Les 200 premières lignes.
آتشفشان
ـ از همون اولش باید قاطع باشی ـ اوهوم
ـ و گر نه بهت احترام نمیذارن ـ باشه
بایستی که ازت بترسن
اینجا نظافتچی هم داره
اونا مسئول هر چیزی که ارتفاعشون 180 سانتی متر و به پایینه هستن
ولی باید زیرنظرشون بگیری به شلخته بودن تمایل دارن
دفتر مدیریت اونجاست
هیچکی وارد اینجا نمیشه مگه اینکه تو تأیید کرده باشی
اونا باید هر اتفاقی که میوفته رو بهت اطلاع بدن
تو از 37 سال پیش که پاتو توی این جزایر گذاشتی سرایدار اینجا بودی
شاید وقتش شده باشه که دیگه خودتو ماهیگیر صدا نزنی
چون تنها چیزی که این اواخر گرفتی بچه هایی بودن که کلاس رو دو در می کردن
ممنون
ـ خیلی بهت سخت میگرفتم؟ ـ نه
من پوستم از پوست کوسه هم کُلُفت تره
میشه اینجوری گفت
خُب حالا چی میشه؟
به نظرم پیرتر میشم و
در نهایت میمیرم
امیدوارم قبل از این که این اتفاق بیوفته بیای به دیدنم و یه قهوه تلخ بخوریم
واقعاً اینجوری فکر میکنی؟
کاری؟ مگه نگفتم تو باغچه فوتبال بازی نکن؟
بله
خدا لعنتت کنه بچه
ـ سلام هانس ـ سلام
ـ سلام بابا ـ سلام
ـ الان دیگه بازنشست شدی؟ ـ آره
ـ آری و کاری رسیدن؟ ـ نمیدونم
تو که این آشغال ژاپنی رو نخریدی پالمی؟
نه، من خریدم
بریم داخل
بستنی
ـ سلام مامان ـ سلام
از دیدن همه تون خوشحالم
ـ لطفاً بشینید ـ ممنون
ما خیلی هیجان زده ایم. اونا در مورد مرحله سازشی دو هفته ای حرف میزدن
این همون مراقبت روزانه ایه که دختر اوپس هم رفته
همون مراقبت روزانه استاینر - والدورف نیست مگه؟
زمان چقدر شگفت انگیز میگذره
مثل اینکه همین دیروز بود که با کاری مرحله سازشی رو گذروندیم
آره دقیقاً
چرا قارچ های این سوپ اینقدر عجیبن؟
این سوپ مارجوبه است
تو فروشگاه سوپ قارچشون تموم شده بود
خُب باید سوپ مینیسترونی میخریدی «مینیسترونی: نوعی سوپ ایتالیایی»
فکر کردم از این سوپ خوشت میاد
طعم عجیبی داره
خُب دفعه بعد خودت میتونی درستش کنی
آره دقیقاً
ـ نون بیشتر میخوای؟ ـ آره ممنون
برنامه ای برای تعطیلات آخر هفته ندارید؟
خُب، به نظرم میریم خونه تابستونی
آره واقعاً باید این کار رو بکنیم
تو و کاری میخواین که با ما بیاین؟
خیلی خوب میشه ولی اون باید پیش مادرش بمونه
نمیتونی مادرشو متقاعد کنی؟
ـ نظر تو چیه کاری؟ ـ بله
ـ هنوزم تو هاف نارفیودر زندگی میکنه؟ ـ نه تو گارداباره «هاف نارفیودرسومین و گاردابار ششمین شهر پرجمعیت ایسلند است»
تو طرح توسعه جدید پشت اصطبل ها زندگی میکنه
سوپ عالی بود مامان
ممنون
میخوای یه کم به مامان بزرگ بدی؟
یه کم بیشتر میدی به مامان بزرگ؟
خیلی خُب
اسب چه صدایی از خودش درمیاره؟ اسب تا اینجا رو همش میپره؟
ـ گاو چه صدایی از خودش درمیاره؟ ـ مووو
میشه یه جای دیگه سیگار بکشی؟
به خاطر بچه ها؟
من تو خونه ات بهت میگم که چیکار کنی یا نکنی؟
من فقط دارم میگم رعایت بقیه رو هم بکن
رعایت
مثل زنا داری حرف میزنی پسر
عزیزم نگران نباش
درستش میکنیم
نه نه، یه کاریش می کنیم خواهش میکنم نگران نباش
آروم باش، خودش حل میشه
با احتیاط رانندگی کن
سلام من رو به همه برسون خداحافظ
چیزی شده؟
نه چیزی نشده
تلما باخبر شده که از ماه بعد
قراره که رئیس قسمت اعتبارات بشه
وام دادن دیوونگیه
که بری یه جیپ آشغال بخری که هیچ نیازی هم بهش نداری
ـ اونا جیپشون رو نقدی خریدن ـ من درباره اون حرف نمیزنم
ـ من در مورد شغلش دارم حرف میزنم ـ خُب، من که بهش افتخار میکنم
کمتر مادری میتونه همچین موقعیتی بدست بیاره
به این دلیله که تو داری بچه اش رو بزرگ میکنی خودش وقت نداره
هانس دختر ما مادر خوبیه
نگهداری از نوه ات کار اشتباهی نیست
دست کم این چیزیه که مردم عادی احساس میکنن
ـ ته این حرف ها میخواد به کجا برسه؟ ـ من نمیخوام در این مورد حرفی بزنم
ـ صبح بخیر ـ صبح بخیر
