Les 200 premières lignes.
انگار تک و تنها افتادم تو یه سیارهی ناشناخته
مجبورم تنهایی به زندگیم ادامه بدم
روی این سیاره
تنهای تنها
قیمتش 3000 ینه
ولی این... این حلقهی نامزدیم بود...
خب پس 3500 ین
این اتفاق افتاد چون برای خوشحال بودنم به یکی دیگه وابسته بودم
دیگه به هیچ بنیبشری تکیه نمیکنم حرف هیچکسی رو هم باور نمیکنم
میخوام تنها بمونم. تنها. تنها
وای نه. الانه که بزنم زیر گریه
نه. گریه نکن. گریه نکن دیگه
اصلا هم تنها نیستم
من قراره زندگی کنم
تنهایی؟
با کسی قرار داری؟
میای پیش ما؟
البته اگه خودت دلت بخواد
ولی غذا خوردن با بقیه یه صفای دیگه ای داره قبول نداری؟
جدی میگی؟
آره بابا. مهمون من
با کمال میل
غریبهی آشنای من
میاتا
جانم؟
شنیدم آپارتمان باحالی داری؟
خب...راستش...شاید بشه گفت
یه حالی به ما بده
خونهتو فردا قرض بده به من
هان؟
قرار دارم
سالشه و پرستاره 24
که اینطور
خونهتو بده من استفاده کنم دیگه
اذیت نکن دیگه کلا سه چهار ساعت طول میکشه
آه
میخوام بتونم بهش بگم پایهای بیای خونهم فیلم ببینیم
دیویدی پلیر داری دیگه نه؟
نه ندارم
پلی استیشن دو چی؟ نه اونم ندارم
که اینطور
ای بابا.خب بیخیالش، ناموسا قبول کن. یه شامم پیش من داری
راستش
حله؟فردا صبح میام پیشت
چی؟ کلهی صبح؟
آره بابا. امشب شیفت شبه، قرارمون افتاده واسه ظهر
آدرس خونتو برام رو کاغذ بنویس، حله؟ خودم با ماشین میام اونجا. دمت گرم
شیش هزار ین؟ شوخیشون گرفته؟
الو سلام
الو؟ منم
عه کاندا، چه خبرا؟
همین الان میتونی بزنی بیرون؟ بریم یه شامی بزنیم
الان؟ تازه رسیدم خونه
پس دیگه آماده نشو، همونطوری بیا. مهمون من
نه بابا، خستهام
باید حرف بزنیم
حرف بزنیم؟ برا چی اینقدر یواش حرف میزنی؟
خب راستش...الان سر کارم
دارم یکی رو تعقیب میکنم
پس به کارت برس
کارت که تموم شد، بیا پیشم. خودم غذا درست میکنم
موضوع خیلی مهمیه. همین الان پاشو بیا. همون جای همیشگی
مگه چی شده که اینقدر مهمه؟
درباره آیومیه
"میاتا تاکشی"
هی
هی و زهرمار، دیر کردی
آخ شرمندتم
چیزی گفتی بیارن؟
چه خبر شده؟
چی؟ آخ، آره
چی؟
آیومی داره ازدواج میکنه
دیدیش؟
آره، امروز اتفاقی دیدمش یکم باهم حرف زدیم
بنظر روبهراه میومد
کل ماجرا همین بود؟ هان؟
همش همین بود؟ آره
ببخشین
حرفی از وسیلههاش نزد؟
وسیلههاش؟
وسیلههاش هنوز خونه منه
آهان. نه والا
بریزشون دور
نمیتونم این کارو کنم
گفتش که براش پستشون کنم به آدرس جدیدش
ببین، اون ولت کرد و رفت
دیگه زرِ اضافه هم نمیتونه بزنه
همهشو بنداز دور
اون امید تخمی و بیخودیتم با همونا بنداز آشغالی
من که امیدی ندارم دوباره برگرده
جدا؟
راستی اون روز به اون دختره زنگ زدی؟
کدوم دختره؟
همون دختره که تو شینجوکو باهاش مشروب زدیم، مو کوتاهه
که میگفت باباش شبیه وودی آلنه
آها آکمی رو میگی
آره، آکمی، بهش زنگ زدی؟
نه
چرا نزدی؟
شمارهشو ندارم
چرا ازش شمارهشو نگرفتی؟
ازش خوشت اومده بود، گفتی دختر خوبیه
خب موقعیتش جور نشد
موقعیت خودش جور نمیشه که
خودت باید جورش کنی
ببین، بهتره که شماره تلفنو جدی بگیری
اینکه اون شماره 11 رقمی رو داشته باشی یا نه
