पहली 154 पंक्तियाँ।
،هماکنون، مهمانیِ چای هتی
!با حضور میزبان همهفنحریفِ شما: هتی تچ
شبتون بخیر، مردم گاتهام
جرم و جنایت بلای جون این شهر شده و انگار هیچکس دنبال راهحل نیست
تیراندازیهای شبانه و خونوخونریزی داخل گاتهام کاملاً عادی شدن
هیچکدوم از ما امنیت نداریم
کمسیر جیمز گوردون و مأمورهاش
خیابونهامون رو تبدیل به میدان جنگ کردن
دخالتهای یک خلافکار نقابدار که هدف اصلیش ،هنوز برای شهروندان گاتهام نامشخصـه
فقط شرایط رو از چیزی که هست بدتر کرده
در حالی که ما توی خونههامون ،از ترس به خودمون میلرزیم
پلیس گاتهام وقت خودش رو صرف آزار و اذیت یکی از محترمترین کارآفرینان شهر میکنه
اگر پوشش خبری من از محاکمهی ،روپرت تورن رو دنبال کرده باشید
پس حتماً میدونید که پروندهی علیه ایشون به هیچ جایی بند نیست
طبق شایعات، دادستان پیتر میچل یک شاهد غافلگیرکننده پیدا کرده
تا پروندهی پوشالیش رو محکمتر کنه
ولی الکی نیست که به من میگن مد هترِ اخبار
من اسم این شاهد رو براتون پیدا کردم، عزیزانم
حالا هممون میتونیم این هفته که حسابدار تورن، جولیان گرگوری، رو
،برای شهادت به گاتهام میارن اظهارات حیرتانگیزش رو بشنویم
عدهای از همکاران آقای گرگوری به ایشون لقب «مرد تقویمی» رو دادن
،چون وقتی پای تاریخ و زمان وسط باشه ایشون حافظهی فوقالعادهای دارن
...این یعنی کاملاً روزی رو یادشون میاد که
مشکلی هست، آقای تورن؟
آره. یه تلویزیون جدید لازم دارم
جولیان گرگوری هم باید بمیره
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« زیرنویس از آریـن » ::. Cardinal .::
« قسمت اول » « زور خالی »
مطمئنید از فرودگاه بینالمللی گاتهام نمیارنش؟
دفتر دادستان گرگوری رو سوار یه هواپیمای مسافربری نمیکنه
گوردون از یکی از فرودگاههای کوچیکتر میاردش
،فکر کنم اگه از کمیسر بپرسید
جای این حسابدار رو بهتون میگن
.من با پلیس همکاری میکنم، پنیورث .این دلیل نمیشه از خودشون باشم
ولی به خاطر رابطهی حرفهایتون ،با باربارا گوردون
پدرش باید بیشتر بهتون اعتماد کنن
،شاید اهداف مشترکی داشته باشیم ولی روشهامون کاملاً متفاوتـه
فرودگاه مولداف کاملاً برای کاری که کمسیر میخوان مناسبـه
باندِ برنلی کانتی هم همینطور
نظرتون چیـه هر کدوم یکی رو بررسی کنیم؟
نه. به پیشنهادت گوش میکنم
آها. پدر یا دختر؟
باربارا
،قربان، اگه واقعاً هنوز اعتماد کمسیر رو جلب نکردید
ممکنـه از حضور شما خوشش نیاد
،شاید سرزده برم ولی دلیل نمیشه انتظارم رو نداشته باشه
مهمونتون اومدن، آقای تورن
بگیر بشین
خیلی چیزا شنیدم که به مذاقم خوش نمیاد، اِدی
دربارهی نحوهی مدیریت کسب و کارم
مدیریت افتضاح جنابعالی
!تقصیر اون بتمن لامصبـه
...هر بار دست به کاری میزنیم - مشکل اصلیم اون روانی نیست -
اگه گفتی کیـه، اِدی؟
حسابداره
احسنت، ادی
اگه تا فردا از جهان هستی ساقط بشه دیگه نور علی نور میشه
خودم پیداش میکنم
حتی اگه مجبور بشم کلِ گاتهام رو زیر و رو کنم
من میدونم کجاست - پس توی پلیس گاتهام نفوذی دارید -
.باید به داراییها و مهرههات تنوع بدی، اِدی .اینطوری دست و بالت همیشه بازه
باز. آره...یادم میمونه
میدونی که اصلاً انصاف نیست
،تو یه گلوله خرج دنت کردی اونوقت من تنزل درجه گرفتم
.آروم باش. دوباره کارآگاه میشی، رفیق .دارم روش کار میکنم
.چند هفتهست که همش همینو میگی .دیگه صبرم لبریز شده
.فقط من نیستم که اسرار مخفی داره، فلس ...اگه دوباره
هی. به خیال خودت کجا میای؟ - برو کنار، آبجی -
این جلسه فقط برای کارآگاههاست، سرکار
نه افسرهای ردهپایین
فلس؟ - شرمنده، خیکی. سلسله مراتب و این حرفا -
.هتی تچ رو اعصاب هست، ولی حق با اونـه .پروندهی دادستان اصلاً محکم نیست
