Informations sur la version

Samurai III Duel on Ganryu Island 1956 DVDRip XviD-SAPHiRE
Samurai III Duel at Ganryu Island 1956 Criterion BluRay
Un commentaire de bamdad
هماهنگ سازی دقیق با دونسخه

Tags

BluRay
Publié le: 2015-07-19
Téléchargements: 81
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

سامورايي 3 : دوئل در جزيره ـي گانريو هيروشي ايناگاکي

کوجيرو ساساکيِ جوان مصمم است تا ... در مسابقه با

موساشي مياموتو پيروز شود رقيب مادام العمر در عشق و شمشير زني

براي تبديل شدن به شمشير زن شماره يک ژاپن

دسته ـي خشک" شمشير بينواي من"

صاحبت اينچنين مبارزيست که تاکنون به رسميت شناخته نشده

با وجود مهارتهاي فوق العاده اش

رويايش ناتمام مانده

! احمق کور

پرستوي بيچاره

کسي نميتونه اينکارو بکنه

پرستو گردش کنان تاب ميخورد با اين موساشي رو ميکشم

چرا ميخواي باهاش بجنگي ؟

روياي ديرينه ـي منه

اون که کاري به تو نداره چرا ميخواي بکشيش ؟

! بهم بگو

! تو يه شيطاني

چرا بخاطر اون هيجانزده ميشي ؟

خواهش ميکنم اونو فراموش کن

از الان ديگه نميخوام اسمي از اون برده بشه ، خواهش ميکنم - دخترِ متکبر -

من بخاطر تو دنبال اون نيستم

اون کارش خوبه امروز تنها حريف من توي اين کشوره

جنگيدن با اون رويايِ منه رويايِ اونم بايد باشه

اکمي ، وايسا - نميخوام -

تو منو ميترسوني تو باعث وحشت من ميشي

داري ميري دنبال موساشي ؟

پس برو اگه ديديش

بهش بگو زندگيش رو سرسري نگيره تا با من مبارزه کنه

! مو-سا-شي

شهر باستاني نارا

مسابقات هنرهاي رزمي توسط هوزوين راهب معبد

نفر بعدي کيه ؟

! زود باشين

تو ؟ - نه -

اگه نفر چهارم نمياد جلو پس من ميرم

خودم رو برنده ـي امروز اعلام ميکنم

کسي اعتراض داره ؟

بنالين ديگه ؟

ميتونين وارد اين دسته بشين

کسي نيست ؟

رقيبي نيست ؟ خوبه

بريم

! راهب لعنتي - صبر کن بچه -

از جراتت خوشم اومد با بي باکي به من توهين کردي

تو منو دعوت به جنگ کردي

مبارزه با تو ؟ - مگه نميتوني ؟ -

نميتوني ؟ پس چرا اون حرفو زدي ؟

اون فقط يه بچه ـس ببخشيدش

تو کي هستي ؟ - همراهشم -

تو تحريکش کردي ؟ - ! نه فکر خودم بود -

پس تو با من مبارزه ميکني

اگه بخواين ميتونين باهم حمله کنين

خواهش ميکنم - نميخوام ببخشمش -

بجاي اون عذرخواهي ميکنم - ! نه -

اون علنا به من توهين کرد

نميخوام ببخشمش

احمق

آگن احمق

آگن تمومش کن - ! نه -

تمومش کن

تو به هيچ عنوان حريف اون نميشي

اون بي همتاست از شصت مسابقه هيچکدوم رو نباخته

تمومش کن - موساشي ؟ -

اين مبارزه نيست

برنده ـي مسابقه در اينجا ! کشيش آگنِ

خودِ قديميت رو در کشيش آگن ديدم

از کمالت شگفت زده شدم

قدرت بتنهايي يه سامورايي کامل نميسازه

در مواقعي که لازمه بايد قوي باشه

ميخوام قادر باشم که بدون تاسف مبارزه کنم

برخوردهاي من در گذشته پر از اونا بود

دلاوري امتيازات خودش رو داره

رنج کشيدن تورو صيقل ميده

امشب خيلي خوشحالم

تا بحال عاشق شدي ؟

کسي رو ميشناسم که اشتياق زيادي براي تو داره

ميخواي اين شخص رو ببيني ؟

پس کسي رو در قلبت داري

نگران نباش منظورم يه مرد

... اشتياق يه مرد - آره يه مرد -

از طرفي ، اون يه بار هم تورو نديده

اون کيه ؟ - لرد ياگيو -

چي ؟ لرد مربي شوگان ؟

واسه چي نميري به اِدو و ياگيو رو ببيني ؟

نامه از طرف لرد کاراسومارو آوردي ؟ ميبينم

پس اسمت اوتسوئه

نسبتي با موساشي مياموتو داري ؟

آره دارم دنبالش ميگردم

خيلي دير شد

تا امروز صبح اينجا بود - اينجا بود ؟ -

ولي رفت اِدو

وايسا نرو دنبالش

بايد ببينمش - ميدونم که برات مهمه -

شهر اِدو يکي از شلوغ ترين شهرهاي ژاپن شده

مقر سياسي و نظامي شوگان بود

... فرماندهانشان در اينجا از ويلاها براي

استخدام نيروهايشان استفاده مي کنند ...

... سامورايي هاي جاه طلب زيادي براي استخدام شدن

با اميدهاي زيادي به اين شهر بزرگ مي آيند ...

