Les 200 premières lignes.
سلام، منم سم، «سم گاردنر».
الان دوشنبه ساعت 4، همون نوبت مطب من.
نمیدونستم چیکار کنم تصمیم گرفتم زنگ بزنم.
الان 4:01 دقیقه ست.
امروز، اگه جلسه داشتیم،
بهت میگفتم خیلی درمورد «پیج» گیج شدم
بخاطر اون حرکت اسکیمویی که با هم زدیم.
بعد تو هم بهم میگفتی چیکار کنیم.
به هر حال، «پیج» برام جلق میزنه،
ولی الان حتی دست منو هم نمیگیره.
جلق زدن کاریه که دختر وقتی...
سلام منم سم، «سم گاردنر»؟
یه ساندویچ بوقلمون خوردم که نون اضافی داشت،
و آب نداشتم که روش بخورم. ناهار ناخوشآیندی بود.
درضمن، یه ماشین بهم زد.
آروم حرکت میکرد پس طوریم نشده، خب.
سلام «جولیا» منم «رولد امنسن».
درسته.
رولد امنسن معروف.
کسی که اولین سفر موفق به قطب جنوب انجام داد.
مشخصه دیگه رفیق.
این...
ببخشید رولد امنسن نیستم. منم «سم گاردنر»، مشتری سابقت؟
- نه بابا. - دارم دروغ گفتنُ تمرین میکنم.
میدونستی کالج یه مقاله درمورد ممه منتشر کرده؟
حتی اون خیلی قشنگاش. خب.
هفته دیگه میبینمت، باشه؟
سلام «سم گاردنر» هستم، همون سم.
من اولین بار تو لونه اژدها خوابم برد.
البته «زهید» اتاق خوابشو اینطوری صدا میزنه.
و بعدش تو خیابون توسط پلیس توقیف شدم.
فکر کردن مواد مصرف کردم.
خیلی خب.
سم.
«:: مــتـرجـم: مرتضی ::» |^| GodBless |^|
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
میدونیم که قدرت کلید بقاست.
یه ماهی کپور در مخفی شدن مهارت داره.
ولی اگه کپور فکر میکرد بزرگه و سعی میکرد مثلاً با...
یه وال خاویار دربیافته، کار کپور تموم میشد.
سلام پیج.
سلام قربان.
کیک خوشمزه دوست دارید؟ دارم برای هدیه قبولیم پول جمع میکنم.
الان بخاطر لیست انتظار کالج یجورایی تو برزخ هستم پس...
همیشه به خودم میگم گریه نکن، فقط پرواز کن.
- باشه - کیک هویج میخوری؟
از هویجهای کوچیک درست شدن میتونی فرقشو ببینی.
مامانم و من تمام شب بیدار موندیم. کهنه نیستن.
هدیه قبولیت چیه؟
اون پرسید، به طور تصادفی قبول کرد ایمیلهای منو نخونده.
مشکلی نیست، یه باغ هیدروپونیکِ. (رشد گیاهان بدون استفاده از خاک)
وقتی چهارسالم بود باغبانیُ شروع کردم، مشارم توصیه کرد.
- باشه - و یه داروساز پیدا کردم که
تو کرگ لیست به قیمت 4 هزار دلار میفروشه، پس...
پیج، اومدم بهت بگم که،
بعد از اینکه یه شب موفقیت آمیز تو ایستگاه پلیس گذروندم،
اومدم با آرامش بهت بگم برای مراسمهای دانش آموزی باهات میام،
- و اگه تو خواب راه رفتی نگاهت کنم. - جدی؟
آره حداقل تا 12:07 دقیقه.
شاید بتونم تا 12:08 دقیقه طولش بدم.
سم این عالیه، ممنونم.
واقعاً احساس میکنم بتونیم رابطهمونُ به یه سطح معنوی ارتقا بدیم.
تو گفتی ایستگاه پلیس؟
آره، این کیک شکریا چقدره؟
برای تو؟ پنجاه سنت رفیق.
خب پس فقط...
7999 تا دیگه بفروشی باغ آبی میتونی بخری.
آره.
هی.
خب داشتم درمورد اون اتفاق سم با پلیس فکر میکردم...
آره منم همینطور. از تو ذهنم نمیره بیرون. بچه حتماً بدجوری ترسیده بود.
آره میدونم.
یه ایمیل خیلی قویُی مقتدرانه برای رئیس پلیس نوشتم،
و هر آدم مهم دیگری که به فکر رسید، از جمله اوپرا،
- وایسا، جدی به اوپرا نامه نوشتی؟ - البته همه کار میتونه بکنه. (اپرا: خبرنگار معروف)
- ولی بعدش به فکر دیگه کردم - خب.
اگه تو انجامش بدی چی؟
- آره؟ - خب تو اولین نفر میری پیشش.
رفتی این آدما و سمُ آوردی.
وایسا، داری ازم میخوای به موضوعات سم ورود کنم؟
آره، ازت میخوام به موضوعات مربوط به سم ورود کنی.
تو بهتر از من میتونی.
- وای فقط من...
نمیخوام دوباره اون اشتباهات قبلیُ تکرار کنم،
و فکر کنم باید همه کارهارو خودم انجام بدم، سعی میکنم.
فکر کنم...
ایده خوبی باشه.
آره؟ آره.
خوبه.
بعدا میبینمت. - بعدا میبینمت.
- یه نامه عاشقانه برام نوشتی؟ - اه هی «ایز».
اون چیه؟
میدونی شاید بعداً.
- بذار ببینمش. - نه.
- هیچی نیست. - بده.
- جدی، هیچی نیست. - میخوام هیچیُ بخونم، عاشق هیچیم.
