Under Salt Marsh

Under Salt Marsh

Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

सीज़न 1

रिलीज़ जानकारी

Under Salt Marsh S01E05 1080p WEB h264-ETHEL
टिप्पणी द्वारा amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

टैग

webdl
प्रकाशित: 2026-02-20
डाउनलोड: 69
श्रवण बाधित: No
FPS: 23.976

Farsi Persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

‫پسماندهای بیشتری داره وارد مورفا می‌شه.

‫نسا تامان. خفه شده بود.

‫و اونم با روشی که بی‌شباهت به مورد کفین نبود.

‫ببین، من که بهت اعتراف کردم.

‫تو نسا تامان رو به قتل نرسوندی. داشتی وقت تخمیم رو تلف می‌کردی.

‫از این اتاق کیری گمشو بیرون!

‫یه مو روی جسد کفین هیل پیدا شده که دی‌ان‌ای اون با تو مطابقت داره.

‫دیلن. دیلن ریس.

‫پدرش اونه.

‫بول، داری چیکار می‌کنی؟

‫داری چه غلطی می‌کنی؟ ما اصلاً چیزی به اسم حرف غیررسمی نداریم.

‫گذرگاه بسته شده. هیچ‌کس نه می‌تونه بره، نه بیاد.

‫این طوفان اصلاً کاری به تو و تحقیقاتت نداره.

‫زود بیاین! بجنبین.

‫بکشینش بیرون!

‫نبض نداره.

‫آگوست.

‫یالا، بلندش کنیم.

‫آماده‌این؟ سه، دو، یک.

‫هیچ نشونه مشخصی از ضربه و جراحت نیست. ممکنه غرق شده باشه.

‫اما بدون بررسی‌های بیشتر،

‫نمی‌تونم با اطمینان بگم چی باعث مرگش شده.

‫باشه. ممنون، دکتر تامان.

‫شما سه تا مراقب خودتون باشین، باشه؟

‫پس آگوست آنتونوف بهمون هشدار داده بود ‫که پسماندهای بیشتری داره وارد مورفا می‌شه.

‫و الانم که مرده. به نظرت می‌تونه خودکشی باشه؟

‫نه. اون آماده بود که حرف بزنه. ممکنه کشته شده باشه؟

‫خب، آره، با توجه به اینکه مبالغ هنگفتی برای سکوتش بهش پرداخت شده بود،

‫می‌تونم بگم احتمالش زیاده، آره.

‫اگه می‌دونست پسماندها هنوز دارن میان تو مورفا،

‫پس می‌دونست کجا دارن برده می‌شن. خب، آره.

‫پس یا بهش پول می‌دادن که در این مورد خفه خون بگیره، یا...

‫...یا اینکه قضیه نسا رو می‌دونسته.

‫باید بفهمیم کدوم کصکشی داشته بهش پول می‌داده،

‫پسماندهای جدید دارن کجا می‌رن و چه کسی از این قضیه خبر داره.

‫منظورم اینه که الان سه تا جسد رو دستمون مونده. یعنی کار یه قاتله؟

‫خب، ما می‌دونیم که هر دو بچه با یه روش مشابه خفه شدن...

‫...و با یه اندازه دست مشابه.

‫الیس.

‫الیس. ‫بله؟

‫باید تمرکزمون رو بذاریم روی پیدا کردن اون یکی محل دفع پسماند...

‫قبل از اینکه طوفان فردا شب همه‌چیز رو با خودش بشوره و ببره.

‫کمتر از بیست و چهار ساعت وقت داریم، ‫پس اول از همه می‌ریم کاروانش رو می‌گردیم.

‫باشه. خب، می‌خوای من چیکار کنم؟

‫هیچ‌کار.

‫فکر کنم به نفع همه باشه که تو اصلاً قاطی این قضیه نشی.

SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی توسط

✦ @ LuminoxSub | Amir Luminox ترجمه از ✦

« زیـــرِ مـــردابِ نـــمـــک »

‫اوشن؟

‫جکی الیس.

‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟ من فقط اِمم...

‫فقط می‌خواستم ببینم...

‫...در مورد اون مردی که تو آب پیدا کردین.

‫اون...؟ نه.

‫خیلی غم‌انگیزه.

‫و حالا با این طوفانی که تو راهه، آدم‌های بیشتری ازمون می‌میرن.

‫اگه مردم فقط به حرفم گوش می‌دادن، الان تو این بدبختی گیر نیفتاده بودیم.

‫- سال‌هاست که از مردم این شهر می‌خوام به هشدارهام توجه کنن! ‫- ولی تو که ازشون نخواستی، مگه نه؟

‫تو تو خیابون‌ها سرشون داد می‌زدی.

