Les 200 premières lignes.
من میگم باید واسه یه آبجو خوری عالی در "خوان پاترون" توقف کنیم
و یه آبجوی عالی بزنیم به بدن
کی ویسکی میگیره؟
...ارشد گروه، اونی که نزدیک به مرگه.بهرحال
اگه واست بخرمش، باید قول بدی به بقیهی بچهها چیزی نگی
قول میدم
آه، نه. دار زدن بسه
چطوری؟
یالا پسر
بجنب، نترس
میخوای بازی کنی، رفیق؟
!مکزیکی لاشی، برو با اسبت بازی کن
!مکزیکی لاشی - !بیا جلو عن آقا -
!لاشی!لاشی!یالا، منو بزن
!هی بندازش! بندازش
!منو بزن، مکزیکی - !هی بندازش!خودت بهتر میدونی، چاوز -
!ناواهو، ناواهو - !کافیه -
جان برگشت.برین خودتون رو بشورین !و لباس تمیز تنتون کنین.حالا
!با هردوتونم
اینا کیان؟
اونا ویلیام، اونا کیان؟
اگه میخوای بدونی اینها پسرانی بیارزش
و باد اورده و قاچاقی هستن
اونا تو خوابگاه اتاق دارن، پسر کوچولو
اگه نمیخوای بمونی قطار سنت فرانسیسکو "صبح میره سمت " آلبوکاکیو
.خوشحالم که برگشتی، داک طناب دار هنوز داخله
جان خلافکار دیگهای آورده تو گروه؟ - امیدوارم این یکی مکزیکی نباشه -
!مکزیکیها بومیان، تو حرومزادهای غریبه
!اگه میخوای بمونی، واست یه کار سراغ داریم
اون اینجا نمیمونه؟
!خدای من
هی، میدونستی که خوکها از سگها باهوش ترن؟
حقیقیت داره
میدونم که یه مرد یاد گرفته میره بسمت مرد غریبه
تو اینجا چیکار میکنی، پسر؟
ما واسه آقای "تانستل" بعنوان یه عدالتگر کار میکنیم
ما تمام دزدی هایی که میکنه رو تعدیل میکنیم کارمون هم درجه یکه
آقای تانستل به فراری ها یه جای خوب میده
اما تو نمیتونی جزوی از این ماجرا باشی
تو باید خودت دزدی کنی اگه میفهمیدی چی گفتم، ساکت نمی نشستی
برو برو
نه تیراندازی ماهر مثل من نه چاقو پرت کنی ماهر مثل این لاشی
چاوز ، که اونجاست
من دعواییام
اما انتظار ندارم تو بفهمی که چی گفتم
!بچه خوک
خفه، تو حتی نمیدونی من واسه چی اینجام
معلومه که میدونم، تو یه فراری ولگرد هستی
یا اینکه مثل بقیه ما راهزنی
دله دزد؟سارق بانک؟کسی رو کشتی؟
کسی رو کشتی ها؟
عدالتگران - هی تو جزو ما نیستی-
تو باید اینجا با این خوکها بمونی اینا از تو باهوش ترن
شاید ازشون چیزی یاد بگیری
کتل" یه خورده پایینتر جن دیده" بریم یه نگاهی بندازیم
!کون گشاد
عالیه، اشتیاقتون دیدنیه
ویلیام؟ بیشتر بریز
قبل از این هم با گاو بودی، رفیق؟
آره، قبل از اینجا هم کار کردم
لانهی "پیت مکسول" غذا میدادم
اما به یه گله غذا میدادم
چه چیز خنده داری بود، استیون؟
این کار سر میز شایسته نیست
به خوکها غذا میداده
تبریک میگم، چارلز
تو و استیون باید ظرفهای کثیف رو امشب بشورین
ببخشید جان، این فقط واسه خنده بود
از ویلیام هم عذرخواهی کنین.هر دو تون
ببخشید ویلیام، خواستیم سر به سرت بزاریم
آره فقط خواستیم سر به سرت بزاریم
رامور میگه تو یه کسی رو کشتی رفیق واسه چی کشتیش؟
آره رفیق، واسه چی کشتیش؟
سر به سرم گذاشته بود
...آنجا افراد زیادی هستند که هیچوقت موقق
موفق
موفق نمیشن
یه اتاق پر از اون آدما رو اینجا داریم
خوب بود
ویلیام
باشه، حتما
خب منو ببخش رفیق که دلخورت کردم
اما ما اینجا جمع شدیم تا خوندن و نوشتن یاد بگیریم
برای اینکه تو دنیای نوین بتونی موفق بشی
بیشتر از اسلحهی گرم بهش نیاز داری
پس روزنامه رو بردار
و از همونجایی که نفر قبلی تموم کرد ادامه بده
یا میتونی برگردی به همون جایی که تو خیابون داشتی
مردان جوان نمیدانند که چطور میتونن یه تجارتی رو انجام بدن
بدون اینکه انرژی بزارن و فعالیت کنن
پس بهتره بمونن تو خونه کنار مادرشون
تا ازش مراقبت کنن
اونا اینو نمیخوان ولی غم و رنج بسمتشون میاد
اما مردانی که اهل خطر هستن کاملا موفق میشن
فوق العاده بود
فوق العاده خوندی، ویلیام ممنون
شب خوش بچهها - شب خوش آقای تانستل -
!لعنتی
!خوک
عصر بخیر، آقایون - عصر بخیر، جان -
جان، آقای دلان و آقای مورفی اینجان
