Les 200 premières lignes.
...آنچه گذشت
.به "مونت وتر" خوش آمديد
آنيا"؟"
.باشه، بيا
.بايد يه راه ديگه اي هم باشه
.نيست
.مرسي
.تو 300 تا از جنگجو هاي منو کشتي
.نميتونم بدون غنيمت برگردم
.زميني ها اونو گرفتن
.اوني که يک چشم داره
.ساعت "کلارک" رو داره
دختري که اين ساعت دستش بود کجاست؟
.بياين حرکت کنيم
واقعا ميخوايم اين کارو کنيم؟
آرک" رو بياريم روي زمين؟"
.خدا به همراتون، دوستاي من
چندين انفجار توي 100 مترمربعي
.اينجا اتفاق افتاده
.اين يه موشکه
.اجداد ما ازش براي نابودي دنيا استفاده ميکردن
.ما براي برگشتن بهش استفاده ميکنيم
.آنيا"، چندين ساعته که داريم حرکت ميکنيم"
کجا داريم ميريم؟ - .ساکت -
چرا منو نميکشي و خودتو خلاص نميکني؟
تو بايد به فرمانده بگي که مردان کوهستان .دارن باهامون چيکار ميکنن
پس بيا با هم کار کنيم. نيازي نيست که با هم .دشمن باشيم
و با کسي به ضعيفي تو متحد بشم؟
.من چيزي رو که لازم دارم، دارم - .هي -
.هردومون يه چيزي رو ميخوايم
.بخواب - .پيدامون کردن -
.بدو
.همه چشماشون رو باز نگه دارن .توي قلمروي زميني ها هستيم
،همه چيز جزء قلمرو زميني ها حساب ميشه باشه؟
من ديگه نميتونم بدوم، باشه؟
،ما حتي نميدونم اون يارويي که "فين" کشتش .داشت راست ميگفت يا نه
.به حرکت ادامه بده
.ميتونيم يه لحظه بهش فرصت بديم - .نه نميتونيم -
.شنيدي که زميني ـه چي گفت
.هرچي بيشتر زنده بمونن، جونشون بي ارزش تر ميشه
من چيزي رو شنيدم که وقتي تفنگ رو سرش گرفته بودي .گفت
ببين، فکر ميکني دلم ميخواست که اون کار رو بکنم؟
،اون به مردمش ميگفت که ما داريم ميام
.و وقتي که اونجا رسيديم .مردم ما مردن
،شايد اين چيزي باشه که تو بتوني باهاش زندگي کني .ولي من نميتونم
،هي، تو کاري رو کردي که فکر ميکردي مجبوري
.ولي الان تو خودت نيستي
و من هم نميتونم با يه آدم غير قابل کنترل اين بيرون .باشم
.بچه ها
.پشت سرم هم
اينا از کدوم گوري اومدن؟
."از "آرک
.فرود بدي بوده
.کاري نيست که بتونيم واسه اين آدما انجام بديم
.بايد بريم
شنيدين؟
.هي. هي، يکي اون پايينه
.هي - .خواهش ميکنم -
.اين بالا
.خواهش ميکنم کمکم کنيد
مل"؟"
.کمکم کنيد
ميشناسيش؟ - ."خفه شو "مورفي -
.دوستمه. بايد يه کاري کنيم
.کمکم کنيد
.استرلينگ" خواهش ميکنم"
.نميتونيم توقف کنيم
."اون که زميني نيست، "فين
.طناب داريم - .ديديش که -
.نميتونه طاقت بياره
.بايد يکي رو ببريم پايين
.زمان ميخواد که ما نداريم
...من از اين کار به اندازه ي تو بدم - .ميدونم -
.ميدونم.. باشه، ميدونم
.فقط طاقت بيار
."طاقت بيار، "مل
."استرلينگ"
.واسش بر ميگرديم
باشه؟
.خواهش ميکنم
.از اينجا ميريم
."صبر کن، "استرلينگ - .هي -
.ديگه نميتونم طاقت بيارم
خب، مثل اينکه آخرش يه استراحتي گيرمون اومد، مگه نه؟
.حواستون باشه، حصار ها روشن شدن
.دريافت شد
.خانم ها و آقايان، حصار داغه
،باور کنين
.دلتون نميخواد که بهش نزديک بشين
.مواظب باش
.ريس"، اينجايي"