‫دم در مدرسه یقه بچه‌ها رو می‌گرفتی.

‫من سعی کردم از اون پسره عذرخواهی کنم.

‫قصدم این نبود که بترسونمش، - جکی. - می‌دونم.

‫می‌دونم قصدت این نبود.

‫تا تو مسیر برگشت باهام میای؟ بیا بریم.

‫آره.

‫ببین، موج طوفان همین الانش هم به سه متر رسیده،

‫و تا امشب ممکنه دو برابر بشه - تو اینجا جات امن نیست.

‫من عمراً برم خونه خانواده بوان.

‫کریس، خواهش می‌کنم یکم عاقلانه فکر کن.

‫من کاملاً دارم عاقلانه فکر می‌کنم.

‫من تو اون مزرعه و پیش اون آدما پناه نمی‌گیرم.

‫خب، حداقل باید بری محل تجمع اضطراری، کریس. باشه؟

‫اوه، دیگه تو یکی شروع نکن. کریس!

‫نه - تو جنگل امن نیست.

‫گرت. - چیه؟ - من فقط اِمم...

‫...می‌خواستم ببینم می‌تونم ازت عذرخواهی کنم؟

‫می‌دونی، فقط به خاطر رفتار اون شبم.

‫هیچ ایده‌ای ندارم. می‌تونی؟

‫می‌دونی اریک، تو انگار یه سری چیزای اولیه اصلاً تو وجودت نیست. واقعاً میگم.

‫ببین. می‌دونم دنبال یه جور برقراری ارتباط با منی.

‫ولی من قرار نیست وارد این...

‫...حالا هر کوفتی که هست بشم.

‫برو تکلیف خودت رو روشن کن.

‫...داره با سرعت پیش میاد،

‫و امروز بعدازظهر به شمال ولز می‌رسه و با خودش...

‫جکی الیس از کجا جزئیات پرونده ما رو می‌دونه؟

‫این مشکل تو نیست. ‫اونا پرونده‌های محرمانه‌ان. ‫مشکل تو نیست، هست؟ هان؟

‫...این طوفان قدرتمند نزدیک می‌شه، سرعت وزش باد داره به شدت بالا می‌ره،

‫و همون‌طور که طوفان الک به سمت شرق بریتانیا حرکت می‌کنه،

‫شدیدترین مرکز وزش باد در جنوب اون خواهد بود... بول، اون چیه؟

‫می‌تونیم به وضوح ببینیم که اون بادها دارن شدت...

‫فکر کنم کانکس‌ها باشن. پس پاتو بذار رو گاز.

‫...به‌ویژه در مناطقی که احتمال وقوع شدیدترین بادها در اونجا بیشتره.

‫هوی!

‫برین عقب!

‫کسی داخل هست؟ نه!

‫اوشن.

‫باید باهات حرف بزنم.

‫بریم داخل؟

‫فقط واسه چند دقیقه.

‫بشین.

‫باید یه چیزی ازت بپرسم.

‫خب، دیشب بهم گفتی که سعی کردی بری از کفین عذرخواهی کنی...

‫بعد از اون اتفاقی که تو مدرسه افتاد.

‫ولی تو و خواهرت، جفتتون به پلیس گفتین...

‫که بعد از مدرسه مستقیم رفتین خونه -

‫که بقیه اون بعدازظهر رو تو «شیپ» بودین.

‫و از اونجا هم بیرون نرفتین. پس... اوشن.

‫رفتی که سعی کنی ازش عذرخواهی کنی یا نه؟

‫من کار خلافی نکردم، جکی.

‫پس چیکار کردی؟

‫قصدم این نبود که بترسونمش.

‫پس این کارو کردی؟ تو از «شیپ» رفتی بیرون.

‫رفتی دنبالش بگردی؟

‫داره دوباره همون بساط تکرار می‌شه، مگه نه؟

‫مردم بازم پیش خودشون فکر می‌کنند که اوشنِ دیوونه یه گندی بالا آورده.

‫دقیقاً برای همینه که باید بهم بگی چی شده.

‫آخه انتظار داری مردم چه فکری بکنند، اونم بعد از اون کاری که...

‫...تو مدرسه باهاش کردی و همون شبم جسدش پیدا شده؟

‫بعدش هم که تو و خواهرت در مورد اینکه کجا بودین به پلیس دروغ می‌گین.

‫اصلاً اوضاع خوبی نیست، مگه نه اوشن؟

‫ببین، من دارم سعی می‌کنم بفهمم چه ‫بلایی سر اون بچه اومده، و تو می‌تونی کمکم کنی.

‫خواهش می‌کنم.

‫به‌خاطر نسا.

‫باشه.

‫من تعقیبش کردم...

‫...بعد از اینکه از مدرسه اومد بیرون.