جولیان گرگوری آخرین فرصت خوبمون برای محکوم کردن تورنـه
باید از گرگوری حفاظت کنیم و به هیچ وجه نذاریم جزئیات پرونده درز پیدا کنن
قانونی نیست که تورن نشکونده باشه
چطوری کل پرونده لنگ یه شاهده؟
تورن همونقدر که خلافکاره، پولدار هم هست
،این یعنی محکوم کردنش سختتره ولی باید موفق بشیم
.حفاظت از این شهر کار ماست .نه کس دیگه
آره، تو و اون رفیق خفاشیات - چیزی گفتی، فلس؟ -
.خیر، قربان. مفهومـه، قربان .از شهر حفاظت میکنیم
!یه مشت بیخاصیت !تکتکتون بیخاصیت تشریف دارید
من چی، اِدی؟ من هم بیخاصیتم؟
الان نه، عزیزم. مشغول کارم
اَه! رشتهی کلام از دستم رفت
داشتی بهشون میگفتی چقدر بیخاصیتن
.آره، آره، آره، راست میگی !بیخاصیتید
!تکتکتون
مافیای تورن؟ «باید اسممون رو بذارن کودنهای «کیاستون
امشب دیگه آخرشـه
امشب باید نشونم بدید که !جنمِ این کار رو دارید
!نشونم بدید اصل جنس هستید
منظور از اصل جنس چیـه؟ - عین این حلقه دیگه -
اِدی برام خریده. کاملاً اصلـه - !خفه شو -
ما این شهر رو میگردونیم، خب؟
.ما میگردونیمش .افسارش رو هم ول نمیکنیم
مهم نیست اون حسابدار زپرتی ...توی دادگاه چی جیغجیغ کنه، عین یه
خوک! موش؟
امشب جیغجیغی به درک واصل میشه. افتاد؟
نه اشتباهی میکنید. نه بهونهای میارید
به درک
گوردون هستم - باربارا -
.عه، سلام. بذار حدس بزنم .مشاورهی حقوقی میخوای
اطلاعات میخوام
فرودگاه مولداف یا باند برنلی کانتی؟
پدرت حسابداره رو کجا فرود میاره؟
باشه. میدونستم
متأسفانه پدرم اطلاعات پروندهها رو به من نمیگه
.اون در خطره، باربارا .مخفی کردن اطلاعات کمکی بهش نمیکنه
خیلیخب. باشه. گمونم قبلاً ...از مولداف استفاده کرده. ولی
سخنرانی خوبی بود - ممنون -
اسمی از بتمن نیاوردی
بتمن متحد ماست
قدردان زحماتش هستم، ولی برای انجام وظیفهی پلیس روش حساب باز نمیکنم
اهل شونه خالیکردن نیستم
من هم همینطور - میدونم. روی این ویژگیت حساب کردم -
آها! آها! این رو گوش کن
وجه اشتراک جیمز پوک و وارن جی هاردینگ چیـه؟
چه بدونم. جفتشون رئیسجمهور بودن؟ - !تاریخ تولدشون یکیـه! دوم نوامبر! اسکورپیو -
خیلی جالبـه
!بمیر، جیغجیغی! بمیر
یالا، اِدی. بیا از اینجا بریم
!ولم کن، خلوضع
...من که کاری
.اِدی، لازم نبود بکُشیش .محال بود جیمی لومون بده
اینطوریـه که اسرار برملا نمیشن، دِز
...آره، درستـه، ولی وقتی آقای تورن بفهمه
،ولی تورن قرار نیست بفهمه
،چون قبل اینکه کسی بهش بگه اون حسابدار رو میفرستیم سینهی قبرستون، خب؟
باشه. باشه. فقط سؤالم اینـه که نقشهات چیـه، اِدی؟
نگران نباش
یه آشنایی دارم
بابا گفتش حسابداره رو نجات دادی
حالا باید بفهمم پدرت اون رو کجا نگه داشته
یا میتونی بهش زنگ بزنی و از خودش بپرسی
نمیتونه بدون به خطر انداختن خودش این اطلاعات رو بهم بده
ولی من میتونم؟ معلومـه که میتونم
.من باربارا گوردونم، وکیل مدافع عمومی .همیشه در خطرم
الان حفاظت از جولیان گرگوری تنها اولویتـه
نمیدونم اون کجاست
میتونی بفهمی - شاید -
اگه از خطوط قرمزی رد بشم که نمیخوام
من جاسوسی پدرم رو نمیکنم
میتونی به من اطمینان کنی - دارم -
.اطمینان دارم که خودت پیداش میکنی .بدون کمک من
.میدونی چرا آوردمت اینجا .باید حقیقت رو بفهمم
قربان؟
تورن زمان و محل فرود گرگوری رو میدونست
،اگه یه جاسوس توی این اداره داشته باشیم تو باید پیداش کنی
،قربان، اگه توی این اداره جاسوسی باشه ...جفتمون میدونیم که
فکر کردم میخواید من رو ببینید، کمیسر
ولی اگه دارید مانتویا رو ...نصیحت میکنید، میتونم بعداً
کارآگاه مانتویا همکار جدیدتـه، فلس
No comments yet. Be the first to leave one.