Les 200 premières lignes.
تیم ترجمه فارسی سابتایتل تقدیم میکند
THE TALE OF ZATOICHI
بازیگران:
SHINTARO KATSU, MASAYO BANRI
RYUZO SHIMADA GEN MITAMURA, SHIGERU AMACHI
MICHIRO MINAMI EIJIRO YANAGI, TOSHIO CHIBA
MANABU MORITA YOICHI FUNAKI, EIGORO ONOE
IKUKO MORI, CHITOSE MAKI KANAE KOBAYASHI
کارگردان: KENJI MISUMI
بفرما رسیدیم
خیلی ازت ممنونم سپاسگذارم
خیلی لطف کردی
کی هستی؟
میتونی به "سوکه گورو" بگی که ایچی اون مرد نابینا اینجاست؟
الان خونه نیست
کی برمیگرده؟- تقریبا یک ساعت دیگه-
میشه اینجا منتظرش بمونم؟
از اینطرف
مراقب قدم هات باش
تو خیلی مهربونی
از این سمت
اینجا منتظر بمون
اینا باید شکوفه های آلبالو باشه
یه بوی تعفنی اینجا میاد
چی گفتی؟- چه بوی تعفنی؟-
شبیه بوی عرق و نجاست
بخاطر اینه که همتون توی این اتاق هستید
اگه بوی بد میاد میتونی دماغت رو بگیری
ببخشید،منم میتونم بازی کنم؟
میشه منم شرط ببندم؟
تو که کوری چجوری میخوای بازی کنی؟
یه تجربه هایی دارم
باشه،پس
فنجان رو بگیر
ببخشید که نابیناییه من باعث میشه دست و پا چلفتی بشم
شرطتون رو بگید
اون بلده چجوری بازی کنه اینجا رو ببین
من روی زوج شرط می بندم
منم همینطور- منم همینطور-
کسی میخواد روی فرد شرط ببنده؟
کسی برای فرد نیست؟
خب حالا چقدر شرط می بندین؟
300تا, 425تا, 200تا, 250تا همش روی زوج
در مجموع 1325 تا
زیاد بد نیست
!پنج و یک میشه زوج
زوج شد؟- پنج و یک-
زوج
مال من رو بده
من پول زیادی دارم،میبینید؟
بازم اینجا پول دارم
بفرما،شرط ببندید
آماده؟
برو که رفتیم
شرط هاتون رو بگید
من روی فرد شرط می بندم
منم همینطور
همه ایندفعه روی فرد شرط می بندین؟
کسی روی زوج شرط نمی بنده؟
هیچکس
پس دیگه شرطی نیست؟
نه
چقدر بی دقتم باید از آستینم افتاده باشن
...هی،چیکار داری می
چیه؟
زوجه،مگه نه؟
بنظر میاد شانس بهم رو کرده خیلی متشکرم
اینجا یه چیزی مشکوکه
چرا؟زوج بود،مگه نه؟
اون تاس ها توی آستینت چیکار میکردن؟
!جاشون اینجاست
تو متقلبی- کی؟من؟-
اون کلاهبرداره
تو تاس های واقعی رو توی آستینت گذاشته بودی
آره،اون واقعی ها رو توی آستینت گذاشته بودی
!ای آدم کورِ کلاهبردار
منظورتون اینه که،شما روی تاس هایی که
توی فنجان نبودن شرط بستین؟
قوانین این بازی رو نمی دونین؟
باید روی تاس های داخل فنجان شرط ببندین
درست نیست؟- تو مارو فریب دادی-
احمق ها
...چون حالا کور هستم
نباید من رو احمق فرض کنید
ایوکا" پُر از قماربازهای کثیفی مثل شماست؟"
تعجبی نداره که اینجا بوی گند میده
فکر نکنم رییستون ارزش منتظر موندن داشته باشه
دیگه برام مهم نیست ببینمش خدانگهدارتون
!لعنت به اون حرومزاده کور
اون همه پول هامون رو گرفت- ای حرومزاده-
چیکار کنیم؟
بهتره قبل از اینکه به همه بگه خفه اش کنیم
من میرم دنبالش- منم همینطور-
بزار "تامه" و "تاته" تنها برن هر چی باشه اون فقط یه کوره
بیا بریم دنبالش- باشه-
کجا دارین میرین؟- هیچ جا،ارباب-
ارباب،شما برگشتین
خوش آمدین ارباب
!هی،تو ایچی هستی
سوکه گورو،سلام
خوش اومدی
یک تشت بیارید و پاهای این مرد را بشوئید
همین الان
تاته،صندل هاش رو دربیار
بیا بشین اینجا
وقتی آدم کور باشه سفر کردن باید سخت باشه
خوشحالم میبینمت راحت باش
