Behind You

Behind You

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

behind you 2020 1080p webrip ddp 2 0 10bit h 265-ivy
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian Behind You 2020 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Publié le: 2025-11-27
Téléchargements: 12
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

پسرکم، از جابرووک حذر کن.

آرواره‌هایی که می‌گزند،

چنگال‌هایی که می‌قاپند!

از پرنده جوبجوب بترس

و از بَندراِسنَچِ مخوف دوری کن.

شمشیر برنده خود را در دست گرفت

مدت‌ها دنبال دشمنِ مخوف می‌گشت.

جابرووک، با چشمان شعله‌ور

در جنگل انبوه و تاریک با وزوز آمد.

اوه، سلام، راشل.

مامان می‌خواد آنجلا آماده بشه برای خواب،

و می‌گه وقتشه که چارلز بره خونه.

آنجلا، برو مسواک بزن.

فقط یه کتابه.

آدما واقعاً از آینه رد نمی‌شن.

بیا، یه آهنگ با جعبه موزیکت بزن،

حالت رو بهتر می‌کنه.

خب، داشتم فکر می‌کردم،

بابام گفت می‌تونم...

یه ماشین از نمایشگاه قرض بگیرم.

یه جایی هست که مردم میرن اونجا.

خب، اونجا چیکار کنیم؟

امم...

آنجلا؟

تقریباً کارت تموم شد اونجا؟

آنجلا؟

آنجلا! چی شده؟

این که اینقدر بد به نظر نمی‌رسه، مگه نه؟

نمی‌دونم داره چی میشه.

با خاله شما صحبت کردم

فقط دو روز پیش و بهش گفتم

ما امروز صبح اینجا خواهیم بود.

این برای اون طبیعیه؟

نمی‌دونیم.

نمی‌دونم اگه اون اینجا نباشه چیکار قراره بکنیم.

می‌تونستیم برگردیم خونه.

سلام!

من چارلزم، دوست بِث هستم.

همین پایین خیابون زندگی می‌کنم. قرار بود اینجا باشم

وقتی رسیدین، ولی خواب موندم. متاسفم.

اشکالی نداره.

شما باید اولیویا و کلر باشین.

خاله‌شون خونه‌ست؟

باید باشه.

داشتم در می‌زدم و...

خب، اون یکم کُند راه می‌ره.

اون، اِم...

حالش خوب نیست.

اوه.

ولی بیاین بریم تو، پیداش می‌کنیم.

بیاین.

اولیویا اینجاست.

همه چی خوب میشه.

فقط قراره چند روز باشه.

پدرت رو پیدا می‌کنیم.

فقط چند روز.

باشه؟

اشکالی نداره، کلر عزیزم.

همه چی خوب میشه.

ما با همیم.

سلام، شما باید بِث باشین.

ببخشید.

متاسفم، همه چی خوبه؟

نمی‌خوامشون اینجا باشن.

چی؟

منظورم اینه که...

فکر می‌کنم بهتر باشه که شما اونا رو ببرید.

بله، امم...

این امکان نداره.

فکر کردم همه اینا رو تلفنی براتون توضیح دادم.

اِم، شما دوباره کی هستین؟

کامیلا کلارک.

من با مادرشون کار می‌کردم.

مشکلی هست،

چون وقتی صحبت کردیم... - مشکل اینه که،

من معمولاً مهمون نمی‌پذیرم.

اونا فقط مهمون نیستن،

اونا خواهرزاده‌هاتونن.

مادرشون تازه فوت کرده.

خواهر خودت.

من و شوهرم داریم کاملاً از این سر کشور میریم اون سر کشور

ظرف چند روز.

تمام وسایلمون بسته‌بندی شده.

نمی‌تونیم اونا رو با خودمون ببریم. نه تحت این شرایط.

پدرشون چی؟

اون یه جایی خارج از کشور کار می‌کنه،

نتونستیم باهاش تماس بگیریم.

حدس می‌زنم اون و راشل مدتیه که طلاق گرفتن؟

من اطلاعی ندارم.

ما داشتیم سعی می‌کردیم باهاش تماس بگیریم،

ولی هنوز نتونستیم.

مطمئنم به محض اینکه این کار رو بکنیم،

اون مستقیم برمی‌گرده تا دخترا رو ببره.

در ضمن،

با توجه به تمام چیزایی که از سر گذروندن،

واقعاً فکر می‌کنم بهترین کار برای اونا

اینه که کنار خانواده‌شون باشن.