من اُکايام - ! يه لحظه -

چرا سر نيزه رو پوشوندي ؟

لطفا نگران صدمه زدن به من نباش

درش بيار

اطمينانش رو ميبينين ارباب من

حالا که من پوشش رو ورداشتم تو هم از شمشير خودت استفاده کن

نه ، اين انجام ميده - اينطوري نميخوام مبارزه کنم -

چيزي نيست - از شمشير خودت استفاده کن -

من فقط يه ساموراييِ بيکارم

اگه شمشيرم رو بکار ببرم موجب رنجش آقايي و اربابيش ميشه

پر از اعتماد بنفسِ - اوکايا ، بذار هرکاري ميخواد بکنه -

زياده روي کرد

دست پاچه شدم

ملاقات با موفقيت انجام شد ؟

خب ... من نه ميترسم

! چرا ؟ مردي با تواناييه تو - حقيقته -

حريفم زياد قوي نبود بايستي آروم ميبودم

برنده شدي ؟ - آره بردم -

حقيقتش زنده ميمونه ولي به صورت يه آدم فلج

هيچکس ، يکي رو که رعيتش رو فلج کنه استخدام نميکنه

زياده روي کردم - ازش خوشم مياد ، هميشه هدف داري از کارت -

فک کنم هيچ کار اشتباهي نکردم ولي مردم باهام مخالف بودن

واسه چي اينکارو ميکني ؟

حالا که هديه ـت رو پاره کردم بازهم از من خوشت مياد

امروز همون کار رو کردم

بيکار ميمونم

دوسش دارم ، شخصيت سرراستت رو دوس دارم

اُميتسو

با من فرار کن

دوستت دارم - ! خواهش ميکنم -

نميخواي آزاد بشي ؟

منو دوست نداري ؟ اگه داري پس دنبالم بيا

من دارم اِدو رو ترک ميکنم

کجا ميخواي بري ؟

! اينا مرداي جوان امروزن ! مغرور و خودخواه

! مغرور - خواهش ميکنم -

شما که نميدونين چقدر در مورد مسابقه ـي امروز نگران بود

اينو بهت گفت ؟ - نه ، پدر -

... فقط ميتونم احساسش کنم

خيلي درناکه ، اوکايا ؟ - آره هست -

... خوش شانس بودم

... که شمشير ...

نبود

باور کن خيلي متاسفم - من تنها حريف تو نبودم -

فقط از خودم شرمندم نميخوام تورو سرزنش کنم

کار پيدا کردي ؟

مواظب خودت باش

فک ميکردم آدم مغروريه

ولي خوبه اينو نميدونستم

کوجيرو رفت ملاقات اُکايا ؟ - اُکايا بهم گفت قربان -

چي پيشنهاد ميدين قربان ؟ - ... اگه قصدش تسلي دادن اُکايا بود -

پس بايد کسي باشه استخدامش ميکنم

کي بهتره ؟ موساشي يا اون ؟

شنيدم که موساشي يه شمشير زن بيهمتاست - بايد ببينمش -

اونو برام پيدا کنين - و کوجيرو ؟ -

بهش فکر ميکنم

هي بچه ! استادت اين روزا تصويري حکاکي نکرده ؟

از شمشير بازي دست کشيده ؟ اون يه شمشير زنه ؟ - ! به تو ربطي نداره -

نگهبان ؟ اينم مسافرخونست ؟

استاد کي ميخواين مربي شوگان رو ببينين ؟

نميخوام - واقعا ؟ پس نامه اي که راهب بهت داد کجاست ؟

دور انداختمش - نبايد اينکارو ميکردين -

ممکن بود که لرد يوگيو شمارو به شوگان معرفي کنه

تو منو منزجر ميکني - چرا ؟ -

اگه شما در زندگي موفق بشين پس من شدم

جوتارو ، به همين دليله که دنبالم راه افتادي ؟

ولي چرا اينجا موندين ؟

منتظر اون بمونين - منتظر کي ؟ -

اوتسو - ! احمق -

ميدونم که ميخواي ببينيش مطمئنم

حتما . ببين اين صورتشه

خواهش ميکنم

چرا ؟ - نه -

نکن

تو نبايد اينکارو بکني

آره ميخوام ببينمش ولي اون منو نميپذيره

چرا ؟

يه کار شرم آور با اون کردم

چهار به يکه - و اون داره ميبره -

! چه مهارتي - اون کجاست ؟ -

يه يادداشت گذاشت

چهار دانش آموز دانشکده استراتژيک اوبانا

مسئول اين کوجيرو ساساکي از ايساراگوست

... قدرداني ميکنم

از رفتار بامحبتت

بهرحال ، مياموتو جسدهايي که آوردي

ربطي به مدرسه ـي ما ندارن

شنيدم که اونا کشيدن وقتي که بهت تهمت زد

هيچيک از دانش آموزاي ما به اون ضعيفي نيستن

پس منو بخاطر فضولي ببخشين

مياموتو ، من شوگان تدريس ميکنم مال من يه خونواده ـي شريفه

صد دانش آموز من مردان کاملي هستن

ميفهمم ، پس بي ادبيه منو از آوردن جسدها ببخشين

بذارين رد شم

استاد اُبانا گفتن که اينا نميتونن مال من باشن

دلخور نشين - اونارو به ما بدين -

نميدم مرداي مرده خوششون نمياد

خوشبختانه چندتا کاهن ميشناسم بخاک ميسپرمشون

امروز يه درس ياد گرفتم

"در اينجا چهار سامورايي ناشناس قرار گرفته"

پس تويي

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left