ماسا،این زاتوئیچیه
وقتی پارسال به معبد نیکو رفته بودم
در خونه رفیقم توقف کرده بودم و اونجا بود که اولین بار ایچی رو دیدم
که اینطور
شما به من گفتید اگه از اینطرف اومدم بهتون سر بزنم
درسته
و خوشحالم که اینکارو کردی
...ایچی ممکنه کور باشه
...ولی در عین حال شمشیرزن ماهریه که
وقتی شمشیرش رو بکشه لرزه به تن حریفش میندازه
لطفا اغراق نفرمائید
من شاهده مهارتش بوده ام
مثل برق شمشیر کشید و
یک بطری رو به دو نیم کرد
حتی نمی تونی شمشیرش رو ببینی
تنها چیزی که می شنوی صدای برگشتن شمشیر توی غلافه
لطفا بس کنید
خب حقیقته
ما دوست داریم نمایشش رو ببینیم- باید ببینی-
لطفا
تو که مدتی میمونی،درسته؟
ازتون خیلی ممنونم
اینجا کاری برای من هست تا کمی پول در بیارم؟
بزار دربارش فکر کنم
ممنونم
تاته
ارباب،"هانجی" امشب داره میاد- امشب؟-
داره همسرش را هم میاره،پس باید برای شام تدارک ببینیم
تاته،تو باید از این مرد در طول اقامتش در اینجا مراقبت کنی
غذا و رختخواب براش حاضر کن
و لُنگش را هم خوب بشورید
این تاته هست هر طور میخوای ازش استفاده کن
مرد صادقیه میتونی بهش اعتماد کنی
ممنونم یک مرد قابل اعتماد حتما مرد خوبیه
از دیدنت خوشحالم،تاته
ملاقات شما باعث افتخاره
خوب بلدی ماساژ بدی
خوشحالم میبینمت منتظرت بودم
متشکرم
هانجی هنوزم جوونه و هنوز هم برادر سرسخت رییسته؟
همسرش معشوقه حاکم بوده
حاکم اجازه داد معشوقه اش با اون ازدواج کنه؟
بله،مرد خوش شانسیه
اون واقعا با معشوقه حاکم ازدواج کرده؟
درسته
زن زیبایی داری،هانجی
حاکم خیلی باهات مهربان بوده
بله،همینطوره
حالا یک پیوند قوی با حاکم برقرار کردی
دیگه نباید از چیزی بترسی
ایکاش منم اینقدر خوش شانس بودم
چی داری میگی؟
اون که داره بخوبی ازت حمایت میکنه
اینطور نیست؟- آره-
حاکم شما رو مانند برادرهاش میبینه
بهم قوت قلب دادی حس میکنم حالم بهتر شد
آیا خبر داری که ساموراییه مشهوری در ساساگاوا مونده؟
نه- اون از "اِدو" اومده-
شیجیزو باید نقشه ای داشته باشه که همچین سامورایی رو بخدمت گرفته
داره آماده میشه تا بر علیه من حرکتی بکنه
هر چه زودتر بهتر
منم یه دوست دارم که اینجا با منه
ایچی رو بگو بیاد
اون میتونه مارو با حُقه های شمشیرزنی سرگرم کنه
این دوستتون کیه؟
یک نابینا که قبلا ماساژور بوده
اون شمشیر رو بهتر از همه مردانی که میتونن ببینن می شناسه
زمانیکه شاهد مهارتش بشی دیگه نمیتونی بر علیهش بشی
اون حرف نداره
شرمنده
امشب حال و روز خوشی ندارم لطفا معذرت خواهی کن
پس فقط بیا خودت رو معرفی کن
باید از بابت این هم از طرف من عذرخواهی کنی
من فقط دارم استراحت میکنم حس خیلی خوبی داره
من رو بابت خودخواه بودنم ببخشید
هر طور میل شماست
مهارت من برای سرگرم کردن دیگران نیست
مخصوصا نه برای آدمی مثل هانجی
درسته،تاته؟
حالش خوش نیست؟
!ای کور بیچاره ناسپاس
چیکار داره میکنه؟
تاته داره ماساژش میده
یه کور ماساژور ،داره توسط یک بینا ماساژ داده میشه؟
!خنده داره
تاته،کسی اینجاست؟
خواهرمه
چی میخوای؟- باید چیزی بهت بگم-
ای احمق چرا اومدی اینجا؟
الان میام پیشت
میتونی بری
دختره احمق
میخوای درباره اوساکی چیکار کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.