‫تا کجا؟

‫من هیچ کار اشتباهی نکردم جکی، بهت قول می‌دم.

‫سعی کردم ازش عذرخواهی کنم، ‫ولی اونا اصلاً نمی‌خواستن به حرفم گوش بدن.

‫اونا؟ اونا دیگه کی‌ان؟

‫اون و دوست کوچولوش.

‫تا چششون به من افتاد فرار کردن، خب؟

‫قیافه دوستش چه شکلی بود؟

‫نمی‌دونم.

‫ریزنقش، مو مشکی.

‫فکر کنم یه کم شبیه کفین بود.

‫جیمز ریس؟ جیمز بود؟

‫اگه‌... اگه اسمش اینه.

‫پس جیمز و کفین با هم بودن؟ مطمئنی؟

‫کجا بودن؟

‫اوشن؟

‫داشتن تو مسیر راه می‌رفتن...

‫...نه چندان دور از همون جایی که تو کفین رو پیدا کردی.

‫بعدش چی شد؟

‫بعدش من رفتم خونه.

‫متاسفم. ‫طوری نیست.

‫ممنون، اوشن.

‫جیمی، داری می‌ری سمت محل تجمع؟ منم می‌رسونی؟

‫آره، آره. سوار شو.

‫اوشن. بپر بیرون، یالا. بجنب.

‫من باید مغازه رو ببندم، رفیق.

‫ممنون.

‫...به سمت شرق و سراسر ایرلند پیشروی می‌کنه،

‫و قراره امشب به شمال ولز برسه.

‫وزش باد در امتداد شبه جزیره لین ‫و انگلسی در شدیدترین حالت خودش خواهد بود،

‫و تندبادها در برخی مناطق به بیش از ۱۰۰ مایل در ساعت می‌رسن.

‫یک هشدار قرمز هواشناسی...

‫ویکتور، چیزی دیدی؟

‫چیزی شنیدی؟

‫هیچی.

‫ولی امکان نداره یه حادثه باشه.

‫کسی اونجا نبود.

‫به خانواده آگوست چی بگم؟ به دخترش، به زنش؟

‫مگه همین الانش... اوضاع به اندازه کافی خراب نیست؟

‫اینو ببین - زمین تازه کنده شده.

‫اون چیه؟ ‫این جوابیه شورای شهره.

‫اون در مورد محل دفن زباله بهشون ‫گفته بود و داشت سعی می‌کرد قضیه رو لو بده.

‫بفرما، نگاه کن.

‫آگوست حتماً می‌دونسته که نسا تو معدن دفن شده.

‫اون چیز کار می‌کنه؟

‫آره.

‫فقط ۲۴ ساعت رو ضبط می‌کنه.

‫گرفتمش چون آگوست داشت خیلی پارانوئید می‌شد.

‫پارانوئید نسبت به چی؟ ‫سرعتش رو کم کن. وایسا.

‫این ند بوانه.

‫با آگوست چیکار داره؟

‫دوباره سرعتش رو ببر بالا. برمی‌گرده؟

‫کاروان رو آتیش می‌زنه؟

‫اونجا. الان. بفرما.

‫این ند نیست، مگه نه؟ اونقدری قدبلند نیست که از خانواده بوان باشه.

‫اون کیه؟

‫باید آمار دیلن ریس رو بگیریم که کجاست.

‫نه. تو این مقطع، ند بوان بهترین سرنخ ماست.

‫باشه؟

‫ویکتور، آگوست در مورد اینکه نسبت ‫به شخص خاصی پارانوئید شده باشه حرفی نزد؟

‫اون نگران همه چی بود.

‫من واقعاً فکر نمی‌کردم قضیه جدی باشه.

‫شاید فقط مضطرب بود، اما...

‫...انگار من اشتباه می‌کردم.

‫به میلیون‌ها نفر توصیه شده تو خونه‌هاشون بمونن،

‫چون ساکنین و نیروهای امدادی دارن خودشون رو آماده می‌کنن...

‫برای طوفانی که ممکنه بدترین طوفان - تو ۵۰ سال اخیر باشه. - یا خدا.

‫این بالا جامون امنه؟ ‫آخرین اخبار رو از خبرنگارامون در سراسر کشور به اطلاعتون می‌رسونیم.

‫فکر می‌کنی داره چه اتفاقی میفته؟

‫فکر می‌کنی کل شهر دارن میان این بالا؟

‫سر عقل میان. اون جنگل یه تله مرگه.

‫اونا نمیان، بابا.

‫ترجیح می‌دن خطر طوفان رو به جون بخرن تا اینکه بیان پیش ما پناه بگیرن.

Under Salt Marsh subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Under Salt Marsh

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left