فرق بین یه غریبه و آشنا رو مشخص میکنه
همه شانسهاتو سوزوندی فقط چون موقعیتش جور نبود
الان باید از غصه بمیری
پاشو بریم دختر مخ کنیم
هان؟
مخ زنی
یه قهوه لطفا
ما که بچه دانشجو نیستیم
اتفاقاً چون دیگه بچه نیستیم، باید بریم
چرت و پرت نگو. از ما گذشته این کارا
پس از این به بعد چطوری میخوای با دخترا آشنا شی؟
هان؟
تو هنوز دلت به زندگی خوشه
اگه عادی زندگی کنم، بالاخره یه روزی با یکی آشنا میشم
یه دختر خوشگل سروکلهش پیدا میشه
قرار نیست که تا آخر عمرم تنها باشم
این طرز فکر توئه. عین بچههای دبیرستانی
گوش بده. میخوام یه چیزی رو حالیت کنم
همین که سی سالت بشه، دیگه خبری از اینکه با یکی یهویی آشنا شی یا جلو راه هم سبز شین
یا اول دوست میشیم و یواش یواش عاشق میشیم، نیست
دیگه نه جشنای دانشگاه هست نه مهمونیای مدرسه
اگه خودت دست به کار نشی تنها میمونی
تا آخر عمرت، شوخی نمیکنم
باید از این فاجعهای که داره میاد، تنت بلرزه
ولی ما تا حالا دنبال دختربازی نبودیم
این کارا خب، هم استعداد میخواد هم فوت و فن
نه نمیخواد. برا اینکه با دخترا رفیق شی نمیخواد هیچ فوت و فنی بلد باشی
تنهایی؟
با کسی قرار داری؟
میخوای بیای پیش ما؟
البته اگه خودت دلت بخواد
ولی غذا خوردن با بقیه یه صفای دیگهای داره، قبول نداری؟
جدی میگی؟
آره بابا. اصلا مهمون من
با کمال میل
ببخشین، منو لطفا
الان میارم
چی میخوری؟
این رفیقمون میاتا تاکشیه، منم کاندام
منم کوآتا ماکی هستم
ماکی. خوشبختم
سلام سلام
همبرگرای استیک اینجا حرف نداره عه، واقعا؟
هان؟ آهان، آره
همبرگر دوست داری؟ آ...بله
من یه سر برم دستشویی هان؟
چیزی شده؟
نه، نه، ببخشید، خوبم
غذاتون تموم شد؟ جان،بله
اومم، چیزی سفارش میدی؟ یه همبرگر میخوای؟
یه همبرگر
یه پرس همبرگر استیک چشم،الان میارم
ببخشین نه،خواهش میکنم
من خیلی عجیب غریبم؟ اصلا
هان؟
الو؟
کجایی تو بابا؟
من سرکارم
سرکاری؟ دختره چی میشه پس؟
دختره؟ کاری که باید بکنی رو بکن دیگه
کاری که باید بکنم؟ چی میگی تو
ببین، من باید قطع کنم بترکونیا، این فرصت توئه
اون رفته؟
بله، رفت سرکارش
این وقت شب؟ بله
واقعا ببخشید
بهخاطر من بود که ازت خواست بیای پیش ما
...ببینین...من تازگیا.... خب راستش یه 6 ماهی میشه
...که از دوستدخترم جدا شدم
...خب این اتفاق یهجورایی داغونم کرد
...بدجور ریخته بودم بهم
کاندام برا همین گفت اگه با یه دختری حرف بزنم، حالم بهتر میشه
...واسه همین یهویی
.سر حرفو با شما باز کرد
خلاصه که، اگه میخواید برید، من کاملا درک میکنم
البته که شام مهمون من هستید
و اینکه بعید میدونم اون برگرده
کجا زندگی میکنید؟
یعنی قطارا هنوز هستن؟
خونه ای ندارم جان؟
شما از من خوشتون نمیاد، درسته؟ چی؟
نه، نه ، چرا خوشم میاد
میدونستم، من اصلا آدم جذابی نیستم ، مگه نه؟
نه، اتفاقا، خیلی هم جذابین
من نامزد داشتم، البته تا همین دیروز
یه تهسیگار طعم نعنایی پیدا کردم روش جای رژ لب بود
تو ماشینش.نه تو جاسیگاری
افتاده بود لای صندلی شاگرد و در ماشینش
منم پیداش کردم
...آهان
...نعنایی
کاش اصلا چشمم بهش نمیافتاد
No comments yet. Be the first to leave one.