به خاله‌تون توجه نکنید.

اون یکم...

گاهی وقتا متفاوته، ولی قصد بدی نداره.

اون آدم خیلی خاصیه...

ولی توی زندگیش خیلی سختی کشیده.

ما باید یه باشگاه بزنیم.

خب، دخترا،

متاسفم، ولی باید برم.

باباتون هم حتماً به زودی میاد.

و تا اون موقع،

اگه چیزی لازم داشتید، هر چی که بود،

حتماً زنگ بزنید.

باشه؟

خودم میرم بیرون.

خداحافظ.

این اتاق عمه آنجلاست.

همون که مرده؟

مگه اینکه یه عمه آنجلای دیگه هم داشته باشید

که هیچکس به من نگفته باشه.

این تنها اتاق دیگه تو خونه‌ست

که الان توش تخت داره.

پس باید با هم شریک بشید.

من نمی‌خواستم بیاید اینجا.

و از قیافه‌هاتون...

فقط می‌تونم نتیجه بگیرم که حس دو طرفه‌ست.

ولی حالا که اینجایید، و تا وقتی که هستید،

یه سری قوانین هست که باید رعایت کنید.

کسی بین وعده‌های غذایی نباید تو آشپزخونه باشه،

همه باید ساعت ده تو اتاقتون باشید،

و چراغ‌ها ساعت یازده خاموش.

یه آسانسور اونجاست،

ولی خراب و خطرناکه.

ازش دوری کنید.

یه حموم چسبیده به اتاقتونه،

پس دلیلی نداره

کسی تا صبح بیرون بیاد.

اونجا اتاق کار منه.

هیچکس نباید بره توش.

این در میره به زیرزمین.

همیشه قفل می‌مونه.

چرا؟

چون زیرزمین موش داره.

سؤال دیگه‌ای هست؟

این... اتاق ناهارخوریه.

آشپزخونه هم همونجاست.

اگه شب صدایی شنیدید،

نادیده‌شون بگیرید.

خونه قدیمیه،

و به علاوه، من عادت دارم توی خواب راه برم،

پس احتمالاً فقط منم

که به چیزی می‌خورم یا می‌ندازمش.

اگه هر کدومتون رو دیدم

که بعد از ساعت مقرر تو خونه ول می‌گردید،

عواقب بدی در پی خواهد داشت.

همه این قوانین واضح هستن؟

بله.

کلر،

میشه از لوسی بی بپرسی که قوانین رو فهمیده؟

میگه فهمیده.

از وقتی اون تصادف پیش اومده،

دوست نداره با غریبه‌ها حرف بزنه.

دکترا میگن کاملاً طبیعیه

برای دختری تو سن اون که چنین چیزی رو پشت سر گذاشته...

این یه ضعفه.

و ضعف چیز خوبی نیست.

خب، من یه کم کار دارم.

فکر می‌کنم خودتون می‌تونید سرگرم بشید

تا موقع شام؟

خوبه.

اوه، سلام.

داشتم همین‌جوری نگاه می‌کردم.

نه، مشکلی نیست.

چیکار می‌کنید؟

دارم گل می‌کارم.

بنفشه.

می‌دونستی اینا رو میشه خورد؟

شما اینجا زندگی می‌کنید؟

نه.

ولی، خب...

من زیاد اینجا میام،

که تو کارا کمک کنم.

مثل باغبونی؟

آره.

گمونم از مشارکت تو...

معجزه خلق زندگی جدید، هر چند ناچیز، لذت می‌برم.

و خودم هیچ وقت بچه نداشتم،

پس فکر می‌کنم به یه شکل کوچیک،

من به این گل‌های کوچولو

به چشم بچه‌هام نگاه می‌کنم.

بهتره برای شام آماده بشید.

به زودی شام می‌خوریم.

باشه.

امیدوارم دخترا از این خوشتون بیاد.

در واقع یه دستور غذای آفریقاییه.

نگران نباشید. چیز عجیبی توش نیست،

بیشتر مرغ و سبزیجاته.

عمه بث شما اگه خودش تنها بود،

فقط نون تست و چای می‌خورد.

خب، نوش جان.

باعث افتخاره که تونستید خودتون رو

به اندازه کافی از کارتون جدا کنید و به ما بپیوندید.

این چیه؟

اون خورشت آفریقاییه.

More Farsi Persian subtitles for Behind You

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left