تا از اینکه به اموالشون دستبرد زده شده شکایت کنن
اونم چند مرتبه در راهی به سمت شهر
بزار رک بگم جان اونا فکر میکنن تو پشت این قضیهای
خودتم میدونی داری زر مفت میزنی - ریچارد -
کلانتر بِردی، تا وقتی میتونه علیه من ادعا کنه که
اموالش رو به غارت بردم که منو دزد صدا میکنه
و در این ایالت هست
من هیچوقت به اموالش دست نزدم
انگیزهای نداشتم
خوبه
سرباز شجاع ما به حرف اومد
ببین رفیق، تمام چیزی که من میبینم یه مشت دزد کرایهای هست
این بچهها به یه پسر جوون قول دادن که سرقت یادش بدن
...خب، من تو رو مثل
...مثل
.یه جوون کارآموز تعلیم میدم
رومر علیه من یه قرارداد گوشت
به دولت ارائه داده
این فقط کار رومره نه؟ - لورنس -
تو مقدار زیادی گوشت خریدی و انبار کردی
من مقدار زیادی گوشت خریدم و انبار کردم
تو میخوای ازشون پول دربیاری
منم میخوام ازشون پول دربیارم این خیلی ساده و عادلانه س
میبینی که کلانتر خوب ما روی اون اسب آروم نشسته؟
میدونی که چقدر تو انبار گوشت من سرمایه گذاری کرده؟
تمام زندگیش رو جان
و این فقط من نیستم که میخوام اون قرارداد رو بدست بیارم
وکیل اراضی محلی هم هست
رئیس دادگستری.وکیل دادگستری آمریکا
سانتافه رینگ
این یه کار خانوادگیه جان
و تو نمیتونی با سرمایه ناجورت تو اون شرکت کنی
.و تغییرش بدی
من یه سفر دریایی خیلی طولانی از لندن داشتم آقای مورفی
...پس باید از رفتن پشیمون میشدم
.به دلیل فساد سیاسی پس فکر میکنم تهدید شما
!و کلانترتون رو به چپم بگیرم، پرتتون کنم بیرون
تو یه جاه طلبی، سرباز
"اما بهتر بود تو "هامپستد !لباس زیر زنونه میفروختی
!خیلی خب بچهها کافیه، غلاف کنین
این یه کشور جدیده
ما بیش از این جلوت خم نمیشیم، مرد انگلیسی
!واسه جهنم آماده شو
برگردین سر کارتون رفقا
آقای تانستل من "جیمکلاسکی" هستم
شنیدم که واسه کمک گرفتن مشکل پیدا کردین
مکلاسکی؟
تو یکی از آدمای مورفی هستی نه؟
قبلا بودم
.اون پیدام کرد خوک چاق صداش میکردم
واقعا؟
خوبه
خوابگاه اون پشته
!عدالتگران
!بیاین برقصیم
...ببین رفیقمون چیکار میکنه - اون همیشه اینجا نیست درسته؟ -
خب به اندازهی کافی هست تا با یه دختر برقصه
درحالیکه ما اینجا نشستیم دارم کس میگیم
درست میگی
ما در مقابل یه حلقه هستیم، الکس
میتونی کاری کنی که فرماندار رو ببینم؟
مورفی ما رو کنار زده و با یه سهم زمین حسابی
فرماندار رو کشیده سمت خودش
اون داره جاپاش رو محکم میکنه، جان
منم میخوان بیرون کنن
با من مثل یه مهرهی سوخته برخورد میکنن !هیچ وکیلی اینقدر دیوونه نیست که وکالتت رو قبول کنه
تو سرسخت بودن انگلیسی ها رو شنیدی نه؟
...یه تکه از
!سنگ کافیه که مملکتی رو ساقط کنه
گذشته از این...اگه ما بریم بیرون
بعد از این کی به پسران من نگاه میکنه؟
طبابت
مدرکم رو تو جولای از "سنت مایکل"باید بگیرم
بعدش هم اینجا تو "لینکلن" تدریس میکنم
تا وقتیکه منو به یه جزیره دیگه تبعید کنن
چه عالی
چطوری؟ داک هستم
واست چه کاری میتونم بکنم مرد جوان؟
خب قربان اگه با این خانم جوان آشنایی دارین
متعجب میشم اگه اجازه بدین با این بانوی جوان برقصم؟
چرا که نه - ممنون -
اسم شما چیه؟ - ین سون -
خیلی زیباست
شما دوست آقای مورفی هستین؟ - اون سرپرست منه -
چطور ممکنه؟
سلام - علیک سلام...ویلیام بونی هستم، قربان -
پت گرت هستم، باعث افتخاره
ما رو ببخشین، ما دنبال یه گروه هستیم
!پت گرت
اون خوشحال میشه اگه بدونه از مال شوهرش بزرگتره
!نه...خیلی بزرگتر -
نشون بده دستهای از افراد که در برف شیرجه میرن
آنسو تر بانویی از آن میان یکی را بر میگزیند
ببخشید؟ - این...شعره -
من شاعرم.خودم گفتم
معذرت میخوام مرد جوان
ولی ما باید بیشتر با هم آشنا بشیم - ما خیلی وقته باهم آشناییم -
خیلی خیلی ممنون - معذرت میخوام به جا نمیارم -
فقط میدوم که شما جزوی از افراد تانستل هستین
No comments yet. Be the first to leave one.