شیر برنج روی اجاق گازه
میتونی برای ناهار گرمش کنی
شب میبینمت
خداحافظ
من دارم سعی میکنم وقتی که اون خونه است نیام اینجا
برای جر و بحث نکردن. دق دلیش رو سر مامان خالی میکنه وقتی ما میریم
من که مامان رو درک نمیکنم هیچ وقت با مامان خوب نبوده
دست کم ما که اینجاییم باهاش خوب نبوده
خُب، بوسه سال نویی هم وجود داره
که همیشه میخواد باهاش منو خوشحال کنه الان که بهش فکر میکنم چندشم میشه
ـ حالا کوتاه بیا ـ واقعیته
فکر نکن دارم ازش دفاع میکنم ولی مامان هم باید دلایل خودش رو داشته باشه
ـ تو اینجوری فکر میکنی؟ ـ نمیدونم ولی امیدوارم
بهرحال نباید بهش ایراد بگیری
در اصل تو حق نداری بهش بگی که زندگیت یه شکست کامل بوده
میدونم
فقط اینکه برام هضم نمیشه
ـ اینکه فقط نگاه کنی خیلی سخته ـ آره
ـ خدای من هانس چه اتفاقی افتاده؟ ـ حالشو ندارم در موردش حرف بزنم
ـ حالشو نداری؟ ـ نه ندارم
یعنی چی که حالشو نداری؟
خیلی سخته که بفهمی دارم چی میگم؟
هر چی میگم تو سریع عصبانی میشی
آنا؟
خوابیدی؟
میخوام بهت بگم که امروز چه اتفاقی افتاده
منظورت چیه؟
اینکه وقتی اومدم چرا لباس نپوشیده بودم
ترجیح میدم بهم بگی که چرا همش غُر میزنی؟
متاسفم عزیزم
میفهمم
حالا چی شده؟
به نظرت قایق درست نمیشه؟
نمیدونم
تا ببینیم چی میشه
مطمئنم همین که خشک بشه موتورش روشن میشه
بیارنی، همون یارو جرثقیلیه گفت فردا میارمش
قایق رو میاری اینجا؟
باید یه جایی بذارمش
ما که نمیتونیم لاشه قایق رو تو ورودی خونه بذاریم
به نظرم اگه تو باغچه بذاریم جاش خوبه
تا ببینم میتونم درستش کنم یا نه
مگه آتش نشانی همیشه دنبال یه چیزی برای آتیش زدن نیست؟
دیرم شده
گولاش داخل قابلمه است «گولاش: نوعی غذا شامل گوشت و سبزیجات»
ـ و منم فقط باید زیر اجاق رو روشن کنم؟ ـ آره. اگه قابلمه رو گذاشتی این کار رو بکن
و همش بزن که ته نگیره
ـ خداحافظ ـ خداحافظ
نه نه. یه کم قایق رو ببر بالا یه ذره بالاتر
یه کم به سمت من
نزدیکتر
باشه باشه داره میاد آره همین درسته
و آروم بذارش زمین
بیارنی آروم بیارش پایین
احتیاط کن آروم همین خوبه
آره تمومه خودشه
خُب دیگه
الان دیگه باید بازش کنیم
ـ سلام ـ سلام
ـ من اینجام تا مالیات ها رو جمع آوری کنم ـ مالیات چی؟
مالیات زیست محیطی
اگه منظورمو نگرفتی یه نگاه به آیینه بنداز
ـ هداک؟ ـ نه هالیبوت بهم بده «هالیوت: نوعی ماهی بزرگ، هداک: نوعی ماهی روغن کوچک»
ـ سی و هفت سال ـ آره سی و هفت سال
ـ و چند کیلو از قبل ـ کیلو؟
در مورد تو که بایست بگم تُن
خیال دارم یه سفر کوتاه تا جزیره برم
ـ زیاد می مونی؟ ـ نه فقط یه هفته
رفتن به خونه تجدید قوای خوبیه
تو فکر خرید یه خونه کوچیک هستیم
برای رفت و آمد کارمو راحت تر میکنه
ـ خونه خاصی مدنظرته؟ ـ نه فقط یه چند جا قیمت میگیریم
از زمان اون فوران تا حالا برنگشتی خونه؟
کاری به اونجا ندارم که برگردم
ببین، بهتره برگردم سر کارم، میبینمت
ـ سلام ـ سلام
قایق خیلی داغون به نظر میرسه
ببین، یه چیز مخصوصی برات گرفتم
برای من؟
آره ماهی هالیبوت توی سینک ظرفشوییه
میتونی سوپ هالیبوت که خیلی هم دوستش داری رو درست کنی
ممنون، هانس
شام آماده شده
ـ امیدوارم که خوب شده باشه ـ آره
ـ بفرما ـ ممنون
ـ خیلی خوب شده ـ آره عزیزم خیلی عالیه
مثل همیشه
ـ امروز موتور قایق رو راه اندازی کردم ـ جدی؟
با اولین استارت روشن شد
یک سالم که بگذره میشه چهل سال که
پدرم اون موتور رو از برادرش گاندی خرید
و یه پنج سالی نگهش داشت
وقتی که خریدش تازه بود
چی؟
آنا؟
آنا؟ چی شده عزیزم؟
آنا؟
آنا صدامو میشنوی؟
صدامو میشنوی؟
سریع یه آمبولانس بفرستید به آدرس ملگروی 8
بله همسرم بیهوش شده
نمیدونم
خیلی دور هستید؟
بله بله
خیلی نگرانشم
کاری از دست من برمیاد؟
No comments yet. Be the first to leave one.