هیچیُ دوست دارم.
خواهش میکنم...
میخواستم خودم بهت بگم ولی عصبانی شدم رفتم.
برای همین نوشتمش.
- تو و «نیت» از هم لب گرفتین؟ - نه اون ازم لب گرفت.
- بچه بیشعور. - میدونم
باورم نمیشه اینکارو کرد.
میکشمش.
میخوای درموردش حرف بزنی؟
نه
فقط یکم زمان میخوام فکر کنم.
ببخشید، من خیلی توش مهارت ندارم.
آره.
بیاین درمورد مهارتهامون حرف بزنیم.
مشق این هفته ما این بود که بنویسیم چه قدرتهایی داریم.
کی میخواد لیستشو اول بخونه؟
- «سم» بخون. - آره.
من تی شرت خوب تا میکنم ولی عرق گیر بلد نیستم.
همیشه یادم میمونه به ادیسون غذا بدم.
تقریباً همه چیز درمورد گونه های
مختلف پنگوئنهای قطبی میدونم.
- رقاص خوبی هستم. - ثابتش کن.
«نوئل» مجبور نیست که... اه!
اینم از این.
آره، تکون بده.
تکون!
راست گفتی.
من علوم کلاس هشتم تو کلاس هفتم قبول شدم.
من چالش مطالعه کلاس هفتم تو کلاس ششم قبول شدم.
تو تمام جلسات اومدم.
و معلمهات میگن زیست شناسیت عالیه
- درسته. - منم زیست شناسیم خوبه.
که بخاطر همین میخوام یه دندون پزشک بشم.
- میدونیم. - خب «امبر».
متشکرم خب بچه ها.
ما درمورد درخواست کمک و اینکه بدونید کی به حمایت بیشتر نیاز دارید حرف زدیم،
ولی همینطور خیلی مهمه که بدونید تو چه کاری مهارت دارین.
بهتون کمک میکنه درمورد اینکه چه کاری پیدا کنید،
در چه زمینهای یا کجا برین مدرسه تصمیم بگیرید...
با کی قرار بذارین.
مثلاً من باهوشم ولی دوست پسرم نیست.
پس اصلاً به هم نمیخوریم.
منم همینطور، خب کی دیگه میخواد لیستشو بخونه؟
من، بالاخره!
بعداً میبینمت.
هی «سم» میشه یه لحظه برگردی؟
خب اگه میخواین بدونید کی تمام کیکهارو برداشت دیدم «نوئل» گذاشت تو کیفش.
آدمفروش.
نه راستش، میخواستم درمورد کالج باهات حرف بزنم.
بهت گفتم، دوست دارم برم.
و خیلی خوشحالم،
ولی تاریخ ثبت نامش احتمالاً گذشته.
پس فکر کنم بتونم چندتاشونُ قانع کنم تا استثنا قائل بشن.
ولی میخوام راهنماییم کنی.
تو ازم راهنمایی میخوای؟
شما خودت مشاور راهنما هستی.
طعنه آمیزه، فهمیدم.
فقط میخوام یکم تحقیقات انجام بدی، پنج مکان مختلف پیدا کنی،
بعد بیای دفترم شاید پس فردا، بعد ما بررسیشون میکنیم؟
رقص خوبی بود.
دوست داشتم.
تحت تعقیب.
داگی داگ.
هی «استیو» حالت چطوره؟
بلندتر شدی؟ انگار بلند شدی.
اومدی اینجا بهم غر بزنی؟
خب کی برمیگردی تیم بسکتبال؟
از وقتی «گومز» نقرس گرفت یه سنتر جدید به دردمون میخوره.
- نقرس گرفت؟ - آره.
خیلی بد شد.
نه من...
هفته پیش یه بچه رو گرفتی، یه نوجوون...
فکر کردی مواد زده، مشخص شد اوتیسم داره؟
آره، خیلی عجیب بود مرد.
خیلی وضعش داغون بود.
آره ولی... بچه من بود.
آه، لعنتی.
«گاردنر» البته.
آره این...
اسمش «سمه»، 18 سالشه.
وقتی 4 سالش بود بیماریشُ تشخیص دادن.
اون بچه خوبیه، نمرات خوبی گرفته.
خیلی سخت کار میکنه خیلی هم بامزه ست و...
- از منم باهوشتر میشه. - باشه.
ولی اوتیسم داره.
که یعنی تو شرایط ناآشنا حسابی حالش بد میشه.
آره با دستاش اون کار عجیبو میکرد.
آره اینکارو میکنه، آرام بخشه.
- باخودش حرف میزنه؟ - احتمالاً پنگوئنهارو میشماره.
اینم آرام بخشه.
بجا برخورد مستقیم باهاش راههای دیگهای
هم هست که بشه برخورد کرد. - خب ببین میفهمم.
«داگ» واقعاً میگم ولی خودتو بذار جای من.
اون سربه هوا بود، وقتی ازش یه سؤال پرسیدم جوابمو نمیداد...
میدونم، ولی اون بدجوری ترسیده بود.
ما مجبور بودیم یه سری ترتیبهایی اتخاذ کنیم که کسی صدمه نبینه.
سیستم بی نقصی نیست، ولی بیشتر وقتها درست تشخیص میدیم.
فقط اینکه درست تشخیص ندادین.
اگه اینطور بود میفهمیدین اون مواد نزده،
میفهمیدین پدرو مادرش کی هستن،
و زنگ میزدین، پس...
شما درست تشخیص ندادین.
خیلی خب، اینکارو میکنم.
اسمتو بنویس اینجا.
No comments yet. Be the first to leave one.