Les 200 premières lignes.
تمامی شخصیت ها، سازمانها، اماکن و حوادثِ
نمایش داده شده در این سریال، ساختگی میباشند
*آنچه گذشت*
حالا من میخوام این سوال رو از خدمتتون بپرسم
شما چه بلایی سرِ
وکیل پارک آوردید؟
!بنظر که خیلی نا امید میرسید
-!مثل کسی که اگه برنامش درست پیش نره، کلکش کنده اس -!ممنونم از تشریف فرماییتون، بفرمایید داخل
!اون روز حتی مست هم کرده بود
حتی تعجب کردم !که چرا ازم خواسته منو اونجا ببینه
دادخواست گروه هانجو رو مطرح کرد
منم پا شدم که برم
!با هزار شرمندگی ازم خواست که بمونم
ولی شما امتناع کردید !و اونجا رو ترک کردید
!پس احتمالاً از شوک همون، پس افتادند
بنظرم بتونم درک کنم که وکیل پارک !تا چه اندازه مایوس شده بودند
در حین رانندگی برای تعقیب کسی که !اونجا رو ترک کرده بود، دچار حمله ی قلبی شدند
!حتی تو خونه ی ویلایی هم بنظر حالش چندان خوش نبود
!کی خبر داشت که قراره چنین اتفاقی بیفته؟
قربان، شما نفهمیدید
!که آخرش چی شد؟
!به جای خاصی نرسید و وکیل در دادگاه شکست خورد
با توجه به زمان مرگش
میدونستم وقتی کافی در اختیار نداشته !تا تقاضای کمک کنه
نمیخواستم توجهات به سمتش جلب بشه !و همینطور از کنارش گذشتم
!حالا هم که این اتفاق برای دادستان سو رخ داده
!چطور اجازه دادید داستان هوانگ این پرونده رو به دست بگیره؟
چون اینطوری میتونستم راحت تر کنترلش کنم
!و از هر چیزی که مطلع میشد، با خبر بشم
!چون میدونستم دادستان هوانگ چطور آدمیه
در اونصورت مطمئن میشدم که همسرِ !سونبه پارک دهنشو بسته نگه میداره
این یعنی همین الانشم دادستان هوانگ داره !روی پرونده ی وکیل پارک کار میکنه
دقیقترش رو بخوام بگم اینه که فقط ازش خواستم
!به تیم تحقیقات پرونده ی مفقودی ملحق بشه، قربان
من هرگز ازش نخواستم که !تو پرونده ی سونبه پارک سرک بکشه
!اونم دیگه کاری باهاش نداره
!پاشو از تحقیقات بریدم
ظاهراً مشاجره ی بزرگی درگرفته !همه الان اونجان
!به اتاق جلسات احتیاج داریم
!میخوان چیکار کنن؟
!میخوان اینو چیکارش کنن؟
...این
میشه همین الان یه سری به دفترتون بزنم؟
-اینو از کجا گیر آوردی؟ -!تقلب در حسابداریه، مگه نه؟
بنظر میرسه که اونها 66000 سهم !از سهام خزانه رو خریداری کردند
و درست در همون زمان
دارایی های خودشون رو از همون نقدینگی منتقل کردند
!الحق که در امور مالی مسلط هستید
با این... میتونم بگم یه چیزی !فراتر از یک تقلب مالیاتیه
این چیزی نیست که بتونی !به همین راحتی گیرش بیاری
!اینو از کجا آوردی؟
دفتر شرق در حال حاضر در حال بازرسی از گروه مهندسی هانجوئه، درسته؟
!موکّلت بهت دادتش؟ رئیس لی یون جه؟
!وکیل اوه
!تو از آدمای لی یون جه ای؟
اونها یک تیم عظیم حقوقی در اختیار دارند !واسه چی باید یکی مثل منو استخدام کنن؟
یکی از شرکت های تابعه ی هانجو به جرم نقض اصول حسابداری
!مورد ممیزی قرار گرفته
و من هم در حال بررسی !صورتحساب های مالی اون زن هستم
!و تو میگی این صرفاً یک تصادفه؟
آقای کانگ! شما از لی سونگ جه متنفرید، مگه نه؟
هنوز
!جواب یه سوالم رو ندادید
