بهشون نمی‌گم

چون نمی‌خوام

نگران بشن که ممکنه دوباره حالم بد بشه

اگه عمه هلن هنوز اینجا بود، می‌تونستم باهاش حرف بزنم

و می‌دونم که اون درک می‌کرد

چطور هم‌زمان هم خوشحالم و هم غمگین

و هنوز دارم سعی می‌کنم بفهمم چطور همچین چیزی ممکنه

فقط امیدوارم زودتر یه دوست پیدا کنم

همیشه دوست‌دار تو، چارلی

چارلی؟ بیا دیگه

اومم

این خوراک مرغ پاپریکا عالی شده

ممنونم دِرک. غذای موردعلاقه‌ی چارلیه

امروز واسه شروع دبیرستان یه کم استرس داشت، واسه همین اینو براش درست کردم

الان دیگه اون استرست به نظرت مسخره میاد، نه، قهرمان؟

بله آقا. واقعاً همین‌طوره

بهت که گفتم، فقط بهشون یه لبخند بزن

و خودِ خودت باش

توی دنیای واقعی... این‌طوری دوست پیدا می‌کنی

داری بدجوری دنبال شر می‌گردی‌ها

سال اولِ دبیرستان سخته، ولی

واقعاً خودت رو پیدا می‌کنی

مرسی، درک

می‌تونستی با درک یه کم مهربون‌تر باشی

ببخشید، ولی پسره خیلی پپه‌ست. اصلاً نمی‌تونم تحملش کنم

واقعاً امیدوارم از این نوار گلچینی که برات درست کردم خوشت بیاد. آره، خوشم میاد

طرح روی جلدش رو با دست کشیدم. اوه، واو

هی چارلی، اینو می‌خوای؟

مطمئنی؟

هر هفته یکی از اینا بهم می‌ده

سلام عزیزم

این آهنگ بعدی شاید یه کم غمگین باشه، ولی منو یاد چشمات انداخت

تحقیقِ پایان‌ترمِ "کشتن مرغ مقلد" رو انجام دادی؟

نه

بگیرینش

بزن بریم، دویلز

درسته. یالا، تیم حمله

هی "هیچی". هی "هیچی"

اه، برین به درک، ای مقدسینِ باکره

برین به درک

اوه، حالا دیگه بدبخت شدین، جگوارز

هی پاتریک

هی. تو توی کلاس کارگاه منی، درسته؟

ساعتت چطور پیش می‌ره؟

بابام داره واسم درستش می‌کنه

آره. مال من شبیه قایق شده

می‌خوای اینجا بشینی یا منتظر دوستاتی؟

نه، نه، نه، همین‌جا می‌شینم

راستی، مرسی که بهم نگفتی "هیچی"

یه کابوس تموم‌نشدنیه

و این احمق‌ها واقعاً فکر می‌کنن که خیلی بامزه و خاصّن

خب، فوتبال دوست داری؟

عاشقشم. عاشق فوتبالم

شاید پس برادرم رو می‌شناسی

هی، سَم

یه سوال. دستشویی‌های اینجا می‌تونن از این کثیف‌تر هم باشن؟

آره. بهشون می‌گن دستشویی مردونه

اوه، راستی بالاخره تونستم با باب حرف بزنم

امشب پارتیه؟

هنوز داره سعی می‌کنه مخ اون گارسون رستوران «آلیو گاردن» رو بزنه

آخ! عمراً بتونه بهش نزدیک بشه

بیخیال

پاتریک

More Farsi Persian subtitles for The Perks of Being a Wallflower

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left