.بله قربان
.دکتر "گريفين" تو رو از کار معاف کرده پات چطوره؟
.عامل بازدارنده نيست
کار چيه؟
.ازت ميخواد که برج راديويي بسازي
اگه ايستگاه هاي ديگه ي "آرک" بازمونده اي دارن، بايد .با خبر بشيم
.الان دست به کار ميشم
.دارمش
باشه، به مهندس گزارش بده وبعدش .کارو شروع ميکنيم
.دريافت شد
.ممنونم قربان
.بنوش
.بنوش
.ببخشيد. نميدونم چي ميگي
.هي
...صبر کن، فقط
.بنوش
.آه
.ممم.آه
.مرسي
اسمت چيه؟
.اسمت. تو
."زورن"
."زورن"
.اسم خوبيه
.من "تلونيوس" هستم
."تلانيوس" - .آره -
."تيلونوس"
.من "تيلو" صدات ميزنم
تو کي هستي؟
چرا اينجايي؟ - .پدر، مادر، صبر کنيد -
.خودم پيداش کردم .از آسمون افتاده
.لطفا، صدمه اي بهتون نميزنم
.غريبه ها پذيرفته نميشن اينجا
.خواهش ميکنم! صدمه ديدم! خواهش ميکنم
.ساکت
.از توي درخت ها هم نميتوني حرکت کني
.اگه اينقدر دست و پاگيرم، آزادم کن
،صداي پاي بلند
.شاخه هاي شکسته شده
.حتي بوي اونا رو ميدي
.بخواب
.نه، واسه خوردن نه
.پس چرا ايستاديم؟ بايد حرکت کنيم
.تو بو ميدي
.خودتو با اين بپوشون
.تقريبا رسيدم
.وقتي اونو گرفتم، مارو بکشين بالا
خب، من که ميگم اين يکي خيلي از
.سخنراني هاي انگيزه دادنِ تورو شنيده - ."خفه شو "مورفي -
."دستتو بده من، جات امنه الان "مل
.باشه
.گرفتمت. خيلي خب. باشه
.گرفتمت
.خيلي خب
گرفتمت، باشه؟ .دستتو بده به من
.طوريت نميشه. گرفتمت
"استارلينگ"! "استارلينگ" - ...آهه -
.مل"! "مل" طاقت بيار"
.رو من تمرکز کن
.ميتوني اين کارو کني
.اوه، نه
.آره، ميتوني. قوي هستي
.قوي نيستم
.کله شق، شايد
.پس يکم ديگه کله شق بمون
نميزارم که بميري، ميشنوي؟
.باشه
.طناب ندارم - .پس يکي ديگه درست ميکنيم -
،اگه اتفاقي واسه دوستامون بيوفته ...در حالي که ميتونستيم
.ما نميدونيم ميتونيم اونا رو نجات بديم يا نه
.تا جايي که ما ميدونيم، اونا تا الانش هم شايد مرده باشن
.هممون بهش فکر کرديم
ولي چيزي که الان ميدونيم اينه که ميتوينم اين يدونه دختر .رو نجات بديم
.استرلينگ" يکي از خودمون بود"
.دختره دوست اونه
.من هستم
چجوري انجامش بديم؟
.از لاشه ي سفينه يه طناب ديگه درست ميکنيم
.برين دنبال سيمي، کمربند صندليي، چيزي بگردين
.بيا
.بيا
.اميدوارم درمورد اين حق باهات باشه
.منم همينطور
.گفتي که اينجا ناخوش آيندم
.پدر "زورن" فکر کرد بايد بزارم اينجا بموني
.پس بايد ازت تشکر کنم
.اون داره آذوقه جمع ميکنه
.انگليسي حرف ميزني
.ميخواستم به شرق آمريکا برسم موفق شدم؟
.اين جا منطقه ي کور ـه
."سر راه شهر "نور
.من "سينا" هستم
،بايد بخوري
.بعدش استراحت کني
.خوبه
.ممم! مرسي
شهر "نور" خونه ي شماست؟ - ،ميشه -
.اگه بتونيم پيداش کنيم
.غذاي بيشتري پيدا کردم
.اوه، خدا
."زورن"
.بب... ببخشيد. منو غافل گير کرد
.قبلا ما از اينا تنفر داشتيم
.من جايي واسه تنفر ندارم
چه بلايي سرش اومده؟
.اينجوري دنيا اومده
.بعضي مواقع اينجوري ميشه
.راديواکتيو
No comments yet. Be the first to leave one.