ما بعدها خیلی ساده با رئیس چو تماس گرفتیم !تا ببینیم اوضاع چطور پیش رفته
ایشون رئیس اون واحد بودند و ما هم طبق پروتکل ها عمل کردیم
روز بعد اون حادثه ایشون در دفتر کارم با من تماس گرفتند
ازم پرسیدند که چه بر سر اون وکیلی که شب گذشته
!در نامیانگجو بر اثر حمله ی قلبی فوت کردند، اومده؟
من هم به افسران دستور دادم تا بی سر و صدا به پرونده رسیدگی کنند
حتی موضوع خاصی هم نبود
چون حمله ی قلبی حین رانندگی !چندان مورد غیرمعمولی هم نیست
بنظرتون دیگه نوبت ما نشده که از شما سوال کنیم؟
چه کسی اسم من رو پیش شما به زبان آورده؟
شما خودتون فرمودید
!که خبر نداشتند که من هم درگیر این پرونده شدم
اون کسی که هانجو مخفیانه به دنبالش بود تا
!بتونه در این دادخواست برنده بشه، من نبودم
کسی که اون ملاقات رو ترتیب داده !به اون شکل نمرده
من حتی روحمم خبردار نبود !که چنین اتفاقی در نامیانگجو رخ داده
...پس چرا
!به وکیل اوه جوسون دستور دادید که به من نزدیک بشه؟
!و نه به رئیس وو
!یک نفر درباره ی شما با من صحبت کرده بود
سو دونگ جه؟
حتما سو دونگ جه بوده !که همه چیز رو گذاشته کف دست شما
...پس چه دلیلی داره که شما از ما
!همینطوره
"رئیس پاسگاه نامیانگجو میخواست روش سرپوش بزاره"
!من تا این حد ازش شنیدم
!بنظرم رئیس چو هم در اون خونه ی ویلایی بوده
!اما ایشون دارن میگن که اونجا نبودند
!دونگ جه هیچ جزئیاتی در این باره به من نگفت
!و بعدش...دادستان سو مفقود شد
!ترجیح میدادم طرف حسابم دادستان سو بود
!اون حداقل قادر به درک مسائل بود
اگر دادستان سو اینجا بود که !شما الان در موقعیتی چه بسا دشواری قرار داشتید
!اون دهن داره به چه گشادی
!در حالیکه دادستان هوانگ اونطور نیست
درسته
ا!ون فردِ به واقع محتاطیه
...احیانا اون روز
!کسی از گروه هانجو دور و بر اون خونه ویلایی بود؟
مطمئنم شما کنجکاو بودید ببینید !که اوضاع چطور داره پیش میره؟
!تضمین امنیت شما مساله مهمی بود
داری ازم میپرسی که اون روز یکیو فرستادم
تا آمار موقعیت اونجا رو برام دربیاره؟
بله
!خیلی عجیبه
!چرا بنظرت رسید که یکی داشته اونجا رو میپاییده؟
!مطمئنم چیزی در بین نبوده که بقیه نباید ببینند
حتی اگه اوضاع از کنترل هم خارج میشد
شما قادر بودید راه هانجو رو !از سونبه پارک کاملا مجزا کنید
اما برای ما، صِرف بودن در اونجا
!میتونست دردسرساز بشه
!طبیعتاً نباید اونجا دیده میشدیم
!اوهوم، رئیس چو
از سر نگرانی اون سوال رو درباره ی رئیس وو پرسیدید؟
!هانجو اون روز هیچ کاری با اون جلسه در نامیانگجو نداشت
اون صرفاً جلسه ای بود که !خود وکیل پارک گوانگ سو ترتیب داده بود
!من چیزی در اون باره نمیدونم
پس میخواید بگید که اون روز هیچ شخصی از هانجو اون دورُ برا نبود؟
!آیگو، دارم بازجویی میشم؟
-صد البته که نه -خب، بزارید براتون روشن کنم
!هیچ احدی اونجا نبوده
!از پاسخگوییتون ممنونم
پس اجازه بدید من هم مساله ای رو خدمتتون روشن کنم
دادستان سو در حال بررسی پرونده های پاسگاه نامیانگجو بود
بعد از اینکه متوجه این پرونده شد شروع به شنود افسر مسئول پرونده کرد
و به همین خاطر افسر ما بهش گفته بود که
"رئیسم گفته حواست پی این پرونده باشه"
"!من هم به همین خاطر، فوراً پرونده ی نامیانگجو رو بستم"
!همش همین
!اما دادستان سو اسم الکل رو وسط کشید
!به این مساله هم رسیدگی شده
این حرفی بوده که خانواده ی آقای پارک بهش زده بودند
و اینکه، دادستان هوانگ شی موک بیشتر از این !به این پرونده سرک نخواهد کشید
بهم گفت بنظرش پرونده پارک گوانگ سو !و دادستان سو ربطی به هم ندارند
بنظر میرسه شما دو نفر از قبل !به خوبی مراقب همه چیز بودید
از خانواده ی وکیل پارک گرفته !تا تحت کنترل گرفتن دادستان هوانگ
!کارتون عالی بود
بنظرت
از سر عدم اطمینان، این جلسه رو ترتیب داده بود؟
!یا داشت ازَمون اطلاعات میکشید؟
!شاید هر دو
...اما این حرف که
"!ترجیح میدادم طرف حسابم دادستان سو بود"
این عجیب نیست؟
گفت به نظرش این حرف عجیبه !و اینکه قصد شما احتمالاً جمع آوری اطلاعات بوده
!حرفای اونم به نظر من عجیب اومد
"اگر دادستان سو اینجا بود که !شما الان در موقعیتی چه بسا دشواری قرار داشتید"
احساس خستگی می کنید؟
!اونور چه خبر شد؟
لی سونگ جه دشمنان زیادی داره
منم همینو میگم !اون یارو دشمنه کیه؟
!و چرا باید همچین چیزی بهت بده؟
میگن کارُ باید بسپری دست کاردونش
!بیاید بگیم این تقدیر الهی بوده
!که دست آخر رسید دست شما
شما که مثل من نیستید
که حتی اگه پی اینو بگیرید
مثل من از ترس به خودتون بلرزید
!که نکنه جنازه تون سر از ناکجا آباد در بیاره
میخواید بخاطر لی یون جه از این فرصت بگذرید؟
نکنه یادتون رفته لی سونگ جه و سونگمون چطور به همکارانمون اهانت کردن؟
!چرا این اتفاق افتاد؟
چون شما علی رغم تمام شواهد !نتونستید دست به لی سونگ جه بزنید
!فکر میکنید این مدارک چطور به دست اومدن؟
!لی چانگ جون زندگیشو سر این داد
!آقای کانگ، این یه فرصته برای ما
اگر لی چانگ جون اینها رو به شما داده بود چه کار میکردید؟
!در اونصورت این همه توجیه برای مُجاب کردن من نیاز نبود
در ضمن، چانگ جون سونبه حتی !یک برگ از این اسناد رو برای من نیاوردن
اگر تصمیتون رو نگیرید !نمیتونم بهتون بدمش
!تصمیمتون رو بگیرید
!بسیار خب
حقیقتش رو بگم مطمئن نیستم این بار
بین لی سونگ جه و شما، سر کدوم یکی
!روی بلوک های سفت خورد خواهد شد
!طعمه رو خواهد گرفت
در غیر اینصورت، بلافاصله پس از شنیدنش !اینجا رو ترک میکرد
مطمئنم که از سوی دفتر شرق
!با ما تماس گرفته خواهد شد
!خیلی خسته ام
!شما استرس زیادی رو متحمل شدید
!خیلی خسته ام
موندم اون چطور
!دست تنها، به همه ی این مسائل میرسید؟
!یون جه
!پس چرا بهم زنگ زدی؟
!تا هر چه زودتر پیدا بشه
!و مدت طولانی در اون جاده رها نشه
!هی، تو هنوزم اینجایی؟
!فکر میکردم رفتی
-شکمت چطوره؟ -چطور مگه؟
!حتی یادتم رفته !پس باید الان دیگه خوب شده باشی
آهان، بله حالم خوبه
!خدا رو شکر !فردا می بینمت
-!صبر کنید قربان -بله
شما خبر دارید که دفتر مرکزی میخواد با جون گی هیوک چیکار کنه؟
جون، کی؟